گزارش
33251
حسن حبیبی، یک روز پس از علیدوستی، از فوتبال ایران خداحافظی کرد
پایان باشکوه استاد ستارهساز
حسن حبیبی، کاپیتان تیم ملی در نخستین قهرمانی ایران در جام ملتهای آسیا و نخستین سرمربی تیم ملی پس از انقلاب، دوشنبهشب در ۸۶ سالگی درگذشت؛ یک روز پس از رفتن یکی از شاگردانش، حمید علیدوستی. فوتبال ایران در دو شب، دو چهره ماندگار از دو دوره متفاوت را از دست داد؛ مردانی که هر یک بخشی از تاریخ این فوتبال را ساختند و نامشان با خاطرات چندین دهه گره خورده است.
حبیبی ۱۸ بهمن ۱۳۱۸ در کرمان متولد شد و پس از مهاجرت خانواده به تهران، در محله چهارصد دستگاه بزرگ شد؛ محلهای که فوتبال در کوچهها و زمینهای خاکیاش جریان داشت و برای بسیاری از ستارههای آینده فوتبال ایران، نقطه آغاز بود. او خیلی زود استعدادش را نشان داد و مسیر حرفهایاش را در شاهین آغاز کرد؛ باشگاهی که در آن روزگار یکی از مهمترین پایگاههای فوتبال ایران به شمار میرفت. حبیبی بعدها پیراهن استقلال و پاس را هم پوشید و به یکی از چهرههای شاخص فوتبال کشور تبدیل شد.
نقطه اوج دوران بازیگری او به تیم ملی و قهرمانی تاریخی ایران در جام ملتهای آسیا ۱۹۶۸ بازمیگردد. حبیبی در آن رقابتها کاپیتان تیمی بود که برای نخستین بار قهرمانی آسیا را به دست آورد و نام فوتبال ایران را در قاره مطرح کرد. حضور در المپیک ۱۹۶۴ توکیو و کسب مدال نقره بازیهای آسیایی ۱۹۶۶ نیز بخش دیگری از کارنامه پرافتخار او بود. در سال ۱۳۴۸، روزنامه کیهان ورزشی او را بهعنوان مرد سال فوتبال ایران انتخاب کرد؛ عنوانی که جایگاهش را در میان بهترین بازیکنان آن دوران نشان میداد.
حبیبی در ۱۸ بهمن ۱۳۴۹، همزمان با سالروز تولدش، در ورزشگاه امجدیه از فوتبال خداحافظی کرد. مراسمی که با حضور سر استنلی متیوز، اسطوره فوتبال انگلستان، برگزار شد و به بدرقهای باشکوه برای یکی از چهرههای محبوب فوتبال ایران تبدیل شد. اما پایان دوران بازیگری، پایان حضور او در فوتبال نبود. حبیبی خیلی زود به نیمکت مربیگری رسید و در سالهای بعد، نقشی مهم در پرورش بازیکنان و هدایت تیمهای مختلف ایفا کرد.
او از سال ۱۳۵۲ تا ۱۳۵۶ هدایت پاس را برعهده داشت و با تجربهای که از سالها بازی در بالاترین سطح فوتبال به دست آورده بود، به یکی از مربیان اثرگذار آن دوره تبدیل شد. پس از انقلاب نیز نخستین سرمربی رسمی تیم ملی فوتبال ایران بود. تیم او به المپیک ۱۹۸۰ مسکو راه یافت، اما تحریم بازیها از سوی ایران مانع حضور ملیپوشان در این رقابتها شد؛ اتفاقی که یکی از فرصتهای مهم فوتبال ایران را از بین برد.
حبیبی در ادامه دوران مربیگریاش هدایت تیمهایی چون آرارات، برق شیراز و استقلال اهواز را برعهده گرفت و در تیم المپیک نیز فعالیت کرد. اهمیت او فقط به نتایج و عنوانهایی که به دست آورد محدود نمیشد. بسیاری از بازیکنانی که بعدها به چهرههای مهم فوتبال ایران تبدیل شدند، در مقطعی شاگرد او بودند؛ از ناصر حجازی و علی پروین تا حمید علیدوستی، خداداد عزیزی، کریم باقری، یحیی گلمحمدی و مهرداد میناوند. نامهایی که هر کدام در دورهای متفاوت در فوتبال ایران درخشیدند و بخشی از میراث مربیگری حبیبی را با خود حمل کردند.
درگذشت او، یک روز پس از مرگ حمید علیدوستی، معنای تلختری پیدا میکند. علیدوستی یکی از شاگردان حبیبی بود؛ بازیکنی که بعدها خود به چهرهای شناختهشده در فوتبال ایران تبدیل شد. فاصله کوتاه میان رفتن استاد و شاگرد، یادآور پیوندهایی است که فوتبال را فراتر از نتیجه و مسابقه میبرد؛ پیوندهایی که در تمرینها، رختکنها و سالهای طولانی همراهی شکل میگیرند و با گذشت زمان از میان نمیروند.
حسن حبیبی سالهای پایانی عمر را با بیماری گذراند و سرانجام دوشنبهشب ۱۲ آبان ۱۴۰۵ در بیمارستان شریعتی تهران درگذشت. او از آخرین بازماندگان نسلی بود که فوتبال ایران را در سالهای شکلگیری و تثبیت آن همراهی کردند؛ کاپیتانی که نخستین جام آسیایی را بالای سر برد، مربیای که نخستین تیم ملی پس از انقلاب را هدایت کرد و استادی که شاگردان بسیاری را به فوتبال ایران معرفی کرد. با رفتن او، تنها یک بازیکن و مربی قدیمی از میان نرفت؛ بخشی از حافظه تاریخی فوتبال ایران نیز خاموش شد.

نسلی که پایهگذار دوران طلایی بود
برای فهم اهمیت حبیبی باید جایگاه تیم ملی در آن سالها را دید. ایران ۱۹۶۸ در تهران قهرمان جام ملتهای آسیا شد و در سالهای بعد، یعنی ۱۹۷۲ و ۱۹۷۶، دو بار دیگر هم به این عنوان رسید؛ سه قهرمانی پیاپی که دوران طلایی فوتبال ایران در قاره نام گرفته است. حبیبی کاپیتان تیمی بود که نخستین حلقه از این زنجیره را ساخت؛ موفقیتی که هم اعتماد به نفس تیمهای بعدی را بالا برد و هم نام فوتبال ایران را در قاره تثبیت کرد.
در آن دوره، فوتبال ایران هنوز زیرساخت امروزی را نداشت، نه آکادمی منظم، نه رسانه فراگیر و نه بازار نقلوانتقالات پرهیاهو. بازیکن از محله به باشگاه میرسید و از باشگاه به تیم ملی. اینکه چنین ساختاری قهرمان آسیا تولید کرد، نشان میدهد نسل حبیبی به استعداد خام و انضباط شخصی تکیه داشت. به همین دلیل نقش او بهعنوان کاپیتان، مجموعهای از اقتدار و آرامش بود: کسی که نه با فریاد، که با حضورش دفاع را منظم میکرد.

مسئولیت در روزهای دشوار
وقتی حبیبی مسئولیت نیمکت تیم ملی را بعد از انقلاب بر عهده گرفت، فوتبال ایران در وضعیتی خاص بود؛ ساختارها تغییر کرده بود، بسیاری از چهرههای قدیمی در فضای جدید جای خود را نمییافتند و فشار بر ورزش، بیش از هر زمان دیگری بود. در چنین شرایطی، کسی که بتواند ارتباط میان نسل قدیم و جدید را حفظ کند، ارزشی فراتر از نتیجه دارد. رساندن تیم به المپیک ۱۹۸۰ و حضور در جمع سه تیم برتر قاره در ۱۹۸۰، حاصل همین مدیریت آرام بود، هرچند تحریم المپیک مانع شد این تلاش به یک حضور رسمی تبدیل شود.
نکتهای که درباره چنین مربیانی کمتر گفته میشود، هزینه پنهان آن است: مربیان دوره گذار، معمولاً بدون آنکه اعتبار کامل نتایجشان را بگیرند، بار اصلی ثبات را به دوش میکشند. حبیبی نمونهای از همین مربیان بود؛ کسی که اعتبارش را از انجام درست وظیفه میگرفت، نه از سر و صدا.
چرا مهم است که او را به یاد بیاوریم؟
حبیبی یادآور دورهای است که فوتبال ایران در حال شکل گرفتن بود؛ دورهای که بازیکنها نه از آکادمیهای مجهز، بلکه از زمینهای خاکی محلهها میآمدند و مربیان خودشان باید روشهای فنی را یاد میگرفتند. او هم در زمین و هم کنار زمین نماینده این دوران بود. کسی که کاپیتان یک تیم قهرمان آسیا بود، سپس نخستین سرمربی تیم ملی در دورهای تازه شد و سالها بازیکن پرورش داد. چنین مسیری، در فوتبال امروز که تخصصها از هم جدا میشوند، کمتر تکرار میشود.
حسن حبیبی رفت، اما تصویر او در حافظه فوتبال ایران میماند؛ کاپیتانی که جام قهرمانی آسیا را بالا برد، مربیای که نیمکت تیم ملی را در روزهای دشوار پس از انقلاب به دست گرفت و استادی که نسلی از بازیکنان را تربیت کرد. یاد او را با احترامی گرامی میداریم که خودش در زندگیاش با دیگران داشت، بیادعا و بیسروصدا.

گلمحمدی: نسل خوبی زیر نظر حسن حبیبی شکل گرفت
یحیی گلمحمدی، سرمربی تیم فوتبال امید ایران خاطرهای از دوران حضورش در تیم امید و شاگردی نزد حسن حبیبی، سرمربی فقید فوتبال ایران، روایت کرد و از شرایط دشوار تیم در مسابقات انتخابی المپیک ۱۹۹۲ بارسلون گفت.
گلمحمدی درباره حضور در تیم امید تحت هدایت حسن حبیبی اظهار داشت: «در پیکارهای انتخابی المپیک ۱۹۹۲ بارسلون تیم خیلی خوبی داشتیم و حسنآقا حبیبی سرمربی ما بود. علیرضا دلیخون، اسماعیل قویدل، افشین پیروانی، خداداد عزیزی، رضا شاهرودی به همراه من در آن تیم بودیم و رضا رضاییمنش هم کاپیتان ما به حساب میآمد و نسل خوبی زیر نظر ایشان شکل گرفته بود.»
وی با اشاره به نخستین سفر خارجی اعضای تیم امید خاطرنشان کرد: «تابستان سال ۱۳۷۰ برای اولین مسابقه عازم قطر شدیم. آن سفر در واقع اولین سفر خارجی همه ما بود و قبل از آن اصلاً جایی نرفته بودیم. ۱۰ روز قبل از همان بازی تازه پاسپورت گرفته بودیم و نصف تیم هم مشکل خروجی داشتند، چون سرباز بودند. ما به قطر رسیدیم، اما تعدادی از بچهها به همین دلیل دیرتر به ما ملحق شدند. مسابقه را ۲ بر صفر باختیم و در بازی مقابل یمن در تهران هم بهواسطه یک اشتباه فردی گل خوردیم و مساوی کردیم.»
گلمحمدی با اشاره به کیفیت بازیکنان آن تیم گفت: «تیم خیلی خوبی داشتیم و حقمان بود که به المپیک صعود کنیم اما متأسفانه بهخاطر یک امتیاز از گروهمان بالا نرفتیم. اگر از آن گروه صعود میکردیم، به مرحله نهایی پیکارهای انتخابی المپیک ۱۹۹۲ بارسلون میرسیدیم.»
وی در پایان با اشاره به شرایط آن روزهای فوتبال ایران تصریح کرد: «در آن زمان امکانات و تدارکات ما خیلی ضعیف بود.»
انتهای پیام/