string(63) "{"title":"","caption":"","location":["35.685745","51.4209478"]}"

اخبار

28012
«روح آزادی» هرگز نمی‌میرد

فراتر از یک تخریب؛ جنایت جنگی علیه تاریخ ورزش یک ملت

«روح آزادی» هرگز نمی‌میرد

 

برخی بناها فراتر از سیمان، آهن و آجر هستند؛ آنها بخشی از شناسنامه یک ملت و گنجینه‌‌ای از حافظه جمعی یک سرزمین‌اند. 

ورزشگاه ۱۲ هزار نفری آزادی، که دهه‌‌ها چون نگینی در قلب مجموعه ورزشی بزرگ آزادی تهران می‌درخشید، به دست جنایتکاران و متجاوزان امریکایی صهیونی از بین رفت.

اینجا تنها یک استادیوم ورزشی برای رقابت نبود؛ این تالار، «معبدِ فریادهای ایران ایــران» بود. جایی که زیر سقفِ بلند و نقره‌ای‌فامش، نبض یک ملت با هر ضربه توپ و هر فنِ کشتی، به شماره می‌افتاد. حالا که صحبت از ویرانی این سازه باشکوه است، گویی آواری از خاطره بر سرِ غرور ملی ما سنگینی می‌کند.

ورزشگاه ۱۲ هزار نفری، که در سال ۱۳۵۳ برای بازی‌های آسیایی تهران افتتاح شد، با آن معماری مدرن و دایره‌ای شکلش، نمادی از ورود ایران به عصر نوین ورزش جهان بود. اما آن‌چه به این بنا هویت می‌بخشید، نه معماری آن، بلکه اتمسفرِ بی‌نظیری بود که در هیچ کجای دنیا تکرار نمی‌شد. 

اینجا، خانه کشتی بود. کیست که طنین فریادهای «یاعلی مدد» و نجوای نفسگیر تماشاگران را در رقابت‌های جام جهانی کشتی فراموش کند؟ این تشک‌ها، شاهد عرق‌ریزان پهلوانانی بودند که برای برافراشتن پرچم سه رنگ ایران، بند بندِ وجودشان را در طبق اخلاص می‌گذاشتند. 

«۱۲ هزار نفری» همواره پناهگاه امنِ گوش‌شکسته‌هایی بود که با دعای خیر مردم، حریفان جهانی را به زانو در می‌آوردند.

کمی که جلوتر بیاییم، خاطراتِ «غول‌کشی» والیبال ایران در همین سالن زنده می‌شود. شب‌هایی را به یاد بیاورید که لیگ جهانی والیبال، تهران را به کانون توجه دنیای توپ و تور تبدیل کرده بود. برزیل، ایتالیا و امریکا، همگی در برابرِ لرزه دیوارهای ۱۲ هزار نفری و موج‌های خروشانِ هواداران ایرانی، تسلیم شدند. آنجا که صدای شیپورها و فریادهای یکپارچه، اتمسفری ساخته بود که حتی بزرگترین ستاره‌های جهان را مبهوت می‌کرد. ۱۲ هزار نفری، جایی بود که والیبال ما از سطح آسیا فراتر رفت و به آسمانِ جهان چنگ زد.

فوتسال و بسیاری از رشته‌های ورزشی دیگر نیز در این میعادگاه رقابتی، ورزشگاه 12 هزار نفری آزادی، شب‌های خاطره انگیزی را به خود دیدند.

این سالن، تنها متعلق به ورزش نبود؛ این فضا بخشی از زیستِ فرهنگی ما بود. کنسرت‌های تاریخی، همایش‌های ملی و لحظاتِ نابی از همبستگی در این مکان رقم خورد. هر گوشه از سکوهای آن، جای پای پدری است که دست فرزندش را گرفته بود تا اولین درس میهن‌‌پرستی را در میانه یک مسابقه ملی به او بیاموزد. هر ستون این ورزشگاه، پژواک گریه‌‌های شوق و لبخندهای غرورآفرینی است که در تاریخ این مرز و بوم ثبت شده است.

 تصورِ نبودن سقفِ باوقار ۱۲ هزار نفری، شبیه به تماشای آلبومی است که صفحاتِ درخشانش سوخته باشد. 

حتی اگر آوارها پاک شوند و روزی سازه‌ای دیگر بر این خاک بنا شود، اما «روح آزادی» در لایه‌های این زمین باقی خواهد ماند. 

۱۲ هزار نفری، تنها یک ساختمان نبود؛ یک «احساس» بود. احساس ایرانی بودن، احساس برتری و احساس همدلی. 

هرچند امروز با قلبی آکنده از حسرت به جای خالی آن می‌نگریم، اما خاطراتِ آن قهرمانی‌ها، آن سکوهای لرزان از هیجان و آن پرچم‌های در اهتزاز، هرگز تخریب نخواهند شد.

 این ورزشگاه در تاریخِ شفاهی مردم ایران، تا ابد زنده و پابرجا خواهد ماند؛ چرا که رویاهای یک ملت، زیر هیچ آواری دفن نمی‌شوند. همانطور که این حجم از وحشیگری دشمن جنایتکار که به مدرسه دخترانه پر از دانش‌آموز و بیمارستان پر از بیمار نیز رحم نکرده، از حافظه تاریخی مردم ایران و سراسر جهان پاک نمی‌شود و از بین نمی‌رود. 


انتهای پیام/
دیدگاه ها
آخرین‌های اخبار