
همایش «چشمانداز اقتصاد ایران ۱۴۰۵» که روز گذشته به همت گروه رسانهای «دنیای اقتصاد» در هتل المپیک تهران برگزار شد، تصویری چندلایه از وضعیت اقتصاد ایران ارائه کرد؛ تصویری که در آن، فشارهای خارجی، محدودیت منابع ارزی، افت سرمایهگذاری، تورم، ناترازی نظام بانکی و کاهش درآمد واقعی خانوارها، اجزای جدا از هم نیستند، بلکه به یکدیگر پیوند خوردهاند.

هر دولتی را میتوان با شاخصهای مختلفی ارزیابی کرد؛ از میزان تحقق وعدهها و رشد اقتصادی گرفته تا نحوه مواجهه با بحرانها و توانایی در مدیریت شرایط پیچیده. اما در مقاطع حساس و سرنوشتساز، یک شاخص بیش از همه اهمیت پیدا میکند؛ و آن اعتماد عمومی است.

سیاست صنعتی در جهان دیگر صرفاً ابزاری برای حمایت از تولید یا افزایش اشتغال نیست و به یکی از ابزارهای اصلی دولتها برای مدیریت ریسکهای ژئوپلتیک، امنیت زنجیره تأمین و رقابت فناورانه تبدیل شده است.

رئیس کل بانک مرکزی جزئیات اقتصادی تفاهمنامه ایران و آمریکا را تشریح کرد.

همزمان با آغاز اجرای تفاهم اسلامآباد، روند آزادسازی داراییهای مسدودشده ایران وارد مرحله عملیاتی شده است؛ منابعی که به گفته بانک مرکزی جزو داراییهای این نهاد محسوب میشوند و قرار است به تقویت پشتوانه ارزی کشور، تسهیل مبادلات خارجی و مدیریت بازار ارز کمک کنند.

مشاور رئیسجمهور در امور همکاریهای اقتصادی با تاکید بر اینکه انعقاد تفاهمنامه میان ایران و آمریکا، فرصتی تاریخی برای تقویت جایگاه اقتصادی ایران در منطقه است، گفت: آینده منطقه در اتاقهای جنگ ساخته نمیشود، بلکه در مسیرهای تجارت شکل میگیرد.

عملکرد اقتصاد ایران در جنگ اخیر نشان داد که کشور با وجود تحریمهای طولانیمدت، توان عبور از شرایط سخت را دارد که نشاندهنده ظرفیتهای واقعی اقتصاد ملی است؛ ظرفیتی که بر پایه نیروی انسانی، تولید داخلی، زیرساختهای انباشته و تجربه سالهای فشار شکل گرفته است.

عضو اتاق بازرگانی ایران با اشاره به عبور کشور از پیامدهای جنگ ۱۲ روزه، از شکلگیری نشانههای امیدبخش در اقتصاد سخن گفت و تاکید کرد که آزادسازی منابع ارزی، احتمال کاهش نرخ ارز، بهبود روابط منطقهای و چشمانداز رفع تحریمها میتواند اقتصاد ایران را در آستانه یک چرخش بزرگ قرار دهد.

جنگ، اقتصاد هیچ کشوری را بیهزینه رها نمیکند؛ این را نه میشود انکار کرد و نه با چند جمله امیدوارکننده از کنارش گذشت. فشار روی تولید، اختلال در تجارت، نااطمینانی در بازارها، آسیب به بنگاهها و تنگتر شدن معیشت مردم، همه از تبعات طبیعی هر درگیری نظامی است.

«برای غلبه بر آثار و پیامدهای ناشی از جنگ باید با تدبیر، برنامهریزی و نگاه بلندمدت عمل کرد.» این تأکید مسعود پزشکیان، فقط یک جمعبندی مدیریتی برای روزهای پس از بحران نیست؛ توصیف دقیقی است از موقعیتی که اقتصاد ایران اکنون با آن روبهرو است.

شرایط اقتصادی کشور را نمیتوان جدا از واقعیتهای سیاسی، امنیتی و منطقهای تحلیل کرد؛ شرایطی که طراحیهای پیچیده و تهاجم چندلایه نظامی و اقتصادی دشمن در بروز آن غیرقابل انکار است.

من هم مانند هر شهروند دیگر این سرزمین، قضاوتهایی درباره جنگ دارم؛ قضاوتهایی که شاید همگی علمی یا مبتنی بر آمار و اسناد نباشند اما از ژرفای یک تجربه زیسته برمیآیند.

وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی از مهیا شدن امکان بهره گیری صنایع کوچک و متوسط از شبکه توزیع صنایع شیر ایران برای عرضه کالاها در دوران جنگ خبر داد.

پایان هر دوره پرتنش، آغاز مرحلهای حساستر است؛ مرحله ای که در آن کیفیت سیاست گذاری، مسیر سال های آینده را تعیین میکند.

بخش خصوصی ایران توانمندی نوسازی و بازسازی آسیبهای بعد از جنگ را دارد. این پاسخ فعالان اقتصادی به پرسش روزنامه ایران است. آنها اعتقاد دارند که در سال های اخیر بسیاری از صنایع ایران توانسته اند به خودکفایی برسند و داخلی سازی کنند.

مدیرعامل هلدینگ گردشگری تأمین اجتماعی (هگتا) در ادامه بازدیدهای میدانی خود از شرکتهای زیرمجموعه این هلدینگ، با حضور در شرکت سرمایهگذاری ایرانگردی و جهانگردی با مدیرعامل و مدیران این مجموعه دیدار و گفتوگو کرد و در جریان آخرین وضعیت فعالیتها و برنامههای این شرکت قرار گرفت.

نائب رئیس مجلس با بیان این که چاره ای جز استفاده از توان بخش خصوصی در توسعه و عمران کشور نداریم گفت: کشورهایی در دنیا موفق هستند که پشتیبانی لازم از بخش خصوصی وجود داشته باشند در این راستا دولت و مجلس از بخش خصوصی حمایت می کنند.

بخش مهمی از آسیبهایی که به زندگی مردم و افق آینده کشور وارد میشود، نه صرفاً حاصل کمبود منابع یا فشارهای بیرونی، بلکه نتیجه ناتوانی سیاستگذاری در دیدن و فهم دقیق واقعیتهای موجود است. از این منظر، چالش کنونی پیش از آنکه چالش اقتصادی باشد، چالش در «شناخت»، «گفتار» و «نحوه مواجهه با جامعه» است.

اقتصاد ایران دههها بر پایه «انرژی ارزان» بنا شده است؛ مدلی که زمانی مزیت تلقی میشد، اما امروز به یکی از بزرگترین نقاط آسیبپذیری کشور تبدیل شده است. آمارها نشان میدهد ایران در حالی پنجمین مصرفکننده بزرگ انرژی در جهان است که سهم ناچیزی از بازار جهانی انرژی دارد؛ واقعیتی که بیش از آنکه نشانه رفاه باشد، تصویر روشنی از هدررفت گسترده انرژی در شبکهای ناکارآمد را پیشروی سیاستگذاران قرار میدهد.

خدایار خاشع_ دبیر کمیته سرمایهگذاران آزادراهها در یادداشتی نوشت: سیام دیماه یادآور رخدادی است که فراتر از یک فاجعه شهری، تصویری روشن از نقصی ساختاری در حکمرانی اقتصادی کشور ارائه میدهد. فروریختن ساختمان پلاسکو نه محصول یک ریسک پیشبینیناپذیر، بلکه نتیجه سالها ترک فعل، تعویق تصمیم و ابهام در مسئولیت نهادی بود. مسأله شناخته شده بود، هشدارها داده شده بود، اما تصمیم سخت به آینده سپرده شد؛ آیندهای که با هزینهای بهمراتب سنگینتر، خود را تحمیل کرد.