string(63) "{"title":"","caption":"","location":["35.685745","51.4209478"]}"
محمدرضا رحیم‌پور

محمدرضا رحیم‌پور

فوتبال ایران

31380
ستاره‌های آماتور؛ میلیاردرهای بی‌اخلاق

از توهین در زمین چمن تا شکستن در رختکن و کتک‌‌‌کاری در تونل؛هیچ خبری از رفتار حرفه‌ای نیست

ستاره‌های آماتور؛ میلیاردرهای بی‌اخلاق

فوتبال ایران در سال‌های اخیر بیش از هر زمان دیگری درباره «فرهنگ»، «اصالت»، «احترام» و «فوتبال پاک» سخن گفته است؛ واژه‌هایی که در بیانیه‌های باشگاه‌ها، نشست‌های خبری، کمپین‌های رسانه‌ای و حتی پوسترهای مسابقات حساس، جایگاهی پررنگ پیدا کرده‌اند. اما مشکل از جایی آغاز می‌شود که فاصله میان آنچه در فضای رسمی فوتبال گفته می‌شود و آنچه در زمین مسابقه، روی سکوها و حتی در رختکن رخ می‌دهد، همچنان یکی از جدی‌ترین چالش‌های فوتبال ایران است.
دیدار استقلال و سپاهان در هفته سوم لیگ برتر فصل بیست‌وششم، نمونه تازه‌ای از همین تناقض بود؛ مسابقه‌ای که پیش از آغاز، تصویری متفاوت و حتی امیدوارکننده از فوتبال ایران ارائه کرد. دو باشگاه با انتشار پوستری مشترک از اصالت و احترام سخن گفتند و برای نخستین‌بار در چنین سطحی، همکاری رسانه‌ای مشترکی را به نمایش گذاشتند.
ایده، ایده خوبی بود؛ حتی می‌توان گفت یکی از معدود نمونه‌هایی بود که فوتبال ایران در آن تلاش کرد رقابت را در کنار احترام به رسمیت بشناسد. دو باشگاه می‌خواستند بگویند می‌توان رقیب بود، اما دشمن نبود؛ می‌توان برای 3 امتیاز جنگید، اما تاریخ و هویت طرف مقابل را زیر سؤال نبرد.
در عمل اما اتفاقات مسابقه فاصله قابل‌توجهی با این تصویر داشت. هواداران استقلال و سپاهان در مقاطعی علیه یکدیگر شعار دادند و بازیکنان نیز با درگیری‌ها و واکنش‌های درون زمین و حتی نسبت به سکوهای رقیب، صحنه‌هایی را رقم زدند که با پیام پوسترها و استوری‌های پیش از بازی همخوانی چندانی نداشت.
از دیدگاه رسانه‌ای، اقدام مشترک دو باشگاه را باید مثبت ارزیابی کرد. آنها نشان دادند که رقابت ورزشی الزاماً نباید به خصومت تبدیل شود و می‌توان پیش از یک مسابقه حساس، هویت، تاریخ و اعتبار دو باشگاه را در کنار یکدیگر قرار داد. چنین اقدامی حتی می‌توانست آغاز مسیری تازه در فرهنگ هواداری فوتبال ایران باشد؛ مسیری که در آن رقابت شدید باشد، اما احترام نیز پابرجا بماند.
مشکل اما دقیقاً از جایی آغاز می‌شود که پیام روی پوستر، تنها چند ساعت بعد از سوت پایان، با رفتار بخشی از بازیکنان و فضای پیرامونی مسابقه همخوانی نداشت. در چنین شرایطی، این سؤال مطرح می‌شود که آیا فرهنگ‌سازی در فوتبال ایران هنوز در سطح طراحی گرافیکی و انتشار بیانیه متوقف مانده است؟
اتفاقات این مسابقه نیز تنها به مستطیل سبز محدود نشد. در جریان بازی، میان سامان فلاح و رستم آشورماتوف از استقلال با عارف حاجی‌عیدی از سپاهان تنش و درگیری لفظی رخ داد. این اتفاق اگرچه خیلی زود پایان یافت، اما در پایان بازی، رفتار زشت بازیکن سپاهان جنجال بزرگی در فضای هواداری به راه انداخت؛ تا جایی که رئیس کمیته انضباطی از ورود فوری به این پرونده خبر داد. البته این تمام اتفاق نبود آریا یوسفی، بازیکن تیم فوتبال سپاهان نیز در پایان بازی زمانی که قصد ورود به رختکن را داشت با لگد در ورودی رختکن را نشانه رفت تا با این ضربه محکم در رختکن ورزشگاه شهر قدس را بشکند، موضوعی که از دید ناظر بازی پنهان نماند و حالا باید دید کمیته انضباطی در قبال این رفتار یوسفی چه تصمیمی اتخاذ خواهد کرد.

مسأله فقط یک نفر نیست
یکی از اشتباهات رایج در تحلیل چنین اتفاقاتی این است که همه‌چیز به یک بازیکن، یک حرکت یا یک جمله تقلیل داده شود. در حالی که مسأله بزرگ‌تر از این حرف‌هاست. وقتی بازیکن حرفه‌ای، مربی، مدیر، داور و هوادار در فضای یک مسابقه پرتنش، مرزهای رفتاری را فراموش می‌کنند، دیگر با یک «حادثه» ساده مواجه نیستیم؛ بلکه نشانه‌ای از یک مشکل ساختاری را می‌بینیم.
فوتبال حرفه‌ای صرفاً دریافت قراردادهای سنگین، حضور در لیگ برتر، پوشیدن پیراهن یک باشگاه بزرگ یا بازی در ورزشگاه‌های پرتماشاگر نیست. حرفه‌ای‌گری بخشی از شخصیت و رفتار ورزشکار است. بازیکنی که قرارداد میلیاردی دارد، اما در مواجهه با فشار مسابقه قادر به کنترل واکنش خود نیست، هنوز بخش مهمی از مفهوم حرفه‌ای‌گری را نیاموخته است.
در فوتبال روز دنیا، کنترل خشم، گفت‌وگوی صحیح با داور، مدیریت تنش میان بازیکنان و حتی نحوه واکنش به هواداران، بخشی از آموزش ورزشکار حرفه‌ای محسوب می‌شود. در ایران اما آموزش رفتاری اغلب به توصیه‌های پراکنده محدود می‌شود؛ آن هم زمانی که یک جنجال رسانه‌ای شکل گرفته است. به بیان ساده‌تر، فوتبال ایران هنوز بیشتر «بعد از چالش» واکنش نشان می‌دهد تا اینکه «قبل از چالش» برای پیشگیری آماده باشد.
اگر قرار باشد هر بار پس از یک درگیری، کمیته انضباطی وارد عمل شود، باشگاه بیانیه بدهد و رسانه‌ها چند روز درباره یک صحنه بحث کنند، اما هیچ برنامه‌ای برای جلوگیری از تکرار آن وجود نداشته باشد، در واقع با مدیریت بحران مواجه نیستیم؛ با عادت کردن به بحران مواجهیم.

هوادار؛ قربانی یا عامل بروز حاشیه؟
هواداری، بخش جدایی‌ناپذیر فوتبال است و شور و هیجان سکوها می‌تواند یکی از مهم‌ترین جذابیت‌های این ورزش باشد. نمی‌توان همه هواداران را با رفتار یک گروه یا چند شعار نماینده دانست. اما مسأله از جایی آغاز می‌شود که این هیجان از مرز رقابت عبور کرده و به توهین، تهدید و رفتارهای نفرت‌پراکنانه تبدیل شود.
مشکل زمانی پیچیده‌تر می‌شود که بازیکنان نیز در برابر چنین رفتارهایی واکنش متقابل نشان دهند. در این شرایط، یک چرخه معیوب شکل می‌گیرد؛ هوادار توهین می‌کند، بازیکن واکنش نشان می‌دهد، واکنش بازیکن دوباره سکوها را تحریک می‌کند و در نهایت مسابقه‌ای که قرار بود «جشن فوتبال» باشد، به میدان  تسویه‌حساب‌های لفظی و روانی تبدیل می‌شود.
بنابراین، هوادار نه صرفاً قربانی ماجراست و نه می‌توان او را تنها عامل حاشیه معرفی کرد. مسئولیت میان همه ارکان فوتبال تقسیم می‌شود. بازیکن حرفه‌ای باید بداند هر واکنشی که به سکو نشان می‌دهد، می‌تواند هزاران نفر را تحت تأثیر قرار دهد و باشگاه نیز باید برای کنترل چنین شرایطی برنامه داشته باشد.

قزوین؛ شعبه‌ای دیگر از حواشی
تنش‌ها و درگیری‌های میدانی در فوتبال ایران تنها به مسابقه استقلال و سپاهان محدود نمی‌شود. این پدیده منفی به بازی‌های کم‌اهمیت‌تر نیز تسری یافته و حتی دیدار شمس‌آذر و آلومینیوم، که از نظر رقابتی و تاریخی اهمیت کمتری داشت، شاهد تبدیل‌شدن زمین فوتبال به صحنه درگیری بازیکنان بود.
این اتفاق را نمی‌توان صرفاً یک برخورد لحظه‌ای یا اختلاف میان چند بازیکن دانست. تکرار چنین صحنه‌هایی در مسابقات مختلف، می‌تواند نشانه وجود مسأله‌ای عمیق‌تر در ساختار و نظام سازمانی و رفتاری فوتبال ایران باشد؛ مسأله‌ای که لزوماً ارتباطی با کمبود استعداد یا توانایی فنی بازیکنان و مربیان ندارد.
کتک‌کاری بازیکنان دو تیم بعد از بازی در تونل ورزشگاه نیز این پرسش را پررنگ‌تر می‌کند که آیا بازیکنان ما فقط در زمان امضای قرارداد، حرفه‌ای هستند؟ چرا در لحظه‌ای که باید بیش از همیشه شأن حرفه‌ای خود را حفظ کنند، رفتارهایی از آنها سر می‌زند که گاهی از یک بازیکن آماتور نیز انتظار نمی‌رود؟
این تناقض، شاید تلخ‌ترین بخش ماجرا باشد. فوتبال حرفه‌ای فقط قرارداد حرفه‌ای نیست؛ قرارداد باید نقطه آغاز مسئولیت حرفه‌ای باشد، نه پایان آن.

پرونده عجیب شجاع خلیل‌زاده
پرونده شجاع خلیل‌زاده در دیدار تراکتور و چادرملو نیز نمونه‌ای بود که بحث درباره تناسب مجازات و تخلف را دوباره مطرح کرد. در احکام منتشرشده، خلیل‌زاده به دلیل بدرفتاری نسبت به مقام رسمی مسابقه مشمول جریمه و محرومیت شد و درباره رفتار دیگری که در جریان همان دیدار در مقابل هواداران مطرح شده بود نیز بحث‌های جداگانه‌ای شکل گرفت.
رئیس کمیته انضباطی نیز در توضیح روند رسیدگی اعلام کرده بود که برخی تخلفات و پرونده‌ها از یکدیگر تفکیک شده‌اند و درباره رفتار مورد بحث در مقابل هواداران، پرونده جداگانه‌ای وجود داشته است. همچنین در گزارش‌های منتشرشده از توضیحات او، گذشت باشگاه چادرملو و شرایط ورزشگاه از عواملی عنوان شده که در ارزیابی پرونده مؤثر بوده است.
این پرونده و پرونده‌های انضباطی مشابه، در نهایت یک پرسش بزرگ‌تر را پیش روی فوتبال ایران قرار می‌دهند: آیا مجازات‌ها به اندازه‌ای شفاف، قابل پیش‌بینی و استاندارد هستند که بازیکن، باشگاه و هوادار دقیقاً بدانند برای هر رفتار چه هزینه‌ای خواهند پرداخت؟

استاندارد دوگانه؛ مشکل بزرگ‌تر
یکی از مخرب‌ترین اتفاقات در فوتبال، نه فقط وقوع تخلف، بلکه شکل‌گیری احساس بی‌عدالتی است. بازیکن و هوادار وقتی ببینند رفتار مشابه در دو پرونده با دو مجازات متفاوت مواجه شده، به‌سرعت به این نتیجه می‌رسند که قوانین برای همه یکسان اجرا نمی‌شود. از همان لحظه، اعتبار نهاد انضباطی آسیب می‌بیند و حتی حکمی که از نظر قانونی درست است نیز ممکن است از نگاه افکار عمومی ناعادلانه تلقی شود.
به همین دلیل، کمیته انضباطی بیش از هر چیز به «قابلیت پیش‌بینی» نیاز دارد. باید روشن باشد که توهین، رفتار ناشایست، درگیری با بازیکن حریف، بی‌احترامی به داور، ورود تماشاگر به زمین یا استفاده از الفاظ توهین‌آمیز، هر کدام چه پیامدی خواهند داشت. قانونی که هر بار به شکلی متفاوت اجرا شود، دیگر یک ابزار بازدارنده نیست؛ بلکه به تصمیمی موردی تبدیل می‌شود.

کمیته انضباطی؛ بازدارنده یا صندوق جریمه؟
اینجاست که نقش کمیته انضباطی فدراسیون فوتبال اهمیت بیشتری پیدا می‌کند. در فوتبال ایران، جریمه‌های نقدی به یکی از پرتکرارترین ابزارهای برخورد با تخلفات تبدیل شده‌اند. در فضای رسانه‌ای حتی رقمی در حدود ۸۳ میلیارد تومان به‌عنوان مجموع درآمد جریمه‌های کمیته انضباطی در نیم‌فصل نخست دوره قبل لیگ برتر مطرح شده است؛ رقمی که فارغ از میزان دقیق و روش محاسبه آن، بدون انتشار مستندات رسمی مالی فدراسیون نمی‌تواند یک آمار قطعی تلقی شود.
اما مسأله اصلی حتی عدد و رقم نیست؛ پرسش مهم‌تر این است که آیا جریمه مالی به‌تنهایی می‌تواند رفتار را اصلاح کند؟ پاسخ احتمالاً منفی است. وقتی بازیکنی با درآمد بسیار بالا چند صد میلیون تومان جریمه می‌شود، ممکن است این مبلغ برای او ناخوشایند باشد، اما لزوماً بازدارنده نیست.
مجازات زمانی اثر واقعی خواهد داشت که فرد بداند تکرار رفتار، هزینه‌ای مستقیم و جدی برای آینده حرفه‌ای او دارد؛ از محرومیت مؤثر و از دست دادن مسابقات حساس گرفته تا کاهش جایگاه در تیم یا تبعات حرفه‌ای گسترده‌تر. از همین رو، یکی از ایرادهای جدی نظام انضباطی فوتبال ایران، غلبه نگاه مالی بر نگاه تربیتی و بازدارنده است.

رسانه‌ها هم بخشی از این ماجرا هستند
در این میان، نمی‌توان تمام مسئولیت را بر دوش کمیته انضباطی گذاشت. مدیران رسانه‌ای باشگاه‌ها نیز مسئولیت مهمی دارند. اتفاقاً استقلال و سپاهان در همین مسابقه نشان دادند که ظرفیت انجام کار حرفه‌ای در حوزه رسانه را دارند. پوستر مشترک، استفاده از هویت تاریخی دو شهر و قرار دادن اسطوره‌های دو باشگاه در یک قاب، نمونه‌ای از اقدامی بود که می‌توانست فراتر از یک طراحی گرافیکی باشد. این دو باشگاه می‌توانستند پیام این همکاری را به زمین و سکوها نیز منتقل کنند: «رقیب، دشمن نیست.»
اما فرهنگ‌سازی فقط با طراحی پوستر اتفاق نمی‌افتد. باشگاهی که از «اصالت» صحبت می‌کند، باید در واکنش به رفتار بازیکنان خود نیز همان حساسیت را نشان دهد. باشگاهی که از «احترام» می‌گوید، باید در برابر توهین هواداران خود نیز واکنشی روشن و مسئولانه داشته باشد. و باشگاهی که از «فوتبال پاک» حرف می‌زند، باید نشان دهد این عبارت فقط یک شعار تبلیغاتی برای روز مسابقه نیست.
فوتبال ایران بیش از پوستر به آموزش نیاز دارد. مسأله فرهنگ با یک بیانیه یا کمپین تبلیغاتی حل نخواهد شد؛ این تغییر باید از پایه آغاز شود. بازیکنان باید آموزش ببینند که چگونه خشم خود را کنترل کنند، چگونه با داور صحبت کنند، چگونه با توهین‌های سکوها برخورد کنند و چگونه در شرایط بحرانی از واکنش‌های لحظه‌ای فاصله بگیرند. برای سرمربیان و مدیران نیز باید آموزش‌هایی در زمینه مدیریت بحران در نظر گرفته شود.

«اصالت» باید از پوستر به زمین منتقل شود
استقلال و سپاهان با آن پوستر مشترک، ناخواسته یک آزمون بزرگ برای فوتبال ایران ساختند. دو باشگاه می‌خواستند نشان دهند که می‌توان رقابت داشت و همزمان به تاریخ و هویت رقیب احترام گذاشت؛ اما نتیجه این مسابقه فقط دو گل استقلال و صفر گل سپاهان نبود. این مسابقه یک سؤال فرهنگی نیز از فوتبال ایران پرسید: آیا ما واقعاً آماده‌ایم «رقیب» را به رسمیت بشناسیم؟
اصالت تنها تصویر یک اسطوره روی پوستر نیست. اصالت یعنی وقتی تیم شما می‌بازد، بهانه‌جویی نکنید؛ وقتی می‌برید، حریف را تحقیر نکنید؛ وقتی داور اشتباه می‌کند، او را تهدید نکنید؛ وقتی هوادار حریف شعار می‌دهد، پاسخ شما توهین نباشد؛ و وقتی بازیکن خودی رفتاری خارج از چهارچوب انجام می‌دهد، صرفاً به دلیل پوشیدن پیراهن تیم از او دفاع نکنید.
این همان نقطه‌ای است که فوتبال ایران هنوز با آن فاصله دارد.
اگر قرار است فوتبال ایران از چالش فرهنگی خود عبور کند، باید جریمه، محرومیت، آموزش، رسانه و مدیریت باشگاه‌ها در یک مسیر قرار بگیرند. باید مشخص شود که رفتار حرفه‌ای فقط برای کنفرانس خبری نیست و فوتبال پاک نیز فقط عبارتی جذاب برای پوسترهای پیش از مسابقه نیست.
فوتبال ایران برای تغییر، نه به شعارهای بزرگ‌تر، بلکه به رفتارهای درست‌تر نیاز دارد؛ رفتاری که اگر روزی به اندازه پوسترهای زیبا جدی گرفته شود، شاید فوتبال ایران بالاخره بتواند از مرحله حرف‌زدن درباره فرهنگ عبور کند و آن را در عمل نشان دهد.


انتهای پیام/
دیدگاه ها
آخرین‌های فوتبال ایران