درباره یک انتخاب سینمایی
توقیفی که به توفیق رسید
سرگذشت فیلم «علت مرگ: نامعلوم» از توقیف تا انتخاب به عنوان نماینده سینمای ایران برای حضور در اسکار، خود یک حکایت حکمتآمیز و عبرت آموز است که نشان میدهد یک فیلم خوب حتی اگر در بنبست توقیف و فراز و نشیبهای اکران هم قرار بگیرد بالاخره راه خود را به تماشا و پیروزی باز میکند و به وقت خود نه تنها دیده میشود که قدر میبیند و بر صدر مینشیند.
رضا صائمی - دبیر گروه فرهنگی: از این رو باید گفت «علت مرگ: نامعلوم»، فقط نام یک فیلم نیست؛ نمادی از سینمای مستقل است که در انسداد ساختار سینمایی در دولت سیزدهم همچون قصهاش با تقدیر تراژیک مواجه شد و سهسال بیهیچ علت روشنی توقیف شد. یکی از اولین اقدامات و مهمترین کارهای سازمان سینمایی در دولت چهاردهم رفع توقیف این فیلم بود و حالا به یک توفیق بزرگتری انجامید که نه فقط در سینماهای ایران و مخاطب داخلی دیده شد که در سطح جهانی و مخاطبان خارجی هم امکان تماشا پیدا کرد و از این شانس برخوردار است که با دریافت جایزه از اسکار ۲۰۲۶، به تاریخ فیلمهای اسکاری سینمای ایران هم بپیوندد.
گرچه توقیف فیلم و تأخیرسه ساله در نمایش آن، خسارت و لطمه سنگینی به فیلم و سازندگانش از حیث مالی و روانی وارد کرد اما در نهایت هم فیلمی ستایشبرانگیز و قابل تأمل در برابر نگاه مخاطب قرار گرفت و هم مسیر افتخار را در سطح اسکار طی میکند.
«علت مرگ: نامعلوم» گرچه از منظر ژانری و مضمونی در ذیل سینمای اجتماعی قرار میگیرد اما شبیه به فیلمهای اجتماعی یک دهه اخیر نیست و چه بسا نوعی ساختارشکنی و خلاقیت و نوآوری در سینمای اجتماعی محسوب شود که به قواعد شناخته شده و کلیشهای آن وابسته نیست و پیشنهاد تازهای به سینمای ایران و سینمای نقد اجتماعی میدهد که خود میتواند به جریانسازی در این زمینه کمک کند.به عبارت دیگر این فیلم گرچه از برخی مؤلفههای سینمای اجتماعی در دهه ۹۰ بهره میگیرد اما از آنها آشناییزدایی میکند و شمایل متفاوت و بهنظرم دقیقتری از یک فیلم اجتماعی را معرفی میکند که میتواند مسیر آن را از قالبهای تکرارشده تغییر دهد. در طول فیلم، ما مخاطبان، خود را در موقعیت شخصیتهای قصه قرار میدهیم و از خود میپرسیم که اگر من بودم، در این بزنگاه اخلاقی چه واکنش و رفتاری نشان میدادم. درواقع تراژدی قصه از سوی مخاطب، خوانش درونی میشود؛ تنوع طبقات اجتماعی و شخصیتهایی که حالا در یک مسیر و ماشین همراه شدهاند، اما دردهای مشترکی دارند. از سوی دیگر بهلحاظ بصری، بیابان موجب شده نوعی هویت وسترنی هم در فیلم ایجاد شود.
مجموعه این عناصر و مؤلفهها در کنار هم، فیلم را به مثابه یک فرش ریزبافت ایرانی با چینشی مینیاتوری و جزئینگرانه با یک کلیتی از وضعیت جامعه میبیند که مخاطب میتواند خودش و تاریخی که در آن قرار دارد را در آن ببیند. از این رو میتوان فیلم را فرزند زمانه خود دانست که هم شمایلی از هویت ملی را در درون خود صورت بندی میکند و هم وضعیت اجتماعی و چالشهای زیست اخلاقی در این زمانه را بازنمایی میکند. گرچه فیلم «پیر پسر» هم شایسته انتخاب برای حضور در اسکار بود اما «علت مرگ: نامعلوم» هم شایسته این انتخاب است.
ایران آنلاینانتهای پیام/