string(63) "{"title":"","caption":"","location":["35.685745","51.4209478"]}"

فوتبال جهان

28929
ماه ستاره قرمز

تیمی که روی پل دو قاره ساخته شد

ماه ستاره قرمز

در هیچ جای دیگری از جهان، یک تیم ملی اینگونه نماد تضادهای جغرافیایی و فرهنگی سرزمینش نیست. ترکیه کشوری است که یک پای آن در اروپا و پای دیگرش در آسیاست. یک چشمش به سنت‌های عثمانی و چشم دیگرش به مدرنیته سکولار. تیم ملی فوتبال این سرزمین، معروف به «یونیانلیلار» یا «ستارگان ماه‌دار»، چیزی جز آینه تمام‌نمای همین دوگانگی نیست، گاهی آنقدر اروپایی بازی می‌کند که فراموش می‌کنی کجاست، گاهی آنقدر شوریده و آنارشیک که یادآور بازارهای شلوغ استانبول است.
در سال ۲۰۰۲، ترکیه به نیمه‌نهایی جام جهانی رسید. در سال ۲۰۰۸، به نیمه‌نهایی یورو و سپس، بیش از یک دهه غیبت، تورنمنت‌های بزرگ را تجربه کرد. این فراز و فرودهای عجیب، چیزی جز بازتاب اقتصاد سیاسی و فرهنگی ترکیه در دو دهه اخیر نیست، کشوری که گاهی قدرتش از مرزها می‌گذرد و گاهی در بحران‌های داخلی غرق می‌شود.
 
اقتصاد: از بازار بزرگ استانبول تا لیر سقوط‌کننده
ترکیه در دو دهه اخیر، معجزه اقتصادی نسبی را تجربه کرده است. تولید ناخالص داخلی از ۲۳۰ میلیارد دلار در سال ۲۰۰۲ به بیش از ۹۰۰ میلیارد دلار در سال ۲۰۲۳ رسید اما این رشد، همچون فوتبالش، نامنظم و همراه با سقوط‌های ناگهانی بوده است. نرخ تورم در سال‌های اخیر گاهی از ۸۰ درصد عبور کرده و ارزش لیر ترکیه در برابر دلار بیش از ۹۰ درصد کاهش یافته است.
در میانه این آشفتگی اقتصادی، فوتبال نقش «خیابان فرار» را بازی کرده است. پسران نوجوان محله‌های فقیرنشین آنکارا، ازمیر و استانبول (محله‌هایی که نرخ بیکاری جوانان در آنها از ۳۰ درصد فراتر می‌رود)، همچنان فوتبال را تنها راه ممکن برای تغییر طبقاتی می‌بینند. باشگاه‌های سه‌گانه استانبول (گالاتاسرای، فنرباغچه و بشیکتاش) هر سال هزاران استعداد را از دل همین محله‌ها صید می‌کنند.
اما تفاوت ترکیه با برزیل یا آفریقا در این است، اقتصاد غیررسمی بزرگی در اطراف فوتبال شکل گرفته. بازار سیاه بلیت، شرط‌‌بندی‌های غیرقانونی و نفوذ گروه‌های شبه‌صنفی در باشگاه‌ها، بخش جدایی‌ناپذیر فوتبال ترکیه شده است. در گزارش وزارت کشور ترکیه در سال ۲۰۲۲، تخمین زده شد که گردش مالی اقتصاد سیاه پیرامون فوتبال در این کشور سالانه به ۲ میلیارد لیر می‌رسد. تیم ملی نیز از این قاعده مستثنی نیست؛ هر اردو، هر بازی دوستانه، هر انتقال، لایه‌ای از مذاکرات پشت‌پرده دارد که هیچ‌گاه به رسانه‌ها نمی‌رسد.
 
فرهنگ: شور، طالع و خشم
فرهنگ ترکیه، فرهنگ افراط است. در معماری، مسجد ایاصوفیه با عظمتش؛ در آشپزی، کباب با حجمش؛ در موسیقی، سازهای کوبنده. فوتبال ترکیه نیز همین است. تماشاگران ترک در استادیوم‌های اروپایی به «دوازدهمین بازیکن دیوانه» معروفند. سوت‌های کر کننده، شراره‌های آتش و شعارهایی که تا نیمه‌شب در گوش هوادار می‌ماند. اما این شور، مرز باریکی با خشم دارد.
سه باشگاه بزرگ استانبول، هر کدام نماد بخشی از هویت ملی ترکیه هستند. گالاتاسرای، باشگاه طبقه متوسط و روشنفکران نزدیک به دولت سکولار. فنرباغچه، نماد طبقه کارگر و مخالفان. بشیکتاش، باشگاه ملی‌گرایانی که سرودهای میهنی را بلندتر از همه می‌خوانند. دربی‌های این تیم‌ها، گاهی به خشونت‌های مرگبار ختم شده است. تیم ملی اما فراتر از این سه‌گانه عمل می‌کند. در روزهای بازی ترکیه، هواداران هر سه باشگاه زیر یک پرچم جمع می‌شوند اما این اتحاد، شکننده و موقتی است. به محض سوت پایان رقابت‌های باشگاهی، دوباره به اردوگاه‌های متخاصم بازمی‌گردند.
جام جهانی ۲۰۲۲ برای ترکیه؟ نه، ترکیه به آن راه نیافت. اما یورو ۲۰۲۴ صحنه بازگشت بود. ترکیه در مرحله گروهی با گرجستان، پرتغال و چک همگروه شد. ۲ برد، ۱ باخت، صعود به یک‌هشتم. اتریش را ۲-۱ برد و به یک‌چهارم رسید. اما مقابل هلند ۲-۱ باخت. میلیون‌ها نفر در میدان‌های استانبول تا صبح جشن گرفتند. یک روزنامه‌نگار ترکی نوشت: «ما ممکن است پول نداشته باشیم، اقتصادمان به هم ریخته باشد، اما امشب، امپراتوری عثمانی روی چمن احیا شد.» این نگاه رمانتیک به تاریخ، بخشی از فرهنگ فوتبال ترکیه است، بزرگنمایی پیروزی‌ها و فراموشی سریع شکست‌ها.
 
اجتماع: دیانت و سکولاریسم در یک رختکن
جمهوری ترکیه در سال ۱۹۲۳ بر پایه سکولاریسم بنا شد اما در چهار دهه اخیر، موج بازگشت به اسلام سیاسی، جامعه را به دو بخش تقریباً مساوی تقسیم کرده است. در تیم ملی، بازیکنانی با ریش‌های بلند و بازیکنانی با خالکوبی روی بازو، کنار هم می‌نشینند. برخی در رختکن نماز می‌خوانند، برخی اما نه و این تنش، هرگز رسانه‌ای نمی‌شود. شاید به این دلیل که سرمربی تیم ملی، یعنی کسی که قرار است این اختلافات را مدیریت کند، همیشه یک «پدرسالارِ سکوت‌کننده» بوده است.
در یورو ۲۰۲۴، عکسی از رختکن ترکیه منتشر شد: هافبک مسلمان (هاکان چالهان اوغلو) در حال سجده و مدافع سکولار (مرت دمیرال) با بطری آب در دست، ایستاده منتظر او بودند تا بعد از نماز، با هم هورا بکشند. این عکس در فضای مجازی ترکیه بیش از ۵ میلیون بار دیده شد. یک کاربر نوشت: «این تیم، ترکیه ا‌ست. همین جور متناقض، آشفته، دوپاره، اما هنوز ایستاده.» و شاید این، بزرگترین دستاورد تیم ملی ترکیه باشد: نشان دادن اینکه می‌شود با اختلافات زندگی کرد، نه اینکه آنها را حل کرد.
 
معمای پل: اروپایی‌ها ما را نمی‌خواهند، آسیایی‌ها ما را نمی‌شناسند
ترکیه از سال ۱۹۸۷ خواهان پیوستن به اتحادیه اروپاست اما هنوز موفق نشده. همین سرگردانی سیاسی در فوتبال هم دیده می‌شود. ترکیه در یوفا (کنفدراسیون اروپا) بازی می‌کند اما بسیاری از هواداران آسیایی او را «خارج از منطقه» می‌دانند. بازیکنان ترک در لیگ‌های اروپایی همواره با برچسب «خارج از جامعه اروپا» مواجه‌اند. باشگاه‌های ترکی در نقل و انتقالات، مجبورند مالیات بیشتری نسبت به باشگاه‌های اروپایی بپردازند. این «نیمه اروپایی بودن» هزینه دارد. هزینه‌ای که تیم ملی هر چهار سال یکبار در قرعه‌کشی‌های سخت اروپایی پرداخت می‌کند.
با این حال، همین «نبود جایگاه ثابت» مزیتی هم دارد، ترکیه هیچ‌گاه به یک سبک خاص محدود نشده. گاهی شبیه تیم‌های جنوب اروپا (الان اسپانیا و ایتالیا) ترکیبی بازی می‌کند، گاهی شبیه تیم‌های خاورمیانه. انعطاف‌پذیری تاکتیکی، میراث نامرئی دوگانگی جغرافیایی است.
 
میراث: تیمی که هرگز نمی‌تواند از سایه ۲۰۰۲ بیرون بیاید
نسلی که در سال ۲۰۰۲ به نیمه‌نهایی جهان رسید، اکنون بازنشسته شده. هکان شوکور، باستورک، امره بلوزاوغلو، تیفون کورکوت. همه رفتند. بازیکنان امروز (آردا گولر، کنعان ییلدیز، نورالله آسلیان) استعدادهای کم‌نظیری دارند اما هنوز نتوانسته‌اند تیمی جمعی بسازند. ترکیه در فاصله سال‌های ۲۰۱۰ تا ۲۰۲۰، حسرت یک تیم متحد را کشید. گاهی درخشان ظاهر می‌شود (یورو ۲۰۰۸، نیمه‌نهایی؛ یورو ۲۰۲۴، یک‌چهارم) و گاهی شرم‌آور حذف افتضاح به بار می‌آورد (جام جهانی ۲۰۱۴ و ۲۰۱۸ را حتی از دست داد).
سؤال این است، چرا ترکیه با جمعیت ۸۵ میلیونی و فوتبال شورانگیز، نمی‌تواند به قدرت ثابت فوتبال اروپا تبدیل شود؟ پاسخ شاید در یک کلمه باشد: «بی‌ثباتی». بی‌ثباتی اقتصادی (تغییر ارزش لیر، باشگاه‌های بدهکار). بی‌ثباتی سیاسی (تغییر مداوم وزرای ورزش، مداخله دولت در باشگاه‌ها). بی‌ثباتی فرهنگی (تضاد میان سنت و مدرنیته که گاهی به شکاف بازیکنان و کادر فنی منجر می‌شود). تا زمانی که این سه بی‌ثباتی حل نشود، تیم ملی ترکیه همان تیم «گاهی طوفان و گاهی سکون» خواهد ماند. تیمی که در شب خوبش، هلند را می‌لرزاند و در شب بدش، به آذربایجان می‌بازد و شاید خود هواداران ترک هم این نوسان را دوست دارند؟ شاید در فرهنگی که زندگی در حاشیه انفجار را تجربه کرده (زلزله‌ها، کودتاها، بحران‌های اقتصادی)، یک پیروزی غیرمنتظره لذت‌بخش‌تر از یک قهرمانی برنامه‌ریزی شده است. استانبول، شهری که روی دو قاره خوابیده، به پارادوکس عادت دارد. تیم ملی هم همین‌طور.
انتهای پیام/
دیدگاه ها