روایتی از تغییر نگرش در دل سنت؛ دختری با بالاپوش سفید و آرزوهای شیرین

امروز بربری؛ فردا شیرینی با لوگوی اختصاصی

جامعه

115568
امروز بربری؛ فردا شیرینی با لوگوی اختصاصی

هوا هنوز خنک است و سکوت صبحگاهی روستای چنچه شکسته نشده است. نانوایی روستا که با نمای ساده‌ آجری، در کنار زمین‌های کشاورزی قرار دارد، اولین جایی است که شروع به کار می‌کند.

مرجان قندی - گروه گزارش: سمانه عباسی، دختر ۱۹ ساله‌ای‌ است که نانوای این نانوایی است. با دقت خمیرهای لواش را روی سینی‌های مخصوص پهن می‌کند و آنها را در دستگاه پخت می‌گذارد. پدرش کنار دستگاه ایستاده و دمای تنور را تنظیم می‌کند. صدای چرخش فن دستگاه و بوق آماده شدن نان، فضای نانوایی را پر می‌کند.

فضای نانوایی حالا گرم‌تر و پرجنب‌وجوش‌تر شده، جایی که تلاش یک دختر جوان، نان روزانه‌ اهالی روستا و میهمانان را آماده می‌کند. ساعت ۴ تا ۸ شب نوبت پخت دوم نانوایی روستاست. خورشید در حال غروب کردن است و نور نارنجی از پنجره‌ بلند نانوایی به داخل می‌تابد. سمانه حالا خمیرهای بربری را با دقت فرم می‌دهد، با برس مخصوص رومال می‌زند و کنجد می‌پاشد. دستگاه بربری‌پز صنعتی با صدای یکنواختش شروع به کار می‌کند.

در این روستا که در بخش مرکزی سنگر در استان گیلان قرار دارد، خیلی‌ها او را می‌شناسند. نه فقط به‌دلیل نان‌های خوش‌عطرش، بلکه برای جسارتش. دختر جوانی که برخلاف کلیشه‌ها، شغلی را انتخاب کرده که کمتر دختری سراغ آن می‌رود. او ۸ سال می‌شود که برای آینده‌ و تحقق رویاهایش در این نانوایی تلاش می‌کند.

او می‌گوید: «۱۲ سالم بود؛ قبل از اینکه به مدرسه بروم و بعدازظهرها وقتی از مدرسه می‌آمدم، به نانوایی می‌‎آمدم. اوایل تصور چندانی از نیاز به پول و حقوق نداشتم و توقعی هم از پدرم برای کمک‌هایی که در نانوایی می‌کردم، نداشتم. اما از همان ابتدا و هر ماه از پدرم حقوق دریافت کردم. البته خیلی‌ها می‌گفتند نانوایی برای دختر خوب نیست، اما من واقعاً خوشحال بودم، مخصوصاً وقتی اولین حقوقم را گرفتم.»

«وقتی وارد نانوایی شدم، زندگی‌ام خیلی تغییر کرد. همه ‌چیز باید با برنامه‌ریزی پیش می‌رفت. وقتی شروع کردم به درآمدزایی، توانستم با همان حقوق، اولین تلفن همراه را برای خودم بگیرم. آن سال حقوقم بین ۲ تا ۵ میلیون بود و هر چند ماه یا ابتدای هر سال، پدرم حقوقم را زیاد می‌کرد. چون قیمت نان بالا می‌رفت، هزینه‌ها بیشتر می‌شد، او هم حقوق مرا باتوجه به شرایط پرداخت می‌کرد. تا به حال چند گوشی با پول خودم خریدم؛ هیچ‌وقت از پدرم پول نگرفتم برای خرید آنها. 
 
«در حال حاضر فقط نان لواش و بربری تولید می‌کنم، اما می‌خواهم پخت نان‌های دیگر مثل نان شیرین و نان شیرمال که ما به آن فطیر می‌گوییم را هم حرفه‌ای یاد بگیرم. هدفم این است که مهارت‌هایم را بیشتر کنم، انواع نان‌ها را در نانوایی خودمان بپزم و بفروشم و بعد بتوانم سفارش آنلاین بگیرم. نوآوری در کار خیلی مهم است. می‌خواهم محصول جدید تولید کنم، کیفیت کارم را بالا ببرم و نانوایی‌مان را توسعه بدهم. آرزوی من این است که روزی صاحب شیرینی‌پزی باشم با لوگوی شخصی و اسم خودم. 

جایی که نه فقط نان، بلکه یک نوع شیرینی خاص و جدید تولید کنم با طعمی متفاوت، چیزی که در دنیا بی‌نظیر باشد. می‌خواهم با همین ایده‌های نو، در صنعت شیرینی‌پزی شناخته شوم. نمی‌خواهم فقط اولین دختر نانوا باشم، بلکه می‌خواهم کسی باشم که شیرینی‌های خاص و منحصر‌به‌فردی خلق می‌کند. دوست دارم در شبکه‌های اجتماعی، به‌عنوان دختری شناخته شوم که برای اولین بار شیرینی خاص و جدید درست می‌کند. شیرینی با طعمی که همه با آن خاطره بسازند و اسم آن شیرینی با اسم من گره بخورد.»

گزارش کامل را اینجا بخوانید


انتهای پیام/
دیدگاه ها
آخرین اخبار جامعه