جهانی که «عصر ارتباطات» نامیده شده
تنهایی دیجیتال در هزارتوی شبکههای اجتماعی
جهان امروز را «عصر ارتباطات» نامیدند؛ عصری که انسان معاصر با وجود برخورداری از انواع لوازم ارتباطی، تنهاتر از همیشه به نظر میرسد و بیش از گذشته رنج تنهاییاش را فریاد میزند. این تراژیکترین تضادی است که انسان مدرن قرن بیست و یکمی را رنج میدهد.
رضا صائمی - دبیر گروه فرهنگی: یک رنج پارادوکسیکال. جامعه ایرانی هم علیرغم عقبه فرهنگی جمعگرا و همدلانه، درگیر این چالش فراگیر جهانی است. اگر بخواهیم نگاهی جامعهشناختی به وسایل ارتباط جمعی مدرن در جامعه ایرانی داشته باشیم، بالطبع باید کارکرد اجتماعی آن را در نظر بگیریم و اینکه این ابزارهای نوین ارتباطی به همنوایی و انسجام گروهی در جامعه کمک کرده و انسانها را به هم نزدیکتر میکند.اما با عمیقشدن در کارکردها و لایههای پنهان این وسایل به موقعیت متضاد دست مییابیم به این معنی که ابزارهای نوین ارتباطی مثل تلفن همراه یا اینترنت بیش از آنکه به عنوان مظاهر وسایل ارتباط جمعی محسوب شوند به یک نوع فردیت و فردگرایی مدرن دامن زدهاند و برعکس نام یا کارکرد ظاهریشان به جدایی و فاصله بیشتر آدمها دامن زدهاند. اگرچه امروزه به واسطه گسترش ارتباطات الکترونیک شاهد توسعه روابط فردی و مناسبات انسانی آدمی در سطح جهانی هستیم، اما این روابط به ظاهر گسترده به گوشه یک اتاق و پشت میز رایانه ختم شده است. فردگرایی و اصالت هویت فردی یکی از ویژگیهای انسان و جوامع مدرن است که هم توسط این ابزارها و ساختارهای جدید ارتباطی شکل گرفته و توسعهیافته و هم فردگرایی انسان جدید، میل به استفاده از این ابزارها را افزایش داده است. گسترش هوش مصنوعی و کاربرد آن هم مزید بر علت شده و به جای رابطه انسان با انسان، رابطه انسان با ماشین در حال افزایش است. تمام این رخدادها موجب فاصله بین انسانها و کاهش روابط انسانی و در نهایت موجب افزایش احساس تنهایی و آسیبهای آن شده است.
به عبارت دیگر میل به گریز از دیگری امروزه به واسطه تکنولوژیهای ارتباطی فراهم شده و حتی بخشی از ماهیت محتاط، گریزنده و بیحوصله ما در استفاده افراطی از این ابزارها فرافکنی میشود. بهرهگیری از این وسایل ما را واجد یک دوگانگی رفتاری کرده به طوری که حتی زمانی که به ارتباط با فردی گرایش داریم از او میگریزیم و اشتیاق ما به دیگری با ترس و هراس از او همراه میشود. بسط شبکههای اجتماعی، بخشی از این تعارض پنهان را بازنمایی میکند. اینطوری انگار هم از دیگران مصون میمانیم و هم با آنها معاشرت میکنیم. این شمایلی تازه از تنهایی انسان معاصراست! اگر بخواهیم کمی مصداقیتر به این موضوع بپردازیم میتوانیم به کمرنگ شدن مناسبات سنتی و روابط انسانی و چهره به چهره ایرانیان متأثر از این آیینها اشاره کنیم. شاید در سالهای دورتر برخود واجب میدانستیم که به مناسبت عید یا هر مناسبت دیگری به نزدیکان و دوستان خود سری بزنیم و صلهرحم کنیم، اما امروز به واسطه گسترش استفاده از تلفن همراه و امکانی مثل پیامک به ارسال یک پیامک بسنده میکنیم و تنهایی خود را بر حضور در کنار دیگری ترجیح میدهیم. گرچه بسط تکنولوژیهای نوین مثل اینترنت بسیاری از روابط شغلی و حرفهای را آسانتر کرده، اما در عمل به تجلی بیشتر فردیت انسانها در جامعه گراییده است. خیلی از مواقع ما به جای تماس حضوری یا صوتی با همکاران خود ترجیح میدهیم از طریق شبکههای اجتماعی با آنها ارتباط برقرار کنیم و مدام از حضور دیگری یا ظهور خود در نزد دیگری گریزانیم.
توسعه کمی وسایل ارتباطی نوین به افت کیفی روابط چهره به چهره و فیزیکی انسانها دامن زده است و همچنین تنهایی دیجیتالی را در سطح عمومی نهادینه میکند. انسان معاصر در عین برخورداربودن از انواع مختلف و متنوع ابزارهای ارتباطی روزبهروز تنهاتر شده و درلاک فردیت خود پنهان میشود. شیرینی و جذابیت پنهان روابط مجازی نیز گاه موجب میشود تا تلخی این واقعیت اجتماعی کمتر حس شود و با توسعه روزافزون انواع امکانات جدید، انسانها بیشتر به دنیای درونی و شخصیتر خود پناه میبرند و چه بسا ریشه بسیاری از افسردگیها و بداخلاقیهای اجتماعی با فهم این موضوع قابل درک باشد. «تنهایی دیجیتالی» البته کارکردهای مثبتی هم دارد و صرفاً یک تنهایی پوچ و کسلکننده نیست، اما بسط افراطی آن میتواند افسردگی و انزوای انسانی را در جامعه دامن بزند. تنهایی دیجیتالی با اجتماعیبودن اجباری، دو روی یک سکهاند که هیچکدام با فطرت و سرشت آدمی سر سازگاری ندارد. باید مراقب بود تا شبکههای اجتماعی، جایگزین ارتباطات انسانی نشود.
انتهای پیام/