معرفی و نقد کتاب اعترافات رمان‌نویس جوان از اومبرتو اکو

ذهن‌نگاری رمان‌نویس پیر

فرهنگ

139089
ذهن‌نگاری رمان‌نویس پیر

اکو چندان شیفته روان‌شناسی شخصیت نیست، بلکه مجذوب این واقعیت است که چگونه موجوداتی کاملاً ساختگی، می‌توانند در ذهن خواننده به درجه‌ای از واقعیت برسند که گاه از آدم‌های واقعی ماندگارتر شوند.

مونا محمدنژاد، روزنامه‌نگار: در میان انبوه کتاب‌هایی که درباره «چگونه نوشتن» منتشر می‌شوند، «اعترافات رمان‌نویس جوان» جایگاهی ویژه دارد؛ نه از آن‌رو که دستورالعملی مرحله‌به‌مرحله ارائه می‌دهد و نه به این دلیل که ادعای کشف فرمولی جادویی برای موفقیت ادبی دارد. ارزش این کتاب در چیز دیگری است؛ در آنکه اومبرتو اکو، با تمام سنگینی دانش نشانه‌شناسی، فلسفه و تاریخ ادبیات، لحظه‌ای از جایگاه استاد فرود می‌آید و اجازه می‌دهد خواننده به کارگاه ذهنی‌اش سرک بکشد؛ کارگاهی که هم شلوغ است، هم پر از نقشه، فهرست و تصویر و هم عمداً همه‌ چیز آن را لو نمی‌دهد. خواننده با ورود به این کارگاه، متوجه می‌شود فرآیند خلق رمان، ترکیبی از نظم، تصادف، ذهنیت تاریخی و بازی با نشانه‌هاست؛ چیزی که به‌سادگی نمی‌توان در یک دستورالعمل خلاصه‌اش کرد.
 
بدگمانی منتقدان به «آنک نام گل»

اکو از همان ابتدا بار سنگین شهرت «آنک نام گل (نام گل سرخ)» را با خود حمل می‌کند. این رمان چنان موفق شد که بعضی منتقدان، نه از سر تحسین، بلکه از سر بدگمانی، آن را محصول نوعی محاسبه ماشینی دانستند؛ گویی استاد نشانه‌شناسی، الگوریتمی محرمانه برای تولید رمان پرفروش در اختیار داشته است. «اعترافات رمان‌نویس جوان» را می‌توان پاسخی دیرهنگام، شوخ‌طبعانه و در‌عین ‌حال جدی به همین سوءتفاهم دانست؛ نه انکار پیچیدگی کار، نه افشای همه رازها، بلکه نشان دادن اینکه رمان، حاصل همنشینی عناصر متعدد است؛ عناصری که هیچ‌ کدام به ‌تنهایی معجزه نمی‌کنند.
یکی از اولین چیزهایی که اکو بر آن مکث می‌کند، جهان‌سازی است اما نه به معنای کلیشه‌ای و رمانتیک آن. جهان رمان، برای او، از فهرست‌ها آغاز می‌شود؛ فهرست نام‌ها، اشیا، مسیرها، مکان‌ها؛ نوعی انباشت وسواس‌گونه که هم کارکرد عملی دارد و هم کارکرد زیبایی‌شناختی. این فهرست‌ها صرفاً ابزار یادداشت‌برداری نیستند، بلکه ماده خام آفرینش‌اند؛ همان جایی که جهان داستانی، پیش از آنکه روایت شود، انباشته و متراکم می‌شود. اکو از دل این فزونی، نقشه می‌کشد، فضا می‌سازد و شخصیت‌ها را در مسیرهایی قرار می‌دهد که به‌تدریج مستقل می‌شوند. رمان در این نگاه، نه با خط داستانی، بلکه با نوعی «تورم جهان» آغاز می‌شود.
از همین‌جا مسأله شخصیت‌ها مطرح می‌شود اما باز هم نه به‌ شکل معمول. اکو چندان شیفته روان‌شناسی شخصیت نیست، بلکه مجذوب این واقعیت است که چگونه موجوداتی کاملاً ساختگی، می‌توانند در ذهن خواننده به درجه‌ای از واقعیت برسند که گاه از آدم‌های واقعی ماندگارتر شوند. پاسخ او ساده اما عمیق است؛ شخصیت بدون جهان دوام نمی‌آورد. خواننده تنها زمانی تحت‌تأثیر قرار می‌گیرد که نه‌ فقط به فرد، بلکه به جهان پیرامون او ایمان بیاورد؛ به قواعد، محدودیت‌ها و منطق درونی جهانی که آن شخصیت در آن نفس می‌کشد. اگر این جهان باورپذیر نباشد، تعلیق ناباوری هرگز شکل نمی‌گیرد و همدلی فرو می‌ریزد.
در قلب هر رمان، به ‌زعم اکو، یک تصویر زاینده وجود دارد؛ تصویری مبهم، اغلب قدیمی که سال‌ها در ناخودآگاه نویسنده انباشته شده و ناگهان خود را تحمیل می‌کند. این تصویر نه طرح داستان است و نه پیام، بلکه جرقه‌ای است که دوره‌ای از «بارداری ادبی» را آغاز می‌کند. در مورد «آنک نام گل»، این تصویر به تجربه‌ای دور در کودکی بازمی‌گردد: مواجهه با کتابخانه‌ای صومعه‌ای و لرزشی خاموش که دهه‌ها بعد، به ‌شکل یک رمان عظیم سر برآورد. اکو نشان می‌دهد، نوشتن بیش از آنکه لحظه‌ای الهامی باشد، نوعی بازگشت دیرهنگام است؛ این بازگشت تنها زمانی ممکن می‌شود که مواد لازم، پیشاپیش در ذهن انباشته شده باشند. 


نگاه متفاوت اکو به محدودیت‌ها
پس از تصویر و فهرست، نوبت به محدودیت‌ها می‌رسد. محدودیت در نگاه اکو دشمن خلاقیت نیست، بلکه شرط امکان آن است. انتخاب یک دوره تاریخی، یک سبک روایی یا حتی یک زبان خاص، چهارچوبی می‌سازد که در آن جهان داستانی می‌تواند منسجم بماند. اکو که سال‌ها با متون قرون وسطی زیسته بود، برای رمان اولش ناچار نبود همه‌ چیز را از نو بیاموزد؛ او از دانشی استفاده کرد که پیش‌تر به بخشی از زیست ذهنی‌اش بدل شده بود. نتیجه این شد که محدودیت تاریخی، به‌ جای مانع، به موتور محرک روایت تبدیل شد و نشان می‌دهد آزادی بدون محدودیت، اغلب بی‌ثمر است.
شاید مهم‌ترین بخش کتاب، تأملات اکو درباره خواننده باشد. او میان خواننده‌ای که واقعاً کتاب را می‌خواند و خواننده‌ای که متن برای او طراحی شده، تمایز قائل می‌شود. خواننده دوم، موجودی ایده‌آل است که قواعد بازی را می‌پذیرد، نشانه‌ها را دنبال می‌کند و از هدایت نویسنده آزرده نمی‌شود. این هدایت، البته نوعی دستکاری است اما دستکاری‌ای آگاهانه و لذتبخش. هر چه این دستکاری دقیق‌تر باشد، تجربه خواندن عمیق‌تر می‌شود. اکو بی‌پرده می‌پذیرد که این فرآیند، در نهایت، با موفقیت و فروش نیز بی‌ارتباط نیست؛ حجمی از نام‌ها، اشیا و صفحات که خواننده را هم مسحور می‌کند و هم به چالش می‌کشد.
در پس همه اینها، یک آگاهی دوگانه وجود دارد؛ اکو می‌داند همزمان با دو مخاطب سخن می‌گوید. از یک‌ سو، خواننده‌ای حرفه‌ای و آشنا با نظریه و از سوی دیگر، خواننده‌ای عام که شاید همه چشمک‌های میان‌متنی را نبیند اما از روایت لذت ببرد. «اعترافات رمان‌نویس جوان» دقیقاً بر این مرز حرکت می‌کند؛ کتابی که از نظر حجم کوچک است اما از نظر ارجاعات و مفاهیم، متراکم. برخی منتقدان این را نشانه بازگویی ایده‌های آشنا دانسته‌اند؛ نوعی مرور دستاوردها. اما حتی اگر چنین باشد، کیفیت همین ایده‌های بازگفته‌شده، کتاب را خواندنی می‌کند.
این اثر، بیش از آنکه نوآورانه باشد، شفاف‌کننده است. اکو ادعا نمی‌کند چیزی کاملاً تازه کشف کرده، بلکه نشان می‌دهد چگونه می‌توان میان نظریه و عمل، میان دانشگاه و رمان، رفت‌وآمد کرد. او همزمان فیلسوفی است که به هستی شخصیت‌های داستانی می‌اندیشد و رمان‌نویسی که می‌داند نباید همه قواعد بازی را افشا کند. همین تعادل است که کتاب را زنده نگه می‌دارد و آن را به یک مرجع عملی و فلسفی برای نویسندگان تبدیل می‌کند. در نهایت، «اعترافات رمان‌نویس جوان» بیش از هر چیز دعوت است؛ دعوت به دیدن رمان نه به‌عنوان متنی بسته، بلکه به‌عنوان جهانی ممکن؛ جهانی که با فهرست‌ها و نقشه‌ها آغاز می‌شود، با تصویر زاینده جان می‌گیرد، در محدودیت‌ها شکل می‌یابد و تنها در مواجهه با خواننده کامل می‌شود. پوزخند اکو را می‌توان در پس سطرها حس کرد؛ پوزخند کسی که می‌گوید من بخشی از مسیر را نشان دادم اما ادامه‌اش با شماست. این کتاب، نه کلاس آموزش نویسندگی است و نه مانیفست نظری، بلکه گزارشی صادقانه از کار یک ذهن است که هم به بازی روایت ایمان دارد و هم به زحمت نوشتن.
 
گریز نوشته‌های اکو از قالب‌های مرسوم
همانند اغلب آثار غیرداستانی اومبرتو اکو و حتی بسیاری از آثار داستانی او، این مجموعه مقالات نیز به‌سختی در یک قالب یا ژانر مشخص جای می‌گیرند. کتاب ترکیبی است مسحورکننده از بینش‌های روشنگرانه، مشاهده‌های گاه رازآلود، ارجاعات ادبی گسترده و فرضیه‌هایی جذاب که ذهن خواننده را پیوسته درگیر می‌کند. عنوان کتاب، «اعترافات رمان‌نویس جوان»، خود به‌نحوی کنایه‌آمیز و طنزآلود انتخاب شده است؛ کنایه‌ای که با در نظر گرفتن سن‌ و سال اکو معنای دوچندان می‌یابد. این کتاب در واقع مجموعه‌ای است از چهار سخنرانی در حوزه ادبیات مدرن که اکو آنها را در دانشگاه هاروارد ایراد کرده است.
بخش قابل‌توجهی از کتاب به مباحث نظری ادبیات اختصاص دارد. بسیاری از این مباحث برای علاقه‌مندان و نویسندگان جوان روشنگر بوده، هرچند بخشی از آنها چنان فنی و تخصصی است که فهم کامل‌شان از توان عموم خارج بوده است. با این حال، به ‌احتمال زیاد هر خواننده غیرمتخصصی نیز می‌تواند از نکته‌سنجی‌ها و دیدگاه‌های اکو بهره‌مند شود، هرچند گاهی این بینش‌های قابل ‌دسترس در انبوهی از کلمات، اصطلاحات و توضیحات پیچیده پنهان می‌شوند؛ زبانی که دست‌کم برای برخی خوانندگان چندان هموار نیست؛ البته باید افزود که اگر کسی قصد خواندن آثار اکو را داشته باشد، ناگزیر باید خود را به این سبک عادت دهد. تقریباً همیشه، تلاش و صبری که برای عبور از این لایه‌های زبانی صرف می‌شود، با دستیابی به نکته‌هایی ارزشمند و ماندگار جبران خواهد شد و حتی خود این «خوض ‌کردن» در متن نیز بی‌فایده نیست.
از نکات قابل‌توجه کتاب، موضع‌گیری محتاطانه اما صریح اکو در برابر افراط‌های برخی جریان‌های رادیکال نظریه ادبی پست‌مدرن است. او به‌درستی تردید خود را نسبت به این ایده مطرح می‌کند که «حقوق مفسر» در دوران معاصر بیش از اندازه برجسته شده است. به بیان دیگر، اکو نگران آن است که آزادی بی‌حد تفسیر، گاه به قیمت تهی ‌شدن متن از هر گونه معنا تمام شود. این مسأله بویژه در حوزه تفسیر متون دینی ـ‌از جمله کتاب مقدس‌ـ کاملاً مشهود است؛ از این‌ رو، مواجهه با دیدگاه اکو که در عین پیچیدگی و ظرافت، در برابر ایده «بی‌معنایی مطلق متن» مقاومت می‌کند، تجربه‌ای تازه و طراوت‌بخش به شمار می‌آید.
بحث اکو درباره نسبت میان داستان و غیرداستان (فیکشن و نان‌فیکشن) نیز خواندنی است. او به تأثیر عمیق و گاه شگفت‌آور داستان بر خوانندگان اشاره می‌کند؛ تأثیری که می‌تواند شکل‌های افراطی به خود بگیرد، مانند اثر ورتر که به تقلیدهای خطرناک منجر شده است یا شکل‌هایی طنزآمیز و ساده‌دلانه، همچون نامه‌هایی که برخی خوانندگان برای اکو فرستاده‌ و در آنها آشکارا فراموش کرده‌ که شخصیت‌ها و وقایع آثار او ساخته خیال‌اند، نه واقعیت تاریخی.

آخرین مقاله کتاب به موضوع «فهرست‌ها» اختصاص دارد؛ موضوعی که شاید در نگاه اول پیش ‌پا افتاده به نظر برسد اما اکو پیش‌تر یک کتاب کامل درباره آن نوشته و کارکردهای فهرست در نوشتار و ادبیات را به‌ تفصیل بررسی کرده است. از میان کاربردهای گوناگون فهرست‌ها، جذاب‌ترین آنها تلاش برای بیان «ناگفتنی» است؛ یعنی فهرست‌هایی که می‌کوشند حس تعالی، بی‌کرانگی یا فراروی از زبان معمول را ایجاد کنند. این فصل می‌توان گفت مملو از فهرست‌های شگفت‌انگیز است؛ چه آنها که اکو خود ساخته و چه آنهایی که از آثار پیشینش نقل کرده است. شاید همین توانایی در جذاب ‌کردن موضوعی به ‌ظاهر ساده مانند فهرست‌ها، نشانه‌ای روشن از نبوغ اکو باشد.
در مجموع، این کتاب کوچک اما متنوع، همچون دیگر آثار اکو، اثری است که خواننده را مجذوب می‌کند، گاه سردرگم می‌سازد و اغلب به چالش می‌کشد؛ تجربه‌ای فکری که نه ‌فقط برای دوستداران اکو، بلکه برای علاقه‌مندان به ادبیات، نظریه و نسبت خیال و معنا ارزش خواندن دارد. با نگاهی گسترده‌تر، «اعترافات رمان‌نویس جوان» نه‌تنها تصویری از ذهن اکو ارائه می‌دهد، بلکه الگویی برای هر نویسنده‌ای است که می‌خواهد فراتر از دستورالعمل‌ها و قواعد خشک، به ماهیت واقعی خلق ادبی پی ببرد و جهان داستانی خود را با احترام و خلاقیت بسازد.


انتهای پیام/
دیدگاه ها