
بیشک ورزش و سینما دو ساحت قدرتمند و گسترده در گستره صنعت سرگرمی است و در این میان فوتبال و فیلم بیش از هر گونه دیگری از این دو مقوله، اوقات فراقت انسان معاصر را به خود گره زده و البته منبع مالی و کارکردهای تجاری و اقتصادی هم بوده است.

جهان امروز را «عصر ارتباطات» نامیدند؛ عصری که انسان معاصر با وجود برخورداری از انواع لوازم ارتباطی، تنهاتر از همیشه به نظر میرسد و بیش از گذشته رنج تنهاییاش را فریاد میزند. این تراژیکترین تضادی است که انسان مدرن قرن بیست و یکمی را رنج میدهد.

سرگذشت فیلم «علت مرگ: نامعلوم» از توقیف تا انتخاب به عنوان نماینده سینمای ایران برای حضور در اسکار، خود یک حکایت حکمتآمیز و عبرت آموز است که نشان میدهد یک فیلم خوب حتی اگر در بنبست توقیف و فراز و نشیبهای اکران هم قرار بگیرد بالاخره راه خود را به تماشا و پیروزی باز میکند و به وقت خود نه تنها دیده میشود که قدر میبیند و بر صدر مینشیند.

بخش کوتاه منتشر شده ای از گفتوگوی ظاهرا مفصل «احمد طالبینژاد» منتقد قدیمی سینما با «بهروز افخمی» در استودیو مجله «فیلم امروز» در فضای مجازی و شبکههای اجتماعی بازتاب زیادی پیدا کرده است. دلیل آن بجز گفتوگوی بیپرده و جنجالی این دو بر سر مسائل مختلف سینما، لحن و بیان بهروز افخمی در دفاع از خود در برابر انتقادات طالبینژاد هم بود.

بار دیگر نقد و تحلیل مسعود فراستی از یک فیلم، جنجالی شد و واکنشهای زیادی در فضای مجازی و شبکههای اجتماعی ایجاد کرد. فارغ از لحن و ادبیاتی که او در نقد فیلم به کار میبرد که بیش از تحلیل به تخریب و تحقیر نزدیک است، این زبان گزنده بار دیگر در نقد «پیرپسر» هم تکرار شد.

بدون شک یکی از ویژگیهای جنگ دوازده روزه اسرائیل و ایران، سویه برجسته رسانهای آن بود. شاید گزافه نباشد که بگوییم در این رخداد، شاهد وقوع جنگ دو جبهه موازی بودیم که یکی در سپهر آسمان بود و یکی در ساحت رسانهها. یکی در فضای واقعی و دیگری در فضای مجازی.