سنگ محک بورس و بانک در تشکیل سرمایه فیزیکی
والا صنیعزاده_ دانشجوی دکترای اقتصاد در یادداشتی نوشت: تشکیل سرمایه فیزیکی یکی از متغیرهای کلان اقتصادی مهم به شمار میرود، چرا که در نظریههای اقتصادی سرمایهگذاری فیزیکی بهعنوان موتور محرک رشد اقتصادی شناخته شده و میتواند تفاوت وضعیت کشورهای پیشرفته و در حال توسعه را توضیح دهد. در اقتصادهایی مانند ایران که در سالهای اخیر با چالشهایی از جمله تورم مزمن، نرخ بهره بالا و رشد اقتصادی پایین مواجه بودهاند، بررسی عوامل مؤثر بر سرمایهگذاری فیزیکی اهمیت ویژهای دارد.
ایران آنلاین: در ادبیات اقتصادی، بازارهای مالی شامل بازار سرمایه و بازار پول هستند که بر اساس رابطهای مکمل، دو وظیفه اصلی در اقتصاد برعهده دارند: نخست، تشکیل سرمایه فیزیکی که عمدتاً از طریق بازار اولیه و بخشی از بازار ثانویه—بهویژه در زمان افزایش سرمایه شرکتها از محل آوردههای نقدی و افزایش سهام شناور—انجام میشود؛ و دوم، تأمین سرمایه در گردش بنگاهها که بهصورت اختصاصی توسط بازار پول و نظام بانکی صورت میگیرد. سؤال کلیدی این است که آیا در اقتصاد ایران، بازارهای مالی واقعاً بر اساس رابطه مکمل عمل میکنند؟ به بیان دیگر، آیا بازار سرمایه توانسته است در تأمین سرمایه بلندمدت و تشکیل سرمایه فیزیکی نقش خود را ایفا کند و آیا بازار پول صرفاً به تأمین سرمایه در گردش بخش تولید محدود بوده یا در تشکیل سرمایه فیزیکی نیز مؤثر بوده است؟
پژوهشی که دکتر سعید صمدی، دکتر لیلا ترکی و صادق دهدهی در سال ۱۴۰۲ منتشر کردهاند، تلاش نموده است به این پرسشها پاسخ دهد. پژوهشگران از دادههای ماهانه اقتصاد ایران در بازه فروردین ۱۳۸۷ تا خرداد ۱۳۹۹ استفاده کردند و شاخصهایی از هر دو بازار را مورد بررسی قرار دادند: از بازار سرمایه، رشد ارزش بازار سهام، رشد صندوقهای سرمایهگذاری مشترک، ارزش بازار ابزارهای بدهی و میزان افزایش سرمایه شرکتها؛ و از بازار پول، نرخ بهره واقعی وام، نرخ سود سپرده واقعی و میزان رشد اعتبارات بانکی به بخش خصوصی. مدل مورد استفاده در تحقیق، مدل خودرگرسیونی با وقفههای توزیعی (ARDL) است که امکان بررسی روابط کوتاهمدت و بلندمدت بین متغیرها را فراهم میکند.
یافتههای پژوهش نشان میدهد که در بلندمدت برخی متغیرهای بازار سرمایه—از جمله رشد ارزش بازار سهام، ارزش بازار ابزارهای بدهی و نرخ پسانداز ناخالص داخلی—اثر مثبت و معناداری بر تشکیل سرمایه فیزیکی داشتهاند، در حالی که رشد صندوقهای سرمایهگذاری مشترک اثر معناداری نداشته است. در بازار پول، افزایش نرخ بهره واقعی وام با کاهش تشکیل سرمایه همراه بوده، در حالی که نرخ سود سپرده واقعی و نرخ پسانداز ناخالص داخلی اثر مثبت و معناداری نشان دادهاند و اثر رشد اعتبارات به بخش خصوصی مثبت اما غیرمعنادار بوده است. یکی از نتایج جالب این پژوهش، اثر مثبت و معنادار تورم بر تشکیل سرمایه فیزیکی است که میتواند ناشی از انتظارات تورمی بازیگران اقتصادی باشد.
در مجموع، پژوهش نشان میدهد که هرچند بازار پول نقش تخصصی خود را در تأمین سرمایه در گردش ایفا میکند، هر دو بازار پول و سرمایه در تشکیل سرمایه فیزیکی نقش دارند و رابطه مکمل صرف میان آنها مشاهده نمیشود. با این حال، برخی متغیرهای کلیدی بازار سرمایه به دلیل محدودیتهای نهادی و زیرساختی نتوانستهاند نقش کامل خود را ایفا کنند. بر اساس این یافتهها، سیاستگذاران اقتصادی میتوانند با گسترش و تنوع صندوقهای سرمایهگذاری مشترک، نظارت دقیق بر آنها، افزایش انتشار اوراق بدهی، پذیرش شرکتهای جدید و تقویت بازارهای مالی برای بسیج پساندازهای خرد، تشکیل سرمایه را ارتقا دهند. همچنین بازگرداندن بازار پول به وظیفه اصلی خود یعنی تأمین سرمایه در گردش بخشهای اقتصادی، توقف فعالیتهای سفتهبازی، افزایش اعتبارات به بخش خصوصی واقعی، کنترل تورم و استقلال بازار پول از فشارهای دولت میتواند نقش مکمل بازار سرمایه در تشکیل سرمایه فیزیکی را تقویت و رشد اقتصادی پایدار را تسهیل کند.
منبع:
صمدی، سعید؛ ترکی، لیلا؛ دهدهی، صادق. (۱۴۰۲). تحلیل تأثیر عملکرد بازارهای پول و سرمایه بر تشکیل سرمایه فیزیکی در ایران. فصلنامه نظریههای کاربردی اقتصاد
انتهای پیام/