«ایران» بررسی کرد؛
زندگی و شادی
فرهنگ
128711
بیشتر مردم میخواهند شاد باشند و شادی را از راههای مختلفی جستوجو میکنند - از راه کسب درآمد بیشتر یا شغلی معتبرتر، خانهای نزدیک دریا یا خرید یک ماشین جدید. با این حال، شواهد حاکی از آن است که تغییر شرایط زندگی فرد (به عنوان مثال، وضعیت تأهل، شغل، محل زندگی و درآمد) بهترین راه برای زندگی بهتر نیست.
گروه فرهنگ - ایران آنلاین: در عوض، راهبردهای شناختی و رفتاری سادهای وجود دارند که افراد میتوانند در زندگی روزمره برای بالا بردن سطح شادی خود استفاده کنند. این راهبردها مستلزم تغییرات عمدهای در موقعیتهای فعلی زندگی افراد نیستند و میتوانند صرفنظر از ساختار روزمره آنها مورد استفاده قرار بگیرند. تحقیقات نشان میدهند بخش اعظمی از شادی تحتتأثیر فعالیتهایی است که افراد انتخاب میکنند و همچنین اینکه چگونه موقعیتهای مختلف زندگی خود را تفسیر میکنند و به آنها واکنش نشان میدهند.
استدلال رایج میان شکاکان این است که سطح شادی افراد به طور ژنتیکی تعیین میشود و نمیتوان آن را به طور اساسی تغییر داد. با وجود شواهد قانعکننده مطالعات روی دوقلوها، بر اساس ارتباط میان زندگی بهتر و ژنتیک، تحقیقات جدیدتر نشان میدهد تأثیرات ژنتیکی بر شادی ممکن است کمتر از آنچه باشد که در ابتدا تصور میشده و تأثیرات محیطی است که بخش اعظمی از تفاوتهای فردی را توضیح میدهد. علاوه بر این، تحقیقات در مورد تعاملات ژن-محیط نشان میدهد بیولوژی و محیط در یک فرایند پویا با هم تعامل دارند و بر رفتار افراد تأثیر میگذارند، بنابراین حتی پیشزمینههای ژنتیکی نیز در این مورد قطعی نیستند.
مطالعات همچنین نشان میدهند رابطه بین شرایط زندگی افراد (به عنوان مثال، درآمد، وضعیت رابطه، یا سلامتی) و شادی آنها آنقدر قوی نیست که شواهد نشان میدهد. به عنوان مثال، برآوردن نیازهای روانشناختی اولیه فرد (خودمختاری، شایستگی، و ارتباطات) نشانگر بهتری نسبت به درآمد فرد برای احساسات مثبت و منفی روزانه است. همچنین، اگرچه افراد حمایت عاطفی زیادی از یک رویداد بسیار مثبت مانند ازدواج دریافت میکنند، اما این احساسات اولیه دوام دائمی ندارند زیرا افراد تمایل دارند در زمانهای مختلف با شرایط زندگی خود در آن زمان سازگار شوند. چنین یافتههایی نشان میدهند تلاش برای شادترشدن از طریق بهبود شرایط زندگی بعید است که نتیجه دهد.
اگرچه ترکیب تفاوتهای زیستشناختی فرد با شرایط زندگیاش بخشی از پازل شادی را میسازد اما نظریهها و تحقیقاتی که از سازگاری لذتگرا حمایت میکنند نشان میدهند که حتی تغییرات اساسی در شرایط زندگی افراد منجر به تغییرات پایداری در رفاه نمیشود. ما در عوض استدلال میکنیم این تغییرات مشاهده شده را میتوان تا حدی با روشهایی که مردم برای تفکر و رفتار در زندگی روزمره خود انتخاب میکنند توضیح داد. اینکه چگونه و چرا این شیوهها و عادتها میتوانند شرایط زندگی افراد را تغییر دهند بیش از یک دهه است که تمرکز تلاشهای محققان بوده است.
با تقویت بخش تجربی مقوله اثربخشی راهبردهای افزایش شادی، جویندگان شادی دیگر نیازی ندارند تنها به مشاهدات، حکایات یا توصیههای مادربزرگها تکیه کنند. تحقیقات در دهه گذشته نه تنها ثابت کرده که شادی را میتوان از طریق فعالیتهای فردی افزایش داد، بلکه شروع به تجزیه و تحلیل جزئیات چگونگی، چه کسی، چه زمانی و چرایی این فرآیند مهم کردهاند. هنوز چیزهای زیادی در مورد مکانیسم فعالیتهای مثبت و شرایط عملکرد آنها وجود دارد که باید بررسی شوند. محققان باید بتوانند تناسب خوبی بین یک فرد و فعالیتی که انجام میدهد برقرار کنند چرا که درست است که فعالیتهای مثبت به طور متوسط در افزایش سطح شادی مؤثر هستند، اما چرا برخی افراد (مانند افرادی که بشدت افسرده هستند) اگر یک فعالیت مثبت به اصطلاح «ساده» برای شادی بخشیدن به آنها کارساز نباشد ممکن است احساس دلسردی یا تقصیر کنند. هر چه محققین فرآیند جستوجوی شادی را بیشتر درک کنند، در ارائه توصیههای تجربی به افرادی که مایل به داشتن تجربهای شادتر از زندگی خود هستند موفقتر خواهند بود.
*سونیا لیوبومیرسکی / استاد روانشناسی دانشگاه کالیفرنیا
*نازنین اردوبازارچی / ترجمه و تلخیص
انتهای پیام/