به بهانه اکران فیلم سینمایی «احمد»

در ضرورت ژانر فاجعه

فرهنگ

139099
در ضرورت ژانر فاجعه

گرچه هنوز فاصله محسوسی میان امکانات موجود در سینمای ایران و استانداردهای جهانی ژانر فاجعه وجود دارد، اما کارگردان در فیلم «احمد» نشان می‌دهد با برنامه‌ریزی و بهره‌گیری از ابزارهای موجود، می‌توان به بازنمایی قابل‌قبولی دست یافت.

سمیرا افتخاری، روزنامه‌نگار: با آنکه ایران از نظر جغرافیایی و اقلیمی در منطقه‌ای حادثه‌خیز قرار دارد و تجربه‌های تلخ زلزله، سیل، رانش زمین و خشکسالی به شکل مکرر در حافظه مردم ثبت شده، این واقعیت ملی هنوز به شکل منسجم در سینمای داستانی بلند بازتاب نیافته است.
مرور چند دهه سینمای ایران نشان می‌دهد که بلایای طبیعی، برخلاف موضوعاتی همچون جنگ یا مسائل اجتماعی، در کانون توجه فیلمسازان قرار نگرفته و تنها در چند تجربه محدود، آن هم عمدتاً بعد از زلزله بم، مورد استفاده قرار گرفته است. این فاصله میان واقعیت اجتماعی و بازنمایی سینمایی، خود به مسأله‌ای قابل تحلیل تبدیل شده است. این درحالی‌ است که ما از دهه ۴۰ زلزله بویین‌زهرا و خدمات مرحوم تختی، زلزله رودبار، زلزله بم، زلزله ورزقان و... را داشتیم که هرکدام از آنها در ابعادی وسیع آسیب‌زا بودند و به فراخور داستان‌هایی در دل خود دارند که می‌توانند تبدیل به یک درام سینمایی جذاب شوند و مخاطب از دیدن آنها هم به عمق فاجعه پی ببرد، هم ابعاد انسانی و روانشناختی آن را درک کند و هم اینکه بتواند هیجان خود را در آن فیلم پیگیر شود؛ اتفاقی که در سینمای دنیا به‌خصوص هالیوود بسیار رایج است.
یکی از دلایل اصلی این وضعیت را باید در ساختار تولید سینمای ایران جست‌وجو کرد. فیلم‌های مرتبط با بلایای طبیعی نیازمند امکانات گسترده‌تری نسبت به تولیدات معمول هستند؛ از طراحی صحنه‌های تخریب‌شده تا بازسازی محیط‌های بحران‌زده و استفاده از جلوه‌های ویژه بصری. چنین سطحی از تولید، طبیعتاً با بودجه‌های محدود و مدل اقتصادی رایج سینمای ایران همخوانی ندارد. این مسأله باعث شده تهیه‌کنندگان با احتیاط به این حوزه وارد شوند، زیرا ریسک مالی و احتمال شکست تجاری چنین آثاری بالاست. بر همین اساس هم عمده آثاری که ساخته شده‌اند به بعد از وقوع حادثه یا چند سال پس از آن می‌پردازند که عمدتاً جنبه انسانی و اخلاقی آن مطرح است.
از سوی دیگر، گرایش روایی سینمای ایران نیز در این بی‌توجهی نقش داشته است. در طول چهار دهه اخیر، سینمای ایران بیشتر به روایت‌های انسان‌محور و درون‌گرایانه علاقه نشان داده تا بازنمایی مقیاس‌مند حوادث. در این نوع رویکرد، فاجعه نه به‌عنوان موضوع اصلی، بلکه به‌عنوان پس‌زمینه‌ای برای تأمل فلسفی و روان‌شناختی به کار گرفته شده است. به بیان دیگر، سینمای ایران اغلب به «معنای فاجعه» پرداخته است تا «خود فاجعه». این رویکرد اگرچه آثار قابل‌توجهی به وجود آورده، اما مانع شکل‌گیری ژانر مستقل فاجعه شده است.
نبود سنت ژانرپردازی منسجم نیز از دیگر عوامل عقب‌ماندن سینمای ایران در این حوزه است. در حالی‌که کشورهایی مانند ژاپن و کره جنوبی، با برخورداری از سابقه بلایای طبیعی، روایت‌های سینمایی گسترده و قابل تکراری خلق کرده‌اند. سینمای ایران در برابر ژانرهای کلاسیک همچون فاجعه یا علمی‌–تخیلی محافظه‌کارانه عمل کرده است. این محافظه‌کاری باعث شده بازسازی بحران در سینمای ما اغلب به تلویزیون یا مستند واگذار شود و فیلم داستانی نتواند نقش تعیین‌کننده‌ای در ثبت و بازتاب این تجربه‌های جمعی داشته باشد.
با این حال، تجربه‌های معدودی که در سینمای داستانی انجام شده، نشان می‌دهند که بازنمایی بلایای طبیعی در قالب فیلم بلند امکان‌پذیر است؛ چه از منظر تکنیکی و چه از جهت اثرگذاری بر مخاطب. 
فیلم «احمد» به کارگردانی امیرعباس ربیعی، یکی از نمونه‌های جدید و قابل بررسی در این زمینه است. این فیلم برخلاف بسیاری از آثار پیشین، زلزله بم را نه به‌عنوان پس‌زمینه، بلکه به ‌عنوان محور اصلی روایت در نظر گرفته است. ربیعی با تمرکز بر ۱۸ ساعت ابتدایی وقوع حادثه، تلاش کرده است مخاطب را به دل بحران ببرد؛ لحظاتی که به دلیل دشواری فنی، معمولاً کمتر مورد توجه سینماگران قرار می‌گیرد.
اما ربیعی با تمام مشکلات دست به کار شده و پس از پشت سر گذاشتن دو فیلم «لباس شخصی» و «ضد»، در فیلم «احمد» به سراغ این گونه سینمایی رفته و سختی‌های ساخت این فیلم را به جان خریده است. شخصیت‌پردازی محور فیلم نیز از مهم‌ترین نقاط قابل تحلیل «احمد» است. ربیعی به سراغ شهید احمد کاظمی رفته؛ فرمانده‌ای که در واقعیت نقش مهمی در مدیریت بحران و سازماندهی عملیات امداد در بم داشته است. این انتخاب باعث شده فیلم، علاوه بر ویژگی‌های دراماتیک، بُعد مستندگونه و تاریخی نیز پیدا کند. روایت ورود کاظمی به فرودگاه بم و آغاز فرماندهی عملیات در ۱۸ ساعت، وجه مدیریتی بحران را پررنگ کرده و از تبدیل‌شدن فیلم به اثری صرفاً احساسی جلوگیری می‌کند.
از منظر فنی، فیلم تلاش کرده است با طراحی صحنه، استفاده از جلوه‌های بصری و ثبت فضاهای ملتهب پس از حادثه، ابعاد فاجعه را به تصویر بکشد. گرچه هنوز فاصله محسوسی میان امکانات موجود در سینمای ایران و استانداردهای جهانی ژانر فاجعه وجود دارد، اما کارگردان در فیلم «احمد» نشان می‌دهد با برنامه‌ریزی و بهره‌گیری از ابزارهای موجود، می‌توان به بازنمایی قابل‌قبولی دست یافت. این مسأله از آن جهت اهمیت دارد که می‌تواند سرمایه‌گذاران و مدیران فرهنگی را نسبت به امکان‌پذیر بودن تولید چنین آثاری متقاعد کند.
از منظر محتوایی، فیلم علاوه بر ارائه تصویری از بحران، بر جنبه انسانی و ملی موضوع نیز تأکید دارد. حضور مردم آسیب‌دیده، نیروهای امدادی و تلاش برای مدیریت بحران، حس مشارکت جمعی را تقویت کرده و مخاطب را با تجربه‌ای مشترک روبه‌رو می‌کند. هرچند در بخش‌هایی جنبه ایدئولوژیک فیلم بیشتر به چشم می‌آید اما این ویژگی باعث شده فیلم بتواند هم از منظر ملی‌گرایانه و هم از منظر انسان‌دوستانه مورد توجه قرار گیرد.

 

برش

غیبت ژانر بلایای طبیعی در سینمای ایران
نمایش «احمد» در جشنواره چهل‌ودوم فیلم فجر و کسب سه سیمرغ بلورین، گرچه معیار قطعی موفقیت نیست، اما نشان می‌دهد مخاطبان و داوران سینمایی نیز بر ضرورت پرداختن به چنین موضوعاتی آگاه شده‌اند. با این حال، اهمیت اصلی این فیلم نه در جوایز، بلکه در نقشی است که می‌تواند در شکل‌دهی به رویکرد تازه‌ای در سینمای ایران بینجامد. اگر این مسیر با تولید آثار بیشتر و تحلیل‌های جدی ادامه یابد، می‌توان امیدوار بود که بلایای طبیعی از یک موضوع پراکنده به ژانری مستقل تبدیل شوند. این امر بستگی به نگاه مخاطبی دارد که قرار است در سالن سینما و روی پرده نقره‌ای شاهد این اثر باشد.
در نهایت، فقدان ژانر بلایای طبیعی در سینمای ایران، بیش از آنکه ناشی از کمبود سوژه باشد، نتیجه محدودیت‌های تولید و رویکردهای محافظه‌کارانه بوده است. اما تجربه‌هایی مانند «احمد» نشان می‌دهند که این حوزه دارای ظرفیت بالقوه برای گسترش است. این ظرفیت، اگر با حمایت تولید، توسعه زیرساخت‌های فنی و تغییر نگاه سیاست‌گذاران همراه شود، می‌تواند به خلق آثاری منجر شود که حوادث طبیعی را نه فقط به‌ عنوان فاجعه، بلکه به ‌عنوان بخشی از واقعیت اجتماعی و تاریخی ایران بازنمایی کنند. به این ترتیب، سینمای ایران می‌تواند در ثبت و تحلیل این تجربه‌های جمعی، نقشی فعال‌تر بر عهده گیرد؛ نقشی که تاکنون کمتر به آن پرداخته شده است.


انتهای پیام/
دیدگاه ها