رمزگشایی از پایداری ایران در دل بحرانها
جامعهای که از دل تنوع سرمایه اجتماعی میسازد
این روزها «انسجام اجتماعی» برای جامعه ایران ضرورتی غیرقابلانکار است؛ اما این مفهوم زمانی معنا پیدا میکند که در پیوند با نظمی اجتماعی و پویا باشد. آنچه امروز به آن نیاز داریم «انسجام اجتماعی پویا» است؛ انسجامی که تفاوتها را به رسمیت بشناسد و آنها را در یک کلیت مشترک سامان دهد.
غلامرضا غفاری، رئیس دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران: جامعه زمانی شکل میگیرد که افراد، هم احساس تعلق به یک پیکره مشترک داشته باشند و هم امکان کنشگری و مشارکت برایشان فراهم باشد. جامعهای که افراد در آن صرفاً تماشاگر باشند و احساس کنند سرنوشت جمعیشان بیرون از اراده آنان تعیین میشود، به انسجام پایدار نمیرسد. از سوی دیگر، جمعگرایی فاقد آگاهی و استقلال فردی نیز جامعه را از پویایی دور میکند.
با این حال، جامعه ایران با وجود فراز و فرودهای تاریخی همچنان پابرجاست؛ نشانهای از ظرفیتی عمیق که امکان بازسازی و احیا را حفظ کرده است. یکی از مهمترین نمودهای این ظرفیت، وفاداری جامعه به کلیتی به نام «ایران» است. ایرانیان در بزنگاههای تاریخی، حتی با وجود نارضایتی، از اصل ایران فاصله نگرفتهاند و در لحظات بحرانی برای حفظ آن ایستادهاند. در همین لحظات است که گفتمان «ما مردم» دوباره زنده میشود.
با این همه، بهرهگیری از این ظرفیت در سیاستهای اجتماعی با ضعفهای جدی روبهرو است. همبستگیهای محدود اگر در چارچوبهای بسته باقی بمانند، به همبستگی مکانیکی و فاقد گفتوگو تبدیل میشوند.
جامعه پویا اما به همبستگی ارگانیک نیاز دارد؛ همبستگیای که از دل تفاوتهای قومی، مذهبی، منطقهای و فرهنگی شکل میگیرد و زمینه خلاقیت و نوآوری را فراهم میکند. وحدت ناشی از نادیده گرفتن تفاوتها، راه انسجام پایدار را میبندد.
از این منظر، نهادسازی و کار فرهنگی اهمیت اساسی دارد. انسجام اجتماعی از مسیر مدارا، پذیرش تفاوتها و سازگاری با تنوع شکل میگیرد. تحقق چنین انسجامی به نهادهای اجتماعی فعال و زنده نیاز دارد؛ نهادهایی که بتوانند خود را با تحولات جامعه بازسازی کنند. در این میان، پروژههایی ملی مانند زبان، پرچم، سرود ملی و حتی تیم ملی فوتبال، نقش مهمی در ایجاد احساس تعلق مشترک دارند؛ اما اینها به تنهایی کافی نیستند. انسجام اجتماعی حاصل سیاستگذاری، نهادسازی و مشارکت مردم است. توسعه نیز زمانی انسجامآفرین خواهد بود که واقعاً ملی باشد و مردم در آن نقش تصمیمگیر و کنشگر داشته باشند.
انسجام اجتماعی پویا بدون پذیرش تفاوتها، امکان تحرک اجتماعی، ائتلافسازی و بازسازی نهادهای اجتماعی شکل نمیگیرد. تنها در این صورت است که جامعه میتواند تفاوتها را نه تهدید، بلکه منبعی برای پویایی، خلاقیت و استمرار تاریخی خود بداند.
انتهای پیام/