زبان هرتا مولر آینه اضطراب امید و ایستادگی است؛
زیستن در زبان
احسان قبادی مترجم سرزمین گوجههای سبز درباره این کتاب، یادداشتی را به روزنامه ایران ارائه کرد.
گروه کتاب - ایران آنلاین: برخی نویسندگان، زبان را نه وسیله بیان، که خانه زیستن میدانند؛ هرتا مولر از همین تبار است. برای او واژهها سقف و دیوار و گاه تنها خانه ممکن در جهانی بیپناهاند. او زبان را نه ابزارِ روایت، که خودِ زیستن میداند. از همین رو، میتوان گفت او آموزگارِ زیستن در زبان است.
مولر در سال ۱۹۵۳ در روستایی آلمانیزبان در بنات رومانی زاده شد، در میان اقلیتی که میان دو فرهنگ میزیستند و همیشه در حاشیه هویت جمعی حرکت میکردند. سالها بعد، با حس ناامنی و بیخانمانی درونی، در ۱۹۸۷ به برلین مهاجرت کرد و در آنجا به تدریس پرداخت. سال ۲۰۰۹، نوبل ادبیات را دریافت کرد و آکادمی سوئد او را زنی نامید «که با تراکم شعر و صراحت نثر، سرزمین بیخانمانان را تصویر میکند.»
انتخاب من برای ترجمه «سرزمین گوجههای سبز» از همین جهان زبانی برمیخیزد. زبان مولر، آمیزهایست از ایجاز، گسست نحوی و استعارههای چندلایه. او با واژهها نه از واقعیت میگریزد و نه آن را ساده میکند؛ بلکه لایههای پنهان آن را آشکار میسازد. مولر زبان را ابزاری برای بازنمایی تجربههای انسانی میداند، تجربههایی که در مرز میان ترس و امید، در تلاقی درون و بیرون شکل میگیرند. او در زندگی روزمره به دنبال لحظههاییست که معنا از دل سکوت سر برمیآورد. در آثارش – از «نجوای سایهها» و «انسان، قرقاولی بزرگ در جهان است» تا «تابِ نفس» – انسان میان ترس و امید، میان خانه و تبعید، در جستوجوی معنایی تازه است. با این حال، محتوایی که مولر به سراغش میرود نیز بهغایت بکر و چندوجهی است. او هم تلسکوپ دارد، هم ذرهبین؛ هم دور را میبیند، هم ریزترین زوایا را. این نگاه دوگانه در داستان «وقایعنامه روستا» از کتاب «نجوای سایهها» بهروشنی آشکار است، جایی که واقعیت اجتماعی و جزئیترین احساسات انسانی در یک قاب واحد تصویر میشوند.
رمان «سرزمین گوجههای سبز» با نام اصلی «حیوان درون»؛ پیشتر از زبان انگلیسی به فارسی برگردانده شده بود، اما به گمانم روح اثر و ظرافتهای زبانی مولر در آن ترجمهها آنگونه که باید نمایان نبود. به همین دلیل ترجمه مستقیم از آلمانی را ضروری دیدم تا وفاداری به ساختار فکری و موسیقایی متن حفظ شود. پس از ترجمه این کتاب، به ترجمه «نجوای سایهها» پرداختم؛ اثری که پیشتر داستان نخستش را جناب اسدالله امرایی در مجموعه «بیست بیست» (بیست داستان از بیست نویسنده برنده جایزه نوبل ادبیات) به فارسی برگردانده بودند.
در هر دوی این آثار مولر نه مستقیماً از سیاست میگوید و نه از تاریخ، اما در پسِ هر جملهاش رگهای از زیستن انسان معاصر در جهانی ناپایدار دیده میشود. زبان او آینه اضطراب، امید و ایستادگیست. تصویرهای او گاه تلخاند، گاه شاعرانه و گاه سرشار از کنایههایی ظریف. برگردان چنین زبانی به فارسی، نیازمند دقتی بالا و مراقبتی پیوسته بود تا تناسب معنا و موسیقی جملهها حفظ شود. فضای آثار مولر صرفاً روایی نیست؛ حالتی دارد از سرگشتگی و جستوجوی معنا در جهانی ناپایدار. در ترجمه، باید این حس بیقراری حفظ میشد، نه آنکه متن به نثری صرفاً روان و بیاثر تبدیل شود. هدف من این بود که خواننده در فارسی نیز همان طنین را احساس کند که زبان مولر در آلمانی برمیانگیزد. برخی از ارجاعات و روایتها برای مخاطب فارسیزبان ناآشناست، از همین رو باید میان وفاداری به متن و درک خواننده تعادلی ظریف برقرار میشد.
زبان مولر از گونه زبان نویسندگان آلمانیتبار قرن بیستم است؛ نویسندگانی که در حاشیه جغرافیایی و زبانی اروپا زیستهاند و زبانشان بازتابیست از تلاقی فرهنگها و تجربه زیستن میان دو جهان. همین دوگانگی به آثار او رنگی از صداقت و درد، صلابت و نرمی میبخشد. سبک مولر، در عین سادگی ظاهری، ساختاری شاعرانه و گاه گزنده دارد و همین ویژگی او را از بسیاری از نویسندگان همعصرش متمایز میکند.
جایگاه مولر در رومانی، آلمان و جهان نیز از همین ریشهها برمیخیزد. در رومانی، او صدای اقلیتیست که در زبان به دنبال پناهگاه میگردند؛ در آلمان، از چهرههای شاخص ادبیات معاصر است؛ و در جهان، نویسندهای که با دریافت جایزه نوبل ادبیات، جایگاه خود را استوار ساخت.
تأثیر مولر بر نسلهای بعدی چشمگیر است، بویژه بر نویسندگانی که از تجربه مهاجرت و زیستن در زبان دوم، مینویسند. زبان او میان شعر و واقعیت، میان فرد و جامعه، و میان تجربه و بازتاب در نوسان است؛ و همین نوسان، الگویی الهامبخش برای بسیاری بوده است. نویسندگانی چون ینی ارپنبک[۱]، زابینه شول[۲] و کلمنس مایر[۳] نیز در آثارشان بازتابی از نگاه و زبان مولر دارند.
در پایان، ترجمه من از «سرزمین گوجههای سبز» و «نجوای سایهها» را میتوان تلاشی دانست برای گشودن پنجرهای تازه به سوی جهان زبانی و اندیشه مولر. امیدوارم خوانندگان فارسیزبان در این آثار، تجربهای تازه از زبان بیابند و حس کنند. آنچه مولر با صداقتی شاعرانه به ما عرضه میکند، تصویری از خانهای است که در مکان نیست، اما در واژهها و در زبان ساخته میشود؛ همانجا که دوری بدل به بازگشت، و تبعید بدل به اندیشه میشود.
[۱]- Jenny Eprpenbeck
[۲]- Sabine Scholl
[۳]- Clemens Meyer
انتهای پیام/