«ایران» بررسی کرد؛
«سرزمین گوجههای سبز»؛ شهادتی از تجربه زنانه در برابر ساختاری مردمحور
فرهنگ
128979
در لایه زیرین روایت، «سرزمین گوجههای سبز» شهادتی است از تجربه زنانه در برابر ساختاری مردمحور و خشن.
گروه کتاب - ایران آنلاین: در لایه زیرین روایت، «سرزمین گوجههای سبز» شهادتی است از تجربه زنانه در برابر ساختاری مردمحور و خشن. راوی، زن جوانی است که در جهانی ساخته شده از تحقیر و ترس، یاد میگیرد چگونه بیصدا مقاومت کند. این مقاومت، ظاهری شاعرانه دارد اما در واقع، کنشی فعال است؛ سکوت او فریادیست درون خویش. مولر داستان این رمان را از زندگی خود الهام گرفته است.
او نیز در دوران حکومت چائوشسکو از اقلیت آلمانی زبان رومانی بود و بارها بازجویی و تهدید شد. همین تجربه زیسته، ریشه صداقت و عمق در نوشتارش است. «زن» در آثار مولر نه قربانی، بلکه شاهد است؛ شاهدی که مینویسد تا فراموش نکند. این نقش شاهد بودن، فعالیتی آگاهانه برای ثبت تاریخ شفاهی است در برابر تاریخنگاری رسمی. در زبان مولر خبری از تکلف زبانی و بهرهمندی از واژگان پیچیده نیست. او از واژگانی ساده اما چند لایه بهره برده است. همین سادگی، شفافترین ابزار برای رساندن صدای زنان خاموش رمان است.
هرتا مولر نشان میدهد ادبیات تنها در بازنمایی واقعیت اجتماعی متوقف نمیشود؛ بلکه میتواند شکل تازهای از شهادت باشد. او به خواننده میآموزد چگونه کلمات هنوز میتوانند پناهگاه شوند. جهان او سرشار از تضاد است: زیبایی در کنار وحشت، عشق در جوار خیانت، و امید در میان مرگ. این تضادها نتیجه زیستن در مرز است؛ مرزی میان برقراری و نابودی.
منتقدان یکی از دلایل ماندگاری «سرزمین گوجههای سبز» را قدرت زبانی آن میدانند. این رمان با وجود حجم اندک، دنیایی میسازد که مرزهای ملی و زمانی را در مینوردد. تجربه ترس در دل رژیم کمونیستی رومانی، همان تجربهای است که برای افراد در ادوار دیگر نیز ممکن است رخ دهد. از همین رو، اثر مولر از محدوده تاریخ بیرون میرود و به تمثیلی جهانی بدل میشود. شاید بتوان گفت یکی از لایههای «سرزمین گوجههای سبز» درباره انسان است؛ درباره توان ایستادگی در برابر تاریکی. به نظر میرسد مولر در «سرزمین گوجههای سبز» به دنبال بیان این پیام بوده که حتی در جهان بسته، واژهها میتوانند آغاز رهایی باشند، حتی اگر این رهایی درونی باشد.
«سرزمین گوجههای سبز» نه فقط داستانی از دوران خفقان رومانی است، بلکه بیانیهای درباره ماهیت زبان در دوران سانسور است. هر صفحه از این رمان یادآور آن است که حتی در دل تاریکی نیز هنوز میتوان صدای انسان را شنید. این صدای خسته اما روشن، بخشی از میراث مولر است.
* متن کامل این گزارش را اینجا بخوانید.
انتهای پیام/