انتقاد بزرگ به سرمربی پرسپولیس
اوسمار کنترل بحران بلد نیست!
پرسپولیس در هفتههای اخیر شرایط خوبی نداشته و نتایج این تیم به شکل عجیبی افت کرده است. تیمی که در نیمفصل اول با وجود شروعی ضعیف در پایان هفته پانزدهم به رقابت برای قهرمانی برگشت و با رتبه دومی و در حداقل اختلاف با صدر نیمه ابتدایی مسابقات را به پایان رساند حالا در رتبه پنجم جدول قرار دارد و بیم این میرود که یک رده دیگر نیز در جدول سقوط کند.
در عین حال با پیروزی سپاهان و استقلال در بازیهایشان اختلاف با این دو تیم بیشتر شده و میتواند بیشتر از اینها شود.
پرسپولیس در سه هفته اخیر سه باخت متوالی داشته که در تاریخ لیگ برتر طی حداقل ده سال اخیر بیسابقه بوده است. پرسپولیس همواره شرایط و چهارچوبی داشته که بعد از هر باخت یا دورانی بحرانی با انتقادهای هواداران و پیشکسوتان و البته تجربه بازیکنانش و کادر فنی بر بحران فائق میآمد و دوباره در مسیر درست قرار میگرفت اما این بار چنین اتفاقی رخ نداده و شرایط همچنان وخیم و غیر قابل کنترل است.
انتظار میرفت برخی بازیکنان باتجربه و کاپیتانهای پرسپولیس بعد از تداوم ناکامیها با در نظر گرفتن شرایط رقابت در جدول و تنها جامی که برای این تیم باقی مانده کمک کنند تا تیم دوباره در مسیر موفقیت قرار بگیرد اما برخی از آنها خودشان وارد حواشی شده و هیچ کمکی به خروج از بحران نکردهاند. در عین حال یک تصمیم مدیریتی پر سر و صدا به تداوم این بحران و حتی درگیر شدن با ابعادی دیگر از مشکلات و حواشی دامن زده و با وجود تأکید مدیران باشگاه با واکنش تندی از سوی اوسمار مواجه شده است.
غیر از اینها یک انتقاد بزرگ به شخص اوسمار ویرا هم وارد است. انتقادی که البته فنی نیست و به تغییرات حین بازی یا چیدمان ترکیب از سوی او ربطی ندارد. اوسمار مسئول فنی تیم است و معمولاً مربیان خارجی خودشان را به مسائل فنی از تمرین و آمادهسازی تیم گرفته تا کوچینگ و ریکاوری محدود میکنند اما به هر حال نقش سرمربی در جایی فراتر از اینها را هم در برمیگیرد. سرمربی وظیفه دارد کنترل رختکن را به دست بگیرد و ضمن ارتباط دوستانه با بازیکنان یا مدل مربی – شاگردی شرایطی ایجاد کند که بازیکنان از آنها حرفشنوی داشته باشند.
اوسمار هم مربی با دیسیپلینی است و این مسأله را چه در مقطع اول حضورش در جمع سرخها چه وقتی دوباره به سمت سرمربیگری پرسپولیس رسید ثابت کرده است. او مربی منظمی است و از این نظر بیشتر به مربیان اروپایی شباهت دارد تا یک برزیلی. او در همین ماجرای جریمه 20 درصدی کل اعضای تیم که از نظر سرمربی باعث شد دیوار اعتماد بین باشگاه و تیم فرو بریزد خیلی سفت و محکم ایستاد و حرفش را زد بدون اینکه ترسی از مقابله با مدیریت باشگاه داشته باشد. در چنین مواردی بعضاً مربیان خارجی که کاراکتر ترسو یا محافظهکاری داشته باشند خودشان را کنار میکشند و پشت بازیکنان و زیرمجموعه خود در نمیآیند اما اوسمار با وجود تأکید مدیران باشگاه بر رفع سوءتفاهم حرفهایش را زد.
با وجود این، سؤال بزرگ اینجاست که نقش خود اوسمار در حل این بحران چیست؟ آیا او تنها باید با طرح مشکلات و اشتباهات مدیریتی مدیران باشگاه شرایط را وخیمتر کند؟ آیا او برای حل این مشکلات و در دست گرفتن کنترل و یکدست کردن رختکن نباید کار خاصی انجام بدهد؟ آیا نباید با کاپیتانها و اعضای تیم جلساتی داشته باشد و با بازگو کردن شرایط وخیمی که تیم در آن قرار گرفته برای همدلی و اتحاد بازیکنان تلاشی داشته باشد؟ آیا خودش نباید پیشقدم شود تا با مدیریت باشگاه برای حل معضلی که منجر به بیاعتمادی بین طرفین شده گامی بردارد؟
به نظر میرسد اوسمار که در فوتبال ایران و طی دوران سرمربیگریاش هیچ گاه شرایط بحرانی را تجربه نکرده بود حالا در اولین مقطع دشواری که در آن قرار گرفته نشان داده مدیریت بحران را بلد نیست یا حداقل اینکه تلاشی برای آن نمیکند. این نکتهای است که از برخی مصاحبههای پیشکسوتان پرسپولیس نیز دریافت میشود و به عنوان یک انتقاد از اوسمار مطرح شده تا این نکته را به ذهن بیاورد که شاید اگر یک مربی ایرانی با تجربه در این موقعیت هدایت سرخها را در دست داشت با کنترل اوضاع قدم بزرگی در بازگشت تیم از این طوفان ویرانگر برمیداشت.
انتهای پیام/
در عین حال با پیروزی سپاهان و استقلال در بازیهایشان اختلاف با این دو تیم بیشتر شده و میتواند بیشتر از اینها شود.
پرسپولیس در سه هفته اخیر سه باخت متوالی داشته که در تاریخ لیگ برتر طی حداقل ده سال اخیر بیسابقه بوده است. پرسپولیس همواره شرایط و چهارچوبی داشته که بعد از هر باخت یا دورانی بحرانی با انتقادهای هواداران و پیشکسوتان و البته تجربه بازیکنانش و کادر فنی بر بحران فائق میآمد و دوباره در مسیر درست قرار میگرفت اما این بار چنین اتفاقی رخ نداده و شرایط همچنان وخیم و غیر قابل کنترل است.
انتظار میرفت برخی بازیکنان باتجربه و کاپیتانهای پرسپولیس بعد از تداوم ناکامیها با در نظر گرفتن شرایط رقابت در جدول و تنها جامی که برای این تیم باقی مانده کمک کنند تا تیم دوباره در مسیر موفقیت قرار بگیرد اما برخی از آنها خودشان وارد حواشی شده و هیچ کمکی به خروج از بحران نکردهاند. در عین حال یک تصمیم مدیریتی پر سر و صدا به تداوم این بحران و حتی درگیر شدن با ابعادی دیگر از مشکلات و حواشی دامن زده و با وجود تأکید مدیران باشگاه با واکنش تندی از سوی اوسمار مواجه شده است.
غیر از اینها یک انتقاد بزرگ به شخص اوسمار ویرا هم وارد است. انتقادی که البته فنی نیست و به تغییرات حین بازی یا چیدمان ترکیب از سوی او ربطی ندارد. اوسمار مسئول فنی تیم است و معمولاً مربیان خارجی خودشان را به مسائل فنی از تمرین و آمادهسازی تیم گرفته تا کوچینگ و ریکاوری محدود میکنند اما به هر حال نقش سرمربی در جایی فراتر از اینها را هم در برمیگیرد. سرمربی وظیفه دارد کنترل رختکن را به دست بگیرد و ضمن ارتباط دوستانه با بازیکنان یا مدل مربی – شاگردی شرایطی ایجاد کند که بازیکنان از آنها حرفشنوی داشته باشند.
اوسمار هم مربی با دیسیپلینی است و این مسأله را چه در مقطع اول حضورش در جمع سرخها چه وقتی دوباره به سمت سرمربیگری پرسپولیس رسید ثابت کرده است. او مربی منظمی است و از این نظر بیشتر به مربیان اروپایی شباهت دارد تا یک برزیلی. او در همین ماجرای جریمه 20 درصدی کل اعضای تیم که از نظر سرمربی باعث شد دیوار اعتماد بین باشگاه و تیم فرو بریزد خیلی سفت و محکم ایستاد و حرفش را زد بدون اینکه ترسی از مقابله با مدیریت باشگاه داشته باشد. در چنین مواردی بعضاً مربیان خارجی که کاراکتر ترسو یا محافظهکاری داشته باشند خودشان را کنار میکشند و پشت بازیکنان و زیرمجموعه خود در نمیآیند اما اوسمار با وجود تأکید مدیران باشگاه بر رفع سوءتفاهم حرفهایش را زد.
با وجود این، سؤال بزرگ اینجاست که نقش خود اوسمار در حل این بحران چیست؟ آیا او تنها باید با طرح مشکلات و اشتباهات مدیریتی مدیران باشگاه شرایط را وخیمتر کند؟ آیا او برای حل این مشکلات و در دست گرفتن کنترل و یکدست کردن رختکن نباید کار خاصی انجام بدهد؟ آیا نباید با کاپیتانها و اعضای تیم جلساتی داشته باشد و با بازگو کردن شرایط وخیمی که تیم در آن قرار گرفته برای همدلی و اتحاد بازیکنان تلاشی داشته باشد؟ آیا خودش نباید پیشقدم شود تا با مدیریت باشگاه برای حل معضلی که منجر به بیاعتمادی بین طرفین شده گامی بردارد؟
به نظر میرسد اوسمار که در فوتبال ایران و طی دوران سرمربیگریاش هیچ گاه شرایط بحرانی را تجربه نکرده بود حالا در اولین مقطع دشواری که در آن قرار گرفته نشان داده مدیریت بحران را بلد نیست یا حداقل اینکه تلاشی برای آن نمیکند. این نکتهای است که از برخی مصاحبههای پیشکسوتان پرسپولیس نیز دریافت میشود و به عنوان یک انتقاد از اوسمار مطرح شده تا این نکته را به ذهن بیاورد که شاید اگر یک مربی ایرانی با تجربه در این موقعیت هدایت سرخها را در دست داشت با کنترل اوضاع قدم بزرگی در بازگشت تیم از این طوفان ویرانگر برمیداشت.
انتهای پیام/