درخشش در اوج سکوت
فرهنگ
124722
جایگاه ناصر تقوایی در سینمای ایران نهفقط بهخاطر آثار درخشانش، بلکه بهدلیل نگاهی منحصربهفرد به فرم، روایت و میزانسن است.
گروه کتاب- ایران آنلاین: او بهجای نمایش، به «بیان» میاندیشید؛ به معماری تصویر و سکوت. در کتاب «سینمای ناصر تقوایی» نوشته سعید عقیقی و رضا غیاث، آثار او با دقت تحلیل و بررسی شده و نشان داده میشود چگونه در هر فیلم، نسبت انسان و جامعه به زبانی تازه بازگو شده است. او سالهای زیادی را در سکوت گذراند؛ سکوتی پر از معنا، نه بهدلیل انزوا، بلکه از وسواس در حفظ شأن هنر. این اثر نه تنها به تحلیل فیلمهای تقوایی میپردازد، بلکه به کنکاش در دلایل عدم ساخت فیلمهای جدید توسط او نیز توجه دارد.
به گفته عقیقی، ستایش ناصر تقوایی تنها با تحسین آثارش ممکن نیست. نقد و بازخوانی مداوم کارنامهاش، ادای حقی است که در سالهای کمکاریاش از او دریغ شد. از «آرامش در حضور دیگران» تا «کاغذ بیخط»، از تلخی و فلسفه «صادق کرده» تا طنز پرشور «ای ایران»، از جهان تمثیلی «نفرین» تا واقعگرایی شاعرانه «ناخدا خورشید»؛ این همه تنوع و غنا در کارنامه یک فیلمساز ایرانی شاید دیگر هرگز یافت نشود.
در مقدمه این کتاب، نویسندگان مینویسند: «مسأله اساسی نپرداختن به دستاوردهای عظیم او در سینما طی قریب به شش دهه کار هنریست. این کتاب با چنین هدفی نوشته شده است؛ سعید عقیقی و رضا غیاث از پس سالها پژوهش و مداقه در آثار فیلمساز بزرگ ما، این مهم را در نظر گرفتهاند که اعتبار بیچونوچرای تقوایی در چیزی جز آثارش ریشه ندارد.»
در این کتاب، فصلهایی به بررسی فیلمهایی همچون «ناخدا خورشید» و «کاغذ بیخط» اختصاص داده شده است که هر یک با نگاهی دقیق به تحلیل داستان و ساختار هنری آنها میپردازد. در بخشی از این کتاب آمده است: «ناصر تقوایی را کجفهمی خیل عظیم شبهمنتقدان وطنی در کنار جو بیمار سرمایهداری فرهنگی این ملک، از کار کردن و فیلم ساختن دور نگه داشته و کتاب پیش رو به قصد برکشیدن و شناساندن او و سینمایش نوشته شده است؛ سینمایی که اگر فقط یک «ناخدا خورشید» را برای ما خلق کرده بود، باید تا ابد ایستاده برایش دست میزدیم و ستایشش میکردیم.»
اکنون که نام او با اندوه تکرار میشود، شاید بهترین نکوداشت، بازنمایی آثارش و زنده نگه داشتن یادش از طریق گفتوگویی تازه با تاریخ سینمای ایران باشد. آنچنانکه خود گفته بود: «سینما برای من نه یک امر تصنعی، بلکه تکرار خود زندگی است؛ هیچ هنری به اندازه سینما به زندگی واقعی شبیه نیست. حتی داستانهای تخیلی به شیوه زندگی واقعی تعریف میشوند و شما آنها را باور میکنید. وای به حال فیلمی که تماشاگر آن را باور نکند. گاهی فیلمهای خوبی میبینیم که از زندگی قلابی ما زندگیتر هستند.»
انتهای پیام/