گزارش
32125
موج جدید مهاجرت مربیان؛ چهار نمونه از چهار قاره فوتبالی
انگلیس و توخل؛ انتخاب یک آلمانی برای شکستن طلسم ۱۹۶۶
انگلیس یکی از واضحترین و پرسروصداترین نمونههای تغییر رویکرد در سالهای اخیر بوده است. اتحادیه فوتبال انگلیس در نوامبر ۲۰۲۴، پس از دوران طولانی هدایت گرت ساوتگیت، تصمیم گرفت مسیر متفاوتی را در پیش بگیرد و توماس توخل، مربی آلمانی را بهعنوان جانشین او انتخاب کند.
توخل پیش از این با کسب قهرمانی لیگ قهرمانان اروپا همراه چلسی و همچنین تجربه هدایت تیمهایی مانند پاریسنژرمن و بایرن مونیخ، کارنامهای قابلتوجه در فوتبال باشگاهی سطح اول اروپا داشت. هدف اتحادیه فوتبال انگلیس از این انتخاب روشن بود؛ رساندن این کشور به جامی که از سال ۱۹۶۶، یعنی تنها قهرمانی جهانی تاریخ این تیم، در انتظارش بوده است.
توخل در جام جهانی ۲۰۲۶ توانست انگلیس را تا مرحله نیمهنهایی هدایت کند، اما شکست دو بر یک مقابل آرژانتین مانع از راهیابی این تیم به فینال شد. انگلیس در نهایت در جایگاه سوم رقابتها قرار گرفت؛ نتیجهای که بهترین دستاورد این تیم در جام جهانی از زمان قهرمانی سال ۱۹۶۶ به شمار میرود.
پس از پایان مسابقات، برخی تصمیمهای تاکتیکی توخل در دقایق پایانی دیدار برابر آرژانتین با موجی از انتقادها روبهرو شد. خود او نیز در واکنش به این انتقادها، مسئولیت تغییرات تاکتیکی آن دیدار را پذیرفت. با این حال، اتحادیه فوتبال انگلیس نشان داد که همچنان به پروژه بلندمدت خود با این مربی آلمانی ادامه میدهد و توخل اکنون در حال آمادهسازی این تیم برای رقابتهای یورو ۲۰۲۸ است.
برزیل و آنچلوتی؛ یک انقلاب روی نیمکت سلسائو
اگر انتخاب توخل در انگلیس بحثبرانگیز بود، حضور کارلو آنچلوتی روی نیمکت تیم ملی برزیل را باید اتفاقی تاریخی و بیسابقه دانست. این مربی باتجربه ایتالیایی در سال ۲۰۲۵ هدایت برزیل را بر عهده گرفت و به این ترتیب به نخستین سرمربی خارجی این تیم در چند دهه اخیر تبدیل شد؛ اتفاقی که در کشوری با هویت فوتبالی بهشدت ملیگرا مانند برزیل، بهتنهایی خبرساز بود.
آنچلوتی با کارنامهای درخشان که پنج قهرمانی در لیگ قهرمانان اروپا را نیز شامل میشود، یکی از پرافتخارترین مربیان تاریخ فوتبال باشگاهی جهان محسوب میشود. فدراسیون فوتبال برزیل امیدوار بود تجربه گسترده او در مدیریت ستارههای بزرگ و حضور در تورنمنتهای حساس بتواند سلسائو را پس از سالها دوباره به قله فوتبال جهان بازگرداند.
شروع کار آنچلوتی با تیم ملی برزیل نیز امیدوارکننده به نظر میرسید. او در ۱۰ مسابقه نخست خود روی نیمکت این تیم، پنج پیروزی، دو تساوی و تنها سه شکست ثبت کرد. همین روند باعث شد فدراسیون فوتبال برزیل در ماه مه ۲۰۲۶ قرارداد او را تا جام جهانی ۲۰۳۰ تمدید کند؛ تصمیمی که نشان میداد پروژه این فدراسیون با آنچلوتی فراتر از یک دوره جام جهانی تعریف شده است.
ولی جام جهانی ۲۰۲۶ برای برزیل و آنچلوتی پایانی متفاوت از انتظارات داشت. تیم ملی برزیل در مرحله یکهشتم نهایی برابر نروژ متوقف و از دور رقابتها حذف شد. به این ترتیب، آنچلوتی نیز نتوانست به نخستین مربی خارجی تاریخ فوتبال تبدیل شود که جام جهانی را با تیمی غیر از کشور خودش فتح میکند. با وجود این نتیجه، قرارداد او با فدراسیون برزیل تا سال ۲۰۳۰ همچنان پابرجاست و این فدراسیون تصمیم گرفته پروژه بلندمدت خود را با این مربی ایتالیایی ادامه دهد.
هلند و ژاوی؛ یک خارجی برای فوتبال صاحبمکتب
هلند نیز در سال ۲۰۲۶ مسیری متفاوت و در نوع خود عجیب را انتخاب کرد. فدراسیون فوتبال این کشور در ماه اوت ۲۰۲۶، ژاوی هرناندز، ستاره سابق و مربی اسپانیایی را بهعنوان سرمربی جدید تیم ملی معرفی کرد؛ قراردادی که تا جام جهانی ۲۰۳۰ اعتبار دارد.
انتخاب ژاوی از این جهت قابلتوجه است که هلند خود یکی از مهمترین و تأثیرگذارترین مکاتب مربیگری فوتبال جهان را در اختیار دارد؛ مکتبی که نامهایی مانند یوهان کرویف، رینوس میشلز و لوئیس فنخال را در خود پرورانده است. ولی فدراسیون هلند ترجیح داد برای هدایت تیم ملی خود سراغ مربیای خارج از این مکتب برود.
ژاوی نیز در مراسم معرفی خود تلاش کرد فاصله میان هویت فوتبالی هلند و پیشینه خودش را کمرنگ کند. او به تأثیر چهرههایی مانند کرویف، میشلز و فنخال بر شکلگیری تفکر فوتبالیاش اشاره کرد؛ چهرههایی که هرچند هلندی بودند، اما میراث فکریشان در فوتبال اسپانیا و بهویژه در باشگاه بارسلونا نیز ریشه دوانده است. او حالا پروژهای چهارساله را با تیم ملی هلند آغاز کرده؛ پروژهای که نخستین آزمون بزرگ آن جام جهانی ۲۰۳۰ خواهد بود.
ایتالیا و رؤیای گواردیولا؛ وقتی نام بزرگ کافی نیست
ایتالیا نیز در تابستان ۲۰۲۶ تلاش کرد گامی بلند در همین مسیر بردارد. جیووانی مالاگو، رئیس فدراسیون فوتبال ایتالیا، تأیید کرد که میان این فدراسیون و پپ گواردیولا، یکی از تأثیرگذارترین مربیان تاریخ فوتبال باشگاهی، برای هدایت تیم ملی آتزوری مذاکراتی انجام شده است. جالب اینکه در جریان این مذاکرات، موضوع ایجاد استثناهای مالی برای جذب مربیای در چنین سطحی نیز مطرح شده بود.
این اتفاق نشان میدهد که مسأله موج مهاجرت مربیان فقط محدود به کشورهایی مانند انگلیس یا برزیل نیست. حتی ایتالیا، یکی از صاحبسبکترین و پرافتخارترین کشورهای تاریخ فوتبال جهان، برای بازسازی تیم ملی خود پس از سالها ناکامی حاضر شده به خارج از مرزهای خود نگاه کند. البته این مذاکرات در نهایت به توافق نهایی منجر نشد و گواردیولا هدایت تیم ملی ایتالیا را بر عهده نگرفت. با این حال، همین مذاکره بهتنهایی پیامی روشن داشت: در فوتبال ملی امروز، اعتبار و تجربه بینالمللی یک مربی میتواند بر ملیت او غلبه کند؛ حتی در کشوری با هویت فوتبالی بهشدت سنتی مانند ایتالیا.
چرا فدراسیونها به سراغ مربی خارجی میروند؟
بررسی روند اخیر فوتبال ملی نشان میدهد سه عامل اصلی را میتوان در شکلگیری این موج دخیل دانست.
نخستین عامل، محدودیت بازار مربیان داخلی در بالاترین سطح است. فدراسیونهای فوتبال برخلاف باشگاهها، معمولاً زمان بسیار محدودی برای کار با تیم ملی در اختیار دارند. تمرینات روزانه وجود ندارد و فرصت اصلاح اشتباهات بهمراتب کمتر از فوتبال باشگاهی است. به همین دلیل، تجربه یک مربی در مدیریت بازیکنان بزرگ، هدایت تیم در تورنمنتهای حساس و کنترل فشار رسانهای اهمیتی فوقالعاده پیدا میکند. از این منظر، هر سه مربی مورد بررسی در این گزارش، یعنی آنچلوتی، توخل و ژاوی، پیش از حضور در تیمهای ملی سالها در فوتبال باشگاهی سطح اول اروپا فعالیت کردهاند.
عامل دوم را باید در روند کلی جهانیشدن فوتبال جستوجو کرد. فوتبال امروز دیگر مجموعهای از مکتبهای کاملاً مجزا و جدا از هم نیست. تاکتیکها، روشهای آمادهسازی بدنی، تحلیل داده، علوم ورزشی و مدلهای مدیریتی تیم بهسرعت از کشوری به کشور دیگر منتقل میشود. در چنین فضایی، یک مربی خارجی میتواند مجموعهای غنی از تجربههای بینالمللی را وارد ساختار فنی یک تیم ملی کند؛ موضوعی که برای فدراسیونهایی که بهدنبال تغییر نسل بازیکنان یا تغییر سبک بازی خود هستند، جذاب به نظر میرسد.
سومین و شاید مهمترین عامل، فشار روزافزون برای کسب نتیجه است. در کشورهایی مانند برزیل و انگلیس، سطح انتظار هواداران و رسانهها برای قهرمانی بسیار بالاست. وقتی چند نسل متوالی از مربیان داخلی نتوانستهاند این سطح از انتظار را برآورده کنند، طبیعی است که فدراسیونها به گزینههایی خارج از چرخه سنتی مربیان داخلی خود نگاه کنند. در چنین شرایطی، انتخاب یک مربی خارجی میتواند نشانهای از تمایل فدراسیون برای ایجاد تغییری بنیادین در ساختار فنی تیم ملی تلقی شود.
آمار چه میگوید؟
جام جهانی ۲۰۲۶ از نظر آماری نیز نقطه عطفی در تاریخ فوتبال ملی به شمار میرود. از مجموع ۴۸ سرمربی حاضر در این دوره از رقابتها، ۲۸ نفر خارجی و تنها ۲۰ نفر بومی بودند؛ به این معنا که حدود ۵۸ درصد نیمکت تیمهای حاضر در جام جهانی در اختیار مربیانی قرار داشت که ملیت تیم تحت هدایتشان را نداشتند.
نکته قابلتوجه این است که این اتفاق تنها مختص تیمهای بزرگ و سنتی فوتبال جهان نبود. کشورهایی از قارهها و سطوح مختلف فوتبالی، از کانادا و آمریکا گرفته تا برزیل، پرتغال، بلژیک، غنا، عراق، عربستان، ازبکستان و آفریقای جنوبی، در این دوره از رقابتها سراغ مربیان خارجی رفتند. این گستردگی نشان میدهد که روند استفاده از مربیان خارجی دیگر پدیدهای محدود به یک قاره یا یک سطح خاص از فوتبال نیست.
از سوی دیگر، قاره اروپا به یکی از بزرگترین صادرکنندگان مربی در سطح جهان تبدیل شده است. مربیانی از کشورهای مختلف اروپایی در جام جهانی ۲۰۲۶ هدایت تیمهای ملی بسیاری از کشورهای دیگر را برعهده داشتند. به این ترتیب، میتوان گفت مهاجرت مربیان دیگر یک اتفاق موردی و پراکنده نیست، بلکه به بخشی از بازار جهانی فوتبال تبدیل شده است؛ بازاری که در آن مرزهای ملی بهتدریج اهمیت کمتری نسبت به گذشته پیدا میکنند.
اما جام جهانی ۲۰۲۶ چه پاسخی به «طلسم» داد؟
پاسخ جام جهانی ۲۰۲۶ به این پرسش تاریخی روشن بود: طلسم همچنان پابرجا ماند. توخل توانست انگلیس را تا نیمهنهایی رهبری کند، اما در نهایت نتوانست راهی به فینال این رقابتها پیدا کند. آنچلوتی نیز با برزیل در مرحله یکهشتم نهایی از دور رقابتها حذف شد. در نهایت، این اسپانیا با هدایت لوئیس دلافوئنته، مربی اسپانیایی بود که بر بام فوتبال جهان ایستاد.
به این ترتیب، جام جهانی ۲۰۲۶ نیز درست مانند تمام دورههای پیشین این رقابتها، نتوانست نخستین قهرمانی یک مربی خارجی را در تاریخ خود رقم بزند. با این حال، نکته مهمتر از خود نتیجه این است که ناکامی مربیان خارجی در این دوره از جام جهانی مانع ادامه این روند نشده است. فدراسیون فوتبال برزیل پیشتر و مستقل از نتیجه جام جهانی، قرارداد آنچلوتی را تا سال ۲۰۳۰ تمدید کرده بود و فدراسیون هلند نیز ژاوی را برای دورهای چهارساله تا همان جام جهانی، روی نیمکت خود نشانده است.
فوتبال ملی دیگر مرز نمیشناسد
موج حضور گسترده مربیان خارجی در تیمهای ملی فوتبال جهان، بخشی از تحول بزرگتری در ساختار فوتبال جهانی است. فدراسیونهای فوتبال دیگر لزوماً بهدنبال مربیای نیستند که از همان کشور برخاسته باشد؛ آنها امروز بیش از هر چیز بهدنبال تجربه بینالمللی، دانش تاکتیکی روزآمد، سابقه مدیریت بازیکنان ستاره و توانایی اثباتشده در کار در بالاترین سطح فوتبال جهان هستند.
جام جهانی ۲۰۲۶ این تغییر را به شکلی کمسابقه به نمایش گذاشت؛ ۲۸ مربی خارجی از میان ۴۸ سرمربی حاضر در مسابقات؛ رقمی که تا پیش از این هرگز در تاریخ جام جهانی ثبت نشده بود. با این حال، یک مرز تاریخی همچنان دستنخورده باقی مانده است. در طول ۲۲ دوره برگزاری جام جهانی، هیچ مربی خارجی نتوانسته تیمی غیر از کشور خودش را به قهرمانی جهان برساند؛ توخل به نیمهنهایی رسید، آنچلوتی در یکهشتم نهایی متوقف شد و در نهایت این اسپانیا با یک مربی اسپانیایی بود که جام را بالای سر برد.
حالا نگاه فوتبال جهان به سوی جام جهانی ۲۰۳۰ دوخته شده است؛ دورهای که در آن آنچلوتی همچنان روی نیمکت برزیل خواهد نشست و ژاوی هدایت هلند را برعهده خواهد داشت. پرسش بزرگی که پیش روی فوتبال ملی قرار دارد این است: آیا طلسم نزدیک به یکقرنی جام جهانی سرانجام در دوره ۲۰۳۰ شکسته خواهد شد یا فوتبال ملی همچنان، درست مانند تمام دورههای گذشته، افتخار قهرمانی جهان را تنها به مربیان بومی خواهد سپرد؟
پاسخ این پرسش میتواند یکی از جذابترین روایتهای چهار سال آینده فوتبال جهان باشد؛ روایتی که در آن مرز میان مربیگری ملی و بینالمللی، هر روز کمرنگتر از روز پیش به نظر میرسد.
انتهای پیام/