
صریح و شفاف بودن رئیس جمهوری در بیان مشکلات، شکل تازهای از بیان سیاسی را در کشور مرسوم کرده است. این شکل تازه بیان مدیریتی تاکنون کمتر شناخته شده بود. زیرا تا پیش از این، رسم بر این بود که یا مدیران نباید از مشکلات بگویند، یا اگر میگویند، باید طوری بگویند که به اصطلاح «دل مردم خالی» نشود.

امروز تقریباً همه طرفها در کشور از ضرورت تغییر حرف میزنند. البته اقلیت محدودی را باید از این تغییرخواهان مجزا کرد، اقلیتی که حتی در دوران جنگ و پس از جنگ هم، حمله به رقیب و تکرار و بازتولید دوقطبیهای قبلی تنها کنش سیاسی و اجتماعی آنان است. گویی هیچ توجهی به الزامات شرایط پیچیده داخلی و خارجی ایران ندارند، یا اگر این پیچیدگیها را درمییابند، توان تغییر بازی سیاسی را ندارند.

امیررضا واعظ آشتیانی، عضو شورای مرکزی حزب مؤتلفه اسلامی در یادداشتی نوشت: زمانی رابطه دولت و ملت محکم و مؤثر خواهد بود که نظام حکمرانی بر پایه کارآمدی استوار شود. مردم ایران در بزنگاههای تاریخی از جمله دوران دفاع مقدس و بحرانهای اقتصادی و اجتماعی، نشان دادهاند که همواره چند گام از مسئولان جلوتر هستند.

حمیدرضا جلاییپور، استاد گروه جامعه شناسی دانشگاه تهران در یادداشتی نوشت:برای بهبود روابط میان دولت و ملت، اول باید به دو نکته درباره اهمیت این مسأله اشاره کرد. بهبود این رابطه وظیفه حکمرانی و نیروهای جامعه مدنی بویژه در این شرایط جنگی است. نکته دوم اینکه وقتی در٢٣ خرداد اسرائیل تجاوزکار به ایران حمله کرد، حتی مردم ناراضی ایران، این تجاوز را محکوم کردند و یک جنبش خودجوش در دفاع از ایران به راه انداختند.