عابد اکبری، استاد دانشگاه علامه طباطبایی جنگ ترکیبی علیه ایران را تحلیل کرد
امنیت منطقه در پیوند مستقیم با امنیت ایران است
سیاست
140364
همزمان با وقوع ناآرامیهای اخیر در کشور، مقامات آمریکا و رژیم صهیونیستی به اشکال مختلف از مداخله نیروهای خود در این فضا پرده برداشتند. در واکنش به این اقدام، مقامات کشورمان آن را در ادامه جنگ ۱۲روزه و در یک پازل کلیتر به عنوان جنگ ترکیبی علیه ایران قلمداد کردند.
گروه دیپلماسی - رضا عدالتی پور:در همین راستا عابد اکبری، استاد روابط بینالملل دانشگاه علامه طباطبایی در گفتوگو با «ایران» با تعریف ماهیت جنگ ترکیبی فعلی علیه ایران، به چشمانداز آتی این جنگ پرداخت. اکبری با اشاره به اینکه شواهد امر حاکی از این نیست که جنگ ترکیبی کنونی در کوتاهمدت وارد عرصه تقابل نظامی کلاسیک شود، معتقد است که ارسال سیگنالهای مذاکره از سوی آمریکا در شرایط کنونی در عین اینکه باید جدی گرفته شود اما نباید به ابزاری برای بروز اختلاف و برهم زدن تمرکز در بین جریانهای سیاسی کشور و تصمیمسازان در روند مقابله با جنگ ترکیبی شود.
مقامات امنیت ملی و سیاست خارجی کشور درباره ناآرامیهای یک هفته گذشته در کشور بدلیل وجود شواهد بسیار معتقدند که این رخدادها تداوم جنگ 12 روزه است و رژیم صهیونیستی و آمریکا یک جنگ ترکیبی با ایران را آغاز کردهاند. اساساً جنگ ترکیبی چه تعریف و ماهیتی دارد؟
هم در جنگ 12 روزه و هم امروز نشانههای مشخصی از جنگ ترکیبی وجود دارد. جنگ ترکیبی به این معناست که همزمان از ابزار نظامی و غیر نظامی متعارف و نامتعارف استفاده کنید. این لزوماً به این معنا نیست که در یک مقطع از ابزار نظامی و در مقطعی از ابزار غیرنظامی استفاده کنید. با این تعریف از جنگ ترکیبی، هدفی که میتوان برای طرف متخاصم در جنگ ترکیبی در نظر گرفت، این است که هم به دنبال اعمال فشار علیه کشور مقابل است و هم میتواند برای آن کشور در عرصه سیاست خارجی و سیاست داخلی روایت شکست بسازد. به عنوان مثال در مورد ایران، طرف آمریکایی و اسرائیلی و جریان رسانهای همسو با آنها روایتی که از تغییر نظام سیاسی سوریه یا حمله آمریکا به ونزوئلا ارائه میدهند، روایت شکست سیاست خارجی ایران است یا در مورد سیاست اصلاح اقتصادی که دولت آقای پزشکیان در دستور کار قرار داده، روایت طرف مقابل شکست سیاستهای اقتصادی ایران است. اینها در واقع ترکیبی از اقدامات است که به دنبال القای شکست حکومت ایران در پیشبرد سیاستهای خود در داخل و خارج از کشور است. در کنار این اقدامات فشارها و تهدیدات نظامی و امنیتی همچنان فعال است.
در واقع جنگ ترکیبی را یک هشت ضلعی تصور میکنند که این هشت ضلع همواره فعال هستند اما وزن هرکدام از اضلاع در مقاطع زمانی مختلف متفاوت است. در عرصه رویارویی ایران با آمریکا و رژیم صهیونیستی علاوه بر جنگ اقتصادی که از ابتدای انقلاب شکل گرفته، ما در یک دهه گذشته شاهد جنگ سایبری در کنار جنگ اقتصادی بودیم و جنگ نظامی به شکل کلاسیک که در دو سال گذشته رخ داده و جنگهای نامنظم که به صورت تحریکات قومی و اقدامات تروریستی در نواحی مرزی صورت گرفته و در اتفاقات اخیر نیز شاهد آن بودیم و جنگهای اطلاعاتی و عملیات روانی و اقداماتی که منجر به شکست دیپلماسی میشود همگی را میتوان در تقابل رژیم صهیونیستی با ایران و در یک سطح بزرگتر در تقابل ایالات متحده با ایران قلمداد کرد.
برخی از جریان های مخالف جمهوری اسلامی، تمایل دارند که این جنگ ترکیبی به جنگ کلاسیک منجر شود.
شواهد امر حاکی از این نیست که وضعیت کنونی حداقل در کوتاه مدت منجر به حملات نظامی آمریکا و اسرائیل شود. استدلال پشتوانه این گزاره این است که تحلیلگران امنیتی و نظامی ایالات متحده و رژیم صهیونیستی این برآورد واقعبینانه را دارند که اگر واشنگتن و تلآویو در فرآیند جنگ ترکیبی کنونی دچار اشتباه محاسباتی شوند و ضلع تقابل نظامی کلاسیک را در هشت ضلع جنگ ترکیبی سنگینتر کنند، به عبارتی اقدام به تقابل نظامی کلاسیک کنند، واکنش جمهوری اسلامی ایران به این اشتباه محاسباتی مانند گذشته یک واکنش متعارف و تک بعدی نخواهد بود. به این معنا که پاسخ ایران به حمله نظامی آنها در شرایط کنونی شگفتیهای قابل توجهی را برای آمریکا و رژیم صهیونیستی به همراه خواهد داشت. از آنجا که آمریکا و رژیم صهیونیستی در شرایطی نیستند که گزینه با ریسک بالا را انتخاب کنند، به نظر نمیرسد که در شرایط کنونی جنگ ترکیبی ایران با آمریکا و اسرائیل به سمت و سوی جنگ نظامی کلاسیک برود.
عدم انتخاب گزینه با ریسک بالا از سوی آمریکا تا حد زیادی قابل پذیرش است اما در مورد رژیم صهیونیستی آنها سابقه بازیگری غیر عقلانی را نیز نشان دادهاند، اهرم بازدارنده رژیم در این عرصه چیست؟ آمریکا چگونه تحولات منطقه را بررسی میکند؟
ببینید شاید مطابق سند امنیت ملی آمریکا، واشنگتن به متحدان خود درباره منطقه تفویض اختیار کرده است و آزادی عملهایی داده باشد اما در موضوع ایران باید این واقعیت را مد نظر داشت که امنیت منطقه در پیوند مستقیم با امنیت ایران است. یعنی اینطور نیست که رژیم صهیونیستی در چهارچوب تعاریف امنیتی خود اقدامی را به صورت مستقل از آمریکا حتی کوچک و موردی علیه ایران صورت دهد و این اقدام بدون تبعات برای منافع آمریکا در منطقه و دیگر متحدان آن باشد. به بیان صریح میتوان گفت که امنیت کشورهای خاورمیانه و خلیج فارس در پیوند مستقیم با امنیت ایران است و چنانچه اخلال امنیتی خارجی از سوی رژیم صهیونیستی علیه ایران شکل بگیرد، دامنه این ناامنی و بیثباتی به دیگر کشورهای منطقه سرایت خواهدکرد. از این رو میتوان گفت در یک فضای عقلانی، منطق قدرت و منافع دیگر متحدان آمریکا در منطقه مانع از آن خواهد شد که رژیم صهیونیستی اقدام به حمله نظامی علیه ایران بکند.
سرانجام این جنگ ترکیبی به کدام سمتوسو خواهد رفت و آمریکا چه رویکردی را اتخاذ خواهد کرد؟
آمریکا به دنبال تغییر رفتار جمهوری اسلامی ایران است و همزمان با این اقدام، انسجام اجتماعی را که در جامعه ایران به معنای کلاسیک آن وجود دارد به چالش میکشند؛ به بیثباتی سیاسی دامن میزنند و با به چالش کشیدن کارآمدی دولت سعی در ناکارآمد ساختن نظام بوروکراتیک کشور دارند.
در این عرصه و با اتخاذ این رویکرد آمریکاییها در حال تقابل جدی با ایران هستند و در این شرایط نمیتوان انتظار یک فرآیند دیپلماتیک مؤثر و مذاکره موفق را داشت. آنچه که به عنوان راهحل باید مدنظر مقامات واشنگتن قرار گیرد نگاه واقعبینانه به وضعیت موجود منطقه و جهان است.
در حال حاضر آمریکا در یک وضعیت خاص و استثنایی نسبت به دهههای گذشته قرار گرفته که با توجه به تضاد منافع آن در اروپا حتی با نزدیکترین متحدان کلاسیک خود دچار مشکل شده است. از بعد از جنگ جهانی دوم، آمریکا و اروپا ائتلافها و اتحادهای سازندهای داشتند اما اکنون شاهد این هستیم که در شرایط کنونی چالشهای جدی در موضوعات ژئوپلیتیکی مثل گرینلند و اوکراین بین این دو به وجود آمده است. این عوامل سبب شده تا یک بیاعتمادی جدی بین آمریکا و متحدان خود در دو سوی آتلانتیک شکل بگیرد؛ مثلاً در مورد آلمان که اکثریت مردم این کشور بعد از جنگ جهانی دوم آمریکا را ناجی خود قلمداد میکردند در شرایط کنونی شاهد پدید آمدن شکاف جدی در اعتماد عمومی جامعه آلمان به آمریکا هستیم. در بیشتر نظرسنجیها بیش از یکسوم جامعه آلمان نسبت به متحد بودن آمریکا ابراز تردید کردهاند. خب وقتی این بحران وجهه برای آمریکا در اروپا شکل گرفته نمیتوان انتظار داشت که در میان ملتهای غرب آسیا که آمریکا را باعث جنگهای منطقه میدانند، اعتماد به آمریکا وضعیت بهتری داشته باشد. از این رو تداوم این تغییر ذهنیت نسبت به آمریکا در منطقه چالشهای زیادی را برای آمریکا پدید خواهد آورد و اگر آمریکا نسبت به این تغییر رویکردها اقدام اصلاحی اتخاذ نکند به نظر میرسد که وضعیت آتی برای ایران در منطقه فرصتهای ارزشمندی پدید بیاورد.
به موضوع مذاکره اشاره کردید و اینکه در حال حاضر شرایط واقعی برای مذاکره وجود ندارد، نظر شما درباره اخبار مرتبط با تبادل پیام اخیر چیست؟
در هشت ضلعی جنگ ترکیبی، یکی از اضلاع، همین جنگ روانی و رسانهای است. اقدامی که با هدف برهم زدن تمرکز مقامات تصمیمگیر و تصمیمساز کشور در شرایط تنش سیاسی و ناآرامیهای داخلی رقم میخورد. ارسال سیگنال مذاکره از سوی آمریکا به ایران با توجه به تفاوت دیدگاه نسبت به این موضوع در بین کارگزاران سیاسی کشور بدون شک اثر اختلاف برانگیزی خواهد داشت و چالش انسجام در تصمیمگیری را دنبال میکند.
به نظر میرسد واشنگتن با این گزاره به دنبال ایجاد یا تشدید شکاف بین جناحهای سیاسی در داخل کشور است.
با این تفسیر یعنی نباید اخبار جدید را به عنوان یک امر واقعی مدنظر قرار داد؟
خیر، برعکس میتوان آن را جدی گرفت اما نباید این طور باشد که آن را گزینه قطعی آمریکا دانست. باید با آگاهی نسبت به تکنیکهای طرف مقابل عمل کرد. به عبارت دیگر باید اشراف داشت که سیگنال مذاکره در عین اینکه میتواند دعوت به مذاکره باشد، در عین حال میتواند ابزاری برای تشدید اختلاف نظر در بین نیروهای داخلی هم باشد. لذا باید هر پدیدهای را در ظرف زمانی خودش و با توجه به مصالح و منافع ملی کشور مورد بررسی قرار داد. آگاهی از تکنیکهای جنگ روانی و رسانهای دشمن سبب برخورد هوشمندانه با آن خواهد شد.
به نظر شما راهبرد جامع برای ایستادگی و موفقیت در برابر جنگ ترکیبی دشمن چیست؟
ما در حال حاضر با یک فشار حداکثری به معنای حداکثری آن روبهرو هستیم. در این شرایط هم کشور یک راه بیشتر ندارد و آن هم همافزایی حداکثری به معنای تام و تمام آن است. از آنجا که هیچ کشوری در دنیا از منابع نامحدود بهرهمند نیست، طبیعی است که کشور ما هم استثنا نیست. باید با همافزایی به معنای واقعی خودش در پرتو انسجام و به کارگیری همه منابع موجود در راستای حفظ منافع ملی اقدام کنیم.
انتهای پیام/