معاون وزیر خارجه ایران در نشست «ابوظبی» خطاب به آمریکا تأکید کرد که مصالحه بر سر امنیت ملی در دستور کار نیست

صلح از دل «بازدارندگی» تهران

سیاست

129547
صلح از دل «بازدارندگی» تهران

در حالی که گمانه‌زنی‌ها درباره مذاکرات میان ایران و آمریکا بار دیگر در محافل دیپلماتیک شدت گرفته است، تهران تأکید دارد که مسیر گفت‌وگو تا زمانی که واشنگتن از چهارچوب پرونده هسته‌ای فراتر می‌رود، همچنان مسدود خواهد ماند.

گروه دیپلماسی: از نگاه مقام‌های ایرانی هر سیگنال مذاکره زمانی ارزش بررسی دارد که بر مبنای احترام متقابل و درک واقعیت‌های ژئوپلیتیک امروز منطقه مخابره شود. در غیر این صورت، تلاش‌های ایالات متحده برای باز کردن باب گفت‌وگو تکرار چرخه‌ای است که پیش‌تر نیز به بن‌بست رسیده است.

در چنین فضایی سعید خطیب‌زاده، معاون وزیر امور خارجه و رئیس مرکز مطالعات سیاسی و بین‌المللی در دوازدهمین نشست راهبردی ابوظبی تازه‌ترین موضع تهران را تشریح کرد و گفت: «ایران همچنان مایل است به توافقی صلح‌آمیز و پایدار دست یابد، اما مصالحه بر سر امنیت ملی در دستور کار ما نیست.»

خطیب‌زاده با اشاره به رفتار دوگانه واشنگتن افزود که اقدامات مداخله‌جویانه و تحریم‌های پیاپی آمریکا عملاً امکان هرگونه گفت‌وگو را از میان برده است. او تأکید کرد که ایران در شرایط کنونی در نقطه مذاکره قرار ندارد و هرگونه احتمال گفت‌وگوی آینده تنها در چهارچوب رهنمودهای رهبر انقلاب و پس از آنکه ایالات متحده «توهمات خود را کنار بگذارد»، ممکن خواهد بود.

این موضع پاسخی مستقیم به زمزمه‌هایی بود که در هفته‌های اخیر از سوی برخی تحلیلگران غربی مطرح می‌شد و از تلاش برای گنجاندن موضوعات موشکی و منطقه‌ای در دستور کار مذاکرات سخن می‌گفت. خطیب‌زاده هشدار داد که ایران در قبال موضوعاتی که به خطوط قرمز امنیت ملی‌اش مربوط می‌شود، هیچ عقب‌نشینی ‌ای را نخواهد پذیرفت.

این چنین بود که سید عباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران در گفت‌وگوی اخیر خود با شبکه «الجزیره» از ابعاد تازه‌ای از فشارهای واشنگتن پرده برداشت و گفت: «آمریکا در تماس‌های غیرمستقیم اخیر شروطی «غیرقابل قبول و ناممکن» از جمله گفت‌وگوی مستقیم و توقف کامل غنی‌سازی به صورت قابل راستی‌آزمایی را مطرح کرده است.» عراقچی تصریح کرد که ایران چنین پیش‌شرط‌‌هایی را نمی‌پذیرد و برنامه غنی‌سازی‌اش را متوقف نخواهد کرد. با این حال، او یادآور شد که تهران در چهارچوبی مشخص و مشروط، همچنان آمادگی دارد گفت‌وگوهای غیرمستقیم را ادامه دهد؛ مشروط بر آنکه واشنگتن تضمین‌های واقعی را برای عدم حمله نظامی، توقف فشارهای اقتصادی و جبران خسارات گذشته ارائه کند.

پیشتر علی لاریجانی، دبیر شورای عالی امنیت ملی نیز در سخنانی که به‌ نوعی تکمیل‌ کننده پیام سیاسی تهران بود، تصریح کرده بود که ایران «تسلیم تسلط‌ طلبی و تهدیدات آمریکا نخواهد شد، حتی اگر این ایستادگی به قیمت رویارویی تمام شود». او با اشاره به ریشه‌های تاریخی اختلافات دو کشور گفت کلید حل بحران در تغییر رویکرد غرب نهفته است که باید از پایان سیاست‌های تحریم و بازگشت به منطق احترام متقابل آغاز شود.

به نظر می‌رسد مجموعه این مواضع در کنار سکوت دستگاه دیپلماسی در قبال برخی پیشنهادهای میانجی‌گرانه تصویری روشن از این واقعیت را به تصویر می‌کشد که تهران در موقعیتی نیست که برای بازگشت به میز مذاکره عجله داشته باشد. در واقع، آنچه امروز از پایتخت ایران مخابره می‌شود، مبتنی بر این مهم است که تا زمانی که آمریکا حاضر نیست واقعیت‌های میدانی و خطوط قرمز ایران را به رسمیت بشناسد، هیچ گفت‌وگویی چه مستقیم و چه غیرمستقیم راه به جایی نخواهد برد.

پیشدستی راهبردی ایران

واشنگتن در شرایطی در پی آن است که از خلال طرح مجموعه‌ای از خواسته‌های نامتوازن و غیرقابل تحقق از مهار برنامه موشکی تا محدودسازی نقش منطقه‌ای جمهوری اسلامی، چهارچوبی تحمیلی را بر روند احتمالی گفت‌وگوها حاکم کند که به موازات آن می‌کوشد تهدید نظامی را همچون شمشیر داموکلس، آویخته بر میز مذاکره نگه دارد اما این در حالی است که واقعیت‌های میدانی تازه‌ شکل‌گرفته در غرب آسیا از معادله‌ای حکایت دارد که دیگر با محاسبات گذشته سازگار نیست.

چه اکنون در سایه جنگ دوازده ‌روزه و تحولاتی که در آخرین روزهای این نبرد کوتاه مدت، موجب تغییر محسوس توازن در میدان به نفع تهران شد، هرگونه اقدام نظامی علیه آن، موجد هزینه‌هایی به ‌مراتب سنگین‌تر و غیرقابل پیش‌بینی‌‌تر از گذشته خواهد بود. روزنامه آمریکایی «نیویورک تایمز» در گزارشی که اخیراً منتشر کرده، تقویت توان نظامی ایران را مورد توجه قرار داده و به نقل از مقام‌های ایرانی آورده است که کارخانه‌های موشکی کشور به‌صورت شبانه‌روزی در حال کار هستند و اگر بار دیگر درگیری مشابهی آغاز شود، پاسخ تهران با شلیک هم‌زمان دو هزار موشک برای از کار انداختن کامل سامانه دفاعی اسرائیل خواهد بود؛ عددی که چهاربرابر بیش از حملات جنگ گذشته به شمار می‌رود.

این سطح از آمادگی و بازسازی زیرساخت‌های نظامی در واقع نشانگر دگرگونی عمیقی در منطق بازدارندگی ایران است که به مرحله‌ای از ابتکار و پیشدستی راهبردی ارتقا یافته است. تهران اکنون بازدارندگی را به یک مفهوم فعال در حوزه امنیت ملی تبدیل کرده است که در بازسازی الگوی برنامه‌ریزی‌ نظامی و توسعه توان آفندی‌اش انعکاس یافته و در آن، نمایش قدرت برای مهندسی ادراک دشمن از هزینه‌های هرگونه ماجراجویی نظامی طراحی می‌شود. 

در چنین چشم‌اندازی، شعار ترامپ مبنی بر «صلح از مسیر قدرت» در برابر واقعیتی انکارناپذیر قرار می‌گیرد و آن اینکه واشنگتن دیگر با ایرانی روبه‌روست که توانسته است توازن قوا را به بازدارندگی فعال ارتقا دهد. بنابراین ضروری است سیاستی که زمانی برای واداشتن تهران به امتیازدهی طراحی شده بود، حالا جای خود را به پرهیز از جنگ از مسیر واقعیت بدهد اما این بار این واقعیت از میدان نبرد و از میان توان موشکی و انسجام راهبردی ایران شکل می‌گیرد.

برش

ایده موهوم «صلح از طریق قدرت»

دلایل اصلی شکل‌گیری چنین فضایی را باید در پافشاری ایالات متحده بر طرح خواسته‌‌هایی جست‌وجو کرد که فراتر از چهارچوب فعالیت‌های هسته‌ای ایران و در تعارض مستقیم با منطق متعارف گفت‌وگو قرار می گیرد. دولت ترامپ در حالی همچنان بر شعار ادعایی خود مبنی بر «صلح از مسیر قدرت» تأکید می‌کند که عملاً در جست‌و‌جوی همان سیاستی است که طی سال‌های گذشته به ‌صورت پیوسته مسیر هرگونه توافق پایدار با ایران را مسدود کرده است. اما حالا تفاوت در اینجاست که معادله قدرت در منطقه بویژه پس از جنگ دوازده ‌روزه به نفع واشنگتن و متحدانش تعبیر نمی‌شود؛ چه در بحبوحه جنگ افروزی تل آویو علیه ایران که کاخ سفید از زبان ترامپ بر لزوم بازگشت ایران به میز مذاکره اصرار داشت، تل‌آویو به درخواست خود خواستار آتش‌بس شد. از منظر تحلیلگران، این تناقض در رفتار ایالات متحده و اسرائیل بازتابی از شکاف عمیق در راهبرد موسوم به «فشار حداکثری» است که قرار بود تهران را وادار به عقب‌نشینی کند اما در عمل به تقویت ظرفیت‌های بازدارندگی ایران منجر شد.


انتهای پیام/
دیدگاه ها
آخرین اخبار سیاست