مردی که از ادبیات آمد، در سینما درخشید و در سکوت رفت
هوشنگ مرادیکرمانی نویسنده درباره مرحوم ناصر تقوایی یادداشتی به روزنامه ایران ارائه کرد.
گروه فرهنگی - ایران آنلاین: تقوایی از آن دسته هنرمندانی بود که با نگارش مجموعه داستان «تابستان همان سال» وارد عرصه هنر شد. بنابراین از ادبیات بسیار بهره برد و نگاهش به جهان همواره ادبی و داستانمحور بود.
موقعیت تقوایی در سینما همواره موقعیتی ادبی بوده است. او با بهرهگیری از کتابهای مهم حوزه ادبیات، پایههای فکری و نگاه ادبی خود را به سینما منتقل کرد.
کتاب «تابستان همان سال» نمونهای از نگاه ادیبانه اوست؛ داستانهایی که هر قاب فیلمش از آنها جان میگیرد. «آرامش در حضور دیگران» نمونهای از فیلمهای بسیار خوب او و سینمای ایران است که مایهای از ادبیات را به همراه دارد.
من از ناصر تقوایی هیچ فیلم بدی ندیدهام و از همین رو بسیار علاقهمند بودم که از آثارم فیلمی بسازد، اما متأسفانه گاهی شرایط بیرونی مانع میشود و این بخشی از واقعیت سینماست.
قرار بود ما با هم همکاری داشته باشیم. به صورتی که او با برداشتی از کتاب «مربای شیرین»، فیلمی را آماده کند. قراری با هم گذاشتیم و حتی پولی هم ردوبدل شد اما متأسفانه این اتفاق رخ نداد و در نهایت خانم مرضیه برومند فیلم آن را ساخت.
او همیشه در مورد داستانها حرف میزد و با دقت از جزئیات متن لذت میبرد. تقوایی همیشه تلاش میکرد ماهیت داستان را در فیلم حفظ کند. به عنوان مثال در صحبتهایی که برای پروژه «مربای شیرین» داشتیم، میگفت که باید باغ گیلاس و آلبالو برای فیلم فراهم کنیم تا فضای داستان واقعی شود.
فیلمهایی چون «صادق کرده»، «ناخدا خورشید» و دیگر آثارش، همگی فیلمهایی محکم با قصههایی درخشان هستند. از همین رو باید گفت که او به واقع حق مطلب قصه را در فیلمش به نمایش میگذارد.
به اعتقاد من هر اثر ادبی روح دارد و کارگردان باید این روح را در فیلمش حفظ کند. وقتی کسی از ادبیات استفاده میکند، مثل کسی است که از هلو، مربا درست میکند؛ باید طعم و ماهیت میوه حفظ شود وگرنه کار ناقص خواهد بود. در فیلمهای تقوایی این ماهیت همیشه حفظ شده است، در واقع حتی اگر جزئیات کوچک تغییر کردهاند، روح اصلی اثر باقی مانده است.
مجموعه «داییجان ناپلئون» نمونهای از این دقت و ظرافت است. ساختن اثری طنز بسیار دشوار است، اما تقوایی در این سریال، هم طنز را زنده کرده و هم جدیت قصه را حفظ کرده است. یکی از نکات مهم این اثر، بازی گرفتن از بازیگران آن بوده که بسیار عالی انجام شده است. در واقع باید گفت که بازیگرانی چون فنیزاده، نصیریان و دیگران، بهترین بازی خود را در مقابل دوربین او به نمایش گذاشتهاند.
فیلمهای مستند او نیز از اهمیت بسزایی برخوردار است. او در این آثار واقعیت را همانطور که هست به نمایش گذاشته است. به طوری که نمیتوان دستکاری یا تصنعی را در آنها مشاهده کرد.
ناصر تقوایی، بسیار باهوش بود و در عین حال مطالعه خیلی خوبی داشت. از همین رو درباره همه چیز از جمله فوتبال، کشتی، ادبیات، تاریخ و... میتوانست حرف بزند. در واقع اطلاعات عمومی او حیرتانگیز بود و همهچیز را با دقت و وسواس دنبال میکرد.
ادبیات عمر طولانیتری نسبت به سینما دارد. کتاب میماند و نسلها را طی میکند، اما فیلم گاهی کوتاهمدت است. شاید همین بود که تقوایی همواره با ادبیات درگیر بود و روح داستان را در فیلمهایش حفظ میکرد. او فیلمسازی بود که با نثر و واژه و معنا فیلم میساخت، نه فقط با تصویر. تقوایی یکی از معدود فیلمسازانی است که روح ادبیات را در آثارش به تصویر کشیده است.
با این همه، در سالهای آخر عمر تصمیم گرفت دیگر فیلم نسازد. هنرمند گاهی به نقطهای میرسد که دیگر نمیخواهد چیزی بسازد، مگر اینکه مطمئن باشد ارزشش را دارد و از تکرار خسته نشده باشد.
چند شب پیش، فیلم مستندی از داریوش مهرجویی دیدم که نشان میداد، حتی فیلمسازان بزرگ هم با چالشهایی مشابه مواجه هستند. گاهی باید بموقع از سر میز کنار رفت. من هم همیشه همین را به خودم یادآوری میکنم؛ از همین رو با اینکه آثارم همچنان با استقبال خوبی از سوی مخاطبان مواجه است، چند سال پیش از نوشتن کناره گرفتم. وقتی حس میکنم تکرار میکنم، باید بایستم. اگر همیشه همان جنس قبلی را ارائه بدهیم، دل مردم را میزنیم. ناصر تقوایی برای من همیشه یادآور نجابت و دانایی بود. مردی که از ادبیات آمد، در سینما درخشید و در سکوت رفت، اما رد نگاهش هنوز در قابهای سینمای ایران مانده است.
انتهای پیام/