string(63) "{"title":"","caption":"","location":["35.685745","51.4209478"]}"
محمد قراگزلو

محمد قراگزلو

اخبار

30105
نتیجه فوق‌العاده، فوتبال واپس‌گرا!

نقدهای شتابزده و تمجیدهای هیجانی بلای جان تیم ملی

نتیجه فوق‌العاده، فوتبال واپس‌گرا!

 بعد از تساوی مقابل نیوزیلند تقریباً تمام نقدها درباره تیم ملی منفی بود. بیشتر نقدها به سازمان دفاعی تیم ملی معطوف می‌شد که مشکلاتی جدی دارد و... البته که نقدها در این خصوص و ایراداتی که به سازمان دفاعی تیم ملی گرفته می‌شد بیراه نبود و در نمایش نخست تیم ملی عینیت داشت اما غالب نقدها منفی‌تر از آن بود که منطقی به نظر برسد. واقعیت اینکه تیم ملی با وجود تجربه بیشتر و بهتر در جام جهانی نسبت به نیوزیلند، تیمی هم قد و قواره این تیم در دنیای فوتبال به حساب می‌آید. این را هم می‌توان از ارقام مربوط به ارزش بازیکنان دو تیم در ترانسفر مارکت فهمید هم با در نظر گرفتن توانمندی‌های فنی دو تیم به این واقعیت پی برد. در عین حال طبیعی بود که همان قدر که تیم ملی برای بردن در بازی نخست انگیزه و اشتیاق دارد نیوزیلند هم دنبال اولین بردش در تاریخ جام جهانی و شروعی خوب در تورنمنت می‌گردد. با وجود این می‌توان گفت تیم ملی در بازی مقابل نیوزیلند با وجود تمام مشکلاتش در بحث آماده‌سازی، سازمان دفاعی و... اندکی از حریفش بهتر بود و تلاش بیشتری برای پیروزی داشت که به آن نرسید. با در نظر گرفتن این مهم، به نظر می‌رسد نقدهای منفی بعد از آن مسابقه بیش از حد سختگیرانه و شدید بود.
باید بپذیریم که نتیجه حاصل شده مقابل نیوزیلند مطابق انتظارمان نبود اما کیفیتی که تیم ایران ارائه داد آنقدر ناامیدکننده نبود که دنبال له کردن تمام ارکان تیم باشیم.
 کمتر از یک هفته بعد از آن مسابقه به دیدار با بلژیک رسیدیم و غالب پیش‌بینی‌ها با توجه به مشکلات موجود در ساختار تدافعی تیم ملی، حکایت از باخت مقابل قدرتمندترین و گرانقیمت‌ترین تیم گروه داشت. با وجود این تساوی مقابل بلژیک باعث شد حجم انبوهی از نقدهای مثبت، تیم ملی را در حد یک تیم مقتدر بالا ببرد که به نظر می‌رسد این واکنش‌ها نیز درست مثل آنچه بعد از بازی با نیوزیلند اتفاق افتاد هیجانی و شتابزده است و البته که نمی‌تواند کمکی به تیم ملی در بازی‌های آینده و مسیری که در پیش دارد، کند.
باید بپذیریم فوتبالی که تیم ملی مقابل بلژیک ارائه داد یک فوتبال واپس‌گرا یا دمده بود که در این سطح از فوتبال کمتر می‌بینیم یا حداقل اینکه از تیمی با قابلیت‌های ایران شاهد نخواهیم بود. شاید اگر کوراسائو مقابل آلمان و اکوادور با چنین سیستم و استراتژی فوتبال بازی کند هیچ کس به آن تیم ایرادی نمی‌گیرد اما برای فوتبال ایران که چهارمین حضور متوالی و هفتمین حضور در جام جهانی را تجربه می‌کند قابل پذیرش نیست. البته که تمام مسائل بازگو شده توسط سرمربی تیم ملی درباره مشکلات مربوط به آماده‌سازی تیم، ریکاوری، سفر و... واقعیتی است که نمی‌توان انکارش کرد اما آنچه تیم ملی مقابل بلژیک ارائه کردیک نمایش صرفاً تدافعی و بدون برنامه در زمان تصاحب توپ بود که با خوش شانسی و البته رشادت بازیکنان در فاز دفاع منجر به نتیجه‌ای شد که درهای صعود را همچنان برایمان باز می‌گذارد.
باید پذیریم که نه تساوی با نیوزیلند آنقدر بد بود، نه نباختن به بلژیک اینقدر خوشحال کننده و فوق‌العاده است که مشکلات فنی تیم ملی را پنهان کنیم.
تیم ملی مقابل بلژیک فقط سه عنصر تهاجمی (محبی، طارمی و قدوس) داشت و هرگز نتوانست مدل اصلی بازی دفاع – ضدحمله را پیاده کند. در واقع به نظر می‌رسید پلن مشخصی در زمان تصاحب توپ برای باز شدن و طراحی حمله وجود ندارد و همه چیز به دفاع صرف معطوف می‌شود که حاصلش آمار تعداد پاس‌ها ست. غیر از گلی که با ضربه ایستگاهی زدیم و مردود شد تیم ما سه ضربه در چهارچوب و سه موقعیت گل داشت که دو تای آن با اوت بلند و پیگیری یک ضربه ایستگاهی به دست آمد. در جریان بازی اما نه خبری از حملات سریع بود نه ضدحمله. شوتی که سعید عزت اللهی به چهارچوب زد نیز حاصل توپگیری و اقدام انفرادی او بود.
باید بپذیریم که تیم ایران همان قدر که با اتکا به تجمع بازیکنان در یک سوم دفاعی و بستن تمام فضاها، برای دفاع کردن خوب جمع می‌شد و مثل یک دیوار سفید مقابل حمله‌وران حریف ایستادگی می‌کرد، خیلی بد باز می‌شد و اصلاً پلنی برای ضدحمله و حملات سریع نداشت. شاهد این قضیه در نیمه نخست نمودار مومنتوم بازی بود که در دقایق پایانی نیمه نخست روی تصویر تلویزیونی آمد و نشان داد تیم سفید هیچ تحرکی نداشته است.
باید بپذیریم وقتی دروازه‌بان تیمی به عنوان بهترین بازیکن میدان شناخته می‌شود آن تیم بشدت تحت فشار بوده و با درخشش گلرش نتیجه گرفته است. این البته شاید در مقایسه کیفیت کلی تیم و بازیکنان بلژیک با ایران اتفاق بدی نیست که بابتش شرمسار باشیم اما ماجرا وقتی تلخ می‌شود که بدانیم بیش از 30 دقیقه مقابل تیم ده نفره بلژیک باز هم در اکثر دقایق تیم مدافع بودیم و شجاعت ماندن در زمین حریف و پی‌ریزی حمله و خلق موقعیت را پیدا نکردیم. در عین حال تغییراتی که انجام شد نیز به این سمت پیش نرفت یا حداقل اینکه کارآمد نبود.
نباختن در دو بازی ابتدایی جام جهانی رکوردی بود که قلعه‌نویی به نام خود زد. نباختن به بلژیک هم البته تا حد زیادی قابل پیش‌بینی نبود و در مجموع تیم ملی کار بزرگی انجام داد اما تعریف و تمجیدهای هیجانی مثل همان همان نقدهای شتابزده نباید باعث شود تا چشم‌مان را روی واقعیت‌ها ببندیم.
 
انتهای پیام/
دیدگاه ها
آخرین‌های اخبار