الماسی به بزرگی هتل ریتز اسکات فیتزجرالد پیشدرآمد گتسبی بزرگ بود؛
پژواک سرخوشی و شکست
فرهنگ
132924
فرانسیس اسکات فیتزجرالد، یکی از برجستهترین نویسندگان قرن بیستم آمریکا و صدای نسل عصر جَز است. دورانی که در دهه ۱۹۲۰ موسیقی جَز در آن رونق پیدا کرد و چنان با فرهنگ آمریکا عجین شد.
طهحسین فراهانی - روزنامهنگار: او با نثر شاعرانه، استعاری و توصیفات زندهاش، روح زمانهای را به تصویر کشید که در آن آمریکا از زخمهای جنگ جهانی اول برمیخاست و در تب لذتجویی، ثروت و تحول اجتماعی میسوخت. شهرت او بهعنوان «نویسنده عصر جَز» به دلیل تواناییاش در ثبت زندگی نسل جوان دهه ۱۹۲۰ و ۱۹۳۰ است، نسلی که از هنجارهای کهنه سرخورده و در جستوجوی هویت جدید بود. «الماسی به بزرگی هتل ریتز/ The Diamond as Big as the Ritz» یکی از آثار اسکات فیتزجرالد است که نشر رایبد به تازگی آن را با ترجمه ندا رحمانی منتشر کرده است. سبک نگارش فیتزجرالد ترکیبی از نثر شاعرانه، جملات پیچیده و استعارههای غنی بود که با توصیفات حسی و عینی از محیط و شخصیتها درآمیخته بود. او از شعر غنایی الهام میگرفت و جملاتش را با گوش میساخت، هرچند در آثار اولیهاش خطاهای زبانی و ساختار ضعیف دیده میشد اما با هر رمان پیشرفت کرد. از سبک تجربی و آشوبناک «این سوی بهشت» به فرم منسجم «زیبا و نفرینشده» و سپس به شاهکار «گتسبی بزرگ» که منتقدانی مانند ادیث وارتون و تیاس الیوت آن را نقطه عطفی در ادبیات آمریکا دانستند. گرترود استاین، نویسنده «پاریسِ فرانسه» معتقد بود، فیتزجرالد از همعصرانش پیشی گرفته، زیرا توانایی او در نوشتن جملات طبیعی بینظیر بود.
پرچمدار آگاهی
برخلاف نسل گمشده که مستقیماً از جنگ جهانی اول آسیب دیده بودند، نسل جَز که فیتزجرالد نویسنده آن بود، در دوران نوجوانی از جنگ دور بودند و با شور و سرخوشی به مدرنیته روی آوردند. او در «این سوی بهشت» برای اولین بار این نسل را به تصویر کشید و با توصیف جوانانی که در ماشینهای رومستر پرسه میزدند، بحثی ملی درباره «بیاخلاقی» آنها به راه انداخت. مطبوعات او را «پرچمدار جوانان در حال شورش» نامیدند.
آثار او، بهویژه «گتسبی بزرگ»، نشاندهنده تضاد بین رویای آمریکایی و واقعیتهای نابرابری طبقاتی بود. فیتزجرالد که خود بهعنوان پسری فقیر در میان ثروتمندان پرینستون احساس «دیگری بودن» میکرد، این حس را در شخصیتهایی مانند جی گتسبی و جان آنگر منتقل کرد. او با نثر شاعرانه و تمثیلیاش، زندگی نخبگان و تلاش تازهبهدورانرسیدهها برای ورود به طبقه بالا را به سخره گرفت. گرترود استاین نوشت فیتزجرالد این نسل را در ذهن عمومی خلق کرد و منتقدان او را به دلیل خودآگاهیبخشی به نسل جَز ستودند.
الماسی به بزرگی هتل ریتز
نوولای «الماسی به بزرگی هتل ریتز»، منتشرشده در ژوئن ۱۹۲۲ در مجله «اسمارت ست» و سپس در مجموعه داستانهای عصر جَز، تمثیلی است درباره سرمایهداری، نابرابری طبقاتی و شکنندگی رویای آمریکایی. داستان با نثر فاخر و استعاری فیتزجرالد، ثروت را به الماسی عظیم تشبیه میکند که هم درخشان است و هم خطرناک؛ این اثر پرسشهای عمیقی مطرح میکند: آیا ثروت ارزش قربانی کردن اخلاق را دارد؟ آیا سرمایهداری انسان را به بردگی میکشاند؟ فیتزجرالد از استعاره بهعنوان معیاری مانند پول استفاده میکند که ارزشها را میسنجد و تفاوتها را از میان شباهتها نشان میدهد.
داستان با جان تی. آنگر، پسری از شهر هادسِ میسیسیپی، آغاز میشود که به مدرسه شبانهروزی در بوستون فرستاده میشود. او با پرسی واشینگتن دوست میشود؛ پسر مرموزی که ادعا میکند پدرش «ثروتمندترین مرد جهان» و صاحب «الماسی به بزرگی هتل ریتز» است. هتل ریتز، هتلی مجلل در آمریکا است که به نوعی نماد ثروت محسوب میشود. جان دعوت پرسی را برای گذراندن تابستان در «غرب» میپذیرد و به مونتانا میرسد، جایی که در پنج مایل مربع زمین نقشهنشده پنهان است.
در این سرزمین، حقیقت آشکار میشود؛ پدربزرگ پرسی، فیتز-نورمن واشینگتن، کوهی از الماس خالص کشف کرده، اما این ثروت میتواند با اشباع بازار بیارزش شود. برای حفظ راز، خانواده واشینگتن به جنایات هولناکی دست میزند. بردگان آفریقایی را با دروغ پیروزی کنفدراسیون در جنگ داخلی اسیر نگه میدارند. برادر مست فیتز-نورمن را میکشند، خلبانان سرگردان را زندانی میکنند و مهمانان را با بهانه بیماری حذف میکنند. جان عاشق کیسماین، خواهر پرسی، میشود اما کیسماین بهطور تصادفی فاش میکند که جان نیز باید کشته شود. جان، کیسماین و یاسمین، خواهر دیگر، فرار میکنند و داستان با تأمل این سه بازمانده بیپول بر سرنوشتشان پایان مییابد.
پیشدرآمد گتسبی بزرگ
فیتزجرالد در این نوولا به کاوش مضامینی مانند نابرابری طبقاتی، فساد ناشی از ثروت و شکنندگی رویای آمریکایی میپردازد. او با استفاده از استعاره الماس، سرمایهداری را نقد میکند. ثروت، مانند الماس، اگر کنترل نشود، بیارزش میشود. داستان، تمثیلی است از تجربه شخصی او بهعنوان فردی حاشیهای در میان نخبگان پرینستون و نیویورک. او میخواست خوانندگان را وادار کند تا درباره هزینه اخلاقی ثروت بیندیشند، اینکه آیا ارزشش را دارد برای حفظ قدرت، انسانیت را قربانی کنیم؟ پایان باز داستان، برخلاف افسانههای سنتی، درس اخلاقی صریحی ارائه نمیدهد، بلکه خواننده را به تأمل وامیدارد. از آنجا که «الماسی به بزرگی هتل ریتز» روایتی افسانهای دارد، طبیعی است که خواننده انتظار داشته باشد در پایان با آموزههای اخلاقی مواجه شود، اما باید پرسید آیا به راستی این داستانی هشداردهنده درباره آزمندی و مادیگرایی انسان است؟ کیفرخواستی علیه نظام سرمایهداری است؟ یا اساساً تمثیلی برای چیزهای دیگر است؟ متون فیزجرالد در حقیقت از انطباق با یک سبک ادبی مشخص خودداری میکنند و در آنها عناصر ادبی سنتی با تجربیات مدرنیستی ترکیب میشوند و به این صورت راهی مییابند تا دو ایده مخالف را بهطور همزمان پیش برند.
نوولای «الماسی به بزرگی هتل ریتز» به چند دلیل اهمیت دارد:
نقد سرمایهداری: فیتزجرالد با ظرافت، بدون شعارزدگی نشان میدهد چگونه ثروت بیحد، انسان را به سوی فساد و نابودی میکشاند. این نقد با مصرفگرایی عصر جاز و حتی مادیگرایی در دنیای مدرن، مرتبط است.
تمثیلی برای نابرابری طبقاتی: داستان نشان میدهد که چگونه نخبگان «پول قدیمی» تازهبهدورانرسیدهها را سرکوب میکنند، موضوعی که در «گتسبی بزرگ» نیز تکرار میشود. این کاوش در سیستم طبقاتی آمریکا برای خوانندگان امروزی نیز معنادار است.
پیشدرآمد گتسبی بزرگ: این نوولا، مانند پیشدرآمدی، مضامین اصلی گتسبی بزرگ – رویای آمریکایی، عشق نافرجام و نابرابری – را معرفی میکند و پلی به شاهکار فیتزجرالد میسازد.
«الماسی به بزرگی هتل ریتز» در زمان انتشارش در ۱۹۲۲، در میان خوانندگان، بهویژه جوانانی که در مهمانیهای پرزرق و برق نیویورک غرق بودند، تأثیری عمیق داشت. داستان، با لحن افسانهای و پایان تأملبرانگیز، خوانندگان را به چالش کشید تا درباره ارزشهای خود بیندیشند. این داستان هشداری است درباره خطرات ثروت بیحد و وسوسههای مادیگرایی. منتقدان آن را بهعنوان اثری بدیع ستودند اما برخی، مانند محافظهکاران اجتماعی، فیتزجرالد را به دلیل به تصویر کشیدن بیاخلاقی نسل جوان سرزنش کردند با این حال، خوانندگان جوان بهویژه دانشجویان، داستان را به دلیل صداقتش در به تصویر کشیدن آرزوها و ناامیدیهایشان در آغوش گرفتند.
اسکات فیتزجرالد با زندگی پر فراز و نشیب و نثر شاعرانهاش، آینهای برای روح آمریکایی بود. «الماسی به بزرگی هتل ریتز» گواهی بر نبوغ اوست. داستانی که با استعارههای درخشان، مناسبات اجتماعی را نقد میکند و خواننده را به تأمل در هزینههای اخلاقی ثروت وامیدارد. خواندن این اثر، امروز، در دنیایی که همچنان با نابرابری و مصرفگرایی دست و پنجه نرم میکند، نه تنها لذت ادبی، بلکه بیداری فکری به همراه دارد. فیتزجرالد با این الماس کوچک اما درخشان، نشان داد چرا صدایش هنوز در گوش نسلها طنینانداز است.
نویسنده نسل جَز
فرانسیس اسکات فیتزجرالد که یکی از نویسندگان بزرگ سده بیستم بود و بیش از هر چیز با رمان «گتسبی بزرگ» به شهرت رسید، ۲۴ سپتامبر ۱۸۹۶ در سینتپال مینهسوتا، در خانوادهای کاتولیک و ایرلندی از طبقه متوسط به دنیا آمد. پدرش ادوارد، فروشندهای بود که در شرکت پروکتر اند گمبل کار میکرد و مادرش مری، وارث ثروت اندکی بود که خانواده را سر پا نگه میداشت. کودکی فیتزجرالد در سایه حس «دیگری بودن» گذشت؛ او پسری فقیر در میان همسایگان ثروتمند سینتپال بود. از ۱۸۹۸ تا ۱۹۰۱ در سیراکیوز نیویورک و از ۱۹۰۳ تا ۱۹۰۸ در بوفالو زندگی کرد و در آکادمی ناردین درس خواند. پس از اخراج پدرش از کار، خانواده به مینهسوتا بازگشت و فیتزجرالد در آکادمی سنتپاول پذیرفته شد. در ۱۳ سالگی، اولین داستان کارآگاهیاش را در روزنامه مدرسه منتشر کرد، اما در ۱۶ سالگی به دلیل کمکاری در درس از آکادمی اخراج شد. سپس به مدرسه نیومن رفت و در سال ۱۹۱۳ وارد دانشگاه پرینستون شد. در پرینستون، فیتزجرالد بهعنوان دانشجویی متوسط اما مشتاقِ به نویسندگی شناخته شد. او در نمایشهای تئاتر دانشگاه و مجله ادبی فعالیت میکرد، اما در سال ۱۹۱۷ تحصیل را رها کرد و به ارتش پیوست. در همین زمان با زلدا سیر، دختری از طبقه مرفه آلاباما آشنا شد. ازدواجشان در ۱۹۲۰، پس از موفقیت اولین رمانش «این سوی بهشت»، زندگی او را به صحنهای از جاهطلبی و آشوب بدل کرد. فیتزجرالد و زلدا در نیویورک به شهرت رسیدند، اما رفتارهای غیرمتعارفشان – از جمله دستوپا زدن در لابی هتل بیلتمور و سر خوردن زلدا از نردهها – آنها را به نمادهای نسل جَز تبدیل کرد. در سال ۱۹۲۱، دخترشان فرانسس اسکاتی به دنیا آمد. فیتزجرالد در دهه ۱۹۳۰ به هالیوود رفت، برای کمپانی مترو گلدوین مایر فیلمنامه نوشت و روی رمان ناتمام «آخرین سرمایهدار» کار کرد. او در ۲۱ دسامبر ۱۹۴۰ بر اثر حمله قلبی درگذشت و نیویورک تایمز نوشت: «آینده درخشان حرفهاش هرگز بهطور کامل محقق نشد.»
فیتزجرالد با چهار رمان، ۱۶۴ داستان کوتاه و مقالات متعدد، میراثی ماندگار در ادبیات آمریکا به جا گذاشت. رمانهای او عبارتند از: «این سوی بهشت» (۱۹۲۰)، «زیبا و نفرینشده» (۱۹۲۲)، «گتسبی بزرگ» (۱۹۲۵) و «شب لطیف است» (۱۹۳۴). او همچنین داستانهای کوتاهی برای مجلاتی مانند «ساتردی ایونینگ پست» و «اسکوایر» نوشت که درآمد قابلتوجهی (تا ۴۰۰۰ دلار به ازای هر داستان) برایش به ارمغان آورد.
الماسی به بزرگی هتل ریتز
نویسنده: اسکات فیتز جرالد
مترجم: ندا رحمانی
انتشارات: رایبد
تعداد صفحات: ۹۶ صفحه
قیمت: ۹۵۰۰۰ تومان
انتهای پیام/