محمد علیزادهفرد از فیلماولیهای حاضر در جشنواره فیلم فجر از سقوط طبقاتی و ضرورت سعهصدر در مواجهه با سینمای اجتماعی میگوید
«حاشیه» متهم نیست، قربانی است
فرهنگ
143389
محمد علیزادهفرد، یکی از فیلماولیهای چهلوچهارمین جشنواره فیلم فجر که پیشتر با فیلم کوتاه «شریف» بهعنوان فیلمسازی علاقهمند به روایتهای معماگونه شناخته شد، امسال؛ «حاشیه» اولین فیلم بلند سینماییاش را در جشنواره رونمایی میکند. او در گفتوگو با ما، «حاشیه» را اثری اجتماعی با رگههای معمایی–پلیسی معرفی میکند که به گفته خودش، بدون متهمسازی یا ترحم، به شکاف طبقاتی، سقوط ناگهانی و مسئولیت اجتماعی میپردازد و تلاش دارد قضاوت مخاطب را تا پایان معلق نگه دارد.
نیلوفر ساسانی، گروه فرهنگی:در فیلم کوتاه تحسین شده شما، «شریف»، مرگ امری رازآلود، جمعی و تا حدی متافیزیکی بود؛ در«حاشیه» با جرمی کاملاً زمینی، شبکهای و شهری طرفیم. این جابهجایی از امر متافیزیکی مبهم به خشونتِ سازمانیافته اجتماعی، نتیجه تغییر جهانبینی شماست یا صرفاً تغییر مقیاس روایت؟
فضای «شریف» با «حاشیه» متفاوت است، اما عنصر مشترکی که در هر دو فیلم وجود دارد، همان حالوهوای معماگونه و رازآلود روایت است. من اصولاً به قصههایی علاقه دارم که این ویژگی را داشته باشند؛ چه در «شریف» و چه در «حاشیه» سعی کردم این فضا حفظ شود، چون به نظرم معما عنصری است که میتواند مخاطب را درگیر کند و تا پایان با خودش نگه دارد. اگر بخواهم نقطه اتصال این دو فیلم را بگویم، همین است نه اینکه تغییری در جهانبینی یا رویکرد من نسبت به روایت و مسائل دیگر ایجاد شده باشد.
قهرمان شما نه یک کارآگاه است و نه یک پدر معمولی. آیا کسوت محسن یک هویت فعال در درام است که تصمیمها و خطاهای او را شکل میدهد یا صرفاً موقعیتی نمادین برای ایجاد حساسیت اجتماعی؟ اگر این کسوت را با هر شغل دیگری جایگزین کنیم، چه چیزی از فیلم فرومیریزد؟
انتخاب این کسوت برای قهرمان داستان کاملاً آگاهانه بوده و اگر آن را با شغل دیگری جایگزین کنیم، به نظرم چیزهای مهمی در فیلم از دست میرود؛ بهویژه در سطح محتوا و حرفی که قصد داشتیم به مخاطب منتقل کنیم. در عین حال، برای من مهم بود که مخاطب بدون قضاوت و پیشفرض با شخصیتها روبهرو شود. به همین دلیل، ما تا حدود دقیقه پنجاه فیلم به کسوت محسن اشاره نمیکنیم. دلم میخواست تماشاگر ابتدا با خودِ داستان و موقعیت این آدم مواجه شود. اگر بخواهم خلاصه بگویم، از نظر من این کسوت واجد نوعی مسئولیت اجتماعی است؛ مسئولیتی برای اصلاح فضای اجتماعی. با توجه به حضور فعال این قشر در فضای سیاسی و اجتماعی کشور، انتخاب این کسوت میتواند معنای اضافهای به داستان بدهد. شاید یک آهنگر لزوماً چنین رسالتی نداشته باشد، اما فردی با کسوت شخصیت ما، علیالقاعده بار مصلح اجتماعی بودن را به دوش میکشد. حالا اینکه چنین فردی در مواجهه با این موقعیتها چه واکنشی نشان میدهد، بخشی از درام ماست.
«حاشیه» همزمان سراغ فقر، مهاجرت، کودکربایی و باندهای زیرزمینی میرود؛ موضوعاتی که بهشدت مستعد شعار و شلوغیاند. بزرگترین خط قرمزی که برای خودتان گذاشتید تا فیلم از کنترل خارج نشود چه بود؟ و کدام وسوسه را عمداً کنار گذاشتید؟
در سالهای اخیر فیلمهای زیادی درباره پایینشهر و حاشیه شهر ساخته شده. تلاش من این بود که با زاویه دید و منظر روایی خودم به این فضا نگاه کنم و چیزهایی را نشان بدهم که خودم تجربه کردهام، دیدهام و با آنها مواجه بودهام. قصدم این نبود که پشت سر فیلمسازانی که در این مسیر رفتهاند و بعضاً هم موفق بودهاند حرکت کنم یا روایت آنها را تکرار کنم. سعی کردم نگاه و روایت خودم را ارائه بدهم. اینکه چقدر در این مسیر موفق بودهام، قضاوتش به مواجهه مخاطب با اثر برمیگردد؛ امیدوارم که اتفاق خوبی رقم بخورد.
آیا «حاشیه» در نهایت فیلم عدالت است یا فیلم نابرابری عدالت؟ و آیا جسارت آن را داشتید این نابرابری را بدون دلسوزی اغراقشده نشان بدهید؟
در فضای اقتصادیای که امروز در آن زیست میکنیم، شکاف طبقاتی روزبهروز بیشتر میشود. شاید چند سال پیش اگر به ما میگفتند ممکن است خودمان هم حاشیهنشین شویم، با لبخند رد میکردیم؛ اما حالا مشکلات اقتصادی و فشارهای مالی طوری شده که یک اتفاق یا یک ضرر مالی ناگهانی میتواند جایگاه اجتماعی یک خانواده را در یک شب تغییر بدهد و آنها را از طبقه متوسط به طبقه پایینتر سوق دهد. چیزی که ما در فیلم به آن پرداختیم همین وضعیت است؛ اینکه بسیاری از افراد امروز در معرض چنین سقوطی قرار دارند. حاشیهنشینی هم پتانسیل بروز آسیبها و بزههایی را دارد که معمولاً تلاش میشود از گسترش آن جلوگیری شود، اما متأسفانه با توجه به شرایط موجود، روزبهروز به تعداد حاشیهنشینها اضافه میشود. امیدوارم کسانی که امکان و اختیارش را دارند، برای کاهش این وضعیت تلاش کنند. ما سعی کردیم فقط چیزهایی را نشان بدهیم و تلنگرهایی بزنیم. در عین حال، این انتظار هم وجود دارد که در مواجهه با فیلمهایی که به آسیبهای اجتماعی میپردازند، سعه صدر بیشتری از سوی مسئولان و نهادهای مرتبط وجود داشته باشد.
ترکیب بازیگران جالب است: هادی کاظمی، مهران احمدی و سجاد بابایی؛ هر سه با سابقه پررنگ در نقشهای خاکستری و گاه کمدی. چقدر آگاهانه علیه تصویر تثبیتشده این بازیگران حرکت کردهاید و کجا عامدانه از همان تصویر استفاده کردهاید؟
انتخاب بازیگران کاملاً آگاهانه بود. هادی کاظمی انتخاب خود من بود و روی این انتخاب مصر بودم؛ خوشبختانه شرایطش فراهم شد و توانستم بقیه دوستان را هم مجاب کنم که انتخاب درستی است. در سالهای اخیر بازیگرانی که سابقه کمدی داشتند، وارد فضای آثار اجتماعی و جدی شدند و بسیار هم موفق بودند؛ از جمله جواد عزتی، رضا عطاران و دیگران. به نظرم هادی کاظمی هم از آن بازیگرانی است که توانایی درخشش در هر دو فضا را دارد، فقط شاید تا امروز این بستر به شکل جدی در اختیارش قرار نگرفته بود. از انتخابی که کردم راضیام و تعامل ما هم بسیار خوب، دوستانه و همراهانه بود. هادی دغدغه داشت که نقش بهدرستی دربیاید و این برای من ارزشمند بود. آقای احمدی و سجاد بابایی هم جزو انتخابهای اول ما بودند. در مجموع، کنار هم قرار گرفتن این بازیگران رنگ و کیفیتی به فیلم داد که برای من مطلوب بود و امیدوارم مخاطب هم بتواند با این شخصیتها ارتباط برقرار کند.
از فرید سعادتمند خواستید موسیقی هدایتکننده احساس باشد یا مقاومتکننده در برابر آن؟ بهعبارت دیگر، موسیقی قرار است اشک بگیرد یا سؤال ایجاد کند؟
در گفتوگوهایی که با آقای فرید سعادتمند داشتیم، چه در این فیلم و چه در کارهای دیگر، همیشه خواهشم از موزیسین این بوده که موسیقی از دل فیلم بیرون نزند. ما نخواستیم با تکیه مستقیم بر موسیقی احساس ایجاد کنیم. تلاشمان این بود که تصویر، روایت بصری، بازی بازیگران و خودِ قصه، عامل اصلی درگیری احساسی مخاطب باشند و موسیقی فقط به این حس کمک کند؛ نقش کاتالیزور داشته باشد، نه اینکه اصل احساس را بهجای عناصر دیگر بسازد. رویکرد کلی ما در موسیقی «حاشیه» همین بود.
فیلم شما در حاشیه تهران میگذرد، اما خطر همیشگی این فضا، تبدیلشدن به لوکیشنِ فقر است نه زیستِ انسانی. در یک جمله صریح بگویید حاشیه تهران در فیلم شما یک متهم است، یک قربانی است یا یک آینه؟
حاشیه، بهطور طبیعی جایی است که مورد بیمهری قرار گرفته. اگر توجه و حمایت بیشتری از سوی مسئولان نسبت به این فضاها وجود داشته باشد، چه در تأمین امکانات و چه در دیگر حوزهها، بسیاری از اتفاقات تلخ این مناطق میتواند کمتر شود. من هیچوقت حاشیه را متهم ندیدهام و نمیبینم؛ خودم هم در دورهای از زندگی در پایینشهر و نزدیک به حاشیه زیست کردهام و باور دارم که در این فضاها میتواند اتفاقهای خوبی هم رقم بخورد. فقط همت و توجه ویژه لازم دارد. اگر بخواهم از تعبیر شما استفاده کنم، حاشیه در فیلم من به «قربانی» نزدیکتر است.
شناسنامه فیلم
نام فیلم: حاشـه
کارگردان: محمد علیزاده فرد، تهیهکننده: یوسف منصوری
بازیگران: هادی کاظمی، مهران احمدی، سجاد باباییخلاصه داستان: محسن که به دلیل حادثهای مجبور به پرداخت دیه و خسارت میشود و همین مسأله باعث میشود که آنها مجبور شوند به حاشیه تهران بروند و آنجا خانه بگیرند در محله جدید دختر کوچک محسن ناپدید میشود و او به همراه یکی از اهالی حاشیه به نام مهدی که او هم فرزندش گم شده است به دنبال بچههایشان میگردند. آنها پس از جستوجو در محله متوجه باندی برای فروش بچهها میشوند.
انتهای پیام/