فوتبال ایران
31933
وقتی ترس از حریف، تواناییهای تراکتور را قربانی کرد
خودزنی تاکتیکی در دبی
شباب الاهلی تیمی نبود که تراکتور پرمهره نتواند شکستش دهد اما آنچه در زمین دیدیم، بیشتر از آنکه حاصل برتری حریف باشد، نتیجه تصمیمهایی بود که ظرفیتهای تراکتور را محدود کرد. شاید پیش از بازی نگرانی اصلی غیبت علیرضا بیرانوند بود، اما پارسا جعفری با چند واکنش عالی حتی مانع از شکست سنگینتر تراکتور شد. مسأله اصلی تراکتور جای دیگری بود: فاصله فنی نفرات اصلی با نیمکت و تصمیمهای تاکتیکی که این ضعف را تشدید کرد.
از ابتدای فصل، اختلاف سطح میان ترکیب اصلی و ذخیرههای تراکتور بهوضوح دیده میشد. مصدومیت مهدی ترابی و هاشمنژاد نیز این مشکل را جدیتر کرد چراکه تراکتور هنوز برای این دو بازیکن جایگزینهایی در سطح کیفی آنها پیدا نکرده است.
در فوتبال، سرمربی مسئول اول و آخر نتیجه است، اما جواد نکونام در این بازی بیش از یک مربی معمولی در شکلگیری نتیجه نقش داشت. نکونام به فوتبال دفاعی مشهور است و همین مسأله تفاوت اصلی این دیدار با بازی فصل گذشته تراکتور برابر همین تیم در همین ورزشگاه بود. تیم اسکوچیچ فصل گذشته گل اول را زد و پس از ۱۰ نفره شدن گل مساوی را دریافت کرد. سؤال اینجاست که چرا مدیران تراکتور با همین اسکلت، به سراغ مربیای با دکترین کاملاً متفاوت رفتند؟
نکونام با دو هافبک دفاعی، مهدی حسینی و خامروبکف، بازی را آغاز کرد و در خط دفاع نیز مشکل همیشگی ناهماهنگی شجاع با زوجهایش پابرجا بود. شجاع به دلیل سن بالا راحتتر جا میماند و زوج او دائماً باید بین وظیفه خود و پوشش فضای پشت سر شجاع انتخاب کند.
از سوی دیگر، دانیال و نادری عملاً از نفوذ منع شده بودند؛ در حالی که مهمترین ویژگی این دو، حضور در فاز هجومی است. نتیجه این دستورها حتی در عملکرد دانیال دیده شد؛ جایی که در دقیقه ۶۶ از میانه زمین پاس رو به عقب خطرناکی به گلر داد که پارسا جعفری به آن نرسید و توپ به کرنر رفت. وقتی بازیکنی باتجربه برخلاف غریزه فوتبالی خود بازی میکند، طبیعی است که دچار تردید شود.
در عمل، هفت بازیکن تراکتور با احتساب گلر، در یکسوم دفاعی حضور داشتند و تنها چهار بازیکن برای حمله باقی میماندند. در چنین شرایطی، انتظار خلق موقعیت و فشار مستمر روی حریف منطقی نیست.
بدتر از همه اینکه این سیستم، زهر حسینزاده را هم گرفت. بهترین گلزن و گلساز تراکتور پشت سر اشترکالی بازی کرد و هلیلوویچ نیز قرار بود نقش ترابی را ایفا کند؛ در حالی که خصوصیات فنی لازم برای این نقش را ندارد. حسینزاده هرچقدر هم توان دویدن داشته باشد، نمیتواند پس از هر توپگیری خودش را از عقب زمین به خط حمله برساند و همزمان کیفیت لازم برای ضربه آخر را حفظ کند. طبیعی بود که با ورود شیری و مغانلو و آزاد شدن دانیال و دانشگر، موقعیتهایی ایجاد شود، اما حسینزاده دیگر در جریان بازی نبود.
و در نهایت، غفلت از سردار آزمون؛ بازیکنی که در بازی قبلی دو تیم ستاره شباب الاهلی بود. سردار باید بهخصوص روی توپهای هوایی مهار میشد. او با سر گل زد که خوششانسی تراکتور آن را چند میلیمتر آفساید کرد و سپس پاس گل داد.
تراکتور شکست خورد، اما مسأله مهمتر این است که خودش بخش بزرگی از توان هجومیاش را خاموش کرد. تیمی با این کیفیت مهره، نباید با ترس از حریف بازی کند؛ باید از نقاط قوت خودش استفاده کند. برابر شباب الاهلی، تراکتور بیشتر از آنکه مغلوب قدرت حریف شود، مغلوب محدودیتهایی شد که بر خودش تحمیل کرد.
انتهای پیام/