استیون هایز در کتاب چنی: ناگفته‌های قدرتمندترین و جنجالی‌ترین معاون رئیس‌جمهوری آمریکا نشان می‌دهد او چگونه معاونت ریاست جمهوری را به پستی مهم تبدیل کرد؛

نابغه شیطانی

فرهنگ

129124
نابغه شیطانی

از کتابخانه اقامتگاه معاون رئیس‌جمهوری در واشنگتن گرفته تا کابین هواپیمای نیروی هوایی شماره دو؛ استیون هایز، نویسنده کتاب «چنی: ناگفته‌های قدرتمندترین و جنجالی‌ترین معاون رئیس‌جمهوری آمریکا/ Cheney: The Untold Story of America’s Most Powerful and Controversial Vice President» اثر خود را با شرح چگونگی گفت‌وگوهایش با دیک چنی طی ۳۴ ماه آغاز می‌کند.

سمیرا دردشتی - روزنامه‌نگار: این گفت‌وگوها که بخشی از آنها در میانه جنگ عراق انجام شده‌اند، چهره‌ای پیچیده از چنی ترسیم می‌کنند. مردی که با سکوت و خونسردی پاسخ می‌دهد اما در پشت آن سکوت، ذهنی عملگرا و قاطع در کار است.

هایز با نگاهی گزارشگرانه مسیر زندگی چنی را از زادگاهش در لینکلن نبراسکا و جوانی‌اش در وایومینگ تا اوج قدرت در کاخ سفید دنبال می‌کند. در فصل اول با عنوان The West، تصویری از کودکی و نوجوانی چنی ترسیم می‌شود. پسری در خانواده‌ای کارمند و مذهبی، اهل کار، مطالعه و نظم که در ظاهر چندان هیجان‌انگیز به نظر نمی‌رسد. با این حال نویسنده می‌کوشد نشان دهد فضای آزاد و سخت طبیعت وایومینگ در او نوعی استقلال فکری و بی‌اعتمادی به «دولت بزرگ» ایجاد کرد. روحیه‌ای که بعدها در سیاست‌های کاهش نقش دولت فدرال و تأکید بر امنیت فردی نمود پیدا کرد. در فصل‌های بعدی چنی از مسیر دانشگاه ییل که آن را نیمه‌تمام رها کرد به سیاست فدرال می‌رسد. دوران کار او در دولت فورد اولین تجربه نزدیکش با ساختار قدرت در واشنگتن بود. هایز نشان می‌دهد چگونه چنی در مقام رئیس دفتر رئیس‌جمهور فورد، فهمی دقیق از سازوکار بوروکراتیک دولت به دست آورد که در سال‌های بعد هنگامی که او به عنوان وزیر دفاع جورج اچ. دبلیو. بوش و سپس معاون جورج بوش پسر عمل می‌کرد، به سلاح اصلی او تبدیل شد.

شاید اکنون که دیک چنی در سن ۸۴ سالگی درگذشته است، بهترین فرصت برای بازخوانی دوباره نقش او در سیاست آمریکا باشد. بسیاری باور دارند که او قدرتمندترین معاون رئیس‌جمهوری در تاریخ آمریکا بوده است و مطالعه کتاب استیون هایز به ما نشان می‌دهد مسیر او به سمت قدرت از چه ساز و کارهایی پیروی کرده است. نویسنده این کتاب در مقدمه یادآور می‌شود که چنی شاید «دومین مرد قدرتمند جهان» بود، بی‌آنکه در جست‌وجوی شهرت باشد.
 
 ارتقای جایگاه معاون رئیس‌جمهور

مدتی پیش از آنکه دیک چنی، معاون چهل‌وششمین رئیس‌جمهوری آمریکا، موافقت کند که نامزد این سمت شود، ارزیابی مختصری از شایستگی‌های این شغل ارائه داد. او گفت معاونت ریاست جمهوری «یک کار مزخرف» است. این نظر تازه‌ای نبود. توماس مارشال، معاون رئیس‌جمهوری در دو دوره تحت ریاست وودرو ویلسون، از «بی‌فایده و پیش پا افتاده بودن کامل» این سمت سخن گفت و از حضور در جلسات کابینه خودداری کرد زیرا معتقد بود کسی به حرف معاون رئیس‌جمهوری گوش نمی‌دهد. مارشال گفته بود: «ممکن است یک مرد بزرگ، معاون رئیس‌جمهوری باشد، اما نمی‌تواند یک معاون رئیس‌جمهور بزرگ باشد زیرا خود این مقام بی‌اهمیت است.» و یک قرن پیش از آن دانیل وبستر انتخاب کرد در سنا بماند تا اینکه به گمنامی معاونت ریاست جمهوری تن دهد و گفت: «قصد ندارم تا پیش از مردنم، دفن شوم.»

با این همه تحت ریاست دیک چنی، این مقام سنتی بی‌اهمیت به کانونی از قدرت ریاست جمهوری تبدیل شد. از برخی جهات نفوذ چنی در این پست آشکار است. او پنج روز پس از حملات ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱، تنها نماینده دولت بوش در پرتماشاگرترین برنامه گفت‌وگوی یکشنبه‌شب کشور بود، در زمانی که کاخ سفید می‌خواست آرامش و اطمینان را به نمایش بگذارد و همچنین سه روز قبل از جنگ عراق نیز در همان برنامه ظاهر شد. او تهاجمی‌ترین مدافع آن جنگ و بی‌امان‌ترین منتقد جان کری در سال ۲۰۰۴ بود. نفوذ واقعی چنی همچنان نیز ناپیداست. این نفوذ در توانایی او برای کارکردن اهرم‌های قدرت در بالاترین سطوح دولت ایالات متحده و مستقیم‌تر از آن در گفت‌وگوهای خصوصی‌اش با جورج دبلیو بوش نهفته است. بوش در اولین هفته از ریاست جمهوری‌اش، زمانی که خاموشی‌ها کالیفرنیا را درمی‌نوردید و مداخلات در بازار انرژی پیامدهای اقتصادی زیادی داشت، چنی را مأمور کرد تا یک بررسی جامع در مورد سیاست انرژی ایالات متحده انجام دهد. چنی دهه‌ها تجربه در دولت و درک عمیقی از فرآیندی که ایده‌ها را به سیاست تبدیل می‌کند، با خود به این کار آورد و تصادفی نیست که حاصل کار «گروه کاری انرژی چنی» بشدت منعکس‌کننده دیدگاه‌های رئیس آن در حوزه سیاسی و انرژی بود.

در اوت ۲۰۰۶ زمانی‌که از کاندولیزا رایس خواسته شد تا یک مسأله یا تصمیم ریاست جمهوری را نام ببرد که چنی در آن به طور ویژه تأثیرگذار بوده، او پاسخ داد: «این یک فهرست طولانی است.» کتاب در بازسازی این فهرست طولانی تصویری از مردی ارائه می‌دهد که هرگز اسیر کاریزمای سیاسی نشد و بر‌عکس از نور شهرت گریزان بود. در حالی که سیاستمدارانی چون ریگان و کلینتون با سخنوری و جذابیت شخصی حکومت می‌کردند، چنی، به‌زعم هایز «ضدسیاستمدار» بود. او مردی بود از دل بوروکراسی که به‌جای صحنه به اتاق جلسه و یادداشت محرمانه باور داشت.
هایز در روایت خود بارها نشان می‌دهد چگونه ذهن امنیتی چنی در بحران‌ها فعال می‌شود. او در صبح یازدهم سپتامبر ۲۰۰۱، در لحظاتی که هواپیماها به برج‌های دوقلو اصابت کردند، در پناهگاه کاخ سفید حضور داشت و اولین فرمان جنگی بوش از طریق او صادر شد. از همان ساعت‌ها، مفهوم «جنگ جهانی علیه ترور» در گفت‌وگوهای خصوصی بوش و چنی شکل گرفت. کاندولیزا رایس بعدها گفت «بزرگ‌ترین تأثیر چنی در شکل‌دادن به مفهوم جنگ با ترور بود.»
 
جنگ، قدرت و میراث چنی

نویسنده در بازسازی چهره چنی همدلی پنهانی با سوژه اثر دارد اما از اشاره به تضادهای درونی او پرهیز نمی‌کند. در روایت او چنی در عین سختگیری، انسانی خانوادگی و صریح است. هایز این دو برداشت را همزمان در متن نگاه می‌دارد تا نشان دهد چگونه مردی چنین آرام می‌تواند در قلب طوفان‌های سیاست جهانی اثر بگذارد.

بخش دوم کتاب از میانه روایت یعنی جایی آغاز می‌شود که چنی از مقام وزیر دفاع در دولت بوش پدر به چهره‌ای تعیین‌کننده در سیاست امنیتی آمریکا بدل شد. در فصل «At War» و فصل‌های پس از آن، هایز به نقش او در جنگ خلیج فارس، حمله به عراق در سال ۲۰۰۳ و مدیریت پس از آن می‌پردازد. در این روایت چنی استراتژیستی است که در جهان پس از جنگ سرد، تهدید را پیش‌فرض امنیت می‌گیرد و معتقد است «صلح نتیجه ضعف نیست بلکه محصول بازدارندگی مطلق است.» او به تعبیر هایز وارث سنت فکری «رئالیسم سخت» آمریکایی است که در آن، اعتماد به نهادهای بین‌المللی جای خود را به تصمیم یک‌جانبه می‌دهد. همین نگرش بود که پس از یازدهم سپتامبر به سیاست بازداشت‌های نامحدود، شنود فراگیر و حملات پیشدستانه مشروعیت بخشید.

نویسنده در این بخش از کتاب تلاش می‌کند تا مرز میان دفاع و توجیه را رعایت کند، هرچند با قاطعیت نمی‌توان گفت که در این تلاش موفق عمل کرده است. او اذعان دارد بسیاری از تصمیم‌های چنی از نادیده گرفتن گزارش‌های سازمان سیا درباره سلاح‌های کشتار جمعی تا حمایت از شکنجه در بازجویی‌ها، انتقادات گسترده‌ای برانگیخت اما از سوی دیگر از آنجا که با سوژه همدلی دارد، تلاش می‌کند نشان دهد چنی این تصمیم‌ها را نه از سر بی‌رحمی بلکه بر پایه «وظیفه دفاع از کشور» اتخاذ می‌کرد. در نگاه او امنیت ایالات متحده در جهان پس از فروپاشی شوروی بیش از هر زمان دیگر شکننده بود و برای حفظ آن باید ساختار قانونی جنگ تغییر می‌کرد.

در فصل‌های پایانی نویسنده به روابط چنی با جورج بوش پسر بازمی‌گردد. برخلاف برداشت عمومی از «نایب‌رئیس سایه‌وار»، هایز نشان می‌دهد چنی در سال‌های دور دوم ریاست‌جمهوری بوش، با نفوذ کمتری روبه‌رو شد و حتی در تصمیم‌هایی چون برکناری دونالد رامسفلد مخالفتش نادیده گرفته شد. با این حال اثر فکری او بر سیاست امنیتی آمریکا ماندگار شد. مفهوم‌هایی چون «محور شرارت» و «جنگ پیشدستانه» ریشه در منطق تصمیم‌سازی او داشتند. چنی سال ۲۰۰۴ گفته بود: «آیا من آن نابغه شیطانی در گوشه‌ای هستم که هیچ‌کس هرگز خارج شدن از سوراخش را نمی‌بیند؟ در واقع این یک راه خوب برای عمل کردن است.» به این ترتیب او مسئول مستقیم شکل‌دهی به پاسخ آمریکایی به مسأله تعیین‌کننده اوایل قرن بیست و یکم بود و این امر فاصله زیادی با تصویر اولیه خودش و دیگران در مورد سمت معاونت رئیس‌جمهوری دارد.

معمار جنگ‌های بی‌پایان

استیون هایز از زبان نزدیکان چنی از جمله دیوید ادینگتون و اسکوتر لیبی، به درونی‌ترین حلقه قدرت در کاخ سفید راه می‌یابد. این کتاب که بر پایه بیش از ۶۰۰ مصاحبه نوشته شده از نظر مستندات تاریخی ارزشمندند. در این تصویر ثبت شده از چنی، او رهبر شبکه‌ای از مشاوران امنیتی معرفی می‌شود که بوروکراسی دفاعی و اطلاعاتی واشنگتن را در مسیر خاصی همسو کردند. برای بیش از ۲۰۰ سال، معاونان رئیس‌جمهوری که عموماً افرادی جاه‌طلب بودند به دنبال قدرت بیشتر و طالب به رسمیت شناخته شدن بیشتر بودند. چنی که قطعاً کمبود نفوذ نداشت، توجهی که همراه آن می‌آمد را دوست نداشت و بنابراین تمام تلاشش را می‌کند تا از آن اجتناب کند.

هایز در پایان چنی را به‌عنوان چهره‌ای دوگانه جمع‌بندی می‌کند: «مردی که از حاشیه غرب به مرکز قدرت جهان رسید و در همان حال از هیاهوی قدرت گریخت». به باور نویسنده، چنی با وجود همه جنجال‌ها، نوعی ثبات در سیاست آمریکا به جا گذاشت که مبتنی بر اولویت امنیت بر سیاست است. البته این رویکرد امروزه در بسیاری از نظریات حتی در حوزه امنیت قابل نقد است. آنچه کتاب هایز در میانه دهه ۲۰۰۰ ثبت کرد، اکنون با مرگ چنی بخشی از تاریخ معاصر آمریکاست. در گذر دو دهه بسیاری از سیاست‌هایی که او پایه گذاشت از برنامه شنود انبوه گرفته تا مداخله‌های پیشگیرانه یا تغییر شکل داده‌اند یا به چالش کشیده شده‌اند، اما منطق اصلی او هنوز در دستگاه امنیت ملی ایالات متحده حضور دارد. چنی در تاریخ آمریکا چهره‌ای است که میان تحسین و نفرت نوسان می‌کند. برای محافظه‌کاران، او نماد تصمیم‌گیری قاطع و دفاع بی‌امان از کشور است و برای منتقدان، معمار عصری از جنگ‌های بی‌پایان و نقض حقوق بشر و البته بسیاری از مردم جهان این دومی را از او به خاطر می‌آورند.

Cheney: The Untold Story of America’s Most Powerful and Controversial Vice President

چنی: ناگفته‌های قدرتمندترین و جنجالی‌ترین معاون رئیس‌جمهوری آمریکا

 نویسنده: Stephen F. Hayes / استیون هایز
 انتشارات: HarperCollins
 تعداد صفحات: ۵۹۲ صفحه
 قیمت: ۳۶.۶۰ یورو


انتهای پیام/
دیدگاه ها
آخرین اخبار فرهنگ