فوتبال ایران
31528
وقتی فوتبال به جنگ هویتها تبدیل میشود
از بوئنوسآیرس تا تهران
فوتبال گاهی از یک بازی ساده فراتر میرود؛ از مرزهای مستطیل سبز عبور میکند و به بخشی از هویت یک شهر و حتی یک ملت تبدیل میشود. در چنین شرایطی، «دربی» دیگر فقط ۹۰ دقیقه رقابت برای سه امتیاز نیست. پشت هر تقابل، تاریخی از اختلافهای طبقاتی، مذهبی، سیاسی و فرهنگی قرار دارد؛ تاریخی که در روز مسابقه دوباره زنده میشود.
از بوئنوسآیرس تا گلاسکو و از استانبول تا تهران، شهرآوردهایی وجود دارند که میلیونها نفر را پای تلویزیون مینشانند و گاهی حتی فضای یک شهر را برای چند ساعت تغییر میدهند. اینجا فوتبال، زبان مشترک یک جامعه برای بیان تفاوتهایش است.
سوپرکلاسیکو؛ جنگ بوکا و ریور
کمتر دربیای در جهان به اندازه سوپرکلاسیکوی آرژانتین با واژه «تعصب» گره خورده است. تقابل بوکا جونیورز و ریور پلیت در بوئنوسآیرس، نبرد دو غول فوتبال آرژانتین و یکی از مشهورترین رقابتهای جهان است؛ رقابتی که گفته میشود بخش بزرگی از فوتبالدوستان آرژانتین خود را متعلق به یکی از این دو باشگاه میدانند.
داستان از محله «لا بوکا» آغاز شد؛ جایی که هر دو باشگاه ریشههای خود را در آن پیدا کردند. اما مسیر دو تیم بهتدریج از یکدیگر جدا شد. ریور پلیت در سال ۱۹۳۸ به منطقه مرفهتر «نونیز» رفت و به دلیل هزینههای سنگین و بازیکنان گرانقیمت، لقب «میلیونرها» را به دست آورد. بوکا اما در لا بوکا ماند و هویت کارگری خود را حفظ کرد.
همین تفاوت، به بخشی از هویت این رقابت تبدیل شد؛ ریور با فوتبال زیبا و هجومی شناخته شد و بوکا با جنگندگی و تعصب.
نخستین دیدار رسمی دو تیم در سال ۱۹۱۳ برگزار شد و این رقابت در طول بیش از یک قرن، بارها به جنجال و درگیری کشیده شده است. حتی در سال ۱۹۳۱، یکی از مسابقات دو تیم پس از تنها ۳۱ دقیقه، به دلیل درگیری بازیکنان نیمهتمام ماند.در بوئنوسآیرس، روز سوپرکلاسیکو روز عادی نیست؛ شهری که فوتبال در آن گاهی شبیه یک مذهب رفتار میکند.

الکلاسیکو؛ فوتبال در سایه سیاست
اگر سوپرکلاسیکو نماد تعصب باشد، الکلاسیکو را باید یکی از سیاسیترین رقابتهای فوتبال جهان دانست.
رئال مادرید و بارسلونا، دو باشگاهی که روی کاغذ برای پیروزی در یک مسابقه فوتبال رقابت میکنند، در واقع نماینده دو هویت متفاوت نیز هستند. رئال مادرید در بخش مهمی از تاریخ معاصر اسپانیا با حکومت مرکزی و هویت اسپانیایی پیوند خورده و بارسلونا به نماد هویت کاتالان تبدیل شده است.
شعار معروف بارسلونا، «بیشتر از یک باشگاه»، شاید بهترین توصیف برای جایگاه این تیم در جامعه کاتالونیا باشد. در طرف مقابل، رئال مادرید نیز تنها یک باشگاه ورزشی نیست؛ باشگاهی که سالهاست نماد قدرت فوتبال پایتخت اسپانیا محسوب میشود.
از دیاستفانو و پوشکاش تا کرایف، مارادونا، رونالدو و مسی، بزرگترین ستارههای تاریخ فوتبال در این رقابت نقش داشتهاند. به همین دلیل، الکلاسیکو حتی برای کسانی که علاقهای به فوتبال اسپانیا ندارند، یک مسابقه ویژه است؛ مسابقهای که در آن فوتبال، تاریخ و سیاست به هم میرسند.

دربی میلان؛ رقابت دو همسایه زیر یک سقف
در میلان اما داستان شکل دیگری دارد. اینتر و میلان، دو غول فوتبال ایتالیا، در رقابتی موسوم به «دربی دلا مادونینا» روبهروی هم قرار میگیرند؛ نامی که از مجسمه مریم مقدس بر فراز کلیسای جامع میلان گرفته شده است.
ریشه جدایی دو باشگاه به سال ۱۹۰۸ بازمیگردد؛ زمانی که گروهی از اعضای میلان بر سر سیاست باشگاه در قبال بازیکنان خارجی از این تیم جدا شدند و باشگاه اینترناسیوناله را پایهگذاری کردند.
اما نکته جذاب این رقابت، تنها تاریخ تأسیس دو باشگاه نیست. اینتر و میلان سالهاست یک خانه مشترک دارند: ورزشگاه سنسیرو.
دو رقیب بزرگ، یک ورزشگاه، یک شهر و دو هویت متفاوت. همین همخانگی، به دربی میلان جذابیتی منحصربهفرد داده است؛ جایی که یک هفته ورزشگاه خانه یک تیم است و هفته بعد، خانه دشمن همیشگی.

دربی رم؛ پایتختی با دو چهره
در رم، رقابت میان رم و لاتزیو از جنس دیگری است. «دربی دلا کاپیتاله» یا دربی پایتخت، یکی از پرتنشترین مسابقات فوتبال ایتالیا محسوب میشود.
باشگاه رم در سال ۱۹۲۷ از ادغام چند تیم رمی شکل گرفت؛ هدف، ایجاد تیمی قدرتمند برای رقابت با باشگاههای شمال ایتالیا بود. لاتزیو تنها باشگاه مهمی بود که به این پروژه نپیوست و همین مسئله یکی از ریشههای رقابت تاریخی دو تیم شد.
نخستین دربی در سال ۱۹۲۹ برگزار شد و رم با یک گل پیروز شد. اما این رقابت خیلی زود از فوتبال فراتر رفت. تفاوتهای اجتماعی و غیر ورزشی میان بخشهایی از هواداران دو تیم، به فضای دربی رنگ سیاسی بخشید و در طول سالها، درگیریهای شدید میان هواداران نیز بارها خبرساز شد.
در رم، وقتی دو تیم وارد زمین میشوند، فوتبال برای ساکنان پایتخت ایتالیا به مسالهای شخصی تبدیل میشود.

دربی استانبول؛ نبرد دو سوی یک شهر
استانبول شاید تنها شهری باشد که دربی بزرگش را میتوان «بینقارهای» نامید.
گالاتاسرای در بخش اروپایی شهر و فنرباغچه در بخش آسیایی قرار دارند و رقابت این دو باشگاه، بیش از یک قرن است که فوتبال ترکیه را تحت تأثیر قرار داده است.
این رقابت در ابتدا تنها یک دوئل فوتبالی نبود؛ تفاوتهای اجتماعی و فرهنگی میان هواداران دو باشگاه نیز به آن هویت خاصی بخشید.
یکی از مشهورترین تصاویر تاریخ این دربی در سال ۱۹۹۶ ثبت شد؛ زمانی که «گرایم سونس»، سرمربی اسکاتلندی گالاتاسرای، پس از قهرمانی تیمش در جام حذفی، پرچم باشگاه را در میانه زمین فنرباغچه به اهتزاز درآورد. اقدامی که شاید از نظر ورزشی تنها چند ثانیه طول کشید، اما برای هواداران گالاتاسرای به یکی از ماندگارترین لحظات تاریخ باشگاه تبدیل شد.
دربی استانبول همچنان یکی از پرشورترین و پرتنشترین مسابقات فوتبال ترکیه است؛ مسابقهای میان دو سوی یک شهر که حتی جغرافیا هم نتوانسته آن را از هم جدا کند.

وقتی ۹۰ دقیقه، خلاصه یک قرن میشود
دربیها را نمیتوان تنها با تعداد گلها، قهرمانیها یا برد و باختها سنجید. اهمیت آنها در داستانی است که پشت هر مسابقه قرار دارد.
در بوئنوسآیرس، پایگاه اجتماعی و طبقه به فوتبال راه پیدا میکند. در گلاسکو، مذهب روی سکوها مینشیند. در بارسلونا، هویت منطقهای و سیاست به بخشی از رقابت تبدیل میشود. در استانبول، جغرافیا و تفاوتهای اجتماعی دو سوی شهر را مقابل هم قرار میدهد و در تهران، تاریخ فوتبال ایران در قالب رقابت استقلال و پرسپولیس روایت میشود.
شاید راز ماندگاری دربیها همین باشد؛ آنها مسابقهای میان ۲۲ بازیکن نیستند. پشت هر پیراهن، میلیونها هوادار ایستادهاند و پشت هر هوادار، خاطرهای شخصی از پیروزی، شکست، کریخوانی و افتخار وجود دارد.
به همین دلیل است که وقتی سوت آغاز یک دربی به صدا درمیآید، برای میلیونها نفر، یک مسابقه فوتبال آغاز نمیشود؛ یک روایت قدیمی دوباره زنده میشود.
انتهای پیام/