حذف زودهنگام دو مدعی قهرمانی در ضربات مرگ و زندگی
پایان بیرحمانه!
جام جهانی ۲۰۲۶ نخستین ضربات پنالتی خود را تجربه کرد؛ و برخلاف سنت همیشگی، این بار آلمان بازنده بود. این پایان، همه ویژگیهای همیشگی ضربات پنالتی را داشت؛ دراماتیک، هیجانانگیز، سرشار از احساسات و در نهایت، برای یک تیم، بیرحمانه.
برای نخستین بار در تاریخ، بازیکنان آلمان طعم شکست در ضربات پنالتی یک جام جهانی را چشیدند؛ تجربهای که پیش از این صدها فوتبالیست دیگر آن را احساس کرده بودند؛ حس ویرانکنندهای که پس از ناکامی از فاصله ۱۲ یاردی و مقابل یک دروازهبان به سراغ بازیکن میآید. چند ساعت بعد نیز نوبت هلند بود تا همین سرنوشت تلخ را تجربه کند.
فوتبال در طول سالها قوانین وقت اضافه را بارها تغییر داده است. از قانون گل طلایی گرفته تا گل نقرهای؛ قوانینی که در مقاطع مختلف، پایان مسابقه را با به ثمر رسیدن یک گل در وقت اضافه رقم میزدند. اما ضربات پنالتی تقریباً بدون تغییر باقی مانده است.
با این حال، پرسشی که همچنان مطرح است، این است؛ آیا راه بهتری برای تعیین برنده مسابقات مساوی وجود دارد؟ آیا میتوان روشی عادلانهتر یا آزمونی مناسبتر برای سنجش مهارت تیمها پیدا کرد؟
بهتر است نظر کارشناسان فوتبالی را در این مورد بدانیم.
فقط بازی را ادامه دهید
خولیان مککنزی/ من از طرفداران بازگشت قانون «گل طلایی» در وقتهای اضافه هستم؛ یعنی وقت اضافهای با قانون مرگ ناگهانی که در آن دو تیم تا زمانی که یکی از آنها گل بزند، به بازی ادامه میدهند.
میتوان همچنان بازی را در نیمههای ۱۵ دقیقهای برگزار کرد، همانطور که اکنون انجام میشود. اگر در پایان هر دو نیمه گلی به ثمر نرسید، بازی باید ادامه پیدا کند تا سرانجام یکی از تیمها گل بزند و مسابقه به پایان برسد.
بسیاری از لیگهای حرفهای آمریکای شمالی، مانند اِناچاِل، اِنبیای، اِماِلبی و حتی دبلیواِنبیای، از نوعی وقت اضافه نامحدود استفاده میکنند. برای مثال، در مرحله پلیآف لیگ هاکی اِناچاِل، وقتهای اضافه یکی پس از دیگری برگزار میشوند تا زمانی که یک تیم گل بزند و برنده مشخص شود. در تمام این مدت نیز هیجان مسابقه حفظ میشود.
یکی از نگرانیهای قدیمی درباره قانون گل طلایی این بود که تیمها بیش از حد محتاط و دفاعی بازی میکنند تا مسابقه را به ضربات پنالتی بکشانند. اما اگر ضربات پنالتی را بهعنوان راه نهایی حذف کنید، تیمها ناچار خواهند شد برای پیروزی بازی کنند.
در این صورت، نتیجه مسابقه حاصل جریان واقعی بازی خواهد بود، نه رقابتی که قهرمان را صرفاً با چند ضربه ایستگاهی از فاصله ۱۲ یاردی تعیین میکند.
اگر هم همچنان این نگرانی وجود دارد که تیمها در وقت اضافه بیش از حد دفاعی بازی کنند، میتوان با ایجاد قوانین تشویقی، آنها را به حمله و پیش بردن توپ از زمین خود ترغیب کرد.
در نهایت، بازگرداندن قانون گل طلایی میتواند پایانی هیجانانگیزتر و طبیعیتر برای مسابقات فوتبال رقم بزند.
اضافه کردن ضربات آزاد
سب استافورد-بلور/ اعتراف میکنم که واقعاً از ضربات پنالتی لذت میبرم و صادقانه فکر میکنم که پس از ۱۲۰ دقیقه، همچنان بهترین راه برای تعیین برنده هستند.
استدلال کسانی را که میگویند نتیجه بازی باید در جریان مسابقه مشخص شود، درک میکنم و تا حدی با آنها موافقم؛ اما اگر دو تیم مسابقهای ارائه داده باشند که واقعاً هیچکس دیگر تمایلی به تماشای ادامه آن نداشته باشد، چه کار کنیم؟ بهندرت پیش میآید که یک بازی با کیفیت بالا تا ۱۲۰ دقیقه همچنان جذاب باقی بماند.
با این حال، اگر قرار باشد تغییری ایجاد شود، پیشنهاد من نسخهای از بازیهایی است که بسیاری از ما در کودکی انجام میدادیم.
هر تیم ابتدا یک ضربه پنالتی بزند، سپس دو ضربه آزاد از هر نقطهای روی قوس محوطه جریمه، و در ادامه یک ضربه از هر گوشه محوطه جریمه. این ضربات نیز مانند پنالتیها بهصورت یکی در میان زده شوند و تمام هیجان و فشار روانی ضربات پنالتی حفظ شود، اما با تنوع بیشتر.
نکته جالب این است که بسیاری از تولیدکنندگان محتوای فوتبال هماکنون ویدیوهایی با همین فرمت تولید میکنند. بنابراین، هرچند چنین تغییری هدف اصلی نیست، اما میتواند از نظر جذب مخاطبان جوان نیز به سود فوتبال باشد؛ موضوعی که مسئولان این ورزش همواره نسبت به آن دغدغه دارند.

زمین کوچکتر، بازیکنان کمتر
پاتریک ایورسن/ «نمیشود وقت اضافه را مثل هاکی یا بسکتبال با سهبهسه در فوتبال برگزار کرد؛ زمین خیلی بزرگ است!»
پیشنهادم ترکیبی از قوانین فوتبال دانشگاهی، لیگ هاکی اِناچاِل و البته کمی هم الهام از فوتبالهای محلی و خیابانی است؛ همراه با اندکی مجازات برای تیمهایی که حاضر به ریسک کردن نیستند.
ابتدا زمین به نصف کاهش پیدا کند. سپس دو تیم با پنج بازیکن مقابل پنج بازیکن (بهعلاوه دروازهبانها) به مدت ۱۵ دقیقه بازی کنند.
اگر برندهای مشخص نشد، تیمها جای خود را عوض کنند تا تماشاگران هر دو سمت ورزشگاه دید مناسبی داشته باشند و ۱۵ دقیقه دیگر بازی ادامه یابد.
اگر در پایان این ۳۰ دقیقه هم نتیجه مساوی بود، تعداد بازیکنان کمتر شود؛ مثلاً مسابقه با چهار بازیکن مقابل سه بازیکن ادامه پیدا کند.
اگر باز هم هیچ تیمی موفق به گلزنی نشد، بازی به سه بازیکن مقابل دو بازیکن برسد و روند ادامه پیدا کند و اگر پس از ۱۸۰ دقیقه هنوز هیچ برندهای وجود نداشت، هر دو تیم به دلیل ناتوانی در تعیین تکلیف مسابقه از رقابتها حذف شوند!
بله، شاید این ایده تا حدی مصنوعی به نظر برسد، اما همچنان بسیار طبیعیتر از ضربات پنالتی است؛ روشی که در عمل، بیش از آنکه فوتبال باشد، شبیه پرتاب سکه با کفشهای فوتبال است.
دستکم در این روش، مسابقه همچنان برای مدتی فوتبال واقعی باقی میماند و تیمها انگیزه خواهند داشت که هرچه زودتر کار را تمام کنند، زیرا ادامه دادن بدون تلاش برای گلزنی، عواقب مشخصی خواهد داشت.
همان ایده، اما در ابعادی بزرگتر
هنری باشنل/ من از مسیری که ذهن پاتریک دنبال کرده، واقعاً خوشم میآید.
فکر نمیکنم پیشنهاد او کاملاً عملی باشد، اما به نظرم نسخهای واقعبینانهتر از همان ایده وجود دارد که همچنان بهمراتب بهتر از تعیین برنده با ضربات پنالتی است.
پیشنهاد من این است که قانون گل طلایی بازگردد و وقت اضافه با ۱۰ بازیکن مقابل ۱۰ بازیکن آغاز شود.
اگر پس از ۱۵ دقیقه هیچ تیمی موفق به گلزنی نشد، مسابقه با ۹ بازیکن مقابل ۹ بازیکن ادامه پیدا کند.
۱۵ دقیقه بعد، بازی به هشت نفر مقابل هشت نفر برسد و این روند به همین شکل ادامه داشته باشد.
نیازی هم به کوچک کردن زمین نیست. هر بار که یک بازیکن از هر تیم کم میشود، فضای بیشتری برای بازی ایجاد خواهد شد و احتمال به ثمر رسیدن گل برنده بهطور طبیعی افزایش مییابد. در نتیجه، نگرانی درباره خستگی بازیکنان نیز تا حد زیادی کاهش پیدا میکند.
و اگر این موضوع همچنان دغدغه باشد، میتوان در هر بازه ۱۵ دقیقهای یک تعویض اضافی در نظر گرفت. در این صورت، اگر مسابقه به هفتنفره یا ششنفره برسد، تقریباً تمام بازیکنان حاضر در زمین نفراتی خواهند بود که حتی ۹۰ دقیقه کامل بازی نکردهاند و از آمادگی جسمانی بیشتری برخوردارند.
این روش هم فوتبال را حفظ میکند و هم شانس تعیین برنده در جریان واقعی مسابقه را، بدون اینکه سرنوشت بازی به ضربات پنالتی گره بخورد.

رأی داوران!
مت اسلیتر/ سپ بلاتر که این روزها در مقایسه با مدیران فعلی فیفا، انگار وجههاش تا حدی احیا شده، در دوران ریاست خود ایدههای عجیب کم نداشت؛ از جمله برگزاری جام جهانی در فضا!
یکی دیگر از دغدغههای همیشگی او پیدا کردن راهی برای تعیین برنده بازیهای مساوی بود.
بلاتر که علاقهای به وقت اضافه نداشت، برای جامهای جهانی ۱۹۹۸ و ۲۰۰۲ اجرای قانون گل طلایی را پیش برد. اما تا سال ۲۰۰۶ فوتبال دوباره به وقت اضافه معمولی بازگشت، زیرا همه متوجه شده بودند که ترس از دریافت گل مرگ ناگهانی، تیمها را بیش از حد محتاط کرده و عملاً مسابقات را به سمت ضربات پنالتی سوق میدهد. با این حال، بلاتر همچنان راضی نبود.
در سال ۲۰۱۲، پس از آنکه چلسی با پیروزی در ضربات پنالتی مقابل بایرن مونیخ قهرمان لیگ قهرمانان اروپا شد، او از فرانس بکنباوئر، رئیس وقت کارگروه فوتبال فیفا، که البته رئیس افتخاری بایرن مونیخ هم بود، خواست راهحلی برای جایگزینی این تراژدی پیدا کند.
احتمالاً گزارش قیصر هنوز هم روی یکی از قفسههای دفتر فیفا در زوریخ خاک میخورد، چون هیچکس هرگز درباره ایدههای بزرگی که قرار بود جایگزین ضربات پنالتی شوند، چیزی نشنید.
پنالتیهای شبیه هاکی؟ امتحان شدهاند.
کم کردن تدریجی تعداد بازیکنان؟ آن هم امتحان شده است.
شیر یا خط؟ باور کنید یا نه، آن هم زمانی مطرح شده بود!
بنابراین، پاسخ تقریباً روشن است: ضربات پنالتی احتمالاً همچنان بهترین راه برای تعیین برنده هستند.
و یک نکته دیگر؛ تماشاگران عاشق ضربات پنالتی هستند!
اما اگر واقعاً اصرار داشته باشیم که جایگزینی پیدا کنیم، پیشنهاد من تشکیل یک هیأت داوران شبیه مسابقات اسکیت نمایشی المپیک است؛ گروهی از کارشناسان ــ ترجیحاً روزنامهنگاران! ــ که به عملکرد هر تیم از ۱۰ نمره بدهند.
اتفاقاً آنها میتوانند پیش از پایان ۹۰ دقیقه هم امتیازهای خود را آماده کنند تا هم به تعیین برنده کمک شود و هم خبرنگاران راحتتر به ضربالاجلهای انتشار مطالبشان برسند!
بگذارید «اسکایجو» تکلیف را مشخص کند!
جیمز هورنکاسل/ هر تیم ملی برای گذراندن وقت، سرگرمی مخصوص خودش را دارد.
بعضیها دارت بازی میکنند و بعضی دیگر، مثل تیم ملی انگلیس، این روزها مشغول اسکایجو هستند؛ یک بازی کارتی بسیار اعتیادآور که اتفاقاً، من هم در آن مهارت فوقالعادهای دارم!
پیشنهاد من ساده است. اگر پس از ۱۲۰ دقیقه هنوز برندهای مشخص نشده باشد، داور یک سکه بیندازد. تیمی که درست حدس بزند، حق دارد بازی جایگزینی را که خودش انتخاب میکند، برای تعیین برنده معرفی کند.
اگر کار به اینجا برسد، من با کمال میل حاضر میشوم برای تیم ملی انگلیس در مسابقه اسکایجو بازی کنم؛ چون در چندین سفر اسکی، ژولین لورن، جیمز ریچاردسون و رافائل هونیگشتاین را در این بازی کاملاً شکست دادهام و وادارشان کردهام تسلیم شوند!
شاید دقیقاً به همین روش باشد که انگلیس بالاخره قهرمان جام جهانی شود!
تک به تک شدن از فاصله ۳۵ یاردی
الیور کی/ ضربات پنالتی شاید کاملاً رضایتبخش نباشند، اما دستکم سیستم فعلی ابتدا به دو تیم فرصت کافی میدهد تا در ۱۲۰ دقیقه تکلیف بازی را مشخص کنند و اگر همچنان مساوی بودند، همهچیز به آزمونی از مهارت و اعصاب سپرده میشود.
به همین دلیل، من معتقدم این سیستم آنقدرها هم ایراد ندارد که نیاز به تغییر اساسی داشته باشد.
با این حال، اگر قرار باشد جایگزینی برای آن انتخاب شود، من بهشدت طرفدار همان روشی هستم که لیگ فوتبال آمریکا (امالاس) در سالهای ابتدایی فعالیتش به کار میبرد.
در آن سیستم، بازیکن از فاصله ۳۵ یاردی حرکت خود را آغاز میکرد و 5 ثانیه فرصت داشت تا دروازهبان را شکست دهد؛ چه با یک شوت زودهنگام و چه با دریبل زدن و نزدیک شدن به دروازه.
وقتی اواخر دهه ۱۹۹۰ برای نخستین بار این شیوه را دیدم، تصور میکردم بهزودی در سراسر فوتبال جهان مورد استقبال قرار خواهد گرفت.
اما برعکس، این ایده کنار گذاشته شد؛ اتفاقی که هنوز هم برایم عجیب است.
برخلاف بسیاری از ایدههایی که معمولاً بهعنوان «نوآوریهای آمریکایی» در فوتبال مورد انتقاد قرار میگیرند، این یکی واقعاً ایده خوبی بود.
گل طلایی با کاهش تعداد بازیکنان
فیلیپ کاردناس/ من هیچوقت این بحثهای همیشگی درباره ضربات پنالتی را درک نکردهام.
پنالتی بخشی از فوتبال است و اگر فکر میکنید راه درستی برای تعیین برنده یک مسابقه نیست، احتمالاً هیچوقت خودتان پشت یک ضربه پنالتی قرار نگرفتهاید.
در ایالات متحده، اغلب به ضربات پنالتی به چشم نوعی فرار از مسئولیت نگاه میشود؛ انگار که این روش با روح واقعی ورزش همخوانی ندارد.
برخی منتقدان هم تصور میکنند زدن پنالتی آنقدر آسان است که هیچ بازیکنی نباید آن را از دست بدهد.
البته وقتی تیمی که از آن حمایت میکنم در ضربات پنالتی شکست میخورد، تحملش واقعاً سخت است.
اما فوتبال همین است.
با این حال، اگر مجبور باشم جایگزینی برای پنالتیها پیشنهاد دهم، قانون گل طلایی را دوباره اجرا میکنم.
علاوه بر آن، پس از پایان نخستین وقت اضافه، از هر تیم یک بازیکن و در نهایت حداکثر دو بازیکن کم میکنم تا فضاهای بیشتری ایجاد شود و احتمال به ثمر رسیدن گل برتری افزایش پیدا کند.
با وجود همه اینها، هنوز هم معتقدم ضربات پنالتی بخشی از میراث فوتبال هستند.

حذف بازیکنان در وقت اضافه
لوکاس ویسه/ مثل خیلی از همکارانم، من عاشق ضربات پنالتی هستم.
قطعاً اگر طرفدار تیم بازنده باشید، تجربهای دردناک است، اما در عین حال این لحظه، آزمون نهایی استقامت ذهنی است.
بهعنوان بازیکن، شما تنها روی نقطه پنالتی میایستید و برای کشورتان تلاش میکنید گل بزنید. بهعنوان دروازهبان هم باید در همان لحظه حساس حاضر باشید و مهاری انجام دهید که میتواند سرنوشت بازی را تغییر دهد.
اگر قرار باشد تغییری در این روند بدهم، ترجیح میدهم در وقت اضافه ۳۰ دقیقهای، در بازههای مشخص بازیکنان حذف شوند.
در نهایت بازی به حالت هفتبههفت میرسد؛ حدی که من برای آن در نظر میگیرم.
این کار فضای زمین را بازتر میکند و موقعیتهای گل بیشتری ایجاد میشود، در نتیجه احتمال رسیدن به ضربات پنالتی کمتر خواهد شد.
با این حال، من نمیخواهم ضربات پنالتی حذف شوند. درام آنها را دوست دارم و آن حس دوگانه شادی برای برنده و ناامیدی برای بازنده برایم جذاب است.
پنالتیها را نگه دارید، وقت اضافه را حذف کنید
آدام کرافتون/ ضربات پنالتی یک راه عالی برای تعیین نتیجه بازی هستند؛ آزمون نهایی اعصاب، شخصیت و مهارت. پس رهایش نکنید!
چیزهای زیادی وجود دارد که میتواند بهعنوان راهی ناعادلانه یا ناقص برای تعیین نتیجه یک بازی در جریان مسابقه تلقی شود. من با وقت اضافه مشکل بیشتری دارم؛ بخشی که اغلب بیروح و کمهیجان است، با تعویضهای زیاد تغییر چهره میدهد، ترس از اشتباه در آن بالاست و معمولاً به تیم به اصطلاح قویتر فرصت میدهد تا اشتباهات ۹۰ دقیقه اول را جبران کند.
شخصاً یا زمان نیمههای وقت اضافه را کمتر میکنم، یا آن را کاملاً حذف کرده و مستقیم به ضربات پنالتی میروم؛ هرچند میدانم این کار میتواند باعث شود تیمها در زمان عادی بیش از حد محتاط شوند.
دو 100متر؟
تام بوگرت/ برای بازی مرحله یکسیودوم نهایی ایالات متحده مقابل بوسنی، بهطور اختصاصی، من چیزی هیجانانگیزتر از ضربات پنالتی پیشنهاد میکنم؛ یک مسابقه ۱۰۰ متری بین ادین ژکو ۴۰ ساله و تیم ریم ۳۸ ساله. شاید هم قبلش به سراغ تبلیغات برویم؛ مثل استراحتهای هیدراتاسیون با اسپانسر پاورید.
مسابقه بالخوری؟
فیل هی/ضربات پنالتی بهوضوح بهترین راهحل هستند. هیچکس نمیتواند نظر من را عوض کند. اما اگر راه دیگری وجود داشته باشد، میتوان دو بازیکن مشخص را پشت میزی در دایره مرکزی زمین نشاند تا به نوبت بال مرغ بخورند.
بعضی از بالها با سس لیمو و سبزی ملایم هستند. بعضی دیگر در ادویهای آتشین خوابانده شدهاند؛ معادل یک قمار جسورانه. بازی تا زمانی ادامه پیدا میکند که یکی از بازیکنان تسلیم شود. بیایید اسمش را «رولت روسی نسل زد» بگذاریم.
مارکو آرناتوویچ از اتریش، حریف کابوسوار شما در این سناریو خواهد بود. فلفل اسکاتچ بونت هم حتی به کنارهها نمیرسد. فیفا هم میتواند استراحتهای آبرسانی را در این بین جا بدهد. بیایید شروع کنیم.
انتهای پیام/