بحث سقاب اصفهانی در جبهه اصلاحات
علی محمد حاضری در گفتوگو با «ایران»: برخی تلقیات و تصورات رایج درباره انتصاب جدید پزشکیان با توضیحات ارائه شده رفع شد
سیاست
131103
پس از ۲۱ آبان ماه که رئیسجمهوری در حکمی انتصاب اسماعیل سقاب اصفهانی را به عنوان رئیس سازمان بهینهسازی و مدیریت راهبردی انرژی منصوب کرد تا همین دیروز، بحثهای زیادی درباره انتصاب وی درگرفت. طیفی از اصلاحطلبان و حامیان سیاسی و انتخاباتی دولت برآشفته شدند که اسماعیل سقاب کاملاً در جناح مقابل تعریف میشود و حتی در زمره اعضای دولت گذشته بود، بنابراین انتصابش محل سؤال است.
مرتضی گل پور، دبیر گروه سیاسی: اما فقط این نبود، دیروز روابط عمومی جبهه پایداری انقلاب اسلامی هم بیانیهای داد و اعلام کرد که «جناب آقای اسماعیل سقاب اصفهانی، هیچگونه عضویت رسمی و تشکیلاتی در ارکان، شوراهای مرکزی یا بدنه جبهه پایداری انقلاب اسلامی ندارند.» رئیسجمهوری در جلسه یکشنبه گذشته هیأت دولت گفت: «از اولین روز آغاز به کار، موضوع حل ناترازیهای انرژی برای من و مجموعه دولت یکی از اصلیترین، مهمترین و حیاتیترین مسائل کشور بوده است. از میان طرحها و مباحث و برنامهها، تحلیلهای ارائهشده، تسلط تیم و شخص آقای سقاب اصفهانی جامعتر، دقیقتر و کارآمدتر بود.» به دیگر سخن، سقاب اصفهانی نه براساس پیوستگی سیاسی، بلکه برپایه بایستگی علمی و مدیریتی به این سمت منصوب شده است و این سازوکار یا شاخص، پدیدهای به نسبت نو و کمترشناخته در میان جریانهای سیاسی است و همین، واکنشهای منتقدانه از دو سو را به دنبال داشت. گستردگی این واکنشها به گونهای بود که حتی در جبهه اصلاحات به عنوان تشکل مرکزی جریان اصلاحات هم این مسأله به بحث گذاشته شد. با این تفاوت که آنجا به جای بحثهای سیاسی، مباحث دیگری مطرح شد. به این صورت که دکتر علی محمد حاضری، استاد دانشگاه تربیت مدرس و از چهرههای شناخته شده جریان اصلاحات یافتهها و دانستههای خود را درباره سوابق کاری و پیوستگیها و ارتباطات علمی اسماعیل سقاب مطرح کرد تا نشان دهد برخلاف موجهای رسانهای ایجاد شده، این فرد بیش از ارتباط تشکیلاتی با جریانهای سیاسی منتقد دولت، یک کارشناس است. البته شاهد ادعای دکتر حاضری، دیروز با بیانیه روابط عمومی جبهه پایداری رسید. اما وی در گفتوگو با روزنامه «ایران» توضیح داد که در جلسه جبهه اصلاحات درباره چه مسائل مرتبطی با انتصاب سقاب اصفهانی توضیح داد، چه گفت و اساساً چه لزوم یا ضرورتی برای طرح این مباحث به همفکران اصلاحطلبش وجود داشت.
شنیده شده جنابعالی در جبهه اصلاحات درباره انتصاب آقای سقاب اصفهانی توضیحاتی ارائه کردید. برخیها هم عنوان کردند که شما گزارشی به اعضای جبهه ارائه کردید. در هر صورت، سؤال ما از شما این است که ضرورت یا دلیل تهیه این گزارش و ارائه آن به جبهه اصلاحات، آن هم از سوی جنابعالی چه بود؟ آیا از طرف جبهه اصلاحات در این زمینه مأموریتی به شما واگذار شده بود یا خود شما تشخیص دادید که چنین کاری ضروری است؟
آنچه در جلسه جبهه اصلاحات و خطاب به اعضای آن مطرح کردم، گزارش، به آن معنایی که شما منظور داشتید، نبود. آنچه در این جلسه و خطاب به دوستان در جبهه مطرح کردم، در واقع بیشتر شنیدههایی بود که درباره این انتصاب و فرد منتصب شده در اختیار داشتم که این شنیدهها را به دوستان منتقل کردم. بنابراین، گزارش، به معنای مورد نظر شما نبوده است.
آقای دکتر! شنیدههای شما درباره آقای سقاب اصفهانی در چه حوزههایی بود، درعین حال چه ضروری وجود داشت که شما این شنیدهها را به اعضای جبهه اصلاحات منتقل کنید و آنها را به بحث بگذارید؟
ببینید! بحثی که من داشتم، ناظر بر این دغدغه بود که بعد از این انتصاب یک فضای رسانهای ایجاد شد مبنی بر آن که آقای پزشکیان یک چهره کاملاً سیاسی وابسته به یک جریان سیاسی خاص را بدون هیچگونه ارتباط تخصصی و حرفهای با موضوع و سمتی که برای آن منصوب شدهاند، برای این سمت منصوب کردهاند. به عبارت دیگر، در فضای رسانهای ما مسائل اینطور مطرح شد که ایشان یک چهره کاملاً منتسب به دولت گذشته و یک جریان سیاسی خاص است و در کنار اینها، اینطور بیان میشد که ایشان بدون هیچ سابقه تخصصی از رئیس جمهوری حکم انتصاب گرفته است. این مطالب محور انتقادها و حمله به دولت بوده و هست. اما من براساس میزانی از اطلاعاتی که به دست آوردم، دریافتم و دیدم که هر دوی این موارد یا ادعاهای مطرح شده، به آن شدتی که گفته میشود یا به آن اندازههایی که نشان داده میشد، نیست. لذا خواستم همین یافتههای خود را برای دوستان در جبهه اصلاحات توضیح بدهم که مسأله از این جنس که تصور میشود، نیست. هرچند با وجود توضیحات من به دوستان در جبهه، همچنان سؤالها و ابهامات باقیست. اما در مجموع، آنچه من به اعضای محترم جبهه اصلاحات گزارش دادم، مواردی بود که برای شما برشمردم.
آقای دکتر! شما هم یک چهره علمی و دانشگاهی هستید، هم دارای سابقه طولانی در جریان اصلاحات. سؤال ما این است که پس از بیان مطالب از سوی شما، بازخوردهای اعضای جبهه اصلاحات چه بود و آنان چه واکنشی نشان دادند؟
یک بخش از بازخوردها، این بود که برخی از دوستان و حاضران در این جلسه قدری تعجب کردند که چرا من دارم این حرفها را میزنم. بخش دیگری از بازخوردها هم این بود که دوستان میپرسیدند پشتوانه یا دادههایی که من براساس آنها این حرفها را درباره ایشان میزنم، چیست؟ من راجع به اطلاعاتم توضیح دادم و گفتم که این اطلاعات را چگونه و از چه طریقی به دست آوردم. بالاخره دوستان هم از قبل مرا میشناختند و میدانند که من به لحاظ سابقه علمی خود، اساساً روحیهای دارم که صرفاً برپایه داده و واقعیت و شواهد متقن حرف میزنم، نه لزوماً بر اساس حوزه سیاسی یا رویکردهای جناحی.
اشاره کردید که برخی ابهامات و سؤالات همچنان باقی است. اما سؤال ما این است که به رغم این ابهامات، مطالبی که شما در جبهه اصلاحات ارائه کردید، چه بازخوردی در این جبهه داشت؟
در واقع من در توضیحات خود چندان موضوع را باز نکردم و به بیان سخنانی در اندازه اشارات اکتفا کردم. به این دلیل که اطلاعات دقیقتری باید در اختیار داشته باشم، اما تا همین جا، اطلاعاتی که من در اختیار داشتم و ارائه دادم، مقداری از تلقی و تصور رایج درباره این انتصاب را نقض میکرد. به دیگر سخن، محور اصلی حرفهای من در این جلسه، بیان اطلاعاتی بود که برخی اظهارات یا اطلاعات را نقض میکرد، نه اینکه اطلاعات کاملاً ایجابی و کاملاً در خلاف این حرفهای مطرح شده، داشته باشم.
به لحاظ شخص شما، چه شرایط یا چه ملاحظاتی این انگیزه را در شما ایجاد کرد که اطلاعات خود درباره آقای سقاب اصفهانی را در جمع دوستان جبهه اصلاحات منتقل کنید؟
واقعیت مساله این است که من معتقدم ما در جبهه اصلاحات نباید روی موج های رسانه ای یا موج های شکل گرفته در فضای فرهنگی و اجتماعی حرکت کنیم. تفاوت ما به عنوان نیروهای نخبه سیاسی این است که می بایست براساس داده های متقن تر، اطلاعات دقیق تر و با پشتوانه های علمی تر موضع بگیریم و اظهارنظر کنیم. لذا من در جبهه اصلاحات گفتم که اطلاعاتی که من در اختیار دارم، این موجی که راه افتاده و ادعاهایی که مطرح شده است را نقض میکند. از این رو فکر کردم بایستی این اطلاعات خودم که به معنای نقض اطلاعات منتشر شده و عمومی بوده است را به دوستان منتقل کنم. فرض کنیم هر دو طرف ما، اطلاعات درستی داشته باشیم، یعنی هم من و هم دوستان دیگری که کاملا با این انتصاب مخالفت می کنند، یعنی ایشان یک نیروی کاملاً وابسته به دولت سابق باشد و در عین حال فردی باشد که درباره مساله ای که برای مدیریت آن منصوب شده، تخصص هم نداشته باشد. اما سوال ما، بیش از همه متوجه دولت و شخص آقای پزشکیان است، به این معنی که باید روشن شود چه فرایندی طی شد یا چه شاخص ها و ملاحظات تخصصی و اجرایی و غیره وجود داشت که آقای رئیس جمهوری ایشان را منصوب کردند؟ زیرا به نظر می رسد رئیس جمهوری یا دولت اطلاعات و شواهدی دارند که نقدها را نقض میکند و از انتصاب ایشان دفاع می کند، همه این ها مسائلی بود که انتظار می رفت و باید، دولت آنها را تشریح می کرد و توضیح میداند. یعنی توضیح می دادند که باوجود نقدهایی که شده است، به چه دلیل، براساس چه تخصص، برپایه کدام طرح و برنامه این فرد صلاحیت تصدی این مسئولیت را دارد؟ این درحالی است که ما به عنوان چهره های مطرح سیاسی یا دیگر بخش های جامعه، چیزی از این مساله نمی دانند و هنوز چیزی و اطلاعاتی در این زمینه در اختیار مردم و منتقدان و طرفداران دولت قرار نگرفته است، درحالی که باید قبل از انتصاب ایشان این اطلاعات منتشر می شد تا همچون رئیس جمهوری و دولت، مردم و هواداران دولت و رئیس جمهوری هم مجاب شوند. اما امروز نه تنها حامیان سیاسی اصلی دولت از این انتصاب و دلایل آن چیزی نمی دانند، اما برای سنجش زمینه ذهنی جامعه و آماده سازی و توضیح به جامعه هم توضیحی داده نشده است. لااقل برای بخش نخبگی جامعه، اعم از نخبگان سیاسی و نخبگان کارشناسی، انتظار می رود و اساسا دولت وظیفه دارد هم طرحی که قرار است ایشان پیاده و اجرا کنند را توضیح دهد و هم چرایی انتخاب ایشان و طرح ایشان را، اما این مسائل از سوی دولت روشن نشده است. مساله حول این انتصاب از اینجا شروع شد.
در زمینه اطلاعرسانی و شفافسازی انتصاب، میشد و همچنان هم میشود بهتر عمل کرد. اما مسأله این است که آقای پزشکیان از روز اول ریاست جمهوری و حتی در زمان تبلیغات انتخابات، بارها عنوان کرد و هنوز هم میگویند که فرقی بین اصلاحطلب و اصولگرا نیست و هر کسی که کار بلد است و برنامه دارد، فارغ از چپ و راست بودن، میتواند بیاید و حتی این عبارت را به کار بردند که ما «دست چنین افرادی را میبوسیم.» به نظر میرسد که هنوز بخشی از جریانات سیاسی نتوانستهاند به این روند عادت کنند. این انتقاد را میپذیرید؟
من از سمت دیگری به این موضوع نگاه میکنم. ببینید! مسأله مهم این است که دولت در چنین انتصابها یا تصمیماتی پیش از هرچیز ابتدا باید دغدغه مخاطب را داشته باشد؛ به این معنی که اگر قرار است سمتی به یک فردی داده شود که این فرد نه تنها در جریان حامیان دولت، بلکه در جریان منتقدان دولت و منتقدان حامیان دولت تعریف میشود در چنین شرایطی دولت حتماً باید به مخاطبان خود توضیح بدهد. به این معنی که ابتدا مخاطبان را راضی کند مبنی بر اینکه یک طرح کارشناسی جدی وجود دارد، ما در دولت این طرح را بررسی کردیم و برتری آن نسبت به طرحهای دیگر ثابت شده است. بنابراین ابتدا باید اطلاعرسانی میشد که این کار انجام نشد. نمیشود و نمیتوان انتظار داشت که بدون هیچ گونه اطلاعرسانی و هیچ گونه توضیحی برای چنین انتصابی، انتظار داشته باشیم که مردم در نظرات و نگرانی خود نسبت به فردی که شایعات و مسائل زیادی هم درباره آن مطرح است، صرفاً به حرف ما بسنده کنند که بگوییم نگران نباشید ایشان بهترین طرح را داشتهاند. ما چطور میتوانیم ثابت کنیم که بهترین طرح را داشته است؟ در کدام مرجع بررسی شده است؟ اینها باید برای مردم روشن شده و توضیح داده شود.
حرف آقای عبدی هم همین بود که باید از قبل اطلاعرسانی میشد و روشن میشد که غیر از ایشان چه کسان دیگری طرح داده و برتری طرح ایشان چه بود.
به این علت که نمیشود فرض را بر این قرار داد که ما به تصمیم کسانی اعتماد کنیم که خودشان گرچه در دولت هستند، اما در این زمینه تخصص علمی و تجربی ندارند. بنابراین باید این فرآیند روشن میشد.
شما در جبهه اصلاحات چه نکاتی را مطرح کردید که طی آن اعضای جبهه قانع شدند، یا حداقل به بخشی از سؤالاتشان پاسخ داده شد؟
مباحثی که من مطرح کردم، حول این مسأله بود که آیا این فرد و تیمی که به صورت علمی روی اصلاح انرژی کار کرده بودند، از قبل هم روی این موضوعات کار کرده بودند یا خیر؟ آنچه من در این جلسه ارائه کردم، این بود که اولاً خود ایشان دانشجوی آقای دکتر مروی بود. خود دکتر مروی نیز آدمی است که در کنار برخورداری از سابقه علمی قوی، روی موضوعات مرتبط با اصلاح ناترازی انرژی کار کرده است، شاید ما گرایش آقای مروی را قبول نداشته باشیم، اما در هر صورت واقعیت این است که قطعاً آقای دکتر مروی در این زمینه صاحبنظر است، هرچند دکتر مروی اجرایی و مدیریتی هم نیست. آقای دکتر مروی دانشجویی داشته و دارد که به طور مستقل سطح علمی آن شاید بالا نیست، اما در عین حال در مباحث و موضوعات بوده و تحت نظر استاد خودش توانسته روی این موضوعات کار کند. خود فرد منصوب شده، شخصاً و مستقلاً آدم متخصص صاحبنظر به معنای برتری علمی و نخبگی نیست، اما فردی است که به اصطلاح، تحت مدیریت یک آدم صاحبنظر بوده و هست. بنابراین با واسطه میتوان صلاحیت علمی ایشان را مورد توجه قرار داد. قسمت دوم بحث من ناظر بر این بود که چهرههایی مانند ایشان، اساساً از طریق پیوستگی سیاسی به جریان دولت سابق به این طرح نرسیدند، بلکه آدمهایی هستند که قبل از وابستگی سیاسی و ارتباط کاریشان با دولت سابق، روی طرح انرژی کار میکردند. چون یکی از مباحث این بود که آیا ایشان در دولت گذشته براساس انتصاب به یک جبهه سیاسی خاص به دولت رفت یا از طریق ارتباط علمی با موضوع. البته هنوز این بخش برای بسیاری از دوستان اصلاحطلب ابهام دارد. ابهام ناشی از این است که در دولت سابق به این گروه مأموریت داده شد تا این اصلاح را به صورت پایلوت در نقاطی چون قشم و کیش اجرا کنند و بعد از بررسی نتیجه طرح، معلوم شود که نقاط قوت و ضعف آن چیست؟ اما تا امروز، نه دولت سابق و نه دولت جدید، نگفتهاند که نتیجه طرحشان چه بود و چه شد؟
بنابراین پیشنهاد شما به عنوان کسی که دغدغه موفقیت دولت و کامیابی جامعه را دارید، این است که اگر مبنای انتصاب، علمی بودن آقای سقاب اصفهانی، حداقل این است که برای بخش علمی و نخبگی جامعه ابعاد طرح و یافتههای تجربههای اول اجرایی در قشم و جاهای دیگر تبیین شود، درست است؟
در واقع علمی بودن آن طرح، به نحو تجربی و استدلالی برای حداقل بخش نخبه جامعه بایستی مطرح و به ابهامات پیرامون آن پاسخ داده شود.
انتهای پیام/