تعویضهای تارتار تیم ناقص را ضعیفتر میکند
پرسپولیس بینظم، بیبرنامه و ناامیدکننده
پرسپولیس مقابل فجر باخت و این شکست با توجه به باخت دو هفته قبل مقابل فولاد، بازی بدون گل مقابل خیبر و البته پیروزی سختی که در قائمشهر به دست آمد، نشان میدهد مشکلات فنی این تیم همانگونه که پیشبینی میشد در بازیهای دشوار بیرون زده و مثل دمل چرکین چهره تیم تارتار را زشت کرده است. مشکلاتی که حتی با حضور خدابندهلو و کنعانی هم تا حدی وجود داشت اما با مصدومیت آنها و خروجشان از ترکیب – بهصورت ویژه خدابندهلو - بیشتر بروز یافت.
پرسپولیس مقابل فجر نمایش خوبی ارائه نکرد، همانطور که مقابل نساجی و فولاد هم خوب بازی نکرده بود. قبلتر در مصاف با تراکتور هم فوتبال بدی از تیم تارتار دیده بودیم که آنرا با در نظر گرفتن شروع فصل و تغییرات و البته مواجهه با یک تیم پرمهره در خانه حریف میشد هضم کرد اما شکست مقابل فولاد و فجر در خانه چطور؟
پرسپولیس از شروع مسابقه با فجر تیم منسجمی نشان نداد و در فاز حمله بخصوص توانمندی و نقشه مشخصی برای حمله کردن نداشت. البته که غیر از هجوم احساسی دقیقه یک تیم تارتار دو شانس گلزنی در دقایق 27 و 29 و 2موقعیت در وقتهای تلف شده داشت اما بهصورت کلی در همین نیمه نه از پس کنترل حریف و میدان برآمد و نه توانست فوتبالش را به حریف تحمیل کرده و با مسلط شدن بر مسابقه موقعیت ایجاد کند.
در نظر داشته باشید غالب موقعیتهای نیمهنخست که به آن اشاره شد با 2ضربه فنی محبی ناشی از خلاقیت انفرادی، یک ضدحمله (موقعیتی که علیپور توپ را به تور بغل دروازه زد) و یک سانتر و ضربه سر بهدست آمد و تقریباً بیشتر این شانس گلها بر اثر بازی مرتب و منظم تاکتیکی و کارهای ترکیبی بهدست نیامد. در واقع پرسپولیس در زمین خود بیشتر تحت تأثیر فوتبال شناور فجر بود تا اینکه خودش بتواند با پلهپله جلو بردن توپ و امور تاکتیکی منسجم به موقعیت دست یابد. در این میان تیم تارتار گلی هم دریافت کرد تا اوضاع سختتر شود.
طبیعتاً تارتار و کادرش باید در شروع نیمه دوم واکنشی به این فوتبال شلخته و نتیجهای که رقم خورده نشان میدادند که این اتفاق با تعویض محمودی و لطیفیفر نمود یافت اما مشخص بود مدل بازی تیم با این تعویض منسجمتر نخواهد شد. نکته اینجاست که با حضور محمودی درمیدان، پرسپولیس فقط برای دقایقی بهصورت هیجانی شرایط بهتری پیدا کرد اما مشخص بود این هیجان خیلی فوری فروکش خواهد کرد کمااینکه فجر بعد از یک ضدحمله کلاسیک، در اولین حمله سازماندهی شده به گل دوم رسید و اوضاع وخیمتر هم شد.
این اتفاق باعث شد تا دقیقه60 دومین تغییر هم صورت بگیرد. در این لحظه سرگیف جای علیپور مغضوب را در زمین گرفت؛ بازیکنی که 2هفته قبل مقابل فولاد بهترین شانس تیم برای تغییر شرایط مسابقه و نتیجه را از دست داده بود و حالا قرار بود در نقش سوپرمن وارد میدان شود که البته مشخص بود این تیر هم به سنگ خواهد خورد چراکه اولاً تیم تارتار در خط میانی و بازیسازی مشکل داشت و تعویض مهاجم با مهاجم نمیتوانست شرایط را چندان تغییر دهد و دوماینکه سرگیف پتانسیل چنین کار بزرگی را نداشت کمااینکه دوباره در دقیقه75 بهترین شانس تیم برای تغییر نتیجه را از دست داد و عملاً عامل بحرانساز شد.
اما آنچه باید در نظر گرفت، اینکه واکنش پرسپولیس به این باخت در 30دقیقه این متناسب با شرایط مسابقه نبود و هرچه زمان بازی پیش میرفت مشخص بود که سرخها به گل نخواهند رسید مگر از طریق ضربه ایستگاهی یا اتفاق. در نظر داشته باشید که پرسپولیس در این نیمه کلاً دو موقعیت خوب گلزنی داشت که یکی با ضربه فنی محبی بهدست آمد و دومی همانی بود که سرگیف از دست داد. عجیب اینجاست که پرسپولیس از حد فاصل دقیقه75 تا 5+90 به مدت 20دقیقه در زمین خودش و مقابل هواداران خودی چیزی برای ارائه در فاز حمله و خلق موقعیت نداشت، چراکه فوتبال بینظم نیمه اول حتی با تغییرات تارتار بهتر نشد که هیچ، بدتر هم شد. اتفاقی که در برخی بازیهای این 12هفته هم رخ داده بود اما آنجا سرخها خوششانس بودند که با دو سه گل اندوخته 60دقیقه ابتدایی، بازی را بهنوعی تمام کرده بودند و نمایش ضعیف نیمه دوم آنچنان نمودی نداشت.
باید در نظر داشت تغییرات مهدی تارتار در این مسابقه تا حد زیادی اشتباه و بیجا بود. مثلا محمودی که آمد، بیفوما به مرکز زمین رفت اما شکل تیم در فاز حمله اصلاً بهتر و منظمتر نشد. بعدتر با حضور سرگیف در زمین عملاً خط حمله تیم خاموش شد چراکه حداقل علیپور بلد بود در کارهای ترکیبی شرکت کند اما سرگیف نه ضربه به توپ خوبی داشت نه در کارهای ترکیبی ایفای نقش میکرد.
دو تعویض بعدی و حضور جلالی و اورونوف که عملاً فاجعه بود. اورونوف اصلاً آماده نبود و با نمایش اسلوموشن تقریباً تمام توپها را لو داد و کاری از پیش نبرد و جلالی مثل بازیهای قبل چیزی جز هیجان بیهوده برای ارائه نداشت. عجیبترین اتفاق وقتی رقم خورد که پوریا شهرآبادی تازه دقیقه اول وقتهای تلف شده آمد و مشخص نشد چرا تا آن زمان بیرون نشسته و اصلاً چرا او جایگزین علیپور نشده بود؟
واقعیت این است که با مصدومیت خدابندهلو بهعنوان موتور محرک پرسپولیس در میانه میدان، این تیم عملاً در فاز حمله با مشکل روبهرو شده اما کادرفنی جانشینی برای او پیدا نکرده یا راهی نیافته تا این خلأ را پر کند. در عین حال تغییرات حین بازی تارتار هم مثل بیشتر بازیهای این فصل جواب نداده و بهنظر میرسد همینها برای باختن مقابل تیمی منسجم مثل فجرسپاسی کافی باشد.
شکست با آمار بهبودیافته
پرسپولیس در شرایطی مقابل فجر تن به شکست داد که از نظر آمار بازی شرایط بهتری نسبت به دو بازی قبلی اش داشت.
این بار سرخها دوباره در آیتم مالکیت توپ قد علم کردند و با 620 پاسی که 82.9 درصد دقت داشت در 63.9 درصد زمان مسابقه صاحب توپ بودند. در نقطه مقابل فجر که 351 پاس با دقت 75.8 درصد داده بود تنها در 36.1 درصد زمان بازی توپ را در اختیار داشت.
پرسپولیس در این بازی16 شوت زد که 8 تا از آنها داخل چهارچوب بود اما فجر با 9 شوتی که 4 تا از آنها در کادر دروازه بود به سه امتیاز دست یافت.امید گل پرسپولیس هم نسبت به دو بازی قبل بهتر بود و به 1.75 رسید در حالی که برای فجر هم امید گل 1.60 ثبت شده است.
پرسپولیس در این بازی کمتر خطا کرد(6 به9) و اندازه حریف کارت زرد گرفت(2 به 2) اما حتی در آیتم «موفقیت در نبردها» هم بالاتر بود(53.5 درصد به 46.5 درصد) ولی با این آمار بهتر از حریفش و بهبود یافته نسبت به دو دیدار قبل شکست خورد.
انتهای پیام/