ابقای قلعهنویی تا جام ملتها؛ تعارف یا موضع رسمی؟
مدیریت تیم ملی ملاک است، نتایج جام جهانی نه!
امیر قلعهنویی در برنامه دوشنبه شب هفته گذشته فوتبال برتر اعلام کرد نیمکت تیم ملی را بعد از جام جهانی تحویل خواهد داد و انگار تمایلی برای هدایت تیم ملی در ادامه راه نخواهد داشت. از صحبتهای قلعهنویی میشد دو برداشت متفاوت کرد؛ یکی اینکه او فقط میخواهد به آرزویش که هدایت تیم ملی در جام جهانی است دست یافته و با این مهم پیمانه آرزوهایش پر خواهد شد و دوم اینکه از دشواریهای سمت حساس و شغل پرمخاطرهاش خسته شده و دیگر نمیخواهد در جام ملتها سرمربی تیم ملی باشد. حالت سومی هم وجود دارد و آن اینکه قلعهنویی این مسأله را به عنوان یک تعارف معمول مطرح کرده و خواسته موقعیت خودش را نزد مدیران فدراسیون بسنجد. شاید هم او به شکلی هوشمندانه این مسأله را مطرح کرده تا مزه دهان فدراسیون و مهدی تاج را بسنجد و بداند تا کجا میخواهند با او ادامه بدهند.
نیت قلعهنویی از مطرح کردن این مساله مهم هر چه که باشد در جای خود قابل بحث و بررسی است اما اینجا آنچه جالب و کمی هم عجیب به نظر میرسد موضع رئیس فدراسیون فوتبال در قبال حرفهای قلعهنویی است. مهدی تاج صراحتاً گفته قلعهنویی بعد از جام جهانی سرمربی تیم ملی خواهد ماند چرا که تا الان و با توجه به شرایط فعلی کشور تیم ملی را خیلی خوب اداره کرده و مشکلی برای ادامه همکاری با او وجود ندارد که البته هنوز نمیتوان گفت این موضع رسمی فدراسیون فوتبال است یا تاج هم در جواب تعارف، تعارف کرده یا فقط مهرهای در شطرنج رفتاری بین خود با قلعهنویی جابجا کرده است.
تاج به این نکته اشاره کرده که قلعهنویی با این حرفها خواسته دست فدراسیون را برای تغییرات باز بگذارد اما آنچه رئیس فدراسیون روی آن تأکید داشت نحوه اداره تیم ملی است. در واقع این مدیریت تیم ملی است که فعلاً ملاک ادامه دادن با قلعهنویی به عنوان سرمربی و مسئول فنی مطرح شده و رئیس فدراسیون هیچ اشارهای به نتایج و دستاوردهای فنی او نداشته است.
حالا سؤال اینجاست که واقعاً نتایج تیم ملی در جام جهانی یا دستاوردهای فنی که قرار است در این تورنمنت داشته باشیم هیچ ملاکی برای ماندن یا نماندن قلعهنویی در این پست حساس تلقی نخواهد شد؟ آیا اگر تیم ملی در هر سه مسابقه باقیمانده شکست خورده و حذف شود یا دست به کار بزرگی زده و برای اولین بار صعود از مرحله گروهی را رقم بزند تفاوتی در آینده کاری او نخواهد داشت؟ در نگاه اول اینطور به نظر میرسد که تاج خیال قلعهنویی را راحت کرده که در صورت حذف یا نتایج ضعف نیز در رأس کار باقی خواهد ماند اما خواسته مردم و اهالی فوتبال چه میشود؟ هر چند شرایط آمادهسازی تیم ملی متأثر از جنگ تحمیلی، وضعیت نامطلوب اقتصادی و تعطیلی رقابتهای لیگ برتر مطلوب نبوده اما آیا این بدان معناست که از حالا باید فتیله خواستههایمان از تیم ملی در تورنمنت 48 تیمی پیش رو را پایین بکشیم؟
آیا درخواست صعود از مرحله گروهی که تازه با صعود از مرحله اول انگار به مرحله گروهی جام جهانیهای قبلی رسیدهایم خواسته زیاد و غیرمعقولی است؟ مگر نه اینکه فدراسیون فوتبال در اوج مشکلات ناشی از جنگ موفق به برگزاری اردوی ترکیه و دو مسابقه تدارکاتی بسیار مفید شد؟ مگر نه اینکه احتمالاً لیگ برتر نصفه کارهمان قرار است به خاطر تیم ملی تعطیل شود و همه اعتراضهایی که باشگاهها و هوادارانشان دارند به خاطر تیم ملی نادیده گرفته شود؟ آیا با وجود اعطای این امتیازهای ویژه به تیم ملی که البته درست و طبیعی هم هست باز باید سطح توقعمان را پایین بیاوریم و از حالا منتظر حذف تیم ملی باشیم؟
مهدی تاج در حالی حکم به ابقای قلعهنویی میدهد که انگار نتایج تیم ملی در جام جهانی ملاک ارزیابی عملکرد او نخواهد بود و همین که این مربی در اداره تیمش موفق بوده کفایت میکند در حالی که تمام هم و غم قلعهنویی باید هدایت تیم از حیث فنی باشد و او صد درصد تمرکزش ر ا بر روی مسائل فنی بگذارد و ماندن یا نماندنش بعد از جام جهانی نیز با معیارهای فنی سنجیده شود. در طرف مقابل اداره تیم ملی باید برعهده فدراسیون فوتبال و مدیر تیم ملی باشد. یعنی قلعهنویی نباید ذهنش را درگیر مسائل لجستیکی آمادهسازی تیم، پیدا کردن مسیر مسافرت اردو و مسابقه، محل برپایی اردو، هتل، حریف تدارکاتی و... کند و تمام اینها باید برعهده فدراسیون فوتبال و مدیر تیم ملی باشد. در واقع اگر این تفکیک وظایف و مسئولیتها درست و اصولی انجام شود قضاوت و ارزیابی نتایج و عملکرد سرمربی تیم ملی هم راحتتر و اصولیتر خواهد بود و تاج و قلعهنویی هم درگیر این تعارفها و پیش کشیدن مسائل نامربوط به نتیجهگیری نهایی درباره سرنوشت نیمکت تیم ملی نخواهند شد.
انتهای پیام/
نیت قلعهنویی از مطرح کردن این مساله مهم هر چه که باشد در جای خود قابل بحث و بررسی است اما اینجا آنچه جالب و کمی هم عجیب به نظر میرسد موضع رئیس فدراسیون فوتبال در قبال حرفهای قلعهنویی است. مهدی تاج صراحتاً گفته قلعهنویی بعد از جام جهانی سرمربی تیم ملی خواهد ماند چرا که تا الان و با توجه به شرایط فعلی کشور تیم ملی را خیلی خوب اداره کرده و مشکلی برای ادامه همکاری با او وجود ندارد که البته هنوز نمیتوان گفت این موضع رسمی فدراسیون فوتبال است یا تاج هم در جواب تعارف، تعارف کرده یا فقط مهرهای در شطرنج رفتاری بین خود با قلعهنویی جابجا کرده است.
تاج به این نکته اشاره کرده که قلعهنویی با این حرفها خواسته دست فدراسیون را برای تغییرات باز بگذارد اما آنچه رئیس فدراسیون روی آن تأکید داشت نحوه اداره تیم ملی است. در واقع این مدیریت تیم ملی است که فعلاً ملاک ادامه دادن با قلعهنویی به عنوان سرمربی و مسئول فنی مطرح شده و رئیس فدراسیون هیچ اشارهای به نتایج و دستاوردهای فنی او نداشته است.
حالا سؤال اینجاست که واقعاً نتایج تیم ملی در جام جهانی یا دستاوردهای فنی که قرار است در این تورنمنت داشته باشیم هیچ ملاکی برای ماندن یا نماندن قلعهنویی در این پست حساس تلقی نخواهد شد؟ آیا اگر تیم ملی در هر سه مسابقه باقیمانده شکست خورده و حذف شود یا دست به کار بزرگی زده و برای اولین بار صعود از مرحله گروهی را رقم بزند تفاوتی در آینده کاری او نخواهد داشت؟ در نگاه اول اینطور به نظر میرسد که تاج خیال قلعهنویی را راحت کرده که در صورت حذف یا نتایج ضعف نیز در رأس کار باقی خواهد ماند اما خواسته مردم و اهالی فوتبال چه میشود؟ هر چند شرایط آمادهسازی تیم ملی متأثر از جنگ تحمیلی، وضعیت نامطلوب اقتصادی و تعطیلی رقابتهای لیگ برتر مطلوب نبوده اما آیا این بدان معناست که از حالا باید فتیله خواستههایمان از تیم ملی در تورنمنت 48 تیمی پیش رو را پایین بکشیم؟
آیا درخواست صعود از مرحله گروهی که تازه با صعود از مرحله اول انگار به مرحله گروهی جام جهانیهای قبلی رسیدهایم خواسته زیاد و غیرمعقولی است؟ مگر نه اینکه فدراسیون فوتبال در اوج مشکلات ناشی از جنگ موفق به برگزاری اردوی ترکیه و دو مسابقه تدارکاتی بسیار مفید شد؟ مگر نه اینکه احتمالاً لیگ برتر نصفه کارهمان قرار است به خاطر تیم ملی تعطیل شود و همه اعتراضهایی که باشگاهها و هوادارانشان دارند به خاطر تیم ملی نادیده گرفته شود؟ آیا با وجود اعطای این امتیازهای ویژه به تیم ملی که البته درست و طبیعی هم هست باز باید سطح توقعمان را پایین بیاوریم و از حالا منتظر حذف تیم ملی باشیم؟
مهدی تاج در حالی حکم به ابقای قلعهنویی میدهد که انگار نتایج تیم ملی در جام جهانی ملاک ارزیابی عملکرد او نخواهد بود و همین که این مربی در اداره تیمش موفق بوده کفایت میکند در حالی که تمام هم و غم قلعهنویی باید هدایت تیم از حیث فنی باشد و او صد درصد تمرکزش ر ا بر روی مسائل فنی بگذارد و ماندن یا نماندنش بعد از جام جهانی نیز با معیارهای فنی سنجیده شود. در طرف مقابل اداره تیم ملی باید برعهده فدراسیون فوتبال و مدیر تیم ملی باشد. یعنی قلعهنویی نباید ذهنش را درگیر مسائل لجستیکی آمادهسازی تیم، پیدا کردن مسیر مسافرت اردو و مسابقه، محل برپایی اردو، هتل، حریف تدارکاتی و... کند و تمام اینها باید برعهده فدراسیون فوتبال و مدیر تیم ملی باشد. در واقع اگر این تفکیک وظایف و مسئولیتها درست و اصولی انجام شود قضاوت و ارزیابی نتایج و عملکرد سرمربی تیم ملی هم راحتتر و اصولیتر خواهد بود و تاج و قلعهنویی هم درگیر این تعارفها و پیش کشیدن مسائل نامربوط به نتیجهگیری نهایی درباره سرنوشت نیمکت تیم ملی نخواهند شد.
انتهای پیام/