نجات از گمراهی
نگاهی به جایگاه کتاب النجاة در بین آثار ابنسینا
فرهنگ
142640
آغاز متن «النجاة» با مقدمهای است که ابنسینا خود نوشته و بسیاری از امور لازم برای شناخت کتاب را روشن میکند. در این مقدمه، او هدف نهایی ایراد مطالب کتاب را چنین عنوان کرده است:«لِدَرْک النَّجَاةِ مِنَ الْغَرَقِ فِی بَحْرِ الضَّلَالَاتِ» (ص۴، س۷-۸)؛ یعنی برای نیل به نجات از فرو رفتن در گرداب گمراهیها.
حسن گوهرپور، پژوهشگر فلسفه و ادبیات: با انتشار کتاب «النجاة: المنطق» اثر ابوعلی حسینبن عبداللهبن سینا با مقدمه و تصحیح و تعلیقات مهدی گلپرور روزبهانی، تصحیح تازهای از بخش منطق کتاب «النجاة» بر پایه آخرین موازین علمی در فن تصحیح انتقادی متون کلاسیک به تازگی از سوی مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران عرضه شده است. مصحح برای این کار دهها نسخه خطی کهن از کتاب «النجاة» را که هماکنون در کتابخانههای تهران، استانبول، آکسفورد و دیگر مراکز نگهداری میشوند بررسی کرده و سیزده نسخه معتبر را بهعنوان مبنای تصحیح انتخاب کرده است. در مقدمه مبسوط خود، او به زمینه شکلگیری کتاب «النجاة»، جنبههای تشابه و تمایز آن نسبت به آثار دیگر ابنسینا، تحولآفرینی کتاب «النجاة» در ساختار علم منطق، و نیز نسخهشناسی این کتاب پرداخته که فهم متفاوتی از منطق «النجاة» به دست میدهد. تعلیقات توضیحی برای عبارتهای دشوار متن نیز ارائه شده و نمایههای تفصیلی و متنوع در پایان کتاب، استفاده از آن را برای خواننده تسهیل میکنند. نوشتار حاضر، که برگرفته از همان مقدمه مفصل مصحح در ۱۸۸ صفحه از این کتاب است، میکوشد به اجمال مهمترین زوایای کتاب «النجاة» را معرفی کند.
درستی انتساب کتاب النجاة به شیخالرئیس
در درستی انتساب کتاب «النجاة» به شیخالرئیس ابنسینا هیچ تردیدی وجود ندارد. محکمترین دلیل، فارغ از هر سند تاریخی، محتوای «النجاة» است که جز نوشته بوعلی نمیتواند باشد؛ «آفتاب آمد دلیل آفتاب». «النجاة» در میان آثار شیخالرئیس جایگاه ممتازی دارد و یکی از سه چهار کتابی است که او با آنها شناخته میشود. مورخان نامی، مصنفات ابنسینا را چنین برشمردهاند: «الشفاء در حکمت، النجاة، اشارات، قانون و غیره»؛ یعنی این چند کتاب در یک سو قرار میگیرند و همه آثار دیگر در سوی دیگر. در میان این چند کتاب نیز «النجاة» را پس از «الشفاء» و همتراز یا مقدم بر اشارات و قانون مینشاندهاند.
آغاز متن «النجاة» با مقدمهای است که ابنسینا خود نوشته و بسیاری از امور لازم برای شناخت کتاب را روشن میکند. در این مقدمه، او هدف نهایی ایراد مطالب کتاب را چنین عنوان کرده است:«لِدَرْک النَّجَاةِ مِنَ الْغَرَقِ فِی بَحْرِ الضَّلَالَاتِ» (ص۴، س۷-۸)؛ یعنی برای نیل به نجات از فرو رفتن در گرداب گمراهیها. این هدف بسیار والاست و توجه هر خوانندهای را به خود جلب میکند. از همین رو نام کتاب ظاهراً از همین عبارت مقدمه گرفته شده و «النجاة» نامیده شده است. نامهایی که شیخالرئیس برای آثار مهم خود برمیگزیده کوتاه و گویا هستند؛ نامهایی از قبیل «الشفاء»، «قانون» و «مبدأ و معاد». در این مورد نیز نام «النجاة» در یک کلمه دنیایی از معنا را منتقل میکند و نشان میدهد راه نجات و رستگاری از دیدگاه ابنسینا از چه مسیری میگذرد. ابنسینا طبیب است و برای بیماری گمراهی داروی نجات را تجویز میکند.
تصریح به نام النجاة در منابع دیگر
به نامگذاری «النجاة» در متن کتاب اشاره نشده است، ولی نام «النجاة» در چند موضع از رساله سرگذشت ابنسینا (نوشته ابوعبید جوزجانی، مرید و همراه شیخالرئیس) آمده و این اثر در آنجا به صورت «النجاة» یا «کتاب النجاة» مورد ارجاع قرار گرفته است. درباره شیخالرئیس و آثار او اطلاعات موثقتر از آنچه از طریق جوزجانی به ما رسیده در اختیار نداریم؛ بنابراین مسلم است که نام این کتاب «النجاة» است. در طول تاریخ نیز همه مورخان فلسفه و فیلسوفان (مانند ظهیرالدین بیهقی، قفطی، ابنابیاصیبعه، ابنخلکان، صلاحالدین صفدی و ابنخلدون)، اندیشمندان و شارحان کتاب (مانند ابوالفتح شهرستانی، امام فخرالدین رازی، اسفراینی، شیخ بهایی و حکیم سبزواری)، کاتبان نسخ خطی، کتابشناسان (مانند کاتب چلبی و آقا بزرگ طهرانی)، فهرستنگاران آثار ابنسینا (مانند جورج قنواتی و یحیی مهدوی) و حتی ناشران جدید در چاپ رم و دو چاپ قاهره، کتاب را به همین نام یاد کردهاند.
انگیزه نگارش و مخاطبان کتاب
شیخالرئیس در مقدمه «النجاة» مینویسد که این کتاب را در پاسخ کسانی نوشته که چنین خواستهای از او داشتهاند:«سَأَلُونِی أَنْ أَجْمَعَ لَهُمْ کتَابًا یشْتَمِلُ عَلَى مَا لَا بُدَّ مِنْ مَعْرِفَتِهِ لِمَنْ یؤْثِرُ أَنْ یتَمَیزَ مِنَ الْعَامَّةِ وَینْحَازَ إِلَى الْخَاصَّةِ وَیکونَ لَهُ بِالْأُصُولِ الْعِلْمِیةِ إِحَاطَةٌ» (ص۳، س۵-۷). آنگاه او بدیشان پاسخ مثبت داده است:«فَأَسْعَفْتُهُمْ بِذَلِک وَصَنَّفْتُ الْکتَابَ عَلَى نَحْوِ مَلْتَمَسِهِمْ، مُسْتَعِینًا بِاللهِ وَمُتَوَکلًا عَلَیهِ» (ص۴، س۸-۹). خواهندگان «النجاة» جمع و طائفهای بودهاند، نهتنها یک نفر؛ این تعبیرها همه مربوط به جمع است. همچنین این طائفه از اصحاب نزدیک ابنسینا بودهاند که او از ایشان با عنوان برادران (الإخوان) یاد میکند. ایشان کسانی بودهاند که برای آموختن معارف حکمی نهتنها علاقه و شوق، بلکه حرص و میل شدید داشتهاند. مخاطبان «النجاة» مانند برخی آثار دیگر فرمانروا و درباریان او نیستند تا سطح کتاب به درجه فهم ایشان محدود شده باشد؛ بلکه مخاطبان «النجاة» گروه برگزیدهای از اهل علماند و از این رو سطح علمی مطالب کتاب متفاوت خواهد بود.
در اینجا باید به این نکته اشاره شود که شیخالرئیس «النجاة» را تصنیف کرده؛ یعنی به قلم آورده است. چنانکه میگوید: «وَصَنَّفْتُ الْکتَابَ». میدانیم برخی از کتابهای ابنسینا «املایی» بودهاند؛ او املا میکرده و دیگرانی املای او را کتابت میکردهاند. ولی «النجاة» از این دسته نیست و به تصریح شیخ در عبارت بالا، کتاب «تصنیفی» است. شیخ تعبیر تصنیف را برای کار خود در مورد کتابهایی از قبیل حکمت، عروضی، قانون و دانشنامه به کار برده و نحوه تدوین «النجاة» نیز همانند آنها بوده است؛ یعنی از قلم شیخ صادر شده است، نه از زبان او. در گزارش جوزجانی از تدوین آثار شیخ در رساله سرگذشت نیز سخن از تصنیف کتاب «النجاة» است، آنچنان که تصنیف آثار دیگری مانند مبدأ و معاد، قانون، هدایه و دانشنامه مطرح شده است.
از متن کتاب «النجاة» نمیتوان شاهد صریحی بر سال تصنیف آن یافت. ولی در رساله سرگذشت جوزجانی به تصریح آمده است: «وَتَمَّ کتَابُ الالشفاءِ مَا خلأ کتَابِی النَّبَاتِ وَالْحَیوَانِ، فَإِنَّهُ صَنَّفَهُ مَا فِی السَّنَةِ الَّتِی تَوَجَّهَ فِیهَا عَلَاءُ الدَّوْلَةِ إِلَى سَابُورَ خُوَاسْتَ فِی الطَّرِیقِ. وَصَنَّفَ أَیضًا فِی الطَّرِیقِ کتَابَ النَّجَاةِ». این قطعه نشان میدهد «النجاة» از یک سو و بخشهای نبات و حیوان از طبیعیات «الشفاء» (که بخشهای پایانی نگارش کل آن کتاب بودهاند) از سوی دیگر، با هم نوشته شدهاند. بنابراین یافتن سال نگارش «النجاة» با یافتن سالی که نگارش «الشفاء» در آن پایان یافته است گره میخورد. این سه اثر در سالی نوشته شدهاند که علاءالدوله به سمت شاپورخواست رفته است. با تحلیل تاریخی مبتنی بر گزارش جوزجانی و قراین دیگر (از جمله گزارش رصد نجومی ابنسینا از گذر زهره در سال ۴۲۳ ق) دانسته میشود که نگارش «النجاة» و همچنین پایان یافتن «الشفاء» در سال ۴۱۸ ق واقع شده است. ابنسینا در آن زمان حدود ۴۸ سال سن داشته و در دوران پختگی علمی و نیز در دهه پایانی زندگی دنیایی خود بوده است.
شرایط تصنیف «النجاة» در فراغت بال نبوده است. جوزجانی بیان کرده او این کتاب را در مسیر شاپورخواست نوشته و میتوان تصور کرد کتاب یا دستکم پارههایی از آن در شرایطی نوشته شده باشد که مصنف، مثلاً سوار بر مرکب بوده و طبعاً امکان ملاحظه و مراجعه به منابع دیگر، حتی آثار پیشین خود را نداشته است. البته «النجاة» یک کتاب تصنیفی است، ولی برای تصنیف کتابی که بنا بر نقل در مسیر سفر جنگی نوشته شده، بعید نیست مصنّف نتوانسته باشد در همه جا فراغت لازم را یافته باشد. تعجیل شیخالرئیس در تصنیف آثار امر معهودی است؛ نگارش حدود صد صفحه در یک شب، نگارش بخشهای بسیار مفصل و مهمی از «الشفاء» در مدت بیست روز، و در مقارن نگارش نجات نیز در مسیر حمله جنگی حدود هزار صفحه مطلب نوشته است. ضعفهای نگارشی از قبیل موارد مذکور در برابر عظمت کار او چیزی نیست.
بخشهای کامل و ناقص کتاب
از بخشهای یاد شده در مقدمه «النجاة»، نگارش کدام یک کامل شده و کدام یک ناتمام مانده یا اصلاً آغاز نشده است؟ از نسخههای خطی «النجاة» برمیآید که بخشهای «منطق»، «طبیعیات» و «الهیات» آن کامل شده بودهاند. از گزارش جوزجانی درباره «النجاة» نیز همین برمیآید که آن سه بخش را شیخ خود کامل کرده است. شیخ در پایان بخش منطق «النجاة» خاتمهای نوشته است که نگاهی کلان به آنچه در منطق آورده و آنچه را که در آن نیاورده است مطرح میکند؛ سپس خواننده علاقهمند به پیگیری مباحثی را که در منطق «النجاة» نیامده به کتاب مفصل خود یعنی «الشفاء» ارجاع میدهد. بدین ترتیب مطمئن هستیم بخش منطق «النجاة» از آغاز تا پایان از نظر شیخ گذشته و به همان نحوی که مد نظر او بوده در این کتاب قرار داده شده است. اما در مورد بخشهای طبیعیات و الهیات «النجاة» چنین خاتمهای در کتاب نیامده که عدم وجود آن پرسشبرانگیز است.
درباره بخشهای ریاضیات «النجاة» (هندسه، حساب، هیأت و موسیقی) وضعیت متفاوت است. طبق گزارش جوزجانی، ابنسینا با موانعی روبهرو شد و نتوانست خود آن بخشها را تکمیل کند؛ از این رو کتاب «النجاة» ناقص ماند. پس از وفات شیخ، تکمیل بخشهای باقیمانده از «النجاة» را جوزجانی بر عهده گرفت. او سه رساله از مصنفات شیخ را که مربوط به هندسه، هیأت و موسیقی بودهاند در اختیار داشت. سبک نگارش آن سه رساله مانند بقیه بخشهای «النجاة» بود؛ بنابراین آنها را به نجات ملحق کرد تا کتاب کامل شود. در مورد حساب، او رسالهای همانند آن سه نیافت که تصنیف شیخ باشد؛ از این رو کتاب مفصل شیخ در علم حساب را خود مختصر کرد و به «النجاة» ملحق نمود.
نسبت النجاة با الشفاء
بسیار گفتهاند و میگویند کتاب «النجاة» مختصر شده «الشفاء» یا تلخیص و گزیده آن است. این سخن به اندازهای تکرار شده که از مسلمات تلقی میشده است؛ آن را در صفحه عنوان برخی نسخههای خطی «النجاة» نوشتهاند، در آثار کتابشناسی درج کردهاند، در صفحه عنوان همه چاپهای مهم «النجاة» آوردهاند، و مصحح تصحیح انتقادی «النجاة» نیز آن را بازگو کرده است. گاهی نیز این مطلب را از سوی دیگر بیان کردهاند، بدین گونه که کتاب «الشفاء» به مثابه شرح «النجاة» دانسته شده است. اما این نحوه بیان درباره نسبت «النجاة» و «الشفاء» گمراهکننده و نادرست است و باید به کلی کنار گذاشته شود.
در واقع «النجاة» و «الشفاء» دو کتاب از دو گونه مختلفاند. «الشفاء» کتاب مفصلی است که مصنف در موارد بسیاری آنچه را که در مسأله مورد نظر گفتهاند و آنچه را که درباره آن میتوان گفت گرد هم آورده است؛ اما «النجاة» از گونه کتابهای مختصر است که مصنف در آن تنها به بیان اصول علمی بسنده کرده است. نگارش نجات در واقع مختصرنویسی است نه مختصرِ الشفاءنویسی، و از همین رو است که «النجاة» نوآوریهای ویژهای دارد که «الشفاء» فاقد آنها است. بویژه با عنایت به نسبت «النجاة» با مختصر الأصغر و رساله حدود و حکمت عروضی که مدتها پیش از «الشفاء» نوشته شده بودهاند، این تلقی که «النجاة» مختصر شده «الشفاء» باشد کاملاً بیوجه است. اگر فرض بگیریم اظهارنظرهای مطرح شده مبنی بر اینکه «النجاة» مختصر شده «الشفاء» است وجه علمی داشته و با ملاحظه محتوای این دو اثر بوده، در این صورت میتوان احتمال داد که علت خطا از این قرار بوده است: مصنف در مواضعی از کتاب «النجاة» تفصیل مطلب را به کتابهای بزرگ («الکبیرة»، ص۷۵) و گسترده («المبسوطة»، ص۹۳) ارجاع میدهد و حتی از «الشفاء» نام میبرد (در ص۹۱ و ۱۹۶). اما آشکار است که این موارد تنها مربوط به همان مسأله خاص هستند و از این جهت دلالتی درباره کل اثر ندارند.
یحیی مهدوی نیز که خود سخن یاد شده را درباره نسبت «النجاة» و «الشفاء» نپذیرفته، وجه دیگری را درباره علت بروز آن خطا مطرح کرده است: کتاب «النجاة» مانند کتاب «الشفاء»، اما به اختصار، شامل منطق و طبیعیات و ریاضیات (هندسه، حساب، هیأت، موسیقی) و الهیات است و شاید همین امر باعث شده باشد که کتاب «النجاة» را مختصر کتاب «الشفاء» بخوانند. یعنی تو گویی مغالطه ایهام انعکاس پیش آمده و چون «الشفاء» دارای آن هفت بخش است، اثر هفتبخشی دیگر ابنسینا، یعنی نجات، را مرتبط با «الشفاء» تلقی کردهاند؛ حال آنکه آن تصنیفی مستقل است و حتی قسمتهایی از آن جداگانه قبل از تصنیف «الشفاء» ساخته شده بوده است.
اهمیت منطق النجاة و تصحیح حاضر
«النجاة: منطق» اولین تجسم اندیشهای است که منطقنگاری را دگرگون میکند. این کتاب پس از «الشفاء» نوشته شده، ولی بخشهای مهمی از آن مبتنی بر آثار پیش از «الشفاء» (مختصر الأصغر، رساله حدود و حکمت عروضی) هستند. با این حال، نگاه حاکم بر تصنیف «النجاة» به هیچوجه رو به عقب نیست. ابنسینا در تصنیف «النجاة» آن آثار پیشین را به مثابه سکویی قرار داده تا در سیر کتابهای خود و بلکه در تاریخ علم منطق گامی رو به پیش بنهد.
مجلد حاضر مربوط به تصحیح بخش منطق از کتاب «النجاة» است و تصحیح سایر بخشهای «النجاة» در مجلدهای دیگری عرضه خواهد شد. شیخالرئیس نیز خود مباحث منطق را با بقیه بخشهای کتاب درهم نیامیخته و مرز آنها را با یکدیگر کاملاً حفظ کرده است. تعبیرات زیر در این کتاب همگی دلالت بر دیدگاه شیخ مبنی بر تمایز علم منطق دارند: «علم المنطق» (ص۴-۳)، «صناعة المنطق» (ص۴) در مقدمه «النجاة»، «فالمنطق…» (ص۷) و «صناعة المنطق» (ص۸) در اوایل کتاب، و «علم المنطق» (ص۱۹۵) و «المنطق» (ص۱۹۵) در خاتمه بخش منطق.
البته به واقع علم قطعی نداریم که مقاطع مجلدهای ما از «النجاة» که مبتنی بر بخشهای کتاب است، همان مقاطع مجلدهای شیخ بوده باشد؛ زیرا جای این احتمال هست که چه بسا تفکیک آن مجلدها بر پایه حجم مطالب انجام شده بوده نه موضوع مجلدها. ولی به هر حال سه جلدی بودن اصل «النجاة» تناسب تامی با سه جلدی بودن انتشار آن خواهد داشت. در واقع کتاب «النجاة» ابنسینا، بویژه بخش منطق آن، نهتنها سند بیچون و چرای اندیشهورزی شیخالرئیس است، بلکه گامی نو در تاریخ منطقنگاری اسلامی به شمار میآید. تصحیح انتقادی حاضر، با استناد به سیزده نسخه معتبر خطی و ارائه مقدمهای روشنگر، زمینه را برای فهم دقیقتر این اثر فراهم میکند. انتشار این تصحیح، فرصتی مغتنم برای پژوهشگران فلسفه و منطق اسلامی است تا بار دیگر با ژرفای اندیشه ابنسینا و نقشآفرینی او در تکامل علوم عقلی آشنا شوند.
انتهای پیام/