اخبار
30285
محمود ملاقاسمی هم رفت کنار حبیبی و موحد
وداع با آخرین بازمانده
مدتها بود که خبری از اسطوره کشتی ایران نبود. مردی همدوره با مردانی از جنس طلا برای کشتی ایران که سالها بود به دلیل بیماری با مشکلات زیادی روبهرو شده بود. حالا از او خبری آمده است. خبری تلخ و ناراحت کننده که حکایت دارد او هم به عبدالله موحد و امامعلی حبیبی و سایر قهرمانان دوره طلایی کشتی ایران پیوسته است.
محمود ملاقاسمی، آخرین بازمانده تیم ملی کشتی آزاد اعزامی به مسابقات جهانی 1951 هلسینکی فنلاند بود. تیمی که برای اولینبار با هدایت صائب اریکان راهی مسابقات قهرمانی جهان شد.
محمود ملاقاسمی به همراه محمدمهدی یعقوبی، مهدی مقرب، علی غفاری، عبدالله مجتبوی، غلامرضا تختی، عباس زندی و احمد وفادار ترکیب تیم ملی کشتی آزاد به مسابقات قهرمانی جهان بودند که محمود ملاقاسمی آخرین بازمانده این تیم بود که او هم دارفانی را وداع گفت.
با وجودیکه از محمود ملاقاسمی در این سالهای اخیر خبری نبود اما نامی نبود که در غبار زمان گم شود؛ مردی از جنس پولاد و اخلاق، از نسل پهلوانانی که کشتی را نه فقط روی تشک، که در سجاده جوانمردی معنا میکردند.
محمود ملاقاسمی آخرین بازمانده نسل جوانمردان کشتی ایران است که از آنها نیکنامی و افتخار به جای مانده است.
محمود ملاقاسمی هم مثل همنسلیهای خودش است، وقتی یادش میکنی، بیش از آنکه تصویرِ کسب مدالهای جهانی و المپیک پیش چشمانمان بیاید، تصویرِ آن «معرفت و نجابت» در ورزش آن روزگار جان میگیرد.
در روزگاری که کشتی با پوست و گوشت مردم گره خورده بود، ملاقاسمی و همتیمیهایش با قامت استوار و نگاهی که همیشه بوی فروتنی میداد، نشان داد که قهرمانی در سکوی نخست، تنها قطعهای کوچک از پازل بزرگِ «ماندگاری» است. او از نسلِ کشتیگیرانی بود که برای نامِ ایران، نه برای نامِ خویش، بند کفشهایش را محکم میکرد.
امروز که به کارنامه افتخاراتش نگاه میکنیم، به مدال نقره المپیک ۱۹۵۲ هلسینکی و برنز جهانی ۱۹۵۱ هلسینکی میرسیم؛ اما شاید بزرگترین مدال او، همان احترامی باشد که هنوز بعد از دههها، در صدای لرزانِ پیشکسوتان و یادِ نسل قدیمِ کشتی، زنده است.
محمود ملاقاسمی اگر چه سالها بود با عصا راه میرفت و حتی این اواخر دیگر با عصا هم نمیتوانست حرکت کند اما نمادِ یک «آرامشِ پرقدرت» بود. او ثابت کرد که میتوان قهرمانِ جهان بود، میتوان در اوجِ قلههای افتخار ایستاد و با اینهمه، همچنان همان «آقای بیادعای» همیشگی باقی ماند. او بخشی از شناسنامه کشتی ایران است؛ شناسنامهای که با عرقِ جبین و شرافتِ پهلوانانِ قدیمی امضا شده است. او سالها در خانه نشست و در بستر بیماری ماند و کمتر کسی سراغی از او گرفت اما هرگز لب به گلایه نگشود. هرگز از وزیری یا رئیس فدراسیونی چیزی نخواست و همیشه با وجود هزار و یک مشکلی داشت، در خلوت خود آرام و متین نشست تا پیک مرگ به سراغش بیاید. یاد و نامش در قلبِ ورزش دوستان ایرانی همواره به نیکی میماند؛ چرا که مصداق همان جمله کلیشهای است که میگوید قهرمانانِ واقعی هرگز نمیمیرند، بلکه تنها به تالارِ خاطراتِ ابدی یک ملت کوچ میکنند. ورزش ایران در این یک سال گذشته اسطورههای بزرگی را از دست داد، قهرمانان اساطیری که شاید هیچ وقت نظیر آنها نیاید و چقدر جای این قهرمانان در ورزش ایران خالی خواهد بود. چقدر دلمان برای ملاقاسمی، موحد و حبیبی که در این یک سال اخیر از دستشان دادیم تنگ خواهد شد.
انتهای پیام/
محمود ملاقاسمی، آخرین بازمانده تیم ملی کشتی آزاد اعزامی به مسابقات جهانی 1951 هلسینکی فنلاند بود. تیمی که برای اولینبار با هدایت صائب اریکان راهی مسابقات قهرمانی جهان شد.
محمود ملاقاسمی به همراه محمدمهدی یعقوبی، مهدی مقرب، علی غفاری، عبدالله مجتبوی، غلامرضا تختی، عباس زندی و احمد وفادار ترکیب تیم ملی کشتی آزاد به مسابقات قهرمانی جهان بودند که محمود ملاقاسمی آخرین بازمانده این تیم بود که او هم دارفانی را وداع گفت.
با وجودیکه از محمود ملاقاسمی در این سالهای اخیر خبری نبود اما نامی نبود که در غبار زمان گم شود؛ مردی از جنس پولاد و اخلاق، از نسل پهلوانانی که کشتی را نه فقط روی تشک، که در سجاده جوانمردی معنا میکردند.
محمود ملاقاسمی آخرین بازمانده نسل جوانمردان کشتی ایران است که از آنها نیکنامی و افتخار به جای مانده است.
محمود ملاقاسمی هم مثل همنسلیهای خودش است، وقتی یادش میکنی، بیش از آنکه تصویرِ کسب مدالهای جهانی و المپیک پیش چشمانمان بیاید، تصویرِ آن «معرفت و نجابت» در ورزش آن روزگار جان میگیرد.
در روزگاری که کشتی با پوست و گوشت مردم گره خورده بود، ملاقاسمی و همتیمیهایش با قامت استوار و نگاهی که همیشه بوی فروتنی میداد، نشان داد که قهرمانی در سکوی نخست، تنها قطعهای کوچک از پازل بزرگِ «ماندگاری» است. او از نسلِ کشتیگیرانی بود که برای نامِ ایران، نه برای نامِ خویش، بند کفشهایش را محکم میکرد.
امروز که به کارنامه افتخاراتش نگاه میکنیم، به مدال نقره المپیک ۱۹۵۲ هلسینکی و برنز جهانی ۱۹۵۱ هلسینکی میرسیم؛ اما شاید بزرگترین مدال او، همان احترامی باشد که هنوز بعد از دههها، در صدای لرزانِ پیشکسوتان و یادِ نسل قدیمِ کشتی، زنده است.
محمود ملاقاسمی اگر چه سالها بود با عصا راه میرفت و حتی این اواخر دیگر با عصا هم نمیتوانست حرکت کند اما نمادِ یک «آرامشِ پرقدرت» بود. او ثابت کرد که میتوان قهرمانِ جهان بود، میتوان در اوجِ قلههای افتخار ایستاد و با اینهمه، همچنان همان «آقای بیادعای» همیشگی باقی ماند. او بخشی از شناسنامه کشتی ایران است؛ شناسنامهای که با عرقِ جبین و شرافتِ پهلوانانِ قدیمی امضا شده است. او سالها در خانه نشست و در بستر بیماری ماند و کمتر کسی سراغی از او گرفت اما هرگز لب به گلایه نگشود. هرگز از وزیری یا رئیس فدراسیونی چیزی نخواست و همیشه با وجود هزار و یک مشکلی داشت، در خلوت خود آرام و متین نشست تا پیک مرگ به سراغش بیاید. یاد و نامش در قلبِ ورزش دوستان ایرانی همواره به نیکی میماند؛ چرا که مصداق همان جمله کلیشهای است که میگوید قهرمانانِ واقعی هرگز نمیمیرند، بلکه تنها به تالارِ خاطراتِ ابدی یک ملت کوچ میکنند. ورزش ایران در این یک سال گذشته اسطورههای بزرگی را از دست داد، قهرمانان اساطیری که شاید هیچ وقت نظیر آنها نیاید و چقدر جای این قهرمانان در ورزش ایران خالی خواهد بود. چقدر دلمان برای ملاقاسمی، موحد و حبیبی که در این یک سال اخیر از دستشان دادیم تنگ خواهد شد.
انتهای پیام/