
رضا صائمی دبیر گروه فرهنگی روزنامه ایران درباره ایفای نقش سحر دولتشاهی در نقش یک خبرنگار، یادداشتی نوشت.

رضا صائمی دبیر گروه فرهنگی روزنامه ایران درباره مجریگری و عطش دیده شدن، یادداشتی را نوشت.

بیشک ورزش و سینما دو ساحت قدرتمند و گسترده در گستره صنعت سرگرمی است و در این میان فوتبال و فیلم بیش از هر گونه دیگری از این دو مقوله، اوقات فراقت انسان معاصر را به خود گره زده و البته منبع مالی و کارکردهای تجاری و اقتصادی هم بوده است.

رضا صائمی دبیر گروه فرهنگی روزنامه ایران درباره آموزش رفتارهای صحیح در ارتباط با تکنولوژی مدرن، یادداشتی را نوشت.

رضا صائمی دبیر گروه فرهنگی روزنامه ایران درباره اجرای ویژه کاظم هژیرآزاد بر صحنه تئاتر، یادداشتی را نوشت.

رضا صائمی دبیر گروه فرهنگی روزنامه ایران به بهانه شروع ثبتنام جشنواره فیلم فجر یادداشتی را نوشت.

رضا صائمی دبیر گروه فرهنگی روزنامه ایران درباره مستند کوتاه «ماهلین» یادداشتی را نوشت.

رضا صائمی دبیر فرهنگی روزنامه ایران درباره سوگ ناصر تقوایی یادداشتی به «ایران آنلاین» ارائه کرد.

جهان امروز را «عصر ارتباطات» نامیدند؛ عصری که انسان معاصر با وجود برخورداری از انواع لوازم ارتباطی، تنهاتر از همیشه به نظر میرسد و بیش از گذشته رنج تنهاییاش را فریاد میزند. این تراژیکترین تضادی است که انسان مدرن قرن بیست و یکمی را رنج میدهد.

سرگذشت فیلم «علت مرگ: نامعلوم» از توقیف تا انتخاب به عنوان نماینده سینمای ایران برای حضور در اسکار، خود یک حکایت حکمتآمیز و عبرت آموز است که نشان میدهد یک فیلم خوب حتی اگر در بنبست توقیف و فراز و نشیبهای اکران هم قرار بگیرد بالاخره راه خود را به تماشا و پیروزی باز میکند و به وقت خود نه تنها دیده میشود که قدر میبیند و بر صدر مینشیند.

بخش کوتاه منتشر شده ای از گفتوگوی ظاهرا مفصل «احمد طالبینژاد» منتقد قدیمی سینما با «بهروز افخمی» در استودیو مجله «فیلم امروز» در فضای مجازی و شبکههای اجتماعی بازتاب زیادی پیدا کرده است. دلیل آن بجز گفتوگوی بیپرده و جنجالی این دو بر سر مسائل مختلف سینما، لحن و بیان بهروز افخمی در دفاع از خود در برابر انتقادات طالبینژاد هم بود.

انقلاب مشروطه و سینما در ایران، زادگان یک دوره تاریخی اند. فرمان مشروطیت در ۱۴ مرداد ۱۲۸۵ صادر شد و اگر طبق روایت مورخان سینما، آغاز پیدایش سینما در ایران را سال ۱۲۸۳ یعنی دایر شدن نخستین سالن سینما در خیابان چراغ گاز تهران به وسیله میرزا ابراهیم خان صحافباشی بدانیم، این همزمانی تاریخی معنا میشود.

گرچه حالا «فیلم هندی» چیزی شبیه به واژه یا اصطلاح «فیلمفارسی» در ادبیات سینمایی ما شده که به فیلمهای سطحی و کلیشهای اطلاق میشود اما طرح این پرسش که چرا ایرانیها فیلم هندی دوست دارند، ناظر بر سینمای هند است نه آنچه تحلیلگران سینمایی از فیلم هندی مراد میکنند.

بی شک یکی از مهمترین روایتها از ایرانی و هویت ایرانی در سینما باشد که ایرانی بودن را در شمایل دراماتیکش به تصویر میکشد. نمیتوان از هویت ملی و فرهنگ ایرانی سخن گفت و سینمای بهرام بیضایی را به یاد نیاورد.

بدون شک مهمترین فیلمی که درباره واقعه کربلا و پرداخت غیرمستقیم به آن در سینمای ایران ساختهشده تا این لحظه، فیلم «روز واقعه» شهرام اسدی است که البته نام بهرام بیضایی بهعنوان فیلمنامهنویس، اعتبار آن را صدچندان میکند؛ فیلمی که تحسین منتقدان و دیدگاههای مثبت مخاطبان را با خود بههمراه داشت و تکرار تماشای آن، نامکرر نیست؛ فیلمی که هیچگاه برچسب سفارشی بودن نخورد و طیفهای مختلفی از مخاطبان با عقاید متضاد از تماشای آن لذت بردند و میبرند.

بدون شک یکی از ویژگیهای جنگ دوازده روزه اسرائیل و ایران، سویه برجسته رسانهای آن بود. شاید گزافه نباشد که بگوییم در این رخداد، شاهد وقوع جنگ دو جبهه موازی بودیم که یکی در سپهر آسمان بود و یکی در ساحت رسانهها. یکی در فضای واقعی و دیگری در فضای مجازی.