string(63) "{"title":"","caption":"","location":["35.685745","51.4209478"]}"
فرخ حسابی

فرخ حسابی

گزارش

28719
سوسن‌های طلایی در شب تاریک سیاست

روایت فوتبال بوسنی از جنگ تا رؤیای جام جهانی

سوسن‌های طلایی در شب تاریک سیاست

در دل بالکان، کشوری قرار دارد که نامش همیشه با باروتی سنگین از جنگ، تفرقه و بازسازی همراه بوده است. بوسنی و هرزگووین، سرزمینی که سه دهه پیش در آتش یک درگیری داخلی وحشیانه سوخت، امروز در میان خرابه‌های سیاسی و اجتماعی، پدیده‌ای به نام فوتبال را به نماد امید و وحدت تبدیل کرده است. در کشوری که سه قومیت اصلی (بوسنیایی‌ها، کروات‌ها و صرب‌ها) هنوز در کشاکش قدرت‌های منطقه‌ای به سر می‌برند، تیم ملی فوتبال این کشور با لقب «اژدها» توانسته مرزهای قومیتی را درنوردد و راهی جام جهانی ۲۰۲۶ شود. این گزارش سفری است به قلب فوتبال بوسنی، جایی که هر پاس و گل، روایتی از مقاومت و امید است.
 
ریشه‌ها؛ از یوگسلاوی تا استقلال تلخ
پیش از سال ۱۹۹۲، فوتبالیست‌های بوسنیایی زیر پرچم یوگسلاوی به میدان می‌رفتند. نام‌هایی مانند سافت سوشیچ (بهترین بازیکن مسلمان تاریخ یوگسلاوی)، دوشان بایویچ و یوسیپ کاتالینسکی، افتخاراتی برای این سرزمین رقم زدند. اما با فروپاشی فدراسیون و آغاز جنگ، فوتبال به حاشیه رانده شد. استادیوم‌ها به انبار مهمات تبدیل شدند و بازیکنان راهی جبهه‌های نبرد. پس از امضای پیمان دیتون در سال ۱۹۹۵ که کشور را به دو نهاد «فدراسیون بوسنی و هرزگووین» و «جمهوری صربسکا» تقسیم کرد، فوتبال نیز مانند سیاست، گرفتار ساختاری سه‌نفره و قومیتی شد. فدراسیون فوتبال این کشور تا سال ۲۰۱۱ توسط سه رئیس (از هر قوم یک نفر) اداره می‌شد، سیستمی که بارها منجر به انفعال و حتی محرومیت بین‌المللی بوسنی شد.
 
محرومیت و تحقیر در دهه ۲۰۰۰
سال‌های اولیه استقلال برای بوسنی سرشار از ناکامی بود. آنها در مقدماتی یورو ۲۰۰۰ و جام‌جهانی ۲۰۰۲ عملکرد ضعیفی داشتند. اوج ناامیدی، نزدیک‌ترین لحظه به موفقیت بود: در مقدماتی یورو ۲۰۰۴، بوسنی تنها با یک گل اختلاف مقابل دانمارک، سهمیه را از دست داد. سپس نوبت به «تراژدی دوگانه» رسید؛ جایی که بوسنی دو بار در پلی‌آف (۲۰۱۰ مقابل پرتغال و ۲۰۱۲ مقابل همان حریف) مغلوب شد. با این حال، بزرگترین بحران در سال ۲۰۱۱ رخ داد؛ زمانی که فیفا و یوفا به دلیل ساختار قومیتی و وتوی سه‌گانه در فدراسیون، بوسنی را از تمام فعالیت‌های بین‌المللی معلق کردند. این ضربه‌ای بود که می‌توانست فوتبال این کشور را برای همیشه نابود کند، اما آتش زیر خاکستر همچنان زبانه می‌کشید.
 
ریو ۲۰۱۴ و پیروزی مقابل ایران
رؤیای بوسنیایی‌ها در سال ۲۰۱۴ به حقیقت پیوست. آنها با هدایت ساف سوشیچ، در گروه مقدماتی جام جهانی صدرنشین شدند و برای نخستین بار به عنوان یک کشور مستقل به برزیل رفتند. در جام جهانی، اگرچه با شکست مقابل آرژانتین و نیجریه حذف شدند، اما در آخرین بازی خود با نتیجه ۳-۱ ایران را شکست دادند تا طعم اولین پیروزی خود در تاریخ را بچشند. ادین ژکو، میرالم پیانیچ و اسمیر بگوویچ، ستارگانی بودند که نشان دادند یک تیم متحد از دل یک کشور چندپاره، می‌تواند بدرخشد. با این حال، این موفقیت کوتاه‌مدت بود و بوسنی نتوانست به جام‌جهانی ۲۰۱۸ و ۲۰۲۲ راه یابد.
 
نظم نوین
سال ۲۰۲۶ نقطه عطف تازه‌ای در تاریخ فوتبال بوسنی رقم زد. تیم ملی که این بار هدایت آن را سرگئی باربارز، کاپیتان اسبق تیم، بر عهده داشت، در دور مقدماتی با غلبه بر رومانی و گرفتن تساوی حیاتی مقابل اتریش، به پلی‌آف راه یافت. اما نمایش واقعی در پلی‌آف رقم خورد؛ جایی که بوسنی ابتدا ولز و سپس ایتالیا (قهرمان اروپا) را در ضربات پنالتی شکست داد تا دومین حضور خود در جام جهانی را قطعی کند. این موفقیت، حاصل تغییر ساختار فدراسیون و کنار رفتن نظام سه‌ریاستی بود که سال‌ها مانع پیشرفت بود.
 
نماد سوسن طلایی در برابر تفرقه
بوسنیایی‌ها تیم ملی خود را با دو نام می‌شناسند: «اژدهایان» و «سوسن‌های طلایی». نشان سوسن طلایی، یادگار نشان سلطنتی سلسله کُترومانیچ در قرون وسطی و نماد هویت ملی پیش از جنگ است. این نماد در شرایطی بر سینه بازیکنان نقش می‌بندد که بسیاری از هواداران صرب بوسنیایی هنوز تیم ملی را متعلق به قوم بوسنیاک (مسلمان) می‌دانند. در شهرهایی مانند موستار که خط جدایی کروات‌ها و بوسنیایی‌ها از وسط خیابان‌هایش می‌گذرد، هنوز می‌توان جاهایی یافت که به جای بوسنی، برای کرواسی یا صربستان شعار می‌دهند. اما حضور بازیکنانی با ریشه‌های مختلف (پیانیچ بوسنیاک، ادین ژکو بوسنیاک، سویزدان میسیموویچ صرب و تونی شونییچ کروات) در ترکیب تیم ملی، بزرگترین پیام وحدت را مخابره می‌کند.
 
از ورزشگاه بیلینو پولجه تا آکادمی‌های صلح‌ساز
تیم ملی بوسنی عمدتاً میزبان بازی‌های خود در ورزشگاه بیلینو پولجه در شهر زنیتسا است. با این حال، پراکندگی قومی باعث شده گاهی از ورزشگاه گرباویتسا (در بخش صرب‌نشین سارایوو) یا ورزشگاه کوشوو (مرکز بوسنیاک‌ها) نیز استفاده شود. اما مهم‌تر از استادیوم‌ها، پروژه‌های مردمی است که پس از جنگ جانی دوباره به فوتبال داده‌اند. آکادمی «بوبامارا» (کفشدوزک‌ها) که ادین ژکو از آن برخاسته و برنامه‌های «انجمن پروژه‌های فرافرهنگی» (CCPA)، با گرد هم آوردن کودکان بوسنیایی، کروات و صرب در کنار هم، الگویی از «صلح از طریق فوتبال» را ارائه داده‌اند.
 
فوتبال، مرهمی بر زخم‌های کهنه
فوتبال در بوسنی و هرزگووین هرگز فقط یک ورزش نبوده است. این بازی، بازتابی از زخم‌های کهنه و در عین حال، مرهمی برای آن زخم‌هاست. بوسنی امروز با اتکا به ستارگانی که در لیگ‌های برتر اروپا می‌درخشند و نسلی که در آکادمی‌های کوچک محلی تربیت شده، ثابت کرده است که حتی در پیچیده‌ترین سیستم‌های سیاسی جهان، می‌توان با یک توپ گرد، دیوارهای قومیتی را فرو ریخت. اژدهایان بالاخره به امریکا پرواز می‌کنند، اما مهم‌تر از پیروزی در زمین، پیروزی آنها بر تاریخ تفرقه است.
انتهای پیام/
دیدگاه ها
آخرین‌های گزارش