دستاورد دو دهه تلاش عبدالحکیم بهار، شهروند بلوچی برای ترویج کتابخوانی؛

«رمین» کتابخوان‌ترین روستای ایران

استان‌ها

131115
«رمین» کتابخوان‌ترین روستای ایران

کتابخانه روستای رمین، روستایی در بخش مرکزی شهرستان چابهار در استان سیستان و بلوچستان در ایام هفته کتاب و کتابخوانی که از بیست و چهارم آبان ماه آغاز شد، روزهای شلوغی را تجربه کرد.

مرجان قندی - گروه گزارشدر دومین روز این هفته بود که دانش‌آموزان دو دبیرستان پسرانه این روستا به اتفاق معلمان و مربیان‌شان روز خود را با کتابخوانی و فعالیت‌های کتاب محور در کتابخانه تخصصی کودک و نوجوان «بهار» پشت سر گذاشتند. در این فعالیت فرهنگی دانش‌آموزان علاوه بر خواندن، پای صحبت‌های شرمین نادری، نویسنده که به روستایشان سفر کرده هم نشستند. نادری برای آنها از تجربه‌های نوشتن گفت و از آنها خواست قدر خود، کتابخانه و موقعیتی را که برای رشدشان فراهم شده، بدانند. در هفته کتاب و کتابخوانی خیلی از شهرها و روستاهای ایران بوی کتاب به خود گرفته‌اند.

اما این موضوع در برخی مناطق مثل روستای رمین فقط محدود به هفته کتاب نمی‌شود و اهالی این منطقه طی سال شاهد برپایی نمایشگاه‌های کتاب و برنامه‌های کتابخوانی هستند. عبدالحکیم بهار، نویسنده و شاعر کودکان و نوجوانان مردی باذوق و تلاشگر است که بیش از بیست سال است در حوزه ادبیات کودک و نوجوان فعالیت می‌کند. او با ترویج کتاب و کتابخوانی در این منطقه نام روستای رمین در چابهار را به‌عنوان کتابخوان‌ترین روستای کشور مطرح کرده است.

بهار که مؤسس اولین کتابخانه غیردولتی روستایی سیستان و بلوچستان است درباره تجربه خود در ترویج کتابخوانی می‌گوید: «این فعالیت را حدود ۲۰ سال قبل در سال ۱۳۸۴ آغاز کردم. آن زمان فضای مناسبی برای فعالیت‌های فرهنگی نداشتم و مجبور شدم از خانه شخصی‌ام شروع کنم. مجموعه‌ای درست کردم که حدود ۳۰۰ تا ۴۰۰ جلد کتاب داشت. در استان سیستان و بلوچستان و بسیاری از شهرها و روستاها، روش‌های ترویج کتابخوانی به شکل امروزی نبود و فعالیت‌ها داوطلبانه انجام نمی‌شد. فعالیت‌های ما در زمینه راه‌اندازی کتابخانه در همان سال آغاز شد و خیلی زود در خانه ما رونق گرفت. در مدت کوتاهی تعداد زیادی عضو جذب کتابخانه شدند و کتاب‌های متنوعی هم به آن اضافه شد. منابع کتابخانه از ۳۰۰ جلد کتاب به بیش از ۱۵ هزار جلد رسید. امروز همه منابع کتابخانه تازه و به‌روز هستند و مورد استفاده کودکان و مردم قرار می‌گیرند.»

او بر اهمیت و ارزش فعالیت‌های داوطلبانه در ترویج فرهنگ مطالعه تأکید می‌کند و می‌گوید: «بخش اصلی و مورد تمرکز ما انجام فعالیت‌های تخصصی در حوزه کودک و نوجوان است. اما ما علاوه بر آن توانسته‌ایم در کتابخانه، بخش پژوهشی و بخش بزرگسال هم راه‌اندازی کنیم. بخش کودک و نوجوان به طور عمومی در اختیار استفاده‌کنندگان قرار دارد و این توسعه و تنوع برای من بسیار خوشایند است. من معتقدم که کتابخانه‌های مردمی و داوطلبانه و مروجین کتابخوانی که با مردم، بویژه کودکان و افراد مختلف، فعالیت می‌کنند، توانایی‌های بسیار بالاتری نسبت به برخی کتابخانه‌های رسمی دارند و کارهای ارزشمندی انجام می‌دهند که باید مورد توجه مسئولان قرار بگیرد.

این افراد، هرچند به طور داوطلبانه و بدون انتظار مالی فعالیت می‌کنند، اما نقش مهمی در ترویج فرهنگ مطالعه ایفا می‌کنند و نقطه قوت جامعه در این حوزه هستند. فعالیت‌های این داوطلبان و میزان اثرگذاری آنها در آمار و ارقام رسمی ثبت نمی‌شود و هیچ آماری درباره فعالیت‌های آنان موجود نیست. مثل اینکه در این روستا حدود ۲ هزار دانش‌آموز وجود دارد و فعالیت‌های کتابخوانی در قالب کتابخانه‌های روستایی انجام می‌شود، اما هنوز آمار دقیقی از میزان فعالیت و تأثیر این برنامه‌ها در دست نیست.» بهار درباره تجربه‌ها و دستاوردهای کتابخانه بهار در ترویج کتابخوانی می‌گوید: «در سال‌های ۱۳۸۳ و ۱۳۸۴، زمانی که کتابخانه را راه‌اندازی کرده بودم، امروز را می‌دیدم اما در این مسیر با مشکلات زیادی ازجمله نبود مکان مناسب، کتاب و امکانات لازم مواجه بودم. سختی‌های فراوانی را تحمل کردم، اما با وجود همه چالش‌ها، من و همراهانم کوتاه نیامدیم و با تلاش و پایداری توانستیم بر موانع غلبه کنیم.»

امروز، او از موفقیت‌های خود و همراهانش در این مسیر ابراز رضایت می‌کند و توضیح می‌دهد: «کتابخانه‌ داوطلبانه‌ای که ساخته‌ایم و بخش سیار آن، به‌عنوان الگویی برای ترویج کتابخوانی در استان شناخته شده‌اند. این کتابخانه‌ها نه فقط در سطح استان بلکه در سطح ملی هم مطرح شده‌اند و توانسته‌اند شبکه‌ای از مروجین کتابخوانی را زیر یک چتر جمع کنند. این مروجین با کمترین امکانات در مناطق مختلف فعالیت می‌کنند و با تشویق و انگیزه، فرهنگ کتابخوانی را گسترش می‌دهند. اگر ما این مسیر را ادامه دهیم، در آینده می‌توانیم در حوزه کتاب و ترویج کتابخوانی حرف‌های بهتری برای گفتن داشته باشیم. این دستاوردها نشان‌دهنده تلاش مستمر و موفقیت در توسعه فرهنگ مطالعه در جامعه است.»

کتاب‌هایی به یادگار از سال ۶۵ و خانه کپری بی‌بی

بهار از انگیزه و علاقه‌اش به کتاب و تأسیس کتابخانه می‌گوید:«از دوران کودکی به خواندن، نوشتن و مطالعه علاقه‌مند بودم و هر کتابی که می‌دیدم، بدون تردید آن را می‌خواندم. این علاقه باعث شد که به کتاب‌ها وابسته شوم. از زمان مدرسه، در کنار کتاب‌های درسی، کتاب‌های غیردرسی زیادی مطالعه می‌کردم، اما در آن زمان پیدا کردن کتاب برایم بسیار سخت و مشکل بود. این سختی‌ها و مشکلات، انگیزه‌ای شد تا تصمیم بگیرم برای کودکان منطقه خودم کتابخانه‌ای راه‌اندازی کنم. هدفم این بود که دسترسی آسان‌تر به کتاب‌ها برایشان فراهم شود و حسرت نبود کتاب در دوران کودکی‌ام برای آنها تکرار نشود.»

این نویسنده و شاعر کودک و نوجوان به خاطره‌ای از دوران نوجوانی‌اش اشاره می‌کند و با لهجه شیرین‌اش تعریف می‌کند: «با خودم می‌برمتان به سال ۱۳۶۵ و آن روزها. خانه کپری بی‌بی گنج خاتون کنار خانه ما بود. اسماعیل، دادرحیم، دادرحمان، ابراهیم و دلوش نوه‌های بی‌بی بودند که هر کدام یکی دو کلاس درس خوانده بودند و به قول خود بی‌بی «الف و بایی» آموخته بودند و می‌توانستند نام و نشان خود را روی کاغذ بنویسند.

فقط دلوش کوچک بود و هنوز به مدرسه نرفته بود. دادرحمان، دادرحیم، اسماعیل و ابراهیم تا قبل از سال ۶۵ درس را رها کرده بودند و جاشوی قایق ماهیگیری پدرشان شده بودند. اهالی روستا تصمیم گرفتند خانه کپری کوچک بی‌بی را خراب کنند و به جایش خانه‌ای بزرگ‌تر بسازند. روز جمعه که کار صید و صیادی تعطیل بود، همه دست به کار شدند. وسایل اضافی خانه بیرون ریخته شد؛ از شانه و ظرف و ظروف گرفته تا شیشه‌های خالی، داروهای نیمه‌خورده و هرچه به درد نمی‌خورد. ما بچه‌های ۱۰ تا ۱۲ ساله هم آنجا می‌پلکیدیم و کمک می‌کردیم. خانه کپری جدید در کمتر از یکی دو ساعت ساخته شد. وقتی وسایل دور ریختنی را برای نابود کردن بردند، دو کتاب نظر مرا جلب کرد. جلد ۱ و جلد ۶ «قصه‌های خوب برای بچه‌های خوب» را جدا کردم و نگذاشتم بسوزند. آنها را با چسب سیریش و صمغ ترمیم و شروع به خواندن کردم. تا آن موقع قصه‌هایی به این زیبایی نخوانده بودم. فقط دو روز طول کشید تا هر دو جلد را تمام کنم. شیرینی قصه‌های مهدی آذریزدی مرا واداشت سراغ بی‌بی بروم و بپرسم این کتاب‌ها چطور در خانه‌اش بود. فهمیدم نوه‌اش ابراهیم آنها را از شهر خریده و با دادرحیم بر سرشان دعوا کرده بود. 

بی‌بی کتاب‌ها را زیر تشک و پتوهایش مخفی کرده بود و حالا نصیب من شده بود. بعد که موضوع را با دادرحیم و ابراهیم در میان گذاشتم، کلی خندیدیم و گفتند دعوایی در کار نبوده، بلکه با شخصیت‌های قصه‌ها نقش بازی می‌کردند و بی‌بی هم حال و حوصله نقش بازی کردن آنها را نداشته! هنوز هم بعد از ۳۸ سال آن دو کتاب را نگه داشته‌ام. هر وقت چشمم به آنها می‌افتد، یاد بی‌بی گنج خاتون، خانه کپری‌اش و روزهای نوجوانی‌ام زنده می‌شود.»

 از صید ماهی تا صید قصه‌ها

بهار حدود هشت سال در حوزه صید و صیادی، ماهیگیری و فعالیت‌های مربوط به لنج و سفرهای دریایی حضور داشته است. او حتی در آن سال‌ها هم دست از ترویج کتاب برنداشت و با هدف تقویت فرهنگ مطالعه و ایجاد ارتباط فرهنگی میان افراد در مناطق ساحلی، طرحی نو اجرا کرد. او می‌گوید: «با توجه به تجربه‌هایی که در حوزه کتاب در میان اهالی روستا داشتم، تصمیم گرفتم ایده‌ای مطرح و اجرا کنم. بنابراین تعدادی کتاب از کتابخانه تهیه کردم و در اختیار لنج‌داران گذاشتم، به‌طوری که در طول سفرهای دریایی بتوانند کتاب‌ها را با هم مطالعه و معاوضه کنند و پس از پایان سفر، لنج‌داران کتاب‌ها را به کتابخانه برگردانند. این طرح در سال ۱۳۹۴ آغاز شد و تا الان هم ادامه دارد.»

بهار با بیان اینکه اقشار مختلفی مانند صیادان جزو اعضای کتابخانه هستند و از خدمات آن استفاده می‌کنند، درباره اعضای کتابخانه می‌گوید: «تعداد اعضای کتابخانه ما بسیار زیاد است و خوشبختانه تعداد آنها روزبه‌روز افزایش می‌یابد. حدود دو هزار نفر از این اعضا دانش‌آموز هستند که در کنار دانشجویان، معلمان، مادران و بانوان به کتابخانه مراجعه می‌کنند و از ظرفیت آن بهره‌مند می‌شوند. در مجموع، کتابخانه توانسته است جامعه‌ای متنوع و گسترده را پوشش دهد و اعضای مختلف با نیازهای متفاوت از امکانات آن بهره‌مند شوند.»

او توضیح می‌دهد: «روستای ما از سال ۱۳۹۳، به‌عنوان یکی از روستاهای برگزیده در حوزه کتاب و فرهنگ شناخته شده است. در سال‌های ۱۳۹۳ و ۱۳۹۴ این روستا در برنامه‌های کتابخوانی به‌عنوان روستای برگزیده انتخاب شد و در سال ۱۳۹۴ هم نشان استمرار این جشنواره را دریافت کرده است. پس از این موفقیت‌ها، فعالیت‌های فرهنگی در روستا شدت گرفت و روند توسعه آن ادامه یافت، به طوری که موفق به کسب عنوان جام باشگاه کتابخوانی شد.»

بــــرش

بهار، افتخار جهانی ایران

این نویسنده کودک و نوجوان که به مدت دو سال از طرف انجمن نویسندگان کودک و نوجوان و شورای کتاب کودک، نامزد دریافت جایزه «آسترید لیندگرن» بزرگ‌ترین جایزه ادبیات کودکان و نوجوانان و دومین جایزه بزرگ ادبیات در جهان شده است، بابیان اینکه بچه‌های عضو کتابخانه بهار در حوزه‌های مختلفی از جمله روزنامه‌نگاری و فعالیت‌های فرهنگی دیگر فعال هستند، می‌گوید: «در کنار فعالیت‌های کتابخوانی در کتابخانه و همکاری با بچه‌ها، در فرآیند انتخاب پایتخت کتاب ایران نقش داشتم و به‌عنوان داور در این رویداد حضور یافتم. این تجربه برای من بسیار ارزشمند و مثبت بود، زیرا فرصت دیدن ظرفیت‌های مختلف شهرها و بهره‌گیری از این تجربیات برای بهبود برنامه‌های کتابخوانی در روستا و منطقه‌ام را فراهم کرد. این تجربیات نه فقط برای خودم، بلکه برای توسعه فرهنگی و ارتقای سطح فعالیت‌های فرهنگی در منطقه هم مفید و مؤثر بوده است.»

بهار به تلاش‌ها و پیشرفت‌های انجام شده در زمینه ترویج کتابخوانی در منطقه چابهار اشاره می‌کند و می‌گوید: «بخشی از فعالیت‌های کتابخانه، تمرکز بر بومی‌سازی و حفظ فرهنگ محلی است. این بخش، «افسانه‌ها» نام دارد و در آن قصه‌هایی مرتبط با منطقه سیستان و بلوچستان برای کودکان روایت می‌شود. هدف اصلی این فعالیت حفظ و نگهداری زیست‌بوم فرهنگی و ادبیات محلی است، به طوری که لالایی‌ها، بازی‌ها و سرگرمی‌های سنتی که از گذشته وجود داشته‌اند، همچنان زنده بمانند و کودکان بتوانند به آنها دسترسی داشته باشند، با آنها آشنا شوند و یاد بگیرند که فرهنگ و زندگی در گذشته چگونه بوده است و امروز به چه شکل تغییر یافته است. این تلاش‌ها بخشی از کوشش‌های فرهنگی برای زنده نگه داشتن هویت و میراث بومی منطقه است.»

این نویسنده می‌گوید: «امروز شرایط برای مروجین کتابخوانی فراهم شده است و آموزش و پرورش برنامه‌ریزی‌های مثبتی در این زمینه دارد. در گذشته، هنگام تلاش برای راه‌اندازی اولین کتابخانه در رمین، با موانع و مخالفت‌هایی روبه‌رو بودم. آموزش و پرورش اجازه نمی‌داد این فعالیت‌ها انجام شود و مراحل اداری و سختی‌های زیادی وجود داشت. اما پس از رویدادهایی که برگزار کردیم و ارتباطاتی که برقرار شد، آموزش و پرورش چابهار همکاری خوبی با مروجین کتاب، کتابخانه‌ها و نهادهای فرهنگی داشته است. همکاری‌هایی مثل اجازه فعالیت‌های فرهنگی در مدارس، دعوت از دانش‌آموزان و معلمان برای استفاده گروهی از کتابخانه‌ها و اجرای برنامه‌های فرهنگی. تغییرات امروز همان آرزوهایی است که ۱۵ تا ۲۰ سال قبل در ذهن داشتم و الان به واقعیت پیوسته است. درحال حاضر ما با کتابخانه سیار به مدارس و روستاهای منطقه می‌رویم تا کتاب‌ها را توزیع و کودکان را به مطالعه تشویق کنیم که معتقدم این اقدامات گام‌های مهمی در جهت ترویج فرهنگ کتابخوانی در منطقه چابهار است.»

بهار با تأکید بر اینکه هفته کتاب به‌عنوان یک رویداد نمادین، اهمیت و ارزش خاصی دارد که باید فراتر از یک هفته محدود دیده شود، می‌گوید: «این هفته فرصت مناسبی است تا مردم، چه خانواده‌ها و چه افراد، به مطالعه و کتابخوانی توجه بیشتری داشته باشند. در واقع، نباید خواندن را فقط محدود به این هفته کنیم، بلکه باید آن را به عنوان یک عادت دائمی در نظر بگیریم. با توجه به شرایط سخت اقتصادی و محدودیت‌های امکانات، بسیاری از مردم فرصت و زمان کافی برای مطالعه ندارند و در مقابل، شبکه‌های اجتماعی، اینترنت و دنیای مجازی آنها را درگیر کرده است. اما هنوز بخش قابل توجهی از جامعه به کتاب و مطالعه اهمیت می‌دهد و نیاز است که مردم به منابع موثق و کتاب‌های مختلف دسترسی پیدا کنند و از آنها بهره‌مند شوند.

در عین حال، با وجود مشکلات، مراجعه به کتابخانه‌ها و مطالعه کتاب‌ها همچنان زنده است و باید بیشتر ترویج شود. یکی از پیشنهادهای مهم این است که خانواده‌ها در طول هفته کتاب، اعضای خانواده خود را تشویق کنند که حداقل یک کتاب بخوانند. این اقدام می‌تواند تأثیر زیادی در ایجاد علاقه و حس خوب نسبت به مطالعه داشته باشد و در نهایت، مردم را به سمت مطالعه و کتابخوانی ترغیب کند. اگر این روند ادامه یابد و مردم طعم لذت مطالعه را بچشند، بسیاری از آنها به سمت کتاب و مطالعه جذب خواهند شد. هفته کتاب، به عنوان یک فرصت مناسب، می‌تواند انگیزه‌ای باشد تا افرادی که عادت به مطالعه ندارند، به سمت آن سوق داده شوند و فرهنگ کتابخوانی در جامعه نهادینه شود.»


انتهای پیام/
دیدگاه ها
آخرین اخبار استان‌ها