بازدارندگی متقابل، بستر شکلگیری توافقهای مهم است
عابد اکبری-استاد روابط بینالملل در روزنامه ایران نوشت: ازسرگیری مذاکرات تهران و واشنگتن در شرایطی انجام شده است که همزمان سطح تهدیدات نظامی آمریکا افزایش یافته است. هنگامی که سطح تهدید بالا میرود، نیاز به سازوکارهای ارتباطی نیز بیشتر میشود.
ایران آنلاین: اعزام نماینده ویژه آمریکا به مسقط را باید در همین چهارچوب فهمید. واشنگتن بهخوبی آگاه است که اتکای صرف به فشار میتواند بحران را از کنترل خارج کند؛ همانگونه که گفتوگوی بدون اهرم نیز نتیجه ملموسی به همراه نخواهد داشت. بنابراین فشار و مذاکره در این الگو نه متضاد، بلکه مکمل یکدیگرند.طرح این ادعا که مذاکره تنها زمانی معنا دارد که تهدیدی در کار نباشد، با واقعیت رقابتهای ژئوپلتیک سازگار نیست. توافقهای مهم اغلب در بستر بازدارندگی متقابل شکل میگیرند. در شرایطی که توازن قوا وجود ندارد، انگیزهای برای مصالحه پایدار هم ایجاد نمیشود. از این منظر، گفتوگوهای جاری بخشی از مدیریت آن است.
برای ایران نیز چالش اصلی این نیست که مذاکره کند یا نکند، بلکه این است که چگونه مذاکره کند. دیپلماسی زمانی به منافع ملی خدمت میکند که بتواند توانمندیهای سخت را به دستاوردهای ملموس سیاسی تبدیل کند. اگر ظرفیتهای بازدارنده کشور به متن حقوقی و سازوکارهای اجرایی ترجمه نشود، صرفاً به انباشت هزینه میانجامد. در مقابل، اگر گفتوگو بدون پشتوانه قدرت دنبال شود، توافقها از استحکام لازم برخوردار نخواهند بود. در همین حال بحثهای رسانهای درباره احتمال وقوع جنگ گسترده نیز نیازمند دقت بیشتری است. لفاظیهای سیاسی لزوماً بازتابدهنده تصمیم نهایی دولتها نیست.
تصمیم به آغاز یک درگیری مستقیم علیه کشوری با مختصات ایران، تنها بر مبنای مقایسه تسلیحات اتخاذ نمیشود. متغیر تعیین کنندهتر، میزان پیشبینیپذیری پیامدهاست. دولتها زمانی به گزینه نظامی متوسل میشوند که بتوانند مسیر تشدید و پایان بحران را با درجهای از اطمینان برآورد کنند. در مورد ایران، همین مسأله به یک عامل بازدارنده تبدیل شده است. الگوی واکنش تهران در قالبهای ساده و خطی قابل پیشبینی نیست. پاسخ به یک اقدام محدود میتواند اشکال گوناگونی به خود بگیرد؛ از مدیریت کنترلشده تنش گرفته تا گسترش دامنه درگیری به حوزههای دیگر. این عدم قطعیت، محاسبات طرف مقابل را پیچیده میکند. آغازگر احتمالی نمیتواند مطمئن باشد که دامنه بحران در همان سطح اولیه باقی خواهد ماند.
در محیط بینالمللی کنونی، پیامدهای یک جنگ هرگز صرفاً به میدان نبرد و درگیریهای مستقیم نظامی محدود نمیشود، بلکه دامنه اثرات آن بهسرعت به حوزههای اقتصادی، انرژی و تجارت جهانی سرایت میکند. امنیت انرژی بویژه در مناطقی که شاهراههای اصلی انتقال نفت و گاز در آن قرار دارد، بهشدت به تحولات ژئوپلتیکی حساس است و کوچکترین بیثباتی میتواند قیمتها را در بازارهای جهانی دستخوش نوسانهای شدید کند. همچنین مسیرهای حیاتی تجاری و زنجیرههای تأمین بینالمللی ممکن است با اختلال مواجه شوند و این امر تبعات اقتصادی و حتی سیاسی گستردهای برای دولتها به همراه داشته باشد.
از همین رو، حتی بازیگرانی که بهطور سنتی به اعمال فشار نظامی تمایل دارند، ناچارند هزینههای جانبی و پیامدهای غیرمستقیم چنین اقدامی را با دقت در محاسبات راهبردی خود لحاظ کنند. اگر این احتمال تقویت شود که واکنشها از چهارچوبهای قابل پیشبینی فراتر رود و دامنه بحران گسترش یابد، جذابیت و توجیهپذیری گزینه نظامی به شکل محسوسی کاهش خواهد یافت.با این حال، نبود جنگ به معنای شکلگیری صلح پایدار نیست. آنچه در مقطع فعلی مشاهده میشود، نوعی بازدارندگی مبتنی بر تردید و نگرانی متقابل است. هر دو طرف میکوشند از تشدید کنترلناپذیر بحران جلوگیری کنند، در حالی که رقابت در سطوح دیگر ادامه دارد.
در چنین وضعیتی، ابزارهای اقتصادی، تحریمی و دیپلماتیک جایگزین تقابل مستقیم میشوند. از این منظر، گفتوگوهای کنونی میان ایران و آمریکا را باید بخشی از یک معادله پیچیده دانست که در آن فشار و تعامل بهطور همزمان حضور دارند و خطر اصلی در برداشت نادرست از کارکرد آن است. اگر مذاکره بهعنوان پایان رقابت تعبیر شود، انتظارها غیرواقعبینانه خواهد بود. و اگر کنار گذاشته شود، مسیر یکجانبهگرایی و تشدید تنش هموار میشود.
بنابراین، عقلانیت راهبردی ایجاب میکند که مذاکره در کنار حفظ مؤلفههای بازدارندگی دنبال شود. دیپلماسی زمانی مؤثر است که بر پایه قدرت واقعی بنا شده باشد و بتواند آن را به نتایج پایدار تبدیل کند. تا زمانی که عنصر عدم قطعیت در محاسبات طرف مقابل باقی بماند و کانالهای ارتباطی برای مدیریت بحران فعال باشند، احتمال لغزش به سوی جنگ تمامعیار کاهش مییابد. کانالهای جاری گفتوگو را باید در همین چهارچوب تحلیل کرد: نه بهعنوان نشانه آشتی و نه بهعنوان مقدمه تقابل بلکه بهعنوان تلاشی برای مدیریت رقابتی که همچنان ادامه دارد.
انتهای پیام/