نویسنده و منتقد ادبی:

زبان در آثار کارلوس فوئنتس زنده است

فرهنگ

130245
زبان در آثار کارلوس فوئنتس زنده است

در سراسر آثار کارلوس فوئنتس، روایت نه بازگویی واقعیت، بلکه آفرینش دوباره‌ هستی است. او نویسنده‌ای است که می‌داند جهان از کلمه ساخته شده و هر واژه حامل نوعی قدرت احضار است.

گروه فرهنگ - ایران آنلاین: علیرضا پیروزان نویسنده و منتقد ادبی به «ایران» گفت: به همین دلیل، زبان در آثارش زنده است، تغییر می‌کند، و با هر تغییر، جهانی تازه می‌سازد. از منظر فلسفی، فوئنتس را می‌توان در پیوند با پدیدارشناسی مرلو-پونتی و اگزیستانسیالیسم سارتر خواند، اما او بیش از آنکه فیلسوف باشد، شاعر هستی است. برای او، انسان در جهانی چندلایه زیست می‌کند که مرز میان خواب و بیداری در آن همواره لغزنده است.

در جهان فوئنتس، هیچ حقیقتی نهایی نیست؛ تنها بازتاب و تکرار روایت‌هایی ا‌ست که هرگز به اصل خویش بازنمی‌گردند. این بدان معناست که حقیقت در آثار او نه غایت است، نه مرکز؛ بلکه فرآیندی بی‌پایان از انعکاس تجربه و حافظه، و زایش دوباره معنا در زبان است. تاریخ، همچون تصویر آینه‌ای در آینه‌ دیگر است که بی‌نهایت ادامه می‌یابد؛ اما در همین بی‌انتهایی، معنا‌زاده می‌شود؛ معنایی که از جنس کلمه است و از خاطره و از عشق.

جهان کارلوس فوئنتس جهانی است که در آن نوشتن خود نوعی زیستن است. او باور دارد که هر انسان، نویسنده‌ تاریخ خویش است و هر مرگ، فصلی از رمانی بزرگ‌تر. در این معنا، آثار فوئنتس نوعی تذکرند: یادآوری اینکه تاریخ نه در کتاب‌ها، بلکه در تن‌ها و زبان‌ها ادامه دارد.

فوئنتس با ترکیب تاریخ، اسطوره، فلسفه و سیاست، جهانی آفریده که در آن هر چیز دو چهره است: زندگی و مرگ، ایمان و تردید، عشق و نفرت. اما در میان این دوگانگی، او همیشه به زیبایی وفادار می‌ماند. زیرا به‌زعم او، تنها زیبایی است که می‌تواند از دل زوال، معنا بیافریند. جهان ادبی فوئنتس، جهان پوست انداختن است؛ جهانی که مدام می‌میرد تا دوباره‌زاده شود و در این تکرار بی‌پایان، انسان همچنان می‌نویسد، همچنان عاشق می‌ماند و همچنان در پی آن نوری است که هرگز خاموش نمی‌شود.

* متن کامل این مطلب را اینجا بخوانید. 


انتهای پیام/
دیدگاه ها
آخرین اخبار فرهنگ