نگاهی به گذرهای جستاری موجود پیادهرونده جستارهایی از کامران سپهران
پرسهزدن با شکسپیر و نفیسی
هنر
118821
کتاب «گذرهای جستاری موجود پیادهرونده» در سه بخش و هفده جستار، از چهرهنگاریهای شکسپیر و چخوف تا گونهشناسی طنزآلود «هوموتهرانیکوس»، و طرح بحثهای جدی درباره اقتباس و ژانر تا بازخوانی گزارش فوتبالی سعید نفیسی و حتی مقایسهای مختصر از زندگی سیاسی و ادبی ارنست تولر با واتسلاو هاول، دو رئیسجمهوری نمایشنامهنویس، یک مسیر پیادهروی فکری را پیش روی مخاطبان میگذارد.
مریم شهبازی - گروه کتاب: تهران، کلانشهری است که ریتم زندگی در آن گاهی از تندترین سبکهای موسیقی هم پیشی میگیرد و برای اغلب ما تنها صحنه شلوغ عبور روزمره است، اما کامران سپهران در «گذرهای جستاری موجود پیادهرونده» این صحنه را کند میکند تا چیزهایی را ببیند که در شتاب روزانه گم میشوند؛ حاشیههای یک پرتره ادبی، جزئیات یک اجرای نمایشی، یا تناقضات رفتاری یک شهروند خیالی. کتاب «گذرهای جستاری موجود پیادهرونده» در سه بخش و هفده جستار، از چهرهنگاریهای شکسپیر و چخوف تا گونهشناسی طنزآلود «هوموتهرانیکوس»، و طرح بحثهای جدی درباره اقتباس و ژانر تا بازخوانی گزارش فوتبالی سعید نفیسی و حتی مقایسهای مختصر از زندگی سیاسی و ادبی ارنست تولر با واتسلاو هاول، دو رئیسجمهوری نمایشنامهنویس، یک مسیر پیادهروی فکری را پیش روی مخاطبان میگذارد. سپهران با زبانی روایی و آمیخته به دقت پژوهشی، نشان میدهد پرسهزدن میتواند بستری باشد برای دیدن، فهمیدن، و حتی بازاندیشی در فرهنگ معاصر.
چهرهنگاریهای مختصر اما عمیق
این کتاب که از سوی نشر گیلگمش منتشر شده، با پیشگفتاری از کامران سپهران و اشارهاش به تاریخچه جستارنویسی آغاز شده است. نویسنده درباره ابتکار میشل دو مونتنی، فیلسوف قرن شانزدهمی در جستارنویسی نوشته است؛ سبکی که از همان ابتدا بنای آن را بر «هرآنچه دل تنگت میخواهد بگو» میگذارند؛ دو مونتنی هم در کتاب جستارهایش از مگوترین جنبههای زندگی شخصی خود گرفته تا مردمشناسی اجتماعی و بسیاری مسائل دیگر را درهم آمیخته و پیش روی مخاطبان میگذارد. هرچند که در ادامه این سبک جستارنویسی چندان مورد اقبال قرار نمیگیرد و برخی نظیر بلز پاسکال، فیلسوف و فیزیکدان قرن هفدهمی به آن نقد میکنند. اما همین بینظمی در یک قرن بعد مورد توجه قرار میگیرد. در نتیجه چنین اختلافنظرهاییست که امروزه با انواع و اقسامی از جستارنویسی روبهرو هستیم. این کتاب در سه بخش اصلی «چهرهنگاری برقآسا»، «تکنگاری برقآسا» و «زندگینگاره» نوشته شده است، سپهران در «گذرهای جستاری موجود پیادهرونده» به برخی کنشهای پیادهروی در فضای شهری اشاره دارد و در قالب هفده جستار به شرح وضعیت اجتماعی و ذهنی مردمی میپردازد که با دغدغههای مختلف قدم به خیابانهای پایتخت میگذارند. بخش اول کتاب دربردارنده پرترههایی کوتاه از چهرههای هنری، فلسفی وادبی است که بعضی تنها چند صفحهاند، اما لایههایی از شخصیت را آشکار میکنند که معمولاً در زندگینامههای رسمی نادیده میماند. برای مثال، جستار «ویلیام شکسپیر» نه تحلیلی خشک که تصویری زنده از نویسندهای ارائه میدهد که جلوههایی از دنیا را به روی صحنهای پر از تماشاگر بازآفرینی میکند. او این جستار را به نقل از شکسپیر و درقالب توصیههایی برای علاقهمندان آثارش نوشته است؛ سپهران ویژگیهای جالب توجهی از سبک نوشتاری شکسپیر، نظیر جنبه واقعگرایانه بخشیدن به تکگویی و محافظهکاریاش در کمدی را دراین جستار آورده است. سپهران همانگونه که بر نگاه و قلم تصویری شکپیر تأکید دارد، این مسأله را درباره چخوف نیز تکرار کرده است. او چخوف را زامبی ادبیات خوانده و درباره چرایی این تشبیه گفته همانطور که زامبی تقابل اساسی مرگ و زندگی را دست میاندازد، چخوف نیز دستهبندیها و تقابلهای جا افتاده در تاریخ ادبیات را مختل میکند. سپهران این زامبیوار بودنی که به چخوف نسبت داده را با مثالهای مختلفی شرح داده است؛ از جمله «زامبیواری چخوف نمیگذارد این تقابل میان جهان داستان کوتاه و درام از یک سو و جهان رمان از سوی دیگر حقیقت داشته باشد. در نهایت حیرت باید گفت که نمایشنامههای چخوف رمانگونهاند.»
چهره متفاوت سعید نفیسی
سپهران درفصل اول به سراغ سعید نفیسی، ادیب و مترجم و مورخ سرشناس هم رفته و درباره علاقهمندی نویسندگان و روشنفکران جهان به فوتبال نوشته است، اینکه امبرتو اکو، نویسنده شهیر ایتالیایی بهترین درسهای اخلاقی را از فوتبال گرفته تا حتی تأکید ماریو بارگاس یوسا، نویسنده پرویی بر نقش اجتماعی و سیاسی فوتبال در جوامع. سپهران ورود فوتبال به ایران را مقارن با تأسیس اولین دولت مدرن خوانده و درخصوص مطالعاتی که درباره فوتبال در کشورمان انجام داده به اطلاعات جالبی اشاره کرده که در رسانههای دوره رضاشاه به آن برخورده است؛ مطلبی با عنوان «لذت فتح» که یک گزارش فوتبالی به قلم سعید نفیسی است، گزارشی که البته شباهتی به گزارشهای مرسوم فوتبالی ندارد.
در جستار دیگری، سپهران به مقایسه میان ارنست تولر با واتسلاو هاول پرداخته است، هاول بعد از تولر دومین نمایشنامهنویسی است که به جایگاه ریاستجمهوری دست پیدا میکند؛ البته با یک تفاوت مهم. تولر تنها شش روز بر مسند قدرت باقی ماند ولی هاول فراتر از یک دهه بر کرسی ریاست جمهوری چکسلواکی و بعدتر هم جمهوری چک تکیه زد. هاول از زندان به ریاست جمهوری راه یافت و تولر مسیری بالعکس را طی کرد و تاوان آن شش روز را با شش سال زندان پس داد. این دو تفاوتهای دیگری هم داشتند، به خصوص در نمایشنامهنویسی. نمایشنامههای اکسپرسیونیستی تولر فضایی آخر زمانی و تیره و تار میسازد که در جستوجوی معنویت است اما هاول به نمایشنامههای خود جلوهای این زمانی میبخشد و خیلی صریح به نقد سرخوشانه ایدئولوژی حاکم میپردازد. پرترههایی که سپهران در این فصل به شرح بخشی از زندگی یا آثار آنان پرداخته، نهتنها برای مخاطب آشنا با تاریخ هنر و ادبیات جذاباند، بلکه خوانندههای تازهکار را هم به ماجراجویی در متون و زندگیها ترغیب میکنند.
در بخش دوم با عنوان «تکنگاری برقآسا» وارد قلمرو نظریه اجرا میشود، جایی که تجربه تئاتر را با یادداشتهای جستارگونه پیوند میزند. جستارهای این بخش اغلب حول یک ایده یا موضوع خاص نوشته شدهاند و پیشتر در رسانههای چاپی منتشر شدهاند. در جستار«سبک و ژانر» به مفهوم فردیت به عنوان یکی از مهمترین مفاهیم در جدایی دنیای کهن با مدرن پرداخته است، سپهران فردیت را سنگبنای جامعه مدنی میداند و تأکید دارد از منظر عالم هنر، این فردیت را به نحوی دقیقتر، مفهوم سبک (style) به معنای امروزین آن نمایندگی میکند. سپهران در بخش دیگری از این جستار به مزایایی اشاره کرده که ژانر در اختیار محقق میگذارد چراکه محقق باید به الگوهای فرمی و زیباشناختی توجه داشته باشد که اساساً آن ژانر خاص را شکل داده است.
جستاری در نقد رفتارهای اجتماعی پایتختنشینها
شاید شاخصترین جستار طنزآلود کتاب «خیابان جردن؛ هوموجردنیکوس» باشد؛ گونهشناسی شهروند تهرانی با بیانی شبیه متون علمی، اما شیطنتآمیز. سپهران با همین قالب خشک، رفتارهای روزمره را بررسی میکند و مینویسد: «در آخرین سده هزاره دوم میلادی با هوموتهرانیکوسها مواجه میشویم. این نوع انسانها که در شهری به نام تهران میزیستند، به انسانهای عمومی نیز معروفند، چون هویت اجتماعی خود را برمبنای محور عمومی جنوب-شمال پی ریخته بودند.» او با شرح گونههای دیگری مثل «هوموجردنیکوس» بخشهای دیگری از زیست شهری را هدف میگیرد. نویسنده در این جستار با به خنده واداشتن خواننده، به خوبی نشان میدهد از طنز میتوان به عنوان ابزاری برای نقد ساختار و فرهنگ استفاده کرد.
بخش سوم با عنوان «زندگینگاره» به جستارهایی اجتماعی- خاطرهمحور اختصاص دارد که به تجربه زیسته نویسنده میپردازد. از جستارهایی درباره اعتیاد به خرید گرفته تا علاقهمندی به پیادهروی. این جستارها همزمان که از منظر روانشناختی و اجتماعی خواندنیاند، شکلی از خودکاوی نوشتاری نیز در آنها نهفته است. در جستاری که به انجمن معتادان به خرید تعلق دارد، سپهران به یکی از مشکلاتی اشاره کرده که شاید گرفتاری خیلی از ما باشد و با اشاره به تجربههای افراد مختلف، نمونههایی از این مدل اعتیاد را آورده، اعتیاد پارمیدا به خرید اسباببازیهای بیشمار برای دخترش یا علاقه خارج از کنترل خودش به خرید کتاب. او در ادامه به فرهنگ مصرفگرایی اشاره کرده و آن را یکی از مشکلات جدی امروز خوانده است. حتی اعتیاد به خرید کتاب را هم نقد کرده و درباره یکی از آفتهای آن نوشته: «مدام چسبیدن به کتاب باعث میشود به جای اینکه با سختی اندیشیدن دست و پنجه نرم کنم، خیلی راحت لم بدهم و والاترین اندیشهها را بخوانم؛ آن هم ناخواسته در این خیال خام که این افکار از آن خود من هستند.»
آخرین جستار کتاب به عادت پیادهروی اختصاص دارد، اینکه چرا پیادهروی میکند، خودش دنبال چیست و دیگران دربارهاش چه فکر میکنند. سپهران تأکید زیادی نیز به خرج داده تا پیادهرویهای او را به حساب پرسهزنی در خیابانهای شهر نگذارند. از ارائه شرح مختصر درباره فصلهای کتاب و برخی جستارهای آن که بگذریم، کتاب «گذرهای جستاری موجود پیادهرونده» با ساختار سهبخشی و موضوعات متنوعش، به خواننده یادآوری میکند که تجربه فرهنگی یک مسیر چندوجهی است: «از خواندن تا دیدن، از شنیدن تا قدمزدن.» سپهران نشان میدهد چگونه میتوان از کنار هم نشاندن چهرهها، نظریهها، طنزها و اسناد، تصویری تازه از زندگی شهری و فرهنگی امروز ایران به دست داد. شاید بتوان این کتاب را یک دعوت دانست؛ دعوتی به قدمزدن با چشمان باز، به دیدن آنچه دیگران نادیده میگیرند، و به نوشتن تجربههایی که هرچند شخصیاند، اما میتوانند آینهای برای فرهنگ جمعی باشند.
گذرهای جستاری موجود پیادهرونده
نویسنده: کامران سپهران
انتشارات: نشر گیلگمش
تعداد صفحه: ۱۶۰ صفحه
قیمت: ۲۲۰ هزار تومان
جهان چندلایه آثار سپهران
کامران سپهران، از آن دست نویسندگان و پژوهشگرانی است که مسیر کاریاش همزمان در چند حوزه پیش رفته: تدریس دانشگاهی، پژوهش در حوزه تئاتر، ترجمه متون فلسفی و هنری و تألیف کتابهایی که ذهن و زبان را به جستوجوی افقهای تازه دعوت میکنند. او عضو هیأت علمی دانشکده سینما و تئاتر دانشگاه هنر است و از دو دهه قبل برای تلفیق جهان نظریه و تجربه عملی در عرصه فرهنگ و هنر میکوشد. کارنامه سپهران ترکیبی است از ترجمه آثار مهم اندیشه و هنر، پژوهشهای تاریخنگارانه و مطالعاتی که به لایههای کمتر دیدهشده جامعه ایرانی میپردازد.
نگاهی به ترجمههای سپهران گویای آن است که او انتخاب کتاب را بهمثابه برنامهریزی یک دوره آموزشی میبیند. «اما آیا این هنر است» نوشته سینتیا فریلند، یکی از نمونههای این گفته است؛ کتابی که نشر مرکز آن را منتشر کرده و به زبانی ساده، چیستی هنر و بحثهای پیچیده فلسفه هنر را با مثالهای ملموس گره میزند. در کتابهای «مدرنیسم» نوشته کریس رودریگز (انتشارات شیرازه) و «دریدا» اثر جف کالینز (انتشارات پردیس دانش)، او سراغ جریانها و چهرههای کلیدی قرن بیستم رفته است. این دو کتاب، هرچند کوتاه و مصوراند، اما پلی برای ورود خواننده فارسیزبان به مباحث دشواری مانند ساختارشکنی یا زیباییشناسی مدرن فراهم میکنند.
«رمانتیسم» نوشته دانکن هیث نیز بخش دیگری از این حلقه فکری است؛ معرفی جنبشی که از ادبیات و هنر به همه حوزههای فرهنگی نفوذ کرد و نگاه به فردیت، احساس و طبیعت را دگرگون ساخت. رمانتیسم به عنوان یک جریان فرهنگی و هنری تأثیری عمیق در ادب و هنر داشت و تفکرات و ایدههای آن همچنان بر بسیاری از آثار فرهنگی معاصر تأثیرگذار هستند.
سپهران در «تئاترکراسی در عصر مشروطه» دریچهای به صحنهای تاریخی باز میکند که در آن تئاتر، نه فقط وسیله سرگرمی، بلکه ابزار سیاستورزی و گفتوگوی اجتماعی بوده است. این کتاب که از سوی انتشارات نیلوفر منتشر شده، نشان میدهد چگونه نمایشنامهها و اجراها، درونمایههای مشروطه و مطالبات مردم را بازنمایی میکردند.
سپهران در کتاب «ردپای تزلزل» (انتشارات شیرازه)، به سراغ رمان تاریخی ایران در دهههای ۱۳۰۰ تا ۱۳۲۰ رفته و از این منظر، تکانها و شکافهای اجتماعی را بازخوانی کرده است. این اثر هم به علاقهمندان ادبیات تاریخی و هم به پژوهشگران علوم اجتماعی، منبعی غنی ارائه میدهد. کتاب «دینامیت، کمانچه، خودکار جادویی» اما حوزه دیگری را نشانه گرفته، مقالاتی که به گوشههای فراموششده تاریخ فرهنگی ایران میپردازند و میکوشند آنچه از نگاه مورخان سنتی دور مانده را ثبت کنند. سپهران در این کتاب که از سوی انتشارات شیرازه منتشر شده، علاقهاش به تاریخ روزمره و عادات کمتر جدیگرفتهشده را آشکار ساخته است. این کتاب تأکیدی است بر ضرورت گسترش شعاع دید تاریخنگار از راههایی نظیر بازاندیشی به جغرافیای تاریخنگاری. گسترشی که هم امکان ادغام زندگی روزمره مردم عادی را در تاریخنگاری بدهد و هم در راستای تقویت غنای آن، به کاوش در جغرافیا و اقلیمشناسی بپردازد. کتابهای کامران سپهران، چه ترجمه و چه تألیف، همگی یک وجه مشترک دارند؛ ایجاد گفتوگو میان حوزههای مختلف. او بین فلسفه قارهای و تاریخ اجتماعی، بین نقد هنری و پژوهش تئاتر، پلی میزند تا خواننده را به عبور و تجربه افقهای تازه تشویق کند.
انتهای پیام/
منبع: روزنامه ایران