سکوت قلعهنویی شکست اما هیچ ابهامی برطرف نشد
فرار از واقعیت با حمله تمام عیار به منتقدان
22 روز پس از حذف تیم ملی فوتبال ایران از جام جهانی ۲۰۲۶، امیر قلعهنویی با شکستن سکوت خود، به جمع مدیران فدراسیون فوتبال آمد و به منتقدان پاسخ داد؛ پاسخی که اگرچه در ذات خود قابل انتظار و حق طبیعی سرمربی تیم ملی است، اما در شیوه بیان و محتوای ارائهشده، بیش از آنکه به کاهش تنش کمک کند، به گسترش دامنه بحثها منجر شد.
در فوتبال حرفهای، پاسخگویی بخشی جداییناپذیر از مسئولیت سرمربی است اما تجربه نشان داده که این پاسخگویی، معمولاً در چهارچوبی چندصدایی و همراه با پذیرش سهمی از مسئولیت صورت میگیرد، نه در قالب روایتی یکسویه که صرفاً بر تبیین دیدگاه شخصی استوار باشد. در بسیاری از کشورهای صاحب فوتبال، پس از ناکامی در تورنمنتهای بزرگ، نشستهای خبری، گزارشهای فنی و حتی ارزیابیهای مستقل، بستری برای گفتوگوی جمعی درباره عملکرد تیم ملی فراهم میکنند.
قلعهنویی بخشی از ناکامی تیم ملی را به شرایط خاص ناشی از جنگ نسبت داد؛ موضوعی که نمیتوان آن را بهکلی نادیده گرفت. با این حال، آنچه در مستطیل سبز به نمایش درآمد، بیش از هر عامل بیرونی، بازتابی از افت فنی تیم ملی در سطحی بود که استانداردهای آن بهمراتب بالاتر از رقابتهای منطقهای است. جام جهانی، صحنهای است که در آن جزئیات فنی، آمادگی ذهنی و کیفیت تصمیمگیری در لحظات کلیدی، سرنوشت تیمها را رقم میزند؛ مؤلفههایی که در عملکرد تیم ملی ایران کمتر دیده شد.
نکته قابل تأمل دیگر، لحن کنایهآمیز در مواجهه با منتقدان است. در فوتبال حرفهای، نقد فنی، نه تهدید بلکه فرصتی برای اصلاح و پیشرفت تلقی میشود. از این منظر، واکنشهای احساسی یا تمسخرآمیز، نهتنها به اقناع افکار عمومی کمک نمیکند، بلکه فاصله میان کادر فنی و جامعه کارشناسی را افزایش میدهد. این در حالی است که نقد عملکرد تیم ملی، حقی مسلم برای هواداران، پیشکسوتان و حتی ناظران بیطرف است.
سرمربی تیم ملی، عملکرد ایران در جام جهانی را نشانه «اقتدار» توصیف کرده است؛ تعبیری که در برابر برخی واقعیتهای آماری و فنی، نیازمند بازنگری است. قرار گرفتن در رتبه نهم جدول تیمهای سوم، توقف مقابل ضعیفترین تیم گروه و از دست رفتن فرصت صعود، شاخصهایی هستند که در ارزیابی نهایی نمیتوان از آنها چشمپوشی کرد. در فوتبال حرفهای، نتیجه نهایی معیار اصلی قضاوت است و «اگر»ها، هرچند قابل طرح، جایگاهی در کارنامه رسمی ندارند.
مقایسه با گذشته نیز تصویر روشنتری ارائه میدهد. تیم ملی ایران در جام جهانی ۲۰۱۸، در گروهی دشوار مقابل اسپانیا، پرتغال و مراکش چهار امتیاز کسب کرد؛ عملکردی که اگرچه به صعود منجر نشد، اما بهدلیل کیفیت بازیها و سطح رقبا، مورد تحسین قرار گرفت. در مقابل، در نسخه ۲۰۲۶، با وجود افزایش تعداد تیمها به ۴۸، ایران حتی از مرحله گروهی عبور نکرد؛ موضوعی که نیازمند تحلیل دقیقتر و پذیرش مسئولیت از سوی کادر فنی است.
نگاهی به نمونههای بینالمللی، چهارچوبی روشن برای مواجهه با چنین شرایطی ارائه میدهد. در سالهای اخیر، مربیان متعددی پس از ناکامی در تورنمنتهای بزرگ، با موجی از انتقادات جدی مواجه شدهاند و در بسیاری از موارد، یا خود استعفا دادهاند یا از سمت خود کنار گذاشته شدهاند. برای مثال، پس از حذف زودهنگام آلمان در جام جهانی ۲۰۱۸، یواخیم لو با فشار شدید رسانهها روبهرو شد و نهایتاً پس از یورو ۲۰۲۰ از سمت خود کنارهگیری کرد. در اسپانیا، لوئیس انریکه پس از ناکامی در جام جهانی ۲۰۲۲ قطر، جای خود را به کادر فنی جدید داد. در بلژیک، روبرتو مارتینس پس از حذف در همان رقابتها، مسئولیت نتایج را پذیرفت و استعفا کرد.
این روند تنها به تیمهای اروپایی محدود نمیشود. در آمریکای جنوبی، تیته پس از حذف برزیل در جام جهانی ۲۰۲۲، بدون توسل به توجیهات بیرونی، از سمت خود کنارهگیری کرد. در مکزیک، جراردو مارتینو پس از ناکامی در صعود از مرحله گروهی، مسئولیت را پذیرفت و کنار رفت. حتی در آسیا، مربیانی مانند هاجیمه موریاسو، با وجود نتایج قابل قبول، تحت فشار شدید رسانهای قرار گرفتند و ناچار به پاسخگویی دقیق شدند.
در مجموع، در یک بازه زمانی نسبتاً کوتاه، میتوان به حدود ۱۵ سرمربی تیمهای ملی اشاره کرد که پس از ناکامی در رقابتهای مهم، از سمت خود کنار رفتند یا برکنار شدند؛ وجه مشترک بسیاری از این موارد، پذیرش صریح مسئولیت و پرهیز از گره زدن ناکامیها به «اما» و «اگر»های بیرونی بود.
فوتبال ایران نیز برای عبور از این مقطع، نیازمند چنین رویکردی است. پذیرش واقعیت، گفتوگوی سازنده با منتقدان و ارائه برنامهای روشن برای آینده، میتواند به بازسازی اعتماد عمومی کمک کند. در غیر این صورت، تداوم تقابلهای لفظی، نهتنها کمکی به حل مسائل نمیکند، بلکه مسیر اصلاح را نیز دشوارتر خواهد ساخت.
در نهایت، آنچه اهمیت دارد، نه صرفاً پاسخ به انتقادات، بلکه کیفیت این پاسخها و میزان همخوانی آنها با واقعیتهای فنی و آماری است. فوتبال حرفهای بیش از هر چیز به شفافیت، مسئولیتپذیری و نگاه رو به جلو نیاز دارد؛ اصولی که میتوانند از دل هر ناکامی، زمینهساز موفقیتهای آینده شوند.
انتهای پیام/