انتشار تصحیح انتقادی النجاة: المنطق فصل تازهای در ابنسیناپژوهی معاصر است
بازگشت یک متن کلاسیک
فرهنگ
142644
گروه کتاب: در میان آثار پرشمار شیخالرئیس ابوعلی سینا، «النجاة» از آن دست کتابهایی است که همواره در سایه نامهای پرآوازهتری چون «الشفاء» و «اشارات» قرار گرفته است. با این همه، هر بار که پژوهشگری با دقت و بیپیشداوری به این متن بازمیگردد، درمییابد که با اثری حاشیهای یا صرفاً خلاصهگونه روبهرو نیست؛ بلکه با بازنویسیای سنجیده، پخته و هدفمند از فلسفه مشّایی مواجه است؛ بازنویسیای که ابنسینا آن را در سالهای پایانی عمر، در شرایطی ناآرام، اما با ذهنی منسجم و گزیدهگو فراهم آورده است.
«النجاة» نه نسخه تقلیلیافته «الشفاء» است و نه تمرینی مقدماتی برای ورود به جهان فلسفه؛ بلکه عرضهای متفاوت از همان بنیانهای نظری است، با زبانی فشردهتر، ساختاری منظمتر و مخاطبی خاص. ابنسینا خود در مقدمه کتاب تصریح میکند این اثر را برای «خاصّه» نوشته است؛ یعنی کسانی که اساس دانش فلسفی را در اختیار دارند و به دنبال راهی روشن برای عبور از کثرت مباحث و رهایی از «غرق شدن در دریای گمراهیها» هستند. همین هدف، بهخوبی لحن و ساختار کتاب را توضیح میدهد.
دانشنامهای فشرده اما عمیق
«النجاة» دانشنامهای فشرده اما عمیق است که سه بخش اصلی منطق، طبیعیات و الهیات را شامل میشود. این ساختار سهگانه، در امتداد سنت فلسفی یونانی و اسلامی، نشاندهنده اهمیت منطق بهمثابه ابزار معرفت است. ابنسینا کتاب را با منطق آغاز میکند؛ نه از سر عادت، بلکه بر پایه این باور بنیادین که بدون سامان یافتن قوه اندیشه، هیچ دانشی استوار نخواهد بود. او در همان صفحات اول، با تقسیم علم به «تصور» و «تصدیق»، چهارچوب روششناختی خود را آشکار میسازد و نشان میدهد منطق، نه یک فن جانبی، بلکه پیششرط هر گونه تفکر فلسفی است.
بخش منطق «النجاة» اولین و از جهاتی مهمترین بخش کتاب است. ابنسینا در این بخش، با وفاداری به میراث ارسطویی و سنت فارابی، کوشیده است آنچه را برای کاربست فلسفی ضروری میداند، با زبانی دقیق و به دور از تطویلهای رایج ارائه کند. مباحثی چون فایده و موضوع منطق، تمایز تصور و تصدیق، الفاظ مفرده، قیاس، برهان، و بویژه بررسی قضایای ممکن و ضروری، در این بخش با دقتی مثالزدنی طرح شدهاند.
نقطه برجسته منطق «النجاة»، توجه ویژه ابنسینا به قضایای مدالی و تحلیل امکان و ضرورت است. همین مبحث، بعدها نقش مهمی در تطور منطق اسلامی و پیوند آن با الهیات ایفا کرد. ابنسینا با این صورتبندی، منطق را از چهارچوب صرفاً صوری فراتر میبرد و آن را به ابزاری برای فهم ساختار واقعیت تبدیل میکند؛ ابزاری که میتواند نسبت میان عقل، وجود و ضرورت را توضیح دهد. برخی پژوهشگران، این بخش از منطق سینوی را یکی از گامهای اساسی در شکلگیری منطق فلسفی در تمدن اسلامی دانستهاند.
با این زمینه، انتشار تصحیح تازهای از «قسم منطق» کتاب «النجاة» را باید رویدادی مهم در حوزه فلسفه اسلامی و ابنسیناپژوهی معاصر دانست. این تصحیح به همت مهدی گلپرور روزبهانی، استاد دانشگاه صنعتی امیرکبیر و پژوهشگر فلسفه مشّایی، انجام شده و بر پایه جدیدترین معیارهای علمی تصحیح انتقادی متون کلاسیک استوار است.
مصحح در این پروژه، دهها نسخه خطی کهن را از کتابخانههای معتبر ایران، ترکیه، اروپا و جهان اسلام بررسی کرده و پس از ارزیابی دقیقِ اعتبار، قدمت و نسبت نسخهها، سیزده نسخه را بهعنوان نسخههای اساس برگزیده است. حاصل این کار، متنی است پالوده، قابل اعتماد و عاری از بسیاری از خطاها و تحریفهایی که در چاپهای پیشین یا نسخههای متأخر راه یافته بودند.
ویژگی شاخص این چاپ، تنها محدود به متن تصحیح شده نیست. مقدمه مفصل کتاب -در حدود ۱۸۸ صفحه- خود پژوهشی مستقل به شمار میآید. در این مقدمه، خواننده با زمان و شرایط نگارش «النجاة» (حدود سال ۴۱۸ قمری، در دوره سفرهای ابنسینا و ارتباط او با علاءالدوله دیلمی)، نسبت دقیق این کتاب با «الشفاء»، تفاوت رویکرد ابنسینا در این دو اثر، و نیز جایگاه منطق در منظومه فکری او آشنا میشود. یکی از نکات مهمی که مصحح در مقدمه بر آن تأکید میکند، استقلال «النجاة» از «الشفاء» است. برخلاف تصوری که سالها در میان برخی پژوهشگران رایج بوده، «النجاة» صرفاً خلاصهای مکانیکی از «الشفاء» نیست؛ بلکه بازنویسیای آگاهانه و هدفمند است که در آن، برخی مباحث جابهجا، فشرده یا حتی بازپردازی شدهاند. همین استقلال، ارزش پژوهشی کتاب را دوچندان میکند.
تعلیقات روشنگر، توضیح اصطلاحات دشوار، اشاره به اختلاف نسخهها و نیز نمایههای دقیق موضوعی، اصطلاحی و اسمی، از دیگر ویژگیهای این چاپ است که آن را برای استفاده آموزشی و پژوهشی مناسب میسازد. این اثر بهتازگی از سوی مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران منتشر شده است (چاپ اول، ۱۴۰۴ شمسی / ۲۰۲۵ میلادی) و با حجمی در حدود ۵۵۰ صفحه در قطع وزیری، بهدرستی میتواند مبنای تحقیقات آینده در منطق سینوی قرار گیرد.
النجاة در نگاه معاصران
نگاه جامعه فلسفی ایران به «النجاة» همواره نگاهی همراه با احترام و اعتنا بوده است. استاد شهید مرتضی مطهری در درسها و نوشتههای خود، بارها از «النجاة» و «اشارات» بهعنوان دو متن اساسی برای ورود جدی به فلسفه ابنسینا یاد کرده و آنها را متونی دانسته است که هسته اندیشه سینوی را روشنتر از آثار حجیمتر نشان میدهند. سید یحیی یثربی، با تمرکز بر بخش الهیات کتاب، «النجاة» را گزارشی منظم، آموزشی و دقیق از مباحث الهی فلسفه ابنسینا میداند؛ گزارشی که از حیث ساماندهی و وضوح، در برخی موارد حتی بر «الشفاء» ترجیح دارد. داود فیرحی نیز معتقد است «النجاة» را نباید صرفاً تلخیص قلمداد کرد؛ بلکه باید آن را بازنویسیای هدفمند برای مخاطبی مشخص دانست؛ مخاطبی که به دنبال درک منسجم فلسفه است، نه انباشت اطلاعات.
غلامحسین ابراهیمی دینانی نیز در تحلیلهای خود، بر این نکته انگشت گذاشته که ابنسینا در «النجاة» کوشیده فلسفه را از پیرایهها و حاشیههای زائد بزداید و به جان اندیشه خود نزدیک شود. از نگاه او، ایجاز این کتاب نه نشانه فقر، بلکه علامت پختگی است.
در کنار این دیدگاهها، پژوهشگرانی چون کامران فانی بر کمتوجهی تاریخی به «النجاة» و ضرورت تصحیح انتقادی و علمی آن تأکید کردهاند. احمد عسگری و برخی دیگر از محققان، «النجاة» را متنی بنیادین برای آموزش و پژوهش فلسفه تلقی میکنند، هرچند به تفاوتهای سبکی و واژگانی آن با «الشفاء» نیز اشاره دارند. مهدی محقق این کتاب را پس از «الشفاء»، دومین تألیف بزرگ فلسفی ابنسینا میداند و نقش آن را در انتقال و تثبیت فلسفه مشّایی برجسته میکند.
جایگاه «النجاة» در تاریخ فلسفه اسلامی، جایگاهی کمبدیل است. این کتاب برای قرنها در مدارس فلسفی تدریس میشد و متفکرانی همچون فخر رازی، نصیرالدین طوسی و ملاصدرا به آن مراجعه کردهاند. منطق این اثر، پلی میان سنت ارسطویی، تفسیر فارابی و نوآوریهای خاص ابنسینا میسازد و نقشی اساسی در شکلگیری منطق فلسفی جهان اسلام ایفا میکند. امروز نیز، با وجود فاصله زمانی طولانی، برخی ساختارهای استدلالی مطرح شده در «النجاة» میتواند برای پژوهشگران حوزههای نوینی چون منطق تطبیقی، فلسفه تحلیلی و حتی مطالعات نظری هوش مصنوعی الهامبخش باشد. این نشان میدهد که با متنی زنده روبهروییم، نه صرفاً اثری تاریخی.
تصحیح تازه «النجاة»، گامی جدی در بازگرداندن این اثر به متن گفتوگوهای زنده فلسفی است؛ گامی که میتواند توجه نسل تازهای از پژوهشگران را به این کتاب جلب کند و فصل تازهای در ابنسیناپژوهی معاصر بگشاید. شاید زمان آن رسیده باشد که «النجاة» دیگر در سایه نماند و جایگاهی را که شایسته آن است، بار دیگر به دست آورد.
انتهای پیام/