سناریوی آشنا برای فرار از انتقادها و ابقای سرمربی تیم ملی تا جام ملتها
دستیاران قلعهنویی قربانی میشوند؟
حمله فیروز کریمی به سعید الهویی یکی از اعضای کادر فنی تیم ملی در یک برنامه تلویزیونی موجی از واکنشها را به دنبال نداشت چرا که الهویی به خاطر برخاستن از مطبوعات ورزشی و نه بدنه فوتبال، با وجود یکدهه همکاری با قلعهنویی در تیمهای مختلف همچنان پایگاهی در بین اهالی فوتبال ندارد. اما این حمله میتواند از یک زوایه دیگر نیز بررسی و تحلیل شود؛ اینکه انگار جریانی راه افتاده که میخواهد دستیاران امیر قلعهنویی را قربانی ابقای او در سمتش تا موعد جام ملتهای آسیا کند.
چهار سال قبل پرسپولیس با یحیی گلمحمدی و گروه فنیاش بعد از دو قهرمانی لیگ برتر و یک بار حضور در فینال آسیا، در جنگ قهرمانی دوباره با رقیب سنتی خود قافیه را باخت تا تیم استقلال با سرمربیگری فرهاد مجیدی قهرمان شود. بعد از آن ناکامی –که البته نمیشد اسمش را ناکامی گذاشت- به خاطر توقعات ایجاد شده نزد هواداران پرسپولیس حملات سفت و سختی علیه کادر فنی سرخها صورت گرفت اما این حملات و انتقادهای غالباً غیرمنصفانه بیشتر از اینکه دامن یحیی گلمحمدی را بگیرد، حمید مطهری دستیار اول او و سایر مربیان ایرانی کادر فنی سرخها را هدف قرار داد.
در واقع انگار جریانی در مطبوعات و فضای مجازی به راه افتاد که ایرادی به گلمحمدی وارد نیست اما او باید تغییرات مهمی در ساختار کادر فنی و دستیاران خود ایجاد کند. به همین خاطر مطهری رفت و اوسمار آمد و البته یکی دو تغییر دیگر نیز – از جمله حضور مربی بدنساز خارجی به جای داخلی- در کادر فنی این تیم ایجاد شد تا دوباره سرخها به روال قهرمانی برگردند که البته اینبار دورانش طولانی نبود. البته مدتی بعد انتقادها دامن خود گلمحمدی به عنوان یکی از پرافتخارترین مربیان تاریخ باشگاه پرپسولیس را گرفت و او بعد از حذف از لیگ نخبگان آسیا با بطری آب معدنی و شعار هواداران خشمگین مواجه شد که حتی به نظر میرسید آن شعارها و حملات هم برنامهریزی شده بود.
حالا آنچه در فضای پیرامونی تیم ملی و به صورت مشخص کادر فنی شکل گرفته این شائبه را به ذهن متبادر میکند که انگار قلعهنویی برای ماندن باید از روی دستیاران خود عبور کند و آنها قربانی انتقاداتی میشوند که بعد از حذف تیم ملی به سمت کادر فنی نشانه رفته است.
واقعیت اینکه طی دو هفته گذشته انتقادات پرشماری از سوی کارشناسان، مربیان، پیشکسوتان و رسانهها به عملکرد تیم ملی در جام جهانی صورت گرفته و با اینکه بعضاً برخی از این عملکرد دفاع کردهاند اما تعداد منتقدان و آنهایی که دلسوزانه از تیم ملی و نمایشهایش ایراد گرفتهاند در مقایسه با حامیان آنچه در آمریکا اتفاق افتاد، کاملاً متفاوت است. در این میان طبیعی است که شایعات و گمانهزنیهایی درباره تغییر در کادر فنی تیم ملی نیز صورت بگیرد؛ کما اینکه تضاد و پارادوکس اخبار منتشر شده در این خصوص هم جالب توجه است.
از دیروز برخی رسانهها درباره پایان همکاری فدراسیون فوتبال با قلعهنویی نوشتند و برخی دیگر خبر از ابقای او تا جام ملتهای آسیا دادند که هیچ کدام تأیید نمیشود چراکه اساساً هیچ اظهارنظری از سوی مدیران فدراسیون فوتبال در این خصوص مطرح نشده و هیچکس نمیداند واقعاً مزه دهان آنها چیست.
با این حال هیچ بعید نیست جریانی که خواستار تغییر در کادر فنی تیم ملی شده پوششی برای حفظ بیسر و صدای امیر قلعهنویی در رأس کادر فنی تیم ملی باشد و اصلاً بعید نیست که دستیاران امیر، قربانی پروژه ابقای او تا جام ملتها شوند. رحمان رضایی، آندرانیک تیموریان، هومن افاضلی و سعید الهویی به علاوه قربانعلیپور بدنساز، حالا بیشتر از قبل باید برای از دست دادن جایگاه خود در تیم ملی احساس خطر کنند چراکه شاید قلعهنویی تحت فشار انتقادات برای اصلاح ساختار کادر فنی خود دستیاران و همراهان معتمد خود را کنار بگذارد و با اجبار فدراسیون فوتبال –در ظاهر- مثلاً رو به استفاده از دستیاران نامآشناتر داخلی یا حتی استفاده مجدد از مربیان خارجی بیاورد. در عین حال طی روزهای اخیر در همین راستا نام مانیکونه و گالیاردی ایتالیایی که در مقاطع مختلف کنار قلعهنویی حضور داشتند اما جدا شدند هم شنیده شد، نه به خاطر اینکه دوباره میخواهند برگردند بلکه از این منظر که شاید اگر آنها بودند شرایط کیفی تیم ملی در جام جهانی تغییر میکرد و چقدر خوب است که امیر دستیاران قویتری داشته باشد!
البته یک نکته مهم را باید در نظر داشت و آن اینکه قلعهنویی همواره هوای دوستان نزدیک خود را داشته و از آن دست مربیانی است که دستیاران معتمد خود را به هر تیمی که کوچ میکند، میبرد. در واقع سخت بتوان پذیرفت که او خیلی راحت از نامهایی مثل الهویی، تیموریان، رضایی و... عبور کند چرا که در منش مربیگری خود همواره به عباراتی مثل مرام و معرفت تأکید کرده اما شاید این آخرین راهش برای ابقا باشد.
در واقع میتوان انتظار داشت فدراسیون فوتبال و در رأس آن مهدی تاج برای حفظ امیر قلعهنویی در رأس کادر فنی تیم ملی رو به این سناریوی آشنا بیاورند و با شعار «اصلاح در ساختار کادر فنی» یا تقویت این کادر تغییراتی در بدنه مربیان تیم ملی ایجاد کرده و حداقل یکی دو نفر را قربانی کنند. البته شاید هم قلعهنویی نیازی به پیش بردن این سناریو از سوی فدراسیون فوتبال پیدا نکند و همچنان پای دستیاران و نزدیکان معتمد خود بماند که در این صورت یعنی راههای دیگری برا ابقا پیدا کرده یا میزان حمایت مهدی تاج و فدراسیون فوتبال از او آنقدری بوده است که نیاز به فراموش کردن موقتی عباراتی مثل مرام و معرفت در فوتبال نداشته باشد.
انتهای پیام/
چهار سال قبل پرسپولیس با یحیی گلمحمدی و گروه فنیاش بعد از دو قهرمانی لیگ برتر و یک بار حضور در فینال آسیا، در جنگ قهرمانی دوباره با رقیب سنتی خود قافیه را باخت تا تیم استقلال با سرمربیگری فرهاد مجیدی قهرمان شود. بعد از آن ناکامی –که البته نمیشد اسمش را ناکامی گذاشت- به خاطر توقعات ایجاد شده نزد هواداران پرسپولیس حملات سفت و سختی علیه کادر فنی سرخها صورت گرفت اما این حملات و انتقادهای غالباً غیرمنصفانه بیشتر از اینکه دامن یحیی گلمحمدی را بگیرد، حمید مطهری دستیار اول او و سایر مربیان ایرانی کادر فنی سرخها را هدف قرار داد.
در واقع انگار جریانی در مطبوعات و فضای مجازی به راه افتاد که ایرادی به گلمحمدی وارد نیست اما او باید تغییرات مهمی در ساختار کادر فنی و دستیاران خود ایجاد کند. به همین خاطر مطهری رفت و اوسمار آمد و البته یکی دو تغییر دیگر نیز – از جمله حضور مربی بدنساز خارجی به جای داخلی- در کادر فنی این تیم ایجاد شد تا دوباره سرخها به روال قهرمانی برگردند که البته اینبار دورانش طولانی نبود. البته مدتی بعد انتقادها دامن خود گلمحمدی به عنوان یکی از پرافتخارترین مربیان تاریخ باشگاه پرپسولیس را گرفت و او بعد از حذف از لیگ نخبگان آسیا با بطری آب معدنی و شعار هواداران خشمگین مواجه شد که حتی به نظر میرسید آن شعارها و حملات هم برنامهریزی شده بود.
حالا آنچه در فضای پیرامونی تیم ملی و به صورت مشخص کادر فنی شکل گرفته این شائبه را به ذهن متبادر میکند که انگار قلعهنویی برای ماندن باید از روی دستیاران خود عبور کند و آنها قربانی انتقاداتی میشوند که بعد از حذف تیم ملی به سمت کادر فنی نشانه رفته است.
واقعیت اینکه طی دو هفته گذشته انتقادات پرشماری از سوی کارشناسان، مربیان، پیشکسوتان و رسانهها به عملکرد تیم ملی در جام جهانی صورت گرفته و با اینکه بعضاً برخی از این عملکرد دفاع کردهاند اما تعداد منتقدان و آنهایی که دلسوزانه از تیم ملی و نمایشهایش ایراد گرفتهاند در مقایسه با حامیان آنچه در آمریکا اتفاق افتاد، کاملاً متفاوت است. در این میان طبیعی است که شایعات و گمانهزنیهایی درباره تغییر در کادر فنی تیم ملی نیز صورت بگیرد؛ کما اینکه تضاد و پارادوکس اخبار منتشر شده در این خصوص هم جالب توجه است.
از دیروز برخی رسانهها درباره پایان همکاری فدراسیون فوتبال با قلعهنویی نوشتند و برخی دیگر خبر از ابقای او تا جام ملتهای آسیا دادند که هیچ کدام تأیید نمیشود چراکه اساساً هیچ اظهارنظری از سوی مدیران فدراسیون فوتبال در این خصوص مطرح نشده و هیچکس نمیداند واقعاً مزه دهان آنها چیست.
با این حال هیچ بعید نیست جریانی که خواستار تغییر در کادر فنی تیم ملی شده پوششی برای حفظ بیسر و صدای امیر قلعهنویی در رأس کادر فنی تیم ملی باشد و اصلاً بعید نیست که دستیاران امیر، قربانی پروژه ابقای او تا جام ملتها شوند. رحمان رضایی، آندرانیک تیموریان، هومن افاضلی و سعید الهویی به علاوه قربانعلیپور بدنساز، حالا بیشتر از قبل باید برای از دست دادن جایگاه خود در تیم ملی احساس خطر کنند چراکه شاید قلعهنویی تحت فشار انتقادات برای اصلاح ساختار کادر فنی خود دستیاران و همراهان معتمد خود را کنار بگذارد و با اجبار فدراسیون فوتبال –در ظاهر- مثلاً رو به استفاده از دستیاران نامآشناتر داخلی یا حتی استفاده مجدد از مربیان خارجی بیاورد. در عین حال طی روزهای اخیر در همین راستا نام مانیکونه و گالیاردی ایتالیایی که در مقاطع مختلف کنار قلعهنویی حضور داشتند اما جدا شدند هم شنیده شد، نه به خاطر اینکه دوباره میخواهند برگردند بلکه از این منظر که شاید اگر آنها بودند شرایط کیفی تیم ملی در جام جهانی تغییر میکرد و چقدر خوب است که امیر دستیاران قویتری داشته باشد!
البته یک نکته مهم را باید در نظر داشت و آن اینکه قلعهنویی همواره هوای دوستان نزدیک خود را داشته و از آن دست مربیانی است که دستیاران معتمد خود را به هر تیمی که کوچ میکند، میبرد. در واقع سخت بتوان پذیرفت که او خیلی راحت از نامهایی مثل الهویی، تیموریان، رضایی و... عبور کند چرا که در منش مربیگری خود همواره به عباراتی مثل مرام و معرفت تأکید کرده اما شاید این آخرین راهش برای ابقا باشد.
در واقع میتوان انتظار داشت فدراسیون فوتبال و در رأس آن مهدی تاج برای حفظ امیر قلعهنویی در رأس کادر فنی تیم ملی رو به این سناریوی آشنا بیاورند و با شعار «اصلاح در ساختار کادر فنی» یا تقویت این کادر تغییراتی در بدنه مربیان تیم ملی ایجاد کرده و حداقل یکی دو نفر را قربانی کنند. البته شاید هم قلعهنویی نیازی به پیش بردن این سناریو از سوی فدراسیون فوتبال پیدا نکند و همچنان پای دستیاران و نزدیکان معتمد خود بماند که در این صورت یعنی راههای دیگری برا ابقا پیدا کرده یا میزان حمایت مهدی تاج و فدراسیون فوتبال از او آنقدری بوده است که نیاز به فراموش کردن موقتی عباراتی مثل مرام و معرفت در فوتبال نداشته باشد.
انتهای پیام/