استاد ژئوپلیتیک دانشگاه تهران از اهمیت شاهراه‌های حمل و نقل برای «ایران» می گوید

کریدور به مثابه ابزار بازدارندگی

رضا عدالتی پور

رضا عدالتی پور

سیاست

122422
کریدور به مثابه ابزار بازدارندگی

در جهان امروز، کریدورها دیگر صرفاً مسیرهای حمل‌ونقل کالا نیستند؛ آنها به شریان‌های حیاتی اقتصاد جهانی و همزمان به ابزارهای ژئوپلیتیکی تبدیل شده‌اند که نظم بین‌الملل را بازتعریف می‌کنند. هر کشوری که در این مسیرها جایگاه مهم‌تری بیابد، نه تنها از منافع اقتصادی بیشتری برخوردار می‌شود، بلکه امنیت و ثبات ملی‌اش نیز با منافع دیگر قدرت‌ها گره می‌خورد.

ایران آنلاین: دکتر مرجان بدیعی، استاد ژئوپلیتیک دانشگاه تهران، در گفت‌وگو با «ایران» تأکید می‌کند که ایران از نظر موقعیت جغرافیایی می‌تواند «گره اتصال» شرق و غرب باشد؛ کشوری که دسترسی به دو دریا، پیوند با آسیای مرکزی، قفقاز، خلیج فارس و خاورمیانه را یکجا در اختیار دارد. اما این ظرفیت بی‌نظیر تاکنون به فرصت واقعی تبدیل نشده است. تحریم‌ها، ناهماهنگی نهادی و ... باعث شده ایران در بسیاری از کریدورهای منطقه‌ای و جهانی یا نادیده گرفته شود یا تنها نقش حاشیه‌ای داشته باشد.

به گفته او، این انفعال صرفاً از دست رفتن درآمدهای ترانزیتی یا فرصت‌های سرمایه‌گذاری نیست؛ بلکه به معنای کاهش وزن ژئوپلیتیکی ایران و کاسته شدن از ضریب امنیت ملی کشور است. کشوری که بخشی از زنجیره تأمین جهانی نباشد، دیگران نیز ضرورتی برای حفاظت از ثبات و امنیت آن احساس نمی‌کنند. برعکس، اگر کریدورهای اصلی از خاک ایران عبور کنند، هر بحران داخلی معادل اختلال در زنجیره جهانی خواهد بود و همین وابستگی، نوعی بازدارندگی ژئوپلیتیکی برای ایران ایجاد می‌کند. استاد دانشگاه تهران با اشاره به تجربه ترکیه و دیگر همسایگان، هشدار می‌دهد که اگر نگاه ایران به کریدورها صرفاً به عنوان یک موقعیت اقتصادی و کوتاه‌مدت باقی بماند، نتیجه آن محاصره ژئوپلیتیکی و عقب‌افتادگی راهبردی خواهد بود. به باور او، زمان آن رسیده است که سیاست‌گذار ایرانی کریدورها را نه یک پروژه عمرانی، بلکه ابزاری برای پیوند امنیت کشور با امنیت قدرت‌های منطقه‌ای و جهانی ببیند؛ ابزاری که می‌تواند جایگاه ایران را در هندسه جدید تجارت جهانی تثبیت یا به حاشیه براند.

در دهه اخیر اهمیت کریدورها در روابط بین‌الملل و سیاست جهانی به طرز چشمگیری افزایش یافته است این امر ناشی از چیست؟
اهمیت کریدورها به دلیل رشد همگرایی اقتصادی و نقش ژئوپلیتیکی کشورها و مناطق افزایش یافته است. جهان امروز چنان درهم تنیده شده که اقتصاد، سیاست‌ و جریان‌های تجاری نمی‌توانند مستقل عمل کنند و کریدورها مسیرهای حیاتی برای حمل کالا، افراد و ایده‌ها هستند. این مسیرها امکان دسترسی سریع‌تر به بازارها، کاهش هزینه‌ها و زمان حمل‌ونقل و ادغام منطقه‌ای را فراهم می‌کنند. علاوه بر این، کریدورها چشم‌انداز ژئوپلیتیکی مناطق عبوری خود را شکل می‌دهند؛ کنترل آنها به معنای افزایش نفوذ و قدرت در عرصه جهانی است. به همین دلیل، کریدورها نه تنها نظم موجود جهانی را تقویت می‌کنند، بلکه در شکل‌دهی به نظم جدید جهانی و تغییر نظم سنتی اقتصادی و سیاسی نیز نقش دارند. ضمن اینکه در نگاه نخست کریدورها صرفاً پدیده‌های  اقتصادی به نظر می‌رسند، اما واقعیت این است که امروز رقابت اصلی بر سر کنترل آنها جنبه ژئوپلیتیک یافته است. مسیرهای کریدورها معمولاً از چند کشور عبور می‌کنند و میزان «همسویی سیاسی»  کشورها تعیین‌کننده دسترسی و سهم آنها از مسیرهاست. حتی مسیرهای کوتاه و اقتصادی ممکن است به دلیل اختلافات سیاسی کنار گذاشته شوند. به عنوان مثال ایران که موقعیت جغرافیایی ممتازی دارد، اما تحریم‌ها و اختلافات سیاسی مانع مشارکت حداکثری آن در مسیرهای بین‌المللی می‌شود.

یعنی شکل‌گیری کریدورها صرفاً در چهارچوب منافع اقتصادی تعریف نمی‌شود؟
امروزه روابط تجاری بیش از آنکه صرفاً بر اساس مزیت اقتصادی باشد، با ژئوپلیتیک گره خورده است. کشورهایی که سیاست خارجی نزدیک‌تری دارند، مسیرهای کریدوری را از سرزمین‌شان عبور می‌دهند و سهم بیشتری از تجارت و حمل‌ونقل جهانی نصیب‌شان می‌شود. به همین دلیل، بلوک‌ها و قدرت‌های بزرگ مثل چین، آمریکا، روسیه و اتحادیه اروپا، از کریدورها به عنوان ابزار نفوذ، افزایش سهم در اقتصاد جهانی و شکل‌دهی به شبکه‌های وابستگی استفاده می‌کنند. لذا کریدورها نقطه‌ای هستند که اقتصاد، سیاست، امنیت و ژئوپلیتیک درهم می‌آمیزند و رقابت و همکاری قدرت‌ها را تعیین می‌کنند.

با این توضیح نرم‌افزار و سخت‌افزار در این عرصه تغییر کرده است؟
فناوری و سرمایه‌گذاری‌های زیرساختی در کنار جغرافیا نقش مداخله‌گر در کریدورها دارند. در دوره‌ای از تاریخ دسترسی به دریا و آب‌های آزاد مزیت غیر قابل جایگزینی بود. به این نحو که کشورهایی مثل افغانستان یا ارمنستان که محصور در خشکی هستند مزیت جغرافیایی قابل توجهی در نظام جهانی نداشتند اما در حال حاضر به دلیل طراحی مسیرهای ترانزیتی و کریدورهای پیوند دهنده شرق و غرب جهان جایگاه این کشورها اهمیت یافته است. موضوع اینجاست که این استعداد با سخت افزار فنی مثل زیرساخت ریلی و ترانزیتی و نرم‌افزار سیاسی باید ممزوج شود. ابتکار «کمربند و راه» چین نمونه‌ای از این طرح‌ها است که سبب شده جغرافیای افغانستان مورد توجه واقع شود.
ضمن اینکه این تغییر در ماهیت روابط نیز شکل گرفته. روابط اقتصادی جهان امروز پیچیده‌تر و همزمان رقابتی و همکاری‌آمیز است. برخلاف دوران جنگ سرد که بلوک‌ها تقریباً همکاری اقتصادی نداشتند، امروز کشورها با ایجاد گره‌ها و پل‌های ارتباطی با کشورهای منابع‌محور سهم خود را در اقتصاد جهانی افزایش می‌دهند. تجارت و رقابت بین قدرت‌های بزرگ مانند چین و آمریکا چندوجهی است و شامل کالا، انرژی، فناوری و کشاورزی می‌شود. بنابراین جهان پیچیده‌تر و چندقطبی است و کریدورها نقش محوری در این ساختار دارند.

وضعیت ایران نسبت به دنیای کریدورها چگونه است؟
ایران از نظر ژئوپلیتیکی موقعیت بسیار مهمی دارد و یک «گره اتصال» بالقوه بین چندین منطقه جغرافیایی است. این موقعیت اگر با هماهنگی و همسویی کشورهای هرمنطقه همراه باشد، می‌تواند ایران را به مسیرهای کریدوری اصلی بین‌المللی وصل کند.
در پیرامون جغرافیای ایران، کریدورهای مهمی وجود دارند که ایران می‌تواند در آنها نقش‌آفرینی کند، مانند مسیرهای جاده‌ای و ریلی اتصال‌دهنده آسیای مرکزی، خاورمیانه و خلیج فارس و همچنین مسیرهای دریایی در خلیج فارس و دریای مازندران. با این حال، بهره‌گیری ایران از این ظرفیت‌ها نیازمند زیرساخت‌های مناسب، سرمایه‌گذاری کلان و همسویی با کشورهای همسایه است.
یکی از چالش‌های اصلی ایران این است که قدرت‌های جهانی و منطقه‌ای در تعریف مسیرهای کریدور و تخصیص منابع، در عمل همواره منافع خود را در نظر می‌گیرند. اگر عبور یک کریدور از ایران نسبت به مسیر جایگزین سودآوری کمتری برای آنها داشته باشد، ممکن است ایران کنار گذاشته شود و مسیر دیگری فعال گردد. چنانچه گفتیم، ایجاد یک کریدور نه تنها به زیرساخت و سرمایه نیاز دارد، بلکه به معادلات ژئوپلیتیکی و میزان همسویی کشورهای عبوری نیز وابسته است.
بنابراین جایگاه ایران در کریدورهای بین‌المللی به طور بالقوه مهم است، اما تحقق این جایگاه به تعامل فعال سیاسی و اقتصادی با بازیگران منطقه و قدرت‌های بین‌المللی، توسعه زیرساخت‌ها و ارائه جذابیت اقتصادی مسیرهای عبوری بستگی دارد.

 به طور مشخص، ایران با کدام یک از کریدورهای مهم جهانی در ارتباط است؟
ایران در دو نوع کریدور بین‌المللی ریلی و کشتیرانی حضور دارد. مسیرهای ریلی ایران، اتصال دهنده شرق به غرب هستند؛ و آسیای مرکزی، چین، افغانستان، ترکیه و اروپا را به یکدیگر متصل می‌کنند. اول، کریدور شمال-جنوب (INSTC) که از بندرهای جنوبی ایران آغاز شده، از طریق ریلی به روسیه، قفقاز و اروپای شرقی متصل می‌شود. دوم، کریدور شرق- غرب؛ که اتصال پاکستان و چین به ترکیه و اروپا از طریق شبکه ریلی ایران است. سوم؛ کریدور چین– ایران– ترکیه. ریلی بودن این مسیرها باعث تسهیل در حمل کانتینری، کاهش هزینه‌ها و زمان تحویل می‌شود.
کریدورهای بین‌المللی ایران در بخش دریایی، نقش کلیدی در اتصال شرق به غرب و شمال به جنوب دارند. مانند بندر چابهار که نقش مهمی در اتصال کشورهای محصور در خشکی مانند افغانستان، ترکمنستان و ازبکستان به آب‌های آزاد دارد و همچنین بندر عباس که به عنوان یک مرکز مهم صادرات و واردات، با بندر جبل علی در امارات، ارتباط گسترده‌ای دارد و نقشی کلیدی در ترانزیت بین‌المللی ایفا می‌کند.
 اگر کامل‌تر بیان کنیم، کریدور شمال– جنوب ایران از طریق دریای مازندران، ایران را به ترکیه و اروپا متصل می‌کند و در حال حاضر این کریدور میانی تا حدی فعال است. با این حال، در بخش‌هایی از این مسیر به دلیل مسائل ژئوپلیتیکی، بهره‌برداری کامل از این مسیرها میسر نشده است.
بزرگ‌ترین نمونه‌ کریدورهای موجود در ایران مربوط به پروژه «یک کمربند، یک جاده» است. شبکه ریلی ایران از شمال غربی، از جلفا شروع می‌شود و تا امیرآباد و نکا و بندر ترکمن ادامه دارد که دسترسی به دریای مازندران و بنادر ترکمنستان، قزاقستان، آذربایجان و روسیه را فراهم می‌کند. در شمال شرقی، از مرز سرخس و اینچه برون به ترکمنستان، آسیای میانه، روسیه و چین متصل می‌شود و از جنوب شرقی، از مرز میرجاوه، دسترسی به پاکستان و از جنوب، از طریق بندر امام و خلیج فارس، به آب‌های آزاد جهان فراهم است.
کریدور بین‌المللی شمال–جنوب در ایران سه شاخه اصلی دارد: یکی مسیر چین به اروپا، دیگری ترکیه– ایران– پاکستان و شاخه سوم مسیر کشورهای آسیای مرکزی به جنوب آسیا و اروپا است. همچنین، کریدورهایی مانند مسیر قزاقستان–ترکمنستان– ایران، کریدور اسلام‌آباد– تهران– استانبول و مسیر ایران–افغانستان–تاجیکستان–بندرعباس به آلماتی و استانبول، نشان‌دهنده اهمیت عبور ایران در شبکه حمل‌ونقل منطقه‌ای و بین‌المللی است. به عنوان مثال، کریدور اسلام‌آباد–تهران–استانبول با طول ۶۵۶۶ کیلومتر، به طور بالقوه جنوب آسیا، آسیای مرکزی و خلیج فارس را به اروپا متصل می‌کند و می‌تواند به کاهش ترافیک جاده‌ای و افزایش حمل‌ونقل در غرب ایران کمک کند. مسیر از قزاقستان شروع شده و ۱۶۰۰ کیلومتر آن در داخل ایران قرار دارد.
کریدور جنوب غرب که یکی از مهم‌ترین کریدورهای ایران است، مسیر ایران–آذربایجان–گرجستان را دربر می‌گیرد. این کریدور در سال ۲۰۱۶ مورد توافق قرار گرفت و هدف آن انتقال بار از جنوب شرق آسیا، هند و کشورهای خلیج فارس به اروپا و بالعکس است. اما هنوز میزان بهره‌برداری کامل و جایگزینی مسیرهای دیگر با این کریدورها در حد قابل توجه نیست.
به این ترتیب، ایران با توجه به موقعیت ژئوپلیتیکی خود، می‌تواند نقش مهمی در شبکه کریدورهای بین‌المللی ایفا کند.

عطف به نکاتی که اشاره کردید، طبیعتاً ایران نمی‌تواند در فضای ژئوپلیتیک غربی نقش‌آفرینی جدی در کریدورها داشته باشد. اما چرا با وجود ظرفیت‌های جغرافیایی و زیرساختی، در کریدورهای شرق‌محور مثل یک کمربند–یک راه یا سایر مسیرهای مشابه هم چندان فعال نیستیم؟
به نظر من یکی از مشکلات اساسی، ناهماهنگی میان دستگاه‌های مختلف تصمیم‌گیر است. مشخص نیست متولی اصلی این کریدورها کدام نهاد است؛ وزارت خارجه، وزارت اقتصاد، وزارت راه یا حتی اتاق بازرگانی؟ این تعدد مراکز تصمیم‌گیری و نبود هماهنگی، باعث شده بسیاری از فرصت‌ها از دست برود. مضاف بر این فشارها و محدودیت‌های بین‌المللی هم در این خصوص دخیل هستند.
در بهترین حالت، وزارت خارجه می‌تواند با امضای موافقت‌نامه‌ها، ایران را در ظاهر به بخشی از این کریدورها متصل کند، اما اجرای واقعی پروژه‌ها نیازمند سرمایه‌گذاری مستقیم است؛ چه از سوی بانک‌های بین‌المللی مانند بانک توسعه آسیایی، چه از سوی بخش خصوصی.
سرمایه‌گذاران ایرانی خارج از کشور هم برای ورود به این پروژه‌ها نگرانی‌هایی دارند که باید آنها را رفع کرد. چون از یک‌سو نگران مسائل حقوقی هستند (مثلاً احتمال گرفتاری به دلیل داشتن تابعیت دیگر) و از سوی دیگر به ثبات قوانین و امنیت سرمایه در داخل اعتماد ندارند. زیرا در ایران سابقه دارد که با تغییرات ناگهانی سیاست‌ها یا تصویب قوانین جدید، سرمایه افراد به خطر افتاده است.
به همین دلیل، ما با وجود موقعیت ژئوپلیتیکی ممتاز و ظرفیت‌های زیرساختی، نتوانسته‌ایم نقش فعالی در کریدورهای شرق‌محور ایفا کنیم. مشکل نه در نبود پتانسیل، بلکه در ساختار تصمیم‌گیری، تداوم تحریم‌ها، نبود هماهنگی نهادی و ضعف در جذب سرمایه‌گذاری است.

یعنی تحریم‌های اقتصادی مانع همکاری راهبردی ایران با قدرت‌های نوظهور مانند چین، هند و روسیه شده است؟
تحریم‌ها قطعاً یکی از عوامل مهم هستند، اما علت‌العلل همه مشکلات ما نیستند. جهان امروز فقط بر مبنای اقتصاد نمی‌چرخد؛ جغرافیا و فناوری‌های نوظهور هم اهمیت حیاتی دارند. بسیاری از فناوری‌های جدید نیازمند منابع معدنی و اولیه هستند و کشوری که نتواند در این زنجیره نقش بگیرد، بخش مهمی از فرصت‌های توسعه را از دست می‌دهد. اینجاست که کریدورها اهمیت می‌یابند، زیرا کشورها را از طریق خطوط زمینی و آبی بر بستر جغرافیا به هم متصل می‌کنند. بنابراین جایگاه یک کشور در نظام بین‌الملل، سیاست خارجی، نوع زیرساخت‌ها و میزان سرمایه‌گذاری‌ها تعیین می‌کند که چه سهمی از این مسیرها نصیبش شود.
در مقایسه، اگر به ایران و ترکیه نگاه کنیم، تفاوت‌ها به خوبی روشن می‌شود. ترکیه که همسایه ماست از جغرافیای خود به‌خوبی استفاده کرده است. دسترسی به دریاهای سیاه، مرمره و مدیترانه برایش موقعیت استراتژیکی ایجاد کرده است. اما جغرافیای ایران در بسیاری موارد حتی برتر است. ما به دو دریای مهم متصل هستیم: مازندران در شمال و عمان در جنوب که به استراتژیک‌ترین اقیانوس جهان یعنی اقیانوس هند راه دارد. ایران از طریق ترکمنستان پیوستگی جغرافیایی مستقیم با آسیای مرکزی دارد؛ همچنین به جنوب آسیا که پرجمعیت‌ترین منطقه دنیاست متصل است؛ ایران در قلب خاورمیانه و حاشیه خلیج‌فارس واقع شده و به قفقاز و آناتولی و بین‌النهرین هم دسترسی دارد. به بیان دیگر، موقعیت ژئوپلیتیکی ایران از بسیاری جهات بی‌نظیر است. بنابراین ایران هم باید همانند ترکیه از فرصت جغرافیایی خود به نحو شایسته‌ای استفاده کند.
 
اگر انفعال در موضوع کریدورها ادامه پیدا کند، چه مخاطراتی در آینده کشور را تهدید خواهد کرد؟
 امروز مرتب در رسانه‌ها می‌خوانیم که ایران در حال محاصره شدن است؛ چون کریدورهای مختلف در اطراف ما شکل گرفته‌اند، ایران یا از آنها کنار گذاشته شده یا حضوری منفعل دارد. وقتی کشوری در کریدورها وارد نشود، طبیعی است که از همه منافع آنها محروم می‌ماند.
باید توجه داشت کریدورها فقط مسیرهای ریلی و جاده‌ای یا آبی نیستند، آنها دو بُعد اصلی دارند: یکی زیرساخت‌های سخت مانند خطوط حمل‌ونقل و پایانه‌ها و دیگری زیرساخت‌های نرم یعنی قوانین، مقررات و هماهنگی‌های سیاسی. کشوری که هر دو را فراهم کند، سهم بیشتری از تجارت جهانی، سرمایه‌گذاری خارجی و جریان کالا به دست می‌آورد.
وقتی ایران منفعل بماند، این پیامدها قطعی است: فرصت‌های شغلی ناشی از حمل‌ونقل و لجستیک نصیب دیگران می‌شود، سرمایه‌گذاری فرامرزی به سمت کشورهای رقیب می‌رود و در نهایت اقتصاد ایران قدرت رقابت خود را از دست می‌دهد. حضور در کریدورها می‌تواند تاب‌آوری اقتصادی و ثبات ملی را تقویت کند؛ اما نبود آن یعنی عقب‌افتادن و فرسایش توان ملی.
مقایسه کنید با بسیاری از کشورهای آفریقایی: آنها به دلیل حضور نداشتن در شبکه‌های کریدوری جهانی، عملاً از فرصت‌های رشد اقتصادی محروم مانده‌اند و درجا زده‌اند. اگر ما هم بی‌توجه باشیم، همین سرنوشت تکرار می‌شود. در حالی که همسایگان‌مان ـ مانند ترکیه، آذربایجان یا کشورهای آسیای مرکزی ـ با استفاده از کریدورها جهش اقتصادی خواهند داشت و ایران به حاشیه رانده می‌شود.
سرمایه در این میان حیاتی است. وقتی سرمایه‌گذاری وارد نشود، حتی فراتر از اقتصاد، در حوزه‌های امنیتی و نظامی نیز امکان سرمایه‌گذاری از بین می‌رود. اگر کریدورها امروز جدی گرفته نشوند، فردا هزینه‌های سنگین‌تری تحمیل خواهد شد. بنابراین کریدورها فقط پروژه‌های اقتصادی نیستند، بلکه بخشی از پیوندهای راهبردی قرن بیست‌ویکم‌اند. بی‌توجهی به آنها ایران را نه‌تنها از مزایای اقتصادی محروم می‌کند، بلکه می‌تواند تهدیدی جدی برای آینده و امنیت ملی کشور باشد. 

از مجموع نکاتی که عنوان کردید اینطور به نظر می‌رسد که بحث کریدورها ارتباط مستقیمی با امنیت ملی دارد و توجه سیاست‌گذار باید از بعد اقتصادی به بعد امنیتی کریدورها هم جلب شود.
بله قطعاً همینطور است.کریدورها نیازمند زیرساخت‌های فیزیکی مانند خطوط ریلی، جاده‌ای و پایانه‌ها هستند. شاخص اصلی سنجش هم ترانزیت و گردش کالا از خاک ایران است. یعنی وقتی به واسطه زیرساخت موجود، حجم بالایی از کامیون و واگن باری از مسیر ایران عبور ‌کنند و میزان کالایی که از خطوط ریلی و جاده‌ای ما منتقل می‌شود، سهم مهمی از حمل‌ونقل کریدورهای مهم را به خود اختصاص دهد؛ طبیعتاً ارزش استراتژیک کشور در شبکه کریدوری جهانی قابل توجه خواهد بود.
زمانی­‌که بخش مهمی از زنجیره تأمین جهانی از خاک ایران عبور کند، هر بحرانی در داخل کشور به معنای قطع شدن این زنجیره خواهد بود؛ اتفاقی که ضرر هنگفتی برای طرف‌های وابسته به همراه دارد. در چنین شرایطی، آن کشورها ناگزیر می‌شوند برای حفظ امنیت و ثبات ایران تلاش کنند، چراکه امنیت ما با امنیت و منافع آنها گره خورده است. این وابستگی متقابل عملاً یک نوع بازدارندگی ایجاد می‌کند؛ بازدارندگی‌ای که نه صرفاً نظامی، بلکه اقتصادی و ژئوپلیتیکی است.
به همین دلیل است که کشورهایی مثل ترکیه یا حتی بسیاری از قدرت‌های متوسط امروز سرمایه‌گذاری گسترده‌ای روی زیرساخت‌های کریدوری انجام می‌دهند. زیرا می‌دانند در جهان امروز که زنجیره تأمین به‌شدت در هم تنیده است، عبور سرمایه، انرژی و کالا از خاک یک کشور نه‌تنها منبع درآمد اقتصادی، بلکه عاملی حیاتی برای امنیت و جایگاه ژئوپلیتیکی آن محسوب می‌شود.
امروز مسأله اصلی این است که ایران چه سهمی از اقتصاد و تجارت جهانی را به خود اختصاص می‌دهد. این سهم یعنی میزان وابستگی دیگر کشورها به ایران و همچنین توان ما برای جذب سرمایه، بازتولید و بازگشت سرمایه در داخل کشور. اگر ما همه مشکلات را صرفاً با یک جمله «تحریم هستیم» خلاصه کنیم، در واقع صورت‌مسأله را پاک کرده‌ایم؛ این چیزی جز ناکارآمدی نیست. زیرا کشورها ـ چه دوست و چه رقیب ـ در عرصه منافع ملی خود منتظر ما نمی‌مانند.
همان‌طورکه اشاره شد، هندسه تجارت جهانی در قرن بیست‌ویکم بر پایه معیارهای روشنی در حال تغییر است: شدت و تراکم تجارت، فاصله جغرافیایی، موقعیت ژئوپلیتیکی و تمرکز واردات. 
این معیارها اهمیت بسیاری دارند؛ زیرا نشان می‌دهند که اقتصاد جهانی چگونه در حال بازترسیم است و هر کشورچقدر توانسته جایگاه خود را تثبیت کند. برای ایران، سؤال کلیدی این است­ که تا چه اندازه می‌تواند با تکیه بر موقعیت مکانی، کاهش فاصله جغرافیایی با بازارها و همسویی ژئوپلیتیکی با دیگران، موقعیت خود را تقویت کند. همچنین باید دید شبکه روابط تجاری و اقتصادی ایران تا چه اندازه گسترده است یا همچنان محدود مانده است. هرچه این شبکه وسیع‌تر و متنوع‌تر باشد، دست ایران برای حضور در کریدورهای بین‌المللی و استفاده از فرصت‌های نوین اقتصاد جهانی بازتر خواهد شد.
 
با این تفاسیر، سیاست‌گذار در فرآیند فعال شدن ایران در کریدورها باید چه اقداماتی در دستور کار قرار دهد؟
نخست، اصلاح و تقویت روابط خارجی اهمیت محوری دارد. روابط خارجی قوی زمینه را برای تعاملات اقتصادی و دسترسی به سرمایه‌گذاری‌های داخلی و خارجی فراهم می‌کند. اگرچه تأمین سرمایه نیز اهمیت دارد، اما بدون روابط خارجی مؤثر، سرمایه‌گذاری‌های خارجی با محدودیت‌ها و ریسک‌های جدی مواجه خواهند شد.به بیان دیگر، سیاست خارجی مقدم بر جذب سرمایه است، اما این دو باید به موازات یکدیگر مدیریت شوند.
برای کشورهای پیشرفته با اقتصاد دیجیتال و شهرهای جهانی، تمرکز بر شبکه سرمایه‌گذاری و مقررات داخلی اهمیت بیشتری دارد، اما برای کشورهایی مثل ایران، روابط خارجی نقش مهمی ایفا می‌کند. سیاست خارجی می‌تواند دسترسی ایران به بازارها و سرمایه‌گذاران بین‌المللی را تضمین کند و امنیت سرمایه‌گذاری آنها را تقویت نماید.
بنابراین، برای فعال شدن ایران در کریدورها، اصلاح و مدیریت روابط خارجی باید محور اصلی باشد و همزمان، سازوکارهای جذب و تأمین سرمایه داخلی و خارجی نیز طراحی و تقویت شود تا سرمایه‌گذاران با اطمینان بتوانند در پروژه‌های مرتبط با کریدورها مشارکت کنند.

از بین تمامی کریدورها و پروژه‌های بین‌المللی، اگر بخواهیم ضرورت فعال شدن ایران را به صورت مصداقی بررسی کنیم، اولویت با کدام کریدور است؟
به نظر من، اولویت اصلی با کریدوری است که دقیقاً در امتداد مرز ایران قرار دارد و نقش اتصال مستقیم ایران به مسیرهای بین‌المللی را ایفا می‌کند. یعنی کریدور «زنگزور» که از مرز ایران با ارمنستان عبور کرده و امتداد آن ازیکسو به دریای مازندران و ازدیگرسو به غرب ایران می‌رسد. در حال حاضر، برای ایران حیاتی است که هرچه سریع‌تر در این مسیر فعال شود، چه از طریق توافقنامه‌ها و قراردادهای مرزی با ارمنستان و چه با اقدامات زیرساختی مانند تونل‌ها و گذرگاه‌ها. یعنی با ایجاد موافقتنامه‌ها و تعامل مستقیم با جمهوری ارمنستان و آذربایجان، سهم خود را در این کریدور تثبیت کند. هر تأخیر در این اقدام، به‌مرور زمان امکان‌پذیری فعال شدن ایران را کاهش می‌دهد و مشکلات بیشتری ایجاد می‌کند.
اگر ایران نتواند در این کریدور حضور پیدا کند، مسیر اتصال زمینی آذربایجان و نخجوان بدون وابستگی به خاک ایران ایجاد می‌شود و نقش استراتژیک ایران کاهش می‌یابد. تجربه تاریخی نشان می‌دهد ایران سال‌ها پس از فروپاشی شوروی، حمایت‌های قابل توجهی از نخجوان و ارمنستان داشته است، اما ضعف در سیاست خارجی و قدرت چانه‌زنی محدود، باعث شد کریدور بدون عبور از خاک ایران شکل بگیرد و ایران از مزایای ترانزیت مستقیم محروم شود.
بقیه کریدورها نیز در صورتی قابل فعال‌سازی هستند که ایران بتواند روابط خارجی خود را متعادل و متوازن کند و تنش‌های موجود را کاهش دهد. با دیپلماسی فعال و مدیریت هوشمندانه، ایران می‌تواند در سایر کریدورها نیز نقش‌آفرینی کند، اما در کوتاه‌مدت و از نظر اولویت، حضور در کریدور زنگزور حیاتی است.


انتهای پیام/
دیدگاه ها
آخرین اخبار سیاست