جواد مجابی، شاعر، نویسنده، نقاش و منتقد ادبی-هنری در سن ۷۸ سالگی درگذشت

وداع با ادیب امیدوار / آن مدرنیست دانا

علی‌رضا پنجه‌ای

علی‌رضا پنجه‌ای

فرهنگ

166242
وداع با ادیب امیدوار / آن مدرنیست دانا

عصر شنبه ۱۴ شهریور، اهالی فرهنگ و دوستداران ادبیات، ناباورانه با خبر درگذشت یکی از چهره‌های سرشناس ادبیات و فرهنگ معاصر مواجه شدند؛ جواد مجابی، شاعر، نویسنده، طنزپرداز، نقاش و منتقد ادبی و هنری، پس از یک دوره بیماری در ۸۷ سالگی درگذشت؛ چهره‌ای چندوجهی که به رغم از سر گذراندن فراز و نشیب‌های بیشمار، زندگی‌اش همواره بر مدار امیدواری و امیدبخشی می‌چرخید.

ایران آنلاین:

  علی‌رضا پنجه‌ای ؛ شاعر و منتقد ادبی / سخت است گوشی را‌ برداری و میان این همه تماس تبلیغاتچی‌ها یا خیریه‌های به کاهدان زده، صدایی با بیانی شیرین خود را خبرنگار روزنامه ایران معرفی کند و بگوید: «شنیده‌اید این خبر تلخ را؟» و ناگاه تو در بهتِ اشکبار غرقه شوی.
غرق اندوه شدن این روزها سخت‌ترین کار احساس آدمی است؛ باید میان این همه کوه غم و خبرهایی که حال تاریخ بشری را هم بد می‌کند، جایی برای اندوه یک دوست باز کنی؛ دوستی پیشکسوت و دانا در روزنامه‌نگاری، نقاشی، نقد نقاشی و حقوق که هرگز نشد در مراوداتم با او کلمه‌ای با بار حقوقی از او بشنوم؛ آنچه از او می‌شنیدم هنر بود و ادبیات و طنز و زندگی.
خبر را داشتم، اما ناخوشگوار کم‌کم هضم می‌کردم و برای آن خبرنگار از بار تاریخ شفاهی هنر و ادبیات و روزنامه‌نگاری و طنز می‌گفتم؛ از دفتر «دنیای سخن» در بلوار کشاورز و خیابان دائمی، از قرارهای شبانه در مطب فرامرز سلیمانی، شاعر و جراح و گعده‌های شاعرانه، از میهمانی‌های «شاعران سه‌شنبه» که هر بار به تهران می‌آمدم، میهمانشان بودم: کاظم سادات اشکوری که هنوز تلفنی و این روزها در اینستاگرام با هم مراوده داریم، مانایادان محمد مختاری، غلامحسین نصیری‌پور، محمد نوری، فرخ تمیمی، عمران صلاحی عزیز، منوچهر آتشی و....
یک‌باره همه‌ آن سال‌ها در ذهنم ورق خورد؛ حتی دیدارمان در منظریه رشت در اوایل دهه‌ هفتاد، همراه کاظم سادات اشکوری و دوستش آقای قجر، من و همسرم و میهمانم بیژن کلکی و محمدتقی صالح‌پور و همسرش، خاطره‌های شیرین و تلخ به قول آندره مالرو در «ضدخاطرات»، خاطراتم قد هزارسالگان می‌رسد. آخرین دیدارمان نیز روز قرار تدفین منوچهر آتشی در کرج بود؛ پیکری که سرانجام به بوشهر برده شد و از آن روز عکسی دسته‌جمعی مانده است که هنوز در اینستاگرامم هست.
پیش‌تر در چند روزنامه‌، خاطرات خانه‌ نصیری‌پور، عمران و مطب دکتر سلیمانی را نوشته بودم. باری، همان لحظه که خبرنگار روزنامه ایران خبر درگذشت یار دیرینه را داد، همه این خاطرات دوباره جان گرفتند. حالا که برای روزنامه می‌نویسم، هنوز برایم سخت است بپذیرم دکتر جواد مجابی نازنین، آن مدرنیست دانا رفته است؛ مردی که گاه در میانه‌ سخنی جدی، چنان چاشنی طنز می‌زد که جدیت سخن را بیشتر می‌کرد. مرگ مجابی در منظر من، رخ در نقاب کشیدن بخش مهمی از تاریخ شفاهی هنر، ادبیات و روزنامه‌نگاری شش دهه‌ اخیر است. درگذشت پیر دانایی که حافظه شعر، داستان، نقاشی، طنز و روزنامه‌نگاری‌ادبی روزگار ما شده بود. این ضایعه را به دلبندانش، دوستان و دوستدارانش تسلیت می‌گویم.
حرف از او کم نیست؛ بماند برای صبوری روزگار و هنگامی دیگر.
«از شمار دو چشم یک تن کم
وز شمار خرد هزاران بیش »

 

به گزارش گروه کتاب؛ جواد مجابی 22 مهر سال 1318 در قزوین متولد شد؛ اوایل دهه 40 در رشته‌ حقوق و دکترای اقتصاد از دانشگاه تهران فارغ‌التحصیل شد. از همان دوران به ‌صورت مستمر به روزنامه‌نگاری و نویسندگی نیز می‌پرداخت؛ دبیری بخش فرهنگ و هنر روزنامه اطلاعات و سردبیری مجله دنیای سخن و همکاری با مجلات مهمی چون فردوسی، خوشه و آدینه را می‌توان از جمله فعالیت‌های رسانه‌ای مجابی دانست؛ با وجود این، عمده زندگی ادبی و هنری مجابی طی حدود نیم قرن گذشته به شعر و ادبیات داستانی اختصاص یافته بود.
از زنده‌یاد جواد مجابی آثار متعددی به یادگار مانده است؛ «وطن روی کاغذ»، «من و پروانه‌ای سفید» و «روز جشن کلمات» از جمله مجموعه اشعار و «یادداشت‌های آدم پرمدعا» و «شب‌نگاره‌ها» از آثار طنز او، «در این تیمارخانه» و «عبور از باغ قرمز» از رمان‌ها، «من و ایوب و غروب» از جمله داستان‌های کوتاه جواد مجابی هستند؛ افزون بر این حوزه‌ها، در زمینه‌های فیلمنامه‌نویسی، نمایشنامه‌نویسی‌ و داستان کودک نیز آثار متعددی از او به یادگار مانده‌اند. با توجه به شمار قابل توجه کتاب‌های پژوهشی، او را از پژوهشگران بنام هنرهای تجسمی و همچنین ادبیات طنز نیز می‌دانند. او چندین مجموعه مقاله و چند شناخت‌نامه ادبی همچون «شناخت‌نامه احمد شاملو» و «شناخت‌نامه غلامحسین ساعدی» نیز درباره نویسندگان و شاعران معاصر نوشته که در اختیار پژوهشگران قرار دارند. مجابی در سال ۱۳۵۴ برای روزنامه‌نگاری و فعالیت در این حوزه جایزه فروغ را دریافت کرد، پس از آن نیز در سال ۱۳۸۲ جایزه‌ بیژن جلالی را برای نقد دریافت کرد. جایزه‌ آرش جشنواره‌ تیرگان تورنتو در سال ۲۰۰۸ از دیگر جوایز این ادیب و منتقد هنری به شمار می‌رود. بنابر اعلام خانواده مجابی، فعلاً فقط مراسم تشییع برگزار خواهد شد و بعد از آن به مدت 7 روز در منزل این هنرمند و منتقد ادبی روی دوستدارانش باز است و علاقه‌مندان می‌توانند به منزل ایشان مراجعه کنند.
نمایشگاه آثار بیمارستانی جواد مجابی با عنوان «شب‌های سفید بیمارستان و من»، اواخر تیر سال‌جاری در بیمارستان ایرانمهر برپا شد که واپسین فعالیت فرهنگی و هنری او به شمار می‌آمد که در بیمارستان ایرانمهر خلق شده بود.

 


انتهای پیام/
دیدگاه ها
آخرین اخبار فرهنگ