فوتبال جهان
29688
پایان یک رؤیا یا آغاز یک نمایش بزرگ؛
جام جهانی ۲۰۲۶ در سایه قدرت و تناقض
این پایان است؛ پایان نقشههای مفصل، پایان ساختاری که سالها بر پایه ایده «فوتبال برای مردم» شکل گرفته بود. حالا این مسیر طولانی به نقطهای رسیده که شاید دیگر بازگشتی برای آن متصور نباشد. چه جایی مناسبتر از جام جهانی برای این نقطه پایان؟ تورنمنتی که قرار است زیر نظر جیانی اینفانتینو برگزار شود؛ مدیری با جاهطلبیهای فراتر از یک رئیس فدراسیون ورزشی، که فوتبال را به قلمرویی بسیار فراتر از زمین مسابقه برده است.
جام جهانی ۲۰۲۶ از ۱۱ ژوئن در ورزشگاه آزتکا آغاز میشود؛ تورنمنتی که در سه کشور آمریکا، مکزیک و کانادا برگزار خواهد شد و با ۱۰۴ مسابقه در ۱۶ شهر، بزرگترین جام جهانی تاریخ لقب گرفته است. این رقابتها طی ۳۹ روز، گسترهای عظیم از مکزیکوسیتی تا ونکوور و بوستون را در بر میگیرد؛ پروژهای که حاصل یک دهه برنامهریزی و البته بازیهای قدرت در پشت صحنه است.
برآوردها نشان میدهد این رویداد میتواند تا ۸۰ میلیارد دلار به اقتصاد جهانی اضافه کند؛ عددی که آن را از یک رویداد ورزشی صرف، به یک پدیده اقتصادی و حتی سیاسی تبدیل میکند. اگر جام جهانی یک کشور بود، بدون شک یکی از قدرتهای اقتصادی جهان به حساب میآمد.
اما این فقط یک جشن فوتبال نیست. در واقع جام جهانی ۲۰۲۶ بیش از هر زمان دیگری نمایانگر چهره مدرن و البته متناقض ورزش است. از یک سو، بزرگترین نمایش ورزشی جهان با میلیاردها مخاطب و از سوی دیگر نمادی از تمرکز قدرت در دستان فردی مانند اینفانتینو که نقش او بیش از یک مدیر ورزشی ساده تعریف میشود.
او با شعارهایی مانند «وحدت»، «امید» و «شادی» سعی در ساختن چهرهای مثبت دارد، اما در پس این تصویر، انتقادها از نحوه مدیریت، روابط سیاسی و استفاده ابزاری از فوتبال روزبهروز بیشتر میشود. در واقع جام جهانی ۲۰۲۶ برای بسیاری نه فقط یک تورنمنت، بلکه ویترینی از سیاست، اقتصاد و قدرت است.
یکی از مهمترین تناقضهای این جام، احساس «پایان یک دوره» است. پایان تصوری که فوتبال را به عنوان بازی مردم میشناختیم. حالا این ورزش بیش از هر زمان دیگری به یک صنعت عظیم تبدیل شده؛ صنعتی که در آن قیمت بلیتها سر به فلک کشیده و حضور در استادیوم برای بسیاری از هواداران واقعی تقریباً غیرممکن شده است.
قیمت بعضی از بلیتهای فینال حتی به حدود ۳۳ هزار دلار میرسد؛ رقمی که نشان میدهد مخاطب اصلی این تورنمنت دیگر هوادار سنتی فوتبال نیست، بلکه بازارهای اقتصادی و مشتریان خاص هستند. این تغییر، ماهیت فوتبال را بهطور جدی زیر سؤال برده است.
در کنار این مسائل، جام جهانی ۲۰۲۶ تصویری از آمریکا نیز ارائه میدهد؛ کشوری که همچنان یکی از مراکز اصلی فرهنگ و اقتصاد جهان است، اما در عین حال با چالشهای داخلی و سیاسی زیادی روبهروست. این تورنمنت به نوعی آزمونی برای جایگاه جهانی آمریکا نیز محسوب میشود.
با این حال، همه چیز هم تاریک نیست. هنوز فوتبال همان جذابیت همیشگی خود را دارد. تیمهایی مانند فرانسه، اسپانیا و پرتغال همچنان مدعیان اصلی هستند. فرانسه با ترکیبی قدرتمند، اسپانیا با سبک بازی منسجم و پرتغال با حضور کریستیانو رونالدو، از شانسهای اصلی قهرمانی به شمار میروند.
در آمریکای جنوبی نیز برزیل و آرژانتین همچنان قدرتهای سنتی هستند. حضور لیونل مسی، حتی در سالهای پایانی دوران حرفهایاش، همچنان یکی از جذابترین داستانهای این جام خواهد بود.
در کنار مدعیان، تیمهایی مانند مراکش و نروژ میتوانند شگفتیساز شوند؛ تیمهایی که با ترکیب جوان و انگیزه بالا، پتانسیل تغییر معادلات را دارند.
در نهایت، این سؤال باقی میماند: آیا باید این نمایش را تحریم کرد یا تماشا؟ پاسخ ساده نیست. نادیده گرفتن چنین رویدادی تأثیری بر ساختار قدرت آن ندارد. در عوض، حضور رسانهها و تحلیلها میتواند به شفافیت و پاسخگویی بیشتر کمک کند.
جام جهانی ۲۰۲۶ با تمام تناقضهایش، همچنان بزرگترین صحنه فوتبال جهان است. ترکیبی از زیبایی، هیجان، قدرت و حتی تاریکی. شاید این همان واقعیت جدید فوتبال باشد؛ ورزشی که دیگر فقط یک بازی نیست، بلکه آینهای از جهان امروز است.
انتهای پیام/