«ایران» چرایی «بیان سیاسی» توأم با هشدار رئیس جمهوری را به بحث گذاشت
هم طرح شفاف مسائل هم ابتکار و برنامه
دولت
128900
صریح و شفاف بودن رئیس جمهوری در بیان مشکلات، شکل تازهای از بیان سیاسی را در کشور مرسوم کرده است. این شکل تازه بیان مدیریتی تاکنون کمتر شناخته شده بود. زیرا تا پیش از این، رسم بر این بود که یا مدیران نباید از مشکلات بگویند، یا اگر میگویند، باید طوری بگویند که به اصطلاح «دل مردم خالی» نشود.
ایران آنلاین: این رویه دو نتیجه داشت؛ مسألهها حل نشده باقی ماند چراکه اساساً به بحث گذاشته نشدند. دیگر اینکه نه تنها نوعی فاصله میان مردم و مسئولان ایجاد میکرد، بلکه مردم را به رسانههای بیگانه و گفتارهای غیررسمی سوق میداد که در آن، گویی هر حرف ساده یک راز مگو است که کسی نمیخواست مردم خبردار شوند، اما بالاخره خبردار شدند. اکنون با شیوه بیان سیاسی مسعود پزشکیان، علاوه بر اینکه مسألهها «ملی» شدهاند و همه خود را مبتلا به آن میدانند، در برخی حوزهها که مستقیماً با زندگی روزمره مردم مرتبط است، عملاً امری از مردم پنهان نمیماند که برخی بخواهند روی اطلاع رسانیهای کاذب موج سواری کنند. اما این صراحت و شفافیت رئیس جمهوری درباره «برخی مشکلات» و «نه همه مشکلات» که باعث هم شده مسألهها به گفتوگوی مردم تبدیل شده و مسألهها عمومی شوند، منتقدانی هم داشته است. سخن این منتقدان چند چیز است؛ یکی اینکه این بیان سیاسی باعث نگرانی مردم میشود. استدلال دیگر این است که وظیفه دولت حل مشکلات است نه طرح مشکلات. سومین نظر برای منتقدانی است که عینک سیاسی آنان تیرهتر است. اما به واقع برای سخنان توأم با هشدار و انذار رئیس جمهوری چه استدلالی را میتوان مطرح کرد؟ مسعود پزشکیان چه میگوید و اصلاً چرا میگوید؟
دولت و ملت
یک علت طرح عمومی مشکلات را باید در این واقعیت جست که از نظر پزشکیان و دولت وفاق ملی، دولت تنها بازیگر اجرایی جامعه بزرگ ایران نیست. مسعود پزشکیان دولت را بخشی از جامعه میداند که ظرفیتها، امکانات و منابع سازمانی بیشتری دارد، اما بدون یاری جامعه قادر نخواهد بود کاری از پیش ببرد. سال گذشته که به دلیل خرابکاریهای خارجی مشکل تأمین سوخت نیروگاه در فصل زمستان بروز کرد؛ دولت دو راهکار در پیش گرفت؛ مدیریت سوخت نیروگاهها و دیگری کمک گرفتن از مردم برای کاهش مصرف با «پویش 2درجه کمتر.» اگر همراهی نسبی مردم با این پویش نبود، امکان مدیریت زمستان 1403 وجود نداشت. در مدیریت مصرف آب، در اصلاح ناترازی انرژی و در هر تصمیم دیگری، اگر همراهی مردم نباشد، قوانین دقیق و مستحکم هم نمیتوانند به هدف دست یابند.
کار دولت فقط سخن گفتن نبود
شواهد نشان میدهد در یک سال گذشته کار دولت فقط حرف، توصیه یا بیان مشکلات نبوده است. در کنار بیان مشکلات، کارهای اجرایی هم انجام شده است، آن هم با شدت. پزشکیان از ابتدای دولت بارها درباره ناترازی تولید و مصرف برق گفت. اما به معنی سیاه نمایی نبود، زیرا از ماه اول ریاست جمهوری جلسات ویژهای برگزار کرد تا تولید برق خورشیدی به طور جدی در دستورکار قرار گیرد. اینکه امروز هر هفته 100 مگاوات نیروگاه برق خورشیدی به بهرهبرداری میرسد، ناشی از همین است. این مسأله در آب هم صادق است. برای تأمین آب تهران، دولت از ابتدا برنامههای مختلفی را تعریف کرد. تخصیص 8 هزار میلیارد تومان به پروژه انتقال آب طالقان به تهران که تکمیل هم شد، از این جنس است. این پروژه در شرایطی اجرا شد که رئیسجمهوری بارها نسبت به مسأله آب در تهران هشدار داد، یعنی همزمان با اجرای پروژه، هشدارها هم بیان میشد. حالا که آن طرح اجرا شده، باز هم مشکل تأمین آب به جای خود باقی است که نشان میدهد هشدارهای پزشکیان درست بود. پزشکیان اول آبان ماه گفت: «آب را از هر منطقهای به تهران منتقل میکنیم، اما باز هم کم میآوریم. آب طالقان را برای حل مشکل آب تهران منتقل کردهایم، اما آیا اگر در آینده تهران، اسلامشهر و سایر شهرستانهای استان با کمبود آب مواجه شد امکان دارد که با تانکر آب بیاوریم.» در کنار اجرای این پروژهها، دولت به دنبال راهحلهای پایدار و درازمدت برای آب هم هست. شاهد این ادعا، اظهارات رئیسجمهوری است که اعلام کرد «به دانشگاهها مأموریت دادهایم تا با نگاه علمی به مسأله آب بپردازند.» فاطمه مهاجرانی سخنگوی دولت هم گفت «دولت در ماههای گذشته مجموعهای از طرحهای تکمیلی را برای تقویت امنیت آبی تهران آغاز کرده است؛ از توسعه تصفیهخانهها و بازچرخانی پساب، تا نوسازی خطوط انتقال و کنترل هدررفت در شبکه. این برنامهها گامبهگام در حال اجرا هستند و هدفشان مقاومسازی تهران در برابر خشکسالیها و تغییرات اقلیمی آینده است.»
راهی برای ایجاد تفاهم ملی
بنابر این شواهد، هدف پزشکیان یا دولت فقط بیان هشدار نیست. دولت ابتدا کار را دنبال میکند، پروژهها و طرحها را پیش میبرد، اما میداند که بدون ایجاد یک تفاهم ملی درباره مسأله، نمیتوان نسبت به حل آن امید کامل داشت. زیرا حل مسألههای ملی، نیازمند عزم ملی است. مضافاً اینکه دولت پزشکیان به این حقیقت نیز واقف است که عصر زمانی که در آن تکنوکراتها در اتاقهای بسته راهحلها را طراحی میکردند گذشته است. اکنون مردم نه تنها یک طرف حل مسأله هستند، بلکه راهکارها درصورتی موفق خواهند بود که همراه با تفاهم ملی باشند. تا زمانی که مردم مسأله را ندانند، ابعاد آن را نشناسند و از راهکارها آگاهی نداشته باشند، نمیتوان به همراهی مردم امید بست چه او معتقد است:« دولتی که به مردم تکیه کند، خطا را پنهان نمی سازد بلکه می کوشد آن را اصلاح کند.»
سیاست هشدار
بیان سیاسی جدید پزشکیان را باید نوعی سیاست هشدار و انذار دانست؛ هشدار و انذاری که در کنار کارهای عملی و طراحیهای مدیریتی قرار دارد و قرار نیست هشدار جای عمل و انذار جای مدیریت را بگیرد. از این رو نباید این هشدارها را با مسائلی چون جنگ شناختی اشتباه گرفت، بلکه باید منطق نهفته در این بیان سیاسی را دریافت. منطق اینکه حل مسألهای چون آب، بدون اصلاح فرهنگ مصرف ممکن نیست و فرهنگ مصرف هم جز با آگاهی عمومی اصلاح نمیشود. کارهای کشور را باید دولت و ملت شانه به شانه هم حل کنند و این شانه به شانه بودن، نیازمند شفافیت، هشدار و صراحت است.
شفافیت برآمده از پاسخگویی و مردمگرایی
علیرضا زندیان
عضو کمیسیون اقتصادی
آنچه سبب میشود رئیس جمهوری در برخی موضوعات واقعیاتی را که ممکن است برای عموم مردم هنوز ملموس نباشد بر زبان بیاورد و علنی کند، به باورم در دو دلیل ریشه دارد. یک دلیل اعتقاد او به ضرورت پاسخگویی به مردم است. یعنی رئیس جمهوری میداند که او و دولتش در قبال مشکلاتی که ممکن است در زندگی مردم مستقیماً اثر بگذارد، مسئولیت دارد. دلیل دیگر این نوع بیان مسائل یقیناً از اعتقاد او به ضرورت همراهی مردم و اثرگذاری آنان در مواجهه با مسائل دارد. در مقابل انتقادات به سخنان رئیس جمهوری هم اگر بخواهیم از انتقادات با اهداف سیاسی صرف نظر کنیم، میتواند برآمده از دو دلیل باشد. یک طیف به دلایلی همچون مشاهده کاستیهای مدیریتی در وزارتهای متولی امور و اعتقاد به عدم وجود عدالت در توزیع منابع انرژی و آب و... که امری مربوط به دولتهای گذشته نیز هست، منتقدند. عدهای دیگر هم معتقدند نباید در شرایطی که دشمنان مترصد بروز کوچکترین ضعفی در این کشور هستند تا از کاه، کوه بسازند، دستمان را باز کنیم. به همین دلیل به باور من باید در کنار هشدارهای رئیس جمهوری به سمت بازنگری در سیاستها پیش برویم به نحوی که با مدیریت بهینه منابع به عدالت از جمله عدالت آبی بینجامد . همچنین لازم است تا موضوع را به محل مباحثات نخبگان و برنامههای مؤثر رسانهای در جهت آگاهی مردم از شرایط، همراهیشان برای حل بحران و اصلاح الگوی مصرف تبدیل کنیم.
هدف پزشکیان بیدارسازی است
احمد شیرزاد
استاد دانشگاه اصفهان
کشور ما امروز با مجموعهای از «ابربحرانها» روبهروست؛ از ناترازیهای انرژی گرفته تا بحران آب، فرسودگی صندوقهای بازنشستگی و چالشهای ساختاری دیگر. اینها مشکلاتی هستند که طی سالها انباشته شدهاند و اکنون به نقطهای رسیدهایم که بیتوجهی به آنها دیگر ممکن نیست. برخی از این مشکلات نیازمند تصمیمگیریهای بسیار جدی و گاه پرهزینه هستند. زیرا اگر امروز برای حل آنها چارهجویی نکنیم، فردا ناگزیر به اتخاذ تصمیمهایی خواهیم شد که بهمراتب تلختر و سختتر از تصمیمهای امروز هستند.در چنین شرایطی، طبیعی است که رئیسجمهوری احساس مسئولیت کرده و براساس این احساس مسئولیت، دریابد که جامعه نیازمند تصمیمات کلیدی و اساسی است. به باور من در مسیر اصلاح همواره دو گروه در برابر تغییر چون و چرا خواهند کرد؛ گروهی که منافعشان در تداوم وضع موجود است و گروهی که با عینک سیاسی به مسألههای فنی نگاه میکنند.بهعنوان یک شهروند، باور دارم رئیسجمهوری از این وضعیت ناراحت است، از اینکه هنوز برخی از اجزای حکمرانی با عزم واحد برای عبور از بحرانها به میدان نیامدهاند. او به درستی میداند که برخی اصلاحات در مدیریت کشور نیازمند هزینه است و هیچ راهی جز تصمیمگیریهای دشوار اما ضروری وجود ندارد. رئیسجمهوری بارها در سخنان خود به زبان مستقیم یا غیرمستقیم از جامعه یاری خواسته است.هدف آقای پزشکیان در بیان مشکلات، نه گلایه، بلکه بیدارسازی و دعوت به همراهی برای ساختن آیندهای بهتر است.
هشدارهای صریح و تمهیدات پیشگیرانه
احمد فاطمی
عضو کمیسیون اجتماعی
در هفتههای اخیر شاهد بودیم رئیس جمهوری در مورد برخی از مشکلات و مسائل مبتلا به کشور جملاتی صریح، اما هشدارگونه به زبان آورده است. در مقابل، شاهد هستیم که این هشدارها در مورد کمبودها و ناترازیهای حوزههای مختلف از انرژی تا آب، از سوی بعضی رسانهها و گروههای سیاسی مورد نقد قرار گرفته است. برخی البته از نقد قدری پیشتر آمده و نکات غیرواقعی را به اطرافیان رئیس جمهوری یا کارشناسان دولت منتسب کردهاند. مبنا و مدعای این انتقادات این است که طرح شفاف و صریح مشکلات از سوی رئیس جمهوری احیاناً سبب ناامیدی مردم خواهد شد و برخی هم فراتر رفته، آن را در راستای جنگ شناختی دشمن دستهبندی کردهاند.
به باور من این هشدارهای رئیس جمهوری، دو مخاطب دارد؛ اولین مخاطب نخبگان، کارشناسان و مدیرانی هستند که باید در همه حوزهها از تأمین منابع جدید آب تا نوسازی شبکه توزیع و مدیریت مصرف و البته آمادگی برای بحرانهای احتمالی چارهاندیشی و اقدامات جدی در دستورکار داشته باشند.
مخاطب دیگر این هشدارها، عموم مردم هستند که اتفاقاً صف اول در اجرای راهکارهای مدیریت مصرف و جلوگیری از هدر رفت آب محسوب میشوند. این وضعیت را میتوان به دیگر موضوعاتی که در آنها رئیس جمهوری خود را ملزم به هشدارهای صریح و شفاف میداند هم تعمیم داد.
مرز آگاهیبخشی و ناامیدسازی
محمد خوشچهره
استاد دانشگاه
سخن گفتن از دشواریها و چالشهای کشور اگر با هدف آگاهیبخشی و جلب همراهی مردم در مسیر حل مسائل باشد، اقدامی مثبت و ضروری است. اما اگر این رویکرد به روند دیگری تبدیل شود، محتمل است که میتواند آثار منفی به جا بگذارد. در مثال و فرض که مناقشه نیست. بر این اساس، میتوان مردم را همانند بیماری فرض کرد که برای درمان به پزشک مراجعه میکنند. این مثال از سوی رئیسجمهوری هم به کار رفته است. اگر پزشک صرفاً از عواقب بیماری بگوید، ممکن است بیمار دچار یأس شود. اما اگر پزشک در کنار توضیح واقعیت بیماری به بیمار، راهکار، دارو و مسیر بهبودی را هم مشخص کند، طبیعاً بیمار انگیزه و اعتماد خود را برای ادامه مسیر درمان حفظ میکند. جامعه نیز در برابر مشکلات اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی چنین واکنشی دارد. به این معنی که اگر تنها از سختیها و مشکلات گفته شود و نشانی از راه برونرفت داده نشود، ناامیدی جای امید را میگیرد. بنابراین، لازم است به نیت و رویکرد دکتر پزشکیان در طرح مسائل توجه شود. اگر هدف رئیسجمهوری شفافسازی و آمادهسازی افکار عمومی برای همراهی در مدیریت چالشها باشد، این رفتار نهتنها ایراد ندارد، بلکه نشانهای از صداقت و واقعگرایی است. اما اگر بیان مشکلات رویکرد دیگری داشته باشد یا برنامه و امید تکرار در آن لحاظ نشود، در این صورت منتقدان حق دارند نسبت به پیامدهای آن هشدار دهند. امروز جامعه ما نیازمند امید، تصمیمهای عملی و گفتوگو درباره مشکلات است که از دل واقعیت مسیر بهبود کشور را نشان میدهد.
انتهای پیام/