فارن افرز در شماره اخیر خود تحلیل کرد چرا تلاش تلآویو برای تحمیل نظم منطقهای توأم با زور محکوم به شکست است؟
توهم اسرائیل درباره خاورمیانه جدید
جهان
127745
نظام منطقهای خاورمیانه بهسرعت در حال تحول است، اما نه به شکلی که بسیاری از مقامهای اسرائیلی و آمریکایی تصور میکنند. تلاش دونالد ترامپ رئیسجمهوری ایالات متحده، برای پایان دادن به جنگ در غزه، امیدها را برای یک دگرگونی گستردهتر در منطقه افزایش داد. خود ترامپ از طلوع صلح در خاورمیانه سخن میگوید اما حتی اگر توافق غزه پابرجا بماند، این لحظه همگرایی آمریکا و اسرائیل دوام نخواهد داشت.
گروه جهان: باور اشتباه اسرائیل به اینکه برتری راهبردی دائمی بر دشمنانش بهدست آورده، تقریباً قطعاً آن را به اقدامات تحریکآمیز فزایندهای سوق خواهد داد که مستقیماً اهداف کاخ سفید را به چالش میکشد. پس از حملات ۷ اکتبر ۲۰۲۳، اسرائیل مجموعهای پیدرپی از حملات و مداخلات در سراسر منطقه را آغاز کرد که کل محور تحت رهبری ایران را نشانه گرفته بود؛ بارها خطوط قرمزی را که سالها «جنگ سایه» در منطقه را میان تهران-تل آویو تعریف کرده بود، زیر پا گذاشت و حمله به سایتهای هستهای و نظامی ایران اوج آرزوی دیرینه اسرائیل برای هدف قرار دادن قلب دشمن اصلیاش بود.
با این حال، یک حمله در خلیج فارس به نقطه عطفی شگفتانگیز تبدیل شد. تلاش حیرتآور اسرائیل برای ترور رهبران حماس که برای مذاکراتی با میانجیگری آمریکا در دوحه گرد هم آمده بودند، نشاندهنده تشدید چشمگیر تلاش این رژیم برای بازسازی خاورمیانه با اتکا به قدرت هوایی بود. این نوع اقدام تنها از سوی رهبرانی صورت میگیرد که کاملاً ایمان دارند از پیامدهای اعمال خود مصون هستند، اما ترامپ به این نتیجه رسید که این بار اسرائیل از حد گذشته است.
لبه پرتگاه اسرائیل
نامشخص است که آیا رنجش ترامپ از اسرائیل، فراتر از آتشبس، به تغییرات معنادار منجر خواهد شد یا نه. عقلانیت حکم میکند اسرائیل از لبه پرتگاه عقبنشینی کند و از فرصتی که آتشبس ایجاد کرده، بهره ببرد تا ماجراجوییهای نظامی خود را کاهش دهد. جنگ طولانیمدت ضعفهای اسرائیل را آشکار کرده است: سامانههای دفاع موشکی آن امنیت کامل را فراهم نمیکنند، اقتصادش توان تحمل جنگ بیپایان را ندارد، سیاست داخلیاش پس از دوره طولانی بحران در غزه آشفته است و ارتش همچنان بهشدت به ایالات متحده وابسته باقی مانده است.
نابودی غزه اعتبار جهانی اسرائیل را ویران کرده و این رژیم را بیش از پیش منزوی و تنها گذاشته است. اسرائیل نمیتواند با بمباران خاورمیانه، نظم جدید و باثباتی ایجاد کند. رهبری منطقهای تنها با برتری نظامی به دست نمیآید؛ بلکه نیازمند حدی از رضایت و همکاری دیگر قدرتهای منطقه است.
اما هیچکس در خاورمیانه خواهان رهبری اسرائیل نیست و همه دولتها اکنون از قدرت بدون مهار آن بیم دارند. برخی در واشنگتن ممکن است از چشمانداز اسرائیل بیقیدوبند استقبال کنند اما همین آدمها نیز باید مراقب آرزوهای خود باشند. منافع اسرائیل لزوماً همان منافع ایالات متحده نیست و اسرائیل چکهایی میکشد که شاید آمریکا نخواهد یا نتواند آنها را نقد کند.
نظم گذشته و آینده
نظم منطقهای خاورمیانه طی ۳۵ سال گذشته بهشکل قابلتوجهی پایدار بوده است. پشت آشوبها، خشونتها و تغییرات ظاهراً بیپایان، ساختار اصلی سیاست منطقه تنها در چند مقطع امکان تغییر را تجربه کرده و هیچیک پایدار نمانده است. این نظم منطقهای پس از فروپاشی اتحاد شوروی همراه با محوریت آمریکا شکل گرفت. برتری ایالات متحده که با حمله فاجعه بار این کشور به عراق و بحران مالی جهانی ۲۰۰۸ تضعیف شد، دیگر مانند دهههای گذشته شکستناپذیر بهنظر
نمیرسد.
از سال ۱۹۹۱، دولتهای خاورمیانه در چهارچوب نظمی منطقهای با کارکردی دوقطبی و نسبتاً راحت قرار داشتهاند؛ نظمی که در آن، بلوک تحت رهبری ایالات متحده شامل اسرائیل، برخی کشورهای عربی و ترکیه، در برابر ایران و متحدان منطقهایاش صفآرایی میکند.
فروپاشی روند صلح فلسطین و اسرائیل در سال ۲۰۰۱ و انتفاضه دوم، حملات ۱۱ سپتامبر، اشغال فاجعهبار عراق و سیاستهای بسیار ناموجّه آمریکا در چهارچوب دکترین «جنگ علیه ترور» به تقویت بلوک ایران انجامید؛ بلوکی که برای دههها بهطور پیوسته در حال قدرتگیری بهنظر میرسید؛ متحدانش در بغداد، بیروت و صنعا به قدرت رسیدند، دولت بشار اسد طی یک جنگ بزرگ در قدرت باقی ماند و حماس و حزبالله زرادخانههای بزرگ و قدرتمندی از موشکها و سایر ظرفیتهای نظامی ساختند.
پس از خیزشهای عربی ۲۰۱۱، آن دوقطبی به نظمی سهقطبیتر تبدیل شد. «محور مقاومت» ایران عمدتاً یکپارچه ماند؛ اما تغییرات عظیم آن دوره موجب رقابتهای شدید و مخربی در چندین جبهه شد و در نتیجه، بلوک تحت رهبری آمریکا دوپاره شد: قطر و ترکیه در یک سو، عربستان سعودی و امارات در سوی دیگر و واشنگتن در تقلا برای همسو نگهداشتن آنها. محاصره قطر توسط امارات و عربستان در سالهای ۲۰۱۷ تا ۲۰۲۱ تلاشها برای حفظ جبههای متحد علیه ایران را مختل کرد.
لحظه از دسترفته
رهبران اسرائیل به جای درک تغییرات به اقدامات نظامی خود در مقابله با ایران و متحدانش مینگرند و معتقدند این تحولات توازن قوا را در منطقه بهنفع اسرائیل تغییر داده است.
مقامات امنیت ملی اسرائیل معتقدند هر مرحله از تشدید تنش، ثابت کرده نگرانی منتقدان بیمورد بوده است. آنها ادعا میکنند اشتباه پیش از ۷ اکتبر این بود که تهدیدها را بهحال خود رها کردند و قاطعانه برخورد نکردند.
قمار آنها مبتنی بر این تصور است که نظم را میتوان با زور و از طریق قدرت هوایی تحمیل کرد و رهبران عرب آنقدر ضعیف یا مرعوب هستند که هرگز واکنشی نشان ندهند. اسرائیل ظاهراً باور دارد مشروعیت اهمیتی ندارد و از لوله تفنگ حاصل میشود؛ رهبران عرب ممکن است غر بزنند اما در نهایت از هژمون منطقهای پیروی خواهند کرد.
اما برتری نظامی اسرائیل و سکوت ناخشنود کشورهای عرب، نظم پایدار نمیسازد. تثبیت رهبری منطقهای مستلزم آن است که کشورهای عرب یا تهدید مشترک با اسرائیل احساس کنند یا هدف مشترک. تلآویو هر دو را از میان برده است. ویرانی غزه و حرکت به سوی الحاق کرانه باختری هر تصور خوش خیالانه درباره امکان راهحل عادلانه برای دولت فلسطینی را از بین برده است. حتی پیش از حملات اسرائیل به ایران، عربستان و کشورهای خلیج فارس در مسیر تنشزدایی با تهران قرار گرفته بودند. پس از حمله به دوحه (و پیش از آن، تهدید به اخراج میلیونها فلسطینی به مصر و اردن) اسرائیل اکنون برای حکومتهای عربی تهدید بهنظر میرسد.

قدرت مهارنشده و جاهطلبی بیحد و مرز به فاجعه منتهی میشود. اسرائیلیها همچنان درگیر ضربه روانی حمله ۷ اکتبر هستند. اکثریت بزرگی از افکار عمومی اسرائیل محکومیت بینالمللی جنایات جنگی این کشور در غزه را رد میکنند یا اغلب حتی حاضر نیستند گزارشها درباره قحطی و تلفات گسترده غیرنظامیان را باور کنند و نتانیاهو بیش از آنکه نگران پاسخ به انتقادات بینالمللی و احیای برنامههای تشکیل دولت فلسطینی باشد- برنامههایی که برای شرکای افراطی ائتلافش غیرقابل قبولاند- در پی حفظ دولت راستگرای تندرو و شکننده خود است.
از سوی دیگر، اسرائیل تصویری اغراقآمیز از توان نظامی خود دارد. با وجود حملات غافلگیرانه و برتری هوایی، این رژیم نیرویی در اختیار ندارد که بتواند سرزمینهایی فراتر از مناطق فلسطینی و سوری که ۵۵ سال پیش اشغال کرده را تصرف و حفظ کند. اسرائیل نشان داده که میتواند بسیاری از اهداف تاکتیکیاش را از طریق ترور و بمباران از راه دور پیش ببرد، اما نشان نداده که قادر است به اهداف راهبردی خود دست یابد: حماس همچنان قدرتمندترین بازیگر در غزه است؛ حزبالله با وجود تحمل خسارات سنگین سلاحهایش را زمین نگذاشته؛ و کارزار عظیم ۱۲ روزه علیه ایران نتوانست برنامه هستهای ایران را پایان دهد یا مردم را به قیام علیه حکومت ایران تحریک کند.
تل آویو تنها با تکیه بر تأمین مجدد مهمات از سوی آمریکا توانست جنگ در غزه را ادامه دهد. سامانههای دفاع موشکی گنبد آهنین در برابر حملات موشکی ایران- پیش از آنکه ایالات متحده آتشبس جنگ ۱۲ روزه را تحمیل کند- بهسرعت با کمبود موشک رهگیر مواجه شدند. درخواستهای فوری و مکرر اسرائیل از واشنگتن در دو سال گذشته نشان میدهد که آنها تا چه حد به آمریکا وابسته هستند. قدرتهای منطقهای نیز بیتردید این آسیبپذیری احتمالی را در جنگی فرسایشی بهدقت زیر نظر دارند.
نتانیاهو دهههاست که بازی سیاست آمریکا را میشناسد و دلیل خوبی دارد که تصور کند نفوذ اسرائیل بر سیاست واشنگتن همچنان ادامه خواهد داشت. اما چراغهای هشدار باید روشن باشد. جمهوریخواهان همچنان از اسرائیل حمایت میکنند، اما ملیگرایان جریان «اول آمریکا» کمتر مایلند منافع ایالات متحده را فدای اسرائیل کنند. ترامپ سالخورده، غیرقابل پیشبینی و ناپایدار است و جانشینان احتمالی جمهوریخواه او، مانند معاون رئیسجمهور جیدی ونس، تعهد خاصی نسبت به اسرائیل ندارند. بدون چک سفید واشنگتن، برتری اسرائیل ممکن است بسیار سریعتر از آنچه تصور میشود فرو بریزد.
اسرائیل خود را هژمون جدید منطقه میبیند، اما در واقع خود را هم کماهمیتتر و هم کمکاربردتر کرده است. پس از حمله به قطر، بعید است رهبران کشورهای خلیج فارس همچنان همه سامانههای دفاع هوایی خود را تنها به سوی ایران و یمن نشانه بگیرند. شاید نابودی غزه را تحمل میکردند، اما اکنون اسرائیل به تهدیدی برای امنیت خود آنها تبدیل شده است. اینکه اسرائیل تاکنون هزینه جدیای برای گسترشطلبی نظامی خود در منطقه و ویرانی غزه پرداخت نکرده این تصور را تقویت کرده که هرگز هزینهای نخواهد پرداخت، اما این تصور همانقدر اشتباه است که باور اسرائیل در سال ۱۹۷۳ مبنی بر اینکه هیچ کشور عربی دیگر جرأت حمله به آن را نخواهد داشت- پس از پیروزی برقآسای شش سال قبل در جنگ 1967 - یا این باور که پیش از ۷ اکتبر ۲۰۲۳، حماس برای همیشه در غزه مهار خواهد شد.
منبع: Foreign Affairs
انتهای پیام/