
سخنرانی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی در بیستوسومین نشست وزیران فرهنگ سازمان همکاری شانگهای در قرقیزستان را میتوان تلاشی برای برجستهسازی نقش فرهنگ در معماری جدید مناسبات منطقهای دانست. سخنرانیای که از یکسو بر ظرفیتهای تمدنی مشترک کشورهای عضو تکیه دارد و از سوی دیگر، میکوشد فرهنگ را از جایگاه یک فعالیت صرفاً هنری یا نمادین به سطح یک ابزار مؤثر در دیپلماسی و همکاریهای بینالمللی ارتقا دهد.

اگر بخواهیم «گلسنگ» ساخته ابراهیم ایرجزاد را نه صرفاً یک ملودرام خانوادگی که بهمثابه یک سند اجتماعی از زیست طبقه متوسط ایرانی در سالهای اخیر بخوانیم، باید اول به این نکته توجه کنیم که خانهای که محبوبه و ایرج پس از سالها پسانداز و صرفهجویی میخرند، صرفاً یک لوکیشن دراماتیک برای وقوع حوادث نیست، این خانه نماد آرزوی برآورده نشده یک قشر اجتماعی است که ثبات و امنیت را در مالکیت جستوجو میکند، اما هرگز به آن آرامش موعود نمیرسد.

اگر فوتبال را صرفاً یک رقابت ورزشی ندانیم، بلکه آن را نظامی از نشانهها و مناسک فرهنگی تلقی کنیم، رویارویی ایران و مصر در جام جهانی، به متنی تبدیل میشود که باید آن را خواند، نه فقط تماشا کرد. هر مسابقه بزرگ، شبکهای از دالها و مدلولهاست که در آن پرچم، سرود ملی، رنگ پیراهن، شیوه بازی، واکنش تماشاگران و حتی شادی پس از گل، به نشانههایی فرهنگی بدل میشوند؛ نشانههایی که چیزی فراتر از نتیجه مسابقه را روایت میکنند. از منظر نشانهشناسی فرهنگی، زمین فوتبال فضایی است که در آن هویتها بازنمایی میشوند.

در چند سال اخیر و همزمان با گسترش شبکههای اجتماعی، شاهد شکل تازهای از عزاداری و سوگواری عمومی هستیم. این تحول نشان میدهد که آیینهای مذهبی و مناسکی، دیگر محدود به فضاهای سنتی و حضوری نیستند، بلکه در بستر رسانههای دیجیتال بازآرایی شده و به اشکال جدیدی از تجربه جمعی و فردی تبدیل شدهاند.

بعضی فیلمها را با داستانشان به یاد میآوریم، بعضی را با بازی بازیگرانشان و بعضی را با تصاویر ماندگاری که در حافظه جمعی ما حک میکنند. اما «روز واقعه» از آن دست فیلمهایی است که بیش از هر چیز با کلماتش در خاطر مانده است، با دیالوگهایی که از مرز گفتوگوهای معمول سینمایی عبور میکنند و به تأملاتی فلسفی، عرفانی و اجتماعی بدل میشوند.

عکس «مرتضی آخوندی» از خاکسپاری ۱۶۸ دانشآموز شهید میناب که در حملات روزهای اول جنگ توسط آمریکا و اسرائیل به شهادت رسیدند، عنوان اول بخش عکاسی خبری مسابقات Golden Shot ۲۰۲۶ را کسب کرد.

رضا کیانیان هفتادوپنج ساله شد. وقتی از او حرف میزنیم نه فقط به عنوان یک بازیگر، بلکه به مثابه یک «موقعیت فرهنگی» حرف میزنیم.

از امروز میتوانید این ستون را در صفحه فرهنگی روزنامه ایران بخوانید که در آن نگاهی تحلیلی به رخدادهای فرهنگی از سینما و تئاتر گرفته تا موسیقی و هنرهای تجسمی و هر آنچه در قلمرو امر فرهنگی قرار میگیرد، خواهیم انداخت از فرهنگ در زندگی روزمره تا مدیریت و سیاستگذاریهای فرهنگی؛ اما چرا تحلیل فرهنگی روز؟ در عصر انفجار اطلاعات، دسترسی به خبر بیش از هر زمان دیگری آسان شده است. هر روز هزاران خبر، گزارش، تصویر و روایت از طریق رسانهها و شبکههای اجتماعی در برابر مخاطبان قرار میگیرد.

آغاز دوباره تورکنسرت «ایرانم» علیرضا قربانی از شهر تبریز را نمیتوان صرفاً یک رویداد موسیقایی دانست. این اتفاق در شرایطی رخ میدهد که جامعه بیش از هر زمان دیگری به نشانههای امید، همبستگی و بازسازی سرمایه اجتماعی نیاز دارد و هنر، بهویژه موسیقی، یکی از مهمترین ابزارهای تحقق این هدف به شمار میرود.

اگرچه آخرین حضور لعیا زنگنه در یک سریال به دو سال پیش و سریال «یزدان» به کارگردانی منوچهر هادی برمیگردد اما هنوز در خاطره بصری اغلب مخاطبان، شمایل او در نقش «مریم افشار» سریال «در پناه تو» ثبت شده و به یاد میآید.

استاد کیهان کلهر، نوازنده برجسته کمانچه در پی برقراری اینترنت بینالمللی در کشور، از تبلیغ و حمایت کسبوکار اهالی فرهنگ و هنر به مدت ۸۸ روز در حساب رسمی خود در اینستاگرام خبر داد.

گرچه هنوز «داستانهای موازی»، فیلم جدید اصغر فرهادی را ندیدهایم و هنوز نمیدانیم که این فیلم میتواند افتخار و اعتبار تازهای را برای سینمای ایران ثبت کند یا نه، اما صرف حضور او به عنوان یک فیلمساز ایرانی که اولین نمایش فیلمش با اقبال رسانهای و واکنشهای اغلب مثبت مخاطبان در جشنواره کن همراه شده خود یک امتیاز برای سینمای ایران است.

جنگ تحمیلی سوم یا «جنگ رمضان» فارغ از سویههای سیاسی- نظامی خود، از منظر جامعه شناختی جنگ دستکم واجد دو ویژگی عمده بود؛ جنگ شهری و جدال رسانهای.

هفته پیش محمدمهدی احمدی، مشاور عالی وزیر و مدیر کل حوزه وزارتی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی از ۶ اولویت فرهنگی در شرایط جنگی سخن گفت و تأکید کرد: «متولیان فرهنگ باید بلافاصله تولید محتوای نمادین مشترک را با استفاده از نمادهای فراگیر ملی مانند پرچم ایران، حرم مطهر رضوی و قهرمانان ملی آغاز کنند تا از واگرایی قومیتی و مذهبی جلوگیری شود».

بیشک ورزش و سینما دو ساحت قدرتمند و گسترده در گستره صنعت سرگرمی است و در این میان فوتبال و فیلم بیش از هر گونه دیگری از این دو مقوله، اوقات فراقت انسان معاصر را به خود گره زده و البته منبع مالی و کارکردهای تجاری و اقتصادی هم بوده است.

جهان امروز را «عصر ارتباطات» نامیدند؛ عصری که انسان معاصر با وجود برخورداری از انواع لوازم ارتباطی، تنهاتر از همیشه به نظر میرسد و بیش از گذشته رنج تنهاییاش را فریاد میزند. این تراژیکترین تضادی است که انسان مدرن قرن بیست و یکمی را رنج میدهد.

سرگذشت فیلم «علت مرگ: نامعلوم» از توقیف تا انتخاب به عنوان نماینده سینمای ایران برای حضور در اسکار، خود یک حکایت حکمتآمیز و عبرت آموز است که نشان میدهد یک فیلم خوب حتی اگر در بنبست توقیف و فراز و نشیبهای اکران هم قرار بگیرد بالاخره راه خود را به تماشا و پیروزی باز میکند و به وقت خود نه تنها دیده میشود که قدر میبیند و بر صدر مینشیند.

بخش کوتاه منتشر شده ای از گفتوگوی ظاهرا مفصل «احمد طالبینژاد» منتقد قدیمی سینما با «بهروز افخمی» در استودیو مجله «فیلم امروز» در فضای مجازی و شبکههای اجتماعی بازتاب زیادی پیدا کرده است. دلیل آن بجز گفتوگوی بیپرده و جنجالی این دو بر سر مسائل مختلف سینما، لحن و بیان بهروز افخمی در دفاع از خود در برابر انتقادات طالبینژاد هم بود.

بار دیگر نقد و تحلیل مسعود فراستی از یک فیلم، جنجالی شد و واکنشهای زیادی در فضای مجازی و شبکههای اجتماعی ایجاد کرد. فارغ از لحن و ادبیاتی که او در نقد فیلم به کار میبرد که بیش از تحلیل به تخریب و تحقیر نزدیک است، این زبان گزنده بار دیگر در نقد «پیرپسر» هم تکرار شد.

بدون شک یکی از ویژگیهای جنگ دوازده روزه اسرائیل و ایران، سویه برجسته رسانهای آن بود. شاید گزافه نباشد که بگوییم در این رخداد، شاهد وقوع جنگ دو جبهه موازی بودیم که یکی در سپهر آسمان بود و یکی در ساحت رسانهها. یکی در فضای واقعی و دیگری در فضای مجازی.