علی پاکیزهجم با مرور خاطرات حضور در بازیهای آسیایی دهلینو:
هر مدالم را ۵۰ دلار حساب کردند
من و هم نسلهایم میدانیم که اعزام در شرایط جنگی چقدر ارزشمند است
بازیهای آسیایی 1982 دهلینو یکی از دورههای خاص این رویداد برای ورزش ایران است. بعد از انقلاب و در شرایطی که کشور درگیر جنگ بود، به یکباره تصمیم گرفته شد کاروانی راهی بازیهای آسیایی شود؛ رویدادی که در دهلی نو برگزار شد. کاروان ایران با 43 ورزشکار از چهار رشته شکل گرفت و در نهایت با 4 مدال طلا، 4 نقره و4 برنز به کشور برگشت. یکی از این مدالهای طلا را علی پاکیزهجم در دسته 75 کیلوگرم وزنهبرداری به دست آورد. حالا که تنور مدالآوری وزنهبرداران در بازیهای آسیایی داغ است، به چند سال قبل برمیگردیم و خاطرات حضور در بازیهای آسیایی را با علی پاکیزه جم مرور میکنیم. رویدادی که از نظر شرایط سیاسی و اجتماعی کشور و به خصوص خطر جنگ، شباهتهایی با حال و هوای امروزمان دارد.
-آقای پاکیزهجم؛ کمی به عقب برگردیم و خاطرات 45 سال پیش را مرور کنیم؟
اگر 45 سال پیش یادم بیاید. من دیگر سن و سالی را سپری کردهام و طبیعی است که خاطرات آن سالها به صورت دقیق و کامل در ذهنم نباشد.
-مثلاً از بازیهای آسیایی 1982 شما چیزی به یاد نمیآورید؟
چرا بازیهای آسیایی دهلینو را کامل به یاد دارم، خیلی هم زیاد. من سال 1982 در رویدادهای مختلف شش مدال طلا گرفتم. کلاً آن دوران فراموش نشدنی است.
-چرا شش مدال طلا؟
هند آن سال هم میزبان بازیهای آسیایی بود و هم میزبان قهرمانی آسیا؛ که من سه مدال طلا در بازیهای آسیایی کسب کردم و سه مدال طلا در قهرمانی آسیا.
-و تنها کسی که در وزنهبرداری به طلا رسید.
خب معمولاً در وزنهبرداری کسی نمیتوانست طلا بگیرد و من تنها چهره شاخص تیم بودم.
-آن موقع رکوردهای خیلی خوبی را هم ثبت کردید. نزدیک 340 کیلوگرم در مجموع خیلی رکورد خوبی بوده.
150 کیلوگرم در یکضرب و 5/199 در دو ضرب را بالای سر بردم و قهرمان بازیهای آسیایی شدم و رکورد بازیهای آسیایی را شکستم. البته قصد داشتم به رکورد دنیا هم حمله کنم اما منوچهر برومند و نصرالله دهنوی مخالفت کردند. در واقع ترسیدند و گفتند که ممکن است مصدوم شوی و مدال طلا را از ایران بگیرند.
-خیلی رکورد عجیبی است. علی وادی در فوقسنگین همان بازیها وزنه زد و مدال نقره گرفت که شما فقط چند کیلو کمتر از او وزنه زدید.
خب رکوردهای من خیلی خوب بود و کلاً با سنگین وزنها تمرین میکردم. البته خیلی من را بین خودشان راه نمیدادند؛ میگفتند آبروی ما میرود. خیلی سنگین وزنه میزنی، ما نمیتوانیم. در تمرینات 160 را در یکضرب راحت میزدم و در دوضرب هم تا 220 و 250 هم میرسیدم. البته خب آن موقع یک مشکل هم پیش آمد و من مجبور شدم که اردوی تیم ملی را ترک کنم و مدتی تنهایی تمرین کردم.

-چه مشکلی؟
رها کنید. الان به این موضوع نپردازیم بهتر است.
-ولی جالب است که تنها طلایی ایران در وزنهبرداری ممکن بود اصلاً به بازیها اعزام نشود.
گذشتهها گذشته و شاید خوب نباشد که بخواهم ماجرا را تعریف کنم اما میگویم. یک مشکلی پیش آمد که باعث شد رئیس وقت سازمان تربیت بدنی پیغام بدهد که از اردوی تیم ملی بروم. من هم ساکم را برداشتم و از اردو رفتم.
-چطور شد برگشتید؟
یک هفته در سالن هفتم تیر تهران تنهایی تمرین میکردم که یک روز آقایان منوچهر برومند و نصرالله دهنوی آمدند و گفتند که برگرد اردوی تیم ملی. من هم اول قبول نکردم. گفتند که آقای داودی خواسته شما باشی و من هم رفتم سر تمرین تیم ملی و بعد هم به بازیها اعزام شدم.
-یکی از نکاتی که شاید الان با آن موقع قابل قیاس نباشد، موضوع پاداش است. برای شش مدال طلا چه پاداشی گرفتید؟
آن موقع خبری از پاداش و این حرفها نبود. الان یک مدال میگیرند، رقم قابل توجهی پرداخت میکنند اما آن زمان به ما پاداش نمیدادند.
-یعنی هیچی نگرفتید؟
بعد از اینکه از دهلینو برگشتیم رئیس وقت سازمان، 300 دلار به من پاداش داد. به آقای برومند گفتم هر مدالم را 50 دلار حساب کردند. خب با الان قیاس کنید. رسیدگیها الان به چه شکل است؟ اصلاً میتوان قیاس کرد.
-کمی درباره نحوه آمادهسازی تیم صحبت کنیم. در آن شرایط سخت روزهای جنگ چطور تیم آماده شد؟
خب تهران امن بود و خیلی مشکلی نداشتیم و اردوها هم در تهران متمرکز بود و دیگر اینگونه نبود که خارج از تهران اردویی برگزار شود.
-بدون مشکل یعنی تیم آماده مسابقات میشد؟
بدون مشکل؟ ما اصلاً مسابقه نمیرفتیم که بخواهیم با مشکل باشد یا بیمشکل. دو المپیک نرفتیم. برای مسابقات جهانی هم چند دوره اعزام نشدیم. تنها رویداد مهمی که اعزام شدیم، بازیهای آسیایی دهلینو و یک دوره مسابقات قهرمانی جهان بود. اگر مشکل نداشتیم به نظرم اعزامها همه انجام میشد. الان امکانات زیاد است ولی آن موقع اینگونه نبود که تیم بدون مشکل به مسابقات اعزام شود.
-یعنی مشکلات باعث شد که تیم اعزام نشود؟
به هر حال ضعفهایی وجود داشت اما کلاً تصمیم کلان این بود که اعزام نشویم. با برخی از مسئولان رده بالا هم صحبت کردیم اما گفتند باید با مقامات دیگری صحبت شود. در نهایت شرایط برای اعزام فراهم نشد. اما الان میبینیم که تیمهای مختلف ورزشی و همچنین کاروان ایران در شرایطی که جنگ به کشور تحمیل شده به مسابقات قهرمانی جهان و بازیهای آسیایی اعزام میشوند. این موضوع را ما و قهرمانان نسل ما درک میکنند که چقدر مهم است. به هر حال اعزام تیم در این شرایط سخت و دشوار است، هزینه اردو گران، بلیت گران و مسیرها دور ولی عزم برای اعزام وجود دارد و این خیلی خوب است.
انتهای پیام/